هنر و ادبیات
بگو ایران-مجید نفیسی
“ای پلهنورد مغرور”به چه میبالی؟تویی والرین رومی، قیصر اسیرمنم شاپور بزرگ، فاتح ادساکه پا بر گردهات گذاشتتا بر اسبش بنشیند. تویی پوسایدون توفنده، خدای دریامنم خشایار بزرگ، فاتح آتنکه بر گردهات تازیانه نواختو بر پلی از قایقهااز روی پیکرت گذشت.” در پلههای سانتامونیکااز یکدیگر پیشی میگیریمتا سرانجام در آخرین پاگردمن…
Read More »قصیدهی رضاشاهیه – یاور استوار
بخش اول شاه ابن رضا شاه، رضا شاه و رضا شاهجدِ تو رضا، باب رضا و تو رضا شاه درباری و ساواکی و سالار و سپهدارشعبان و شعیبت همهگان بندهی درگاه طاغوتِ فراری و امیرانِ شکاریجمعیت هوادار و گروهیت هواخواه در شیردلی؛ تالیِ سلطان حسینیدر عرصهی تدبیر، بدیلِ فتحعلی شاه…
Read More »آقا جغده-بیرگیته کلان/ دانمارک – فارسی: طاهر جامبرسنگ (2)
آیا میتوانستند بدوند؟ آیا میتوانستند به اندازۀ کافی تند بدوند؟ اما پیش از این که برسد افکارش را جمع و جور بکند، گِری از میان دستانش خود را بیرون کشید، و پیش از این که اِسترید بتواند کاری بکند، او دویده بود و رفته بود پیش آقا جغده. پالتوی او…
Read More »آقا جغده-بیرگیته کلان/ دانمارک – فارسی: طاهر جامبرسنگ
درست پیش از این که خورشید در افق غیب شود، پنجرۀ بالای تپه به رنگ نارنجی و سرخ میدرخشید. آفتابگردانها در باغهای آراسته قد علم کردند، درختهای کهنسال سیب از پشت سولۀ ابزار قد کشیده بودند. آخرین رختهای شستۀ روز بر طنابهای زرد رنگ متقارن بال بال میزدند. اینجا در…
Read More »درگذشت شهرنوش پارسی پور
با تاسف بسیار با خبر شدیم شهرنوش پارسی پور نویسنده روز جمعه 12 تیر 1405 در بیمارستانی در حومهٔ سانفرانسیسکو درگذشت.شهرنوش پارسی پور در 1324 در تهران به دنیا آمد. او رشته علوم اجتماعی در دانشگاه تهران به اتمام رساند.او در سال 1346 با ناصر تقوایی، کارگردان نامدار ایرانی ازدواج…
Read More »قالیباف قالی باف ترامپ- هادی خرسندی
وطن شد دار قالی بافی مم باقر جانی دریغا قالی ملّت، دریغا فرش ایرانی – بگو سردار فاتح را، که ای روئین تن دوران! رقیبان را درو کردند موشک های میدانی – بیفکن فرش ابریشم به زیر پای آن مهمان رئیس جمهور آمریکا که میآید به مهمانی – بیا چاقو…
Read More »زیارت نامه حضرت دروغ-هادی خرسندی
السلامُ علیک حضرت کذب صاحب سازمان و نهضت و حزب ای دروغ ای نهاد تاریخی ای شکوه کتیبه میخی تو بزرگ قرون و اعصاری سرزمین مرا نگهداری خشکسالی و دشمن از آغاز ضرر خویش کرده اند ابراز تو ولی پای تا به سر سودی عالمی عابد و تو معبودی داریوش…
Read More »غمسرودي از وطن- هادی خرسندی
کوچه ی خاطره بمباران شد مدفن خاطره ی یاران شد خانه ی خاطره، شد آتش و دود سوخت هر آنچه در آن، خاطره بود زندگی گشته حواله به هلاک رهگذارت همه خاکستر و خاک در خیابان خطر شلّیک است راه رفتن سبب تحریک است میزنندت تنه هنگام عبور تا بگویند…
Read More »غوغا بر سر چیست؟ احمد شاملو
از سروده های منتشر نشده ی احمد شاملو غوغا بر سر چیست؟ بی رنگان رنگیان را به بردگی می خوانند می گویند: -« به شهادت صریح سندی عتیق نیم روزی در زمان های از یاد رفته بازماندگان توفان بزرگ را بر عرشه ی کشتی به نمایش شرمگاه پدر مشترکمان…
Read More »نَفَس در شکافِ دیوار-ی. صفایی
از شکافِ دیوارهای چهلستون رؤیای کودکانی میوزد که در قابِ جنگ نبضشان بیصدا فرو نشست. شهر هنوز بوی همان لحظه را میدهد لحظهای که ترس در چشمان مادران لانه کرد و چکمهها بر گلوی نازکِ عشق سایه انداختند. دیگر هیچ آوازی از آسمان نمیآید؛ تنها شرمی سنگین در رگهای خیابان…
Read More »








