آرشیو هنر و ادبیات
خطای خلق -سروده منوچهر برومند(م ب سها)
به دفعِ غائله رایِ رزین به کار آیدبه رفعِ مفسده تدبیرِ سائسی ۱ باید نبود حُسنِ سیاست نبود سائسِ فَحلندید زهرِ زَقومی۲که می چکید ز نحل زاختناق شود کور چشمِ روشن بیننبیند آن که نهد دام زیر پوششِ دین حماقتی شد و تاثیرِ آن بجاست کنونبه پیش تیز بتازد جهان…
Read More »چه می گذرد در سر سرباز-افسانه خاکپور
چه می گذرد درسر سرباز زیر آن کلاه آهنین و پشت عینک های دوربین می بیند آیا کالسکه ی کج وخالی ازعروسک و خالی از کودک را و سگ سرگردان گرسنه درخیابان را پلهای شکسته پای بسته را خلبان چشم بسته بر تماشا دود می پاشد بر نور و درآنی…
Read More »سورةالغراب؛ داستان خوابی که در بیداری اتفاق میافتد-اسد سیف
“سورةالغراب” اثر محمود مسعودی، داستان انقلاب ایران است، داستان مردمی که “تیربار به دوش میگیرند”، و “برای رفتن به جبهه با هم سلام و خداحافظی میکنند” تا به جنگی بروند که در واقع تشیعجنازه است. در آیه ٢٣ قرآن از سوره بقره آمده است؛ “اگر از آنچه بر بنده خویش…
Read More »یادی از استاد براتعلی فدائی هروی- منوچهر برومند(م ب سها)
من آن چکامه سرا عندلیب خوش نفسمکه صحن گلشن قدس است صحنه نفسمبه اوج قاف قناعت عدیل عنفایمنه بر بساطِ مذلت نشسته چون مگسم فدایی هروی ۱۳۰۷ _ ۱۴۰۰ شعر من تصویر ستشعر من آژیر ستشعر من چهره ی بغرنج گلستان منستکه ز بیداد خزانگل و برگش همگی خشکیدسترنگ بر…
Read More »سرود ایرانی شادی-مجید نفیسی
به یاد آرما هم در انقلاب“سرود شادی” میخواندیموقتی تندیس ها فرومیافتاد,زندان ها گشوده میشدو یکدیگر را در آغوش میگرفتیم. افسوس, جرقههای آن شادی“شهر نو” را سوزاند,“جنگ مقدس” را برافروختو جوخههای تیرباران را برافراشت. با این همه, دوست من,ما سزاوار آزادی هستیم!بگذار “سرود شادی” را از سر بگیریمو شادآباد خود را…
Read More »آن نام و نامداری، این جاودانگی- منیرطه
بنیاد رودکی، سلسله برنامههای تصویرهای کوچک از چهرههای بزرگ. «مردم دنیا دو زندگی دارند 1ـ زندگی مادّی یا جسمانی که آدمی روزی به دنیا میآید و زندگی میکند و سالخورده میشود. 2 ـ بعضی از این افراد هم هستند که خود یک زندگی معنوی هم دارند که این زندگی…
Read More »بیداد قلم-ی. صفایی
داشتم کتاب میخواندم، کجا؟ روی تخت بیمارستان، اما ناگفته نماند که پاهایم را با زنجیر به تخت بسته بودند. بیخردهای جاهل نمیدانند که نویسنده را اگر به زنجیر هم ببندند به هر صورت برای خواندن و آموختن و آموزاندن در هر کجا که باشد کتاب بدست میگیرد و میآموزد و…
Read More »بهمن – منوچهر برومند (م ب سها )
ماه بهمن شد و می گرید باغهق هق ابر و هیاهوی کلاغ شاخِ عریانِ درختان گستاخهر دم از بادِ دمان شاخ به شاخ باد اندر تن بی رخت درختمی چمد تا به بَرَش پوشد رخت تُندر از ابرِ بد آیندِ عیانتابد آن آتشِ سوزنده دمان همه سو باز نشیمنگه زاغبوم…
Read More »بوی خوش میخک و نغمهی زندگی،رمانِ سرود مردگان. فرهاد کشوری.ناصر رحیمخانی
گفتم: « مزار پسرم کجاست؟»گفت : « پسرت ؟ … نمی دونم. یادگار احمدی را نمی شناسم . کسی به این اسم نمی شناسم .برو دنبال کارت!»گفتم : « تنها فرزندم بود. دلم می خواد بدونم مزارش کجاست.»گفت : «مگر من گورکنم؟ من گروهبان سوم، تقی قربانی هستم.»گفتم : «…
Read More »شهادت- مجید نفیسی
به شاهدی ایرانی در دادگاه سوئدی آیا یک فرقون طنابنشانهی دار زدن نیست؟آیا کامیونی یخچالدارنشانهی چال کردن نیست؟آیا یک جعبه شیرینینشانهی نفرتی بیمارگون نیست؟ از پشت کرکرهتنها میتوان زندانبانها را دیدکه از صحنهی جنایت میگریزند. اما وقتی به بند بازمیگردیاز جاهای خالی درمییابیکه چند زندانی را هشتم مرداددر گوهردشت به…
Read More »








