هنر و ادبیات
ارشاد اس اسلامی- هادی خرسندی
(تفنّنی در سالروز تولد پیامبر اسلام) آمد از در با چماق و خنجر و شمشیر راست گفت حق با کیست؟ گفتم حَ حَ حَ حق با شماست گفت میخواهم ترا ارشاد اسلامی کنم گفتم ارشاد شما اِف افتخار ما ما ماست گفت بهر خلق عالم بهترین پوشاک چیست؟ گفتم عَم…
Read More »همه چیز طعم خاکستر دارد-اثر:سیسیلیا اودن-برگردان طاهر جام بر سنگ
خیاط غزه و انسانهای دیگر در یک منطقۀ رنجدیده اثر: سیسیلیا اودن تاریخ انتشار: ۱۶-۹-۲۰۲۵ ناشر: انتشارات آلبرت بونیرس صفحه۲۶۸ سیسیلیا اودن (Cecilia Uddén) روزنامهنگار، گزارشگر و مجری سوئدی است که بیشتر بهعنوان خبرنگار خاورمیانه در رادیوی ملی سوئد (Sveriges Radio) شناخته میشود. او متولد ۱۹۶۰ در استکهلم است و…
Read More »سالنامۀ براون-نویسنده: سارا استریدسبری-مترجم: طاهر جام برسنگ
سارا استریدسبریاز برجستهترین نویسندگان معاصر سوئد است؛ نویسندهای که ادبیات را با تخیل رادیکال، حساسیت شاعرانه و نگاه انتقادی به ساختارهای قدرت درهم میآمیزد. او متولد ۱۹۷۲ در استکهلم است و از دههٔ ۲۰۰۰ بهعنوان یکی از صداهای اصلی ادبیات اسکاندیناوی شناخته میشود. پردهها نور را از خود عبور میدهند…
Read More »انتقاد حسن میرعابدینی از بیتوجهی دانشگاهها به ادبیات مدرن فارسی
کتاب «سرگذشت تاریخنگاری ادبیات معاصر ایران» بررسی شد حسن میرعابدینی در نشست نقد و بررسی اثر جدیدش اظهار کرد: ادبیات در دانشگاهها تدریس میشود اما ادبیات مدرن و معاصر وارد فضای آموزشی نشده است. از نظر کسانی گویی ادبیات مدرن انحراف است و کاش اصلاً پدید نمیآمد. به گزارش خبرگزاری…
Read More »سارا استریدسبری (Sara Stridsberg)- طاهر جام برسنگ
از برجستهترین نویسندگان معاصر سوئد است؛ نویسندهای که ادبیات را با تخیل رادیکال، حساسیت شاعرانه و نگاه انتقادی به ساختارهای قدرت درهم میآمیزد. او متولد ۱۹۷۲ در استکهلم است و از دههٔ ۲۰۰۰ بهعنوان یکی از صداهای اصلی ادبیات اسکاندیناوی شناخته میشود. استریدسبری در آثارش اغلب به حاشیهنشینان، زنان در…
Read More »ضیافتِ داغ و خاکستر-ی. صفایی
جنوب، دهان دوختهی عطش است؛ سرزمینی که سکوتش، از هزار فریاد بلندتر است. جنوب سوخت… و کیست که داغِ این جراحت را در حافظهی سوختهی خاک، باور کند؟ جهان، مستِ تبِ فوتبال، در ضیافتِ شادی و اشکهای کاغذی غرق است؛ و ایران، در تبِ تندِ بمب و باروت، شب را…
Read More »بگو ایران-مجید نفیسی
“ای پلهنورد مغرور”به چه میبالی؟تویی والرین رومی، قیصر اسیرمنم شاپور بزرگ، فاتح ادساکه پا بر گردهات گذاشتتا بر اسبش بنشیند. تویی پوسایدون توفنده، خدای دریامنم خشایار بزرگ، فاتح آتنکه بر گردهات تازیانه نواختو بر پلی از قایقهااز روی پیکرت گذشت.” در پلههای سانتامونیکااز یکدیگر پیشی میگیریمتا سرانجام در آخرین پاگردمن…
Read More »قصیدهی رضاشاهیه – یاور استوار
بخش اول شاه ابن رضا شاه، رضا شاه و رضا شاهجدِ تو رضا، باب رضا و تو رضا شاه درباری و ساواکی و سالار و سپهدارشعبان و شعیبت همهگان بندهی درگاه طاغوتِ فراری و امیرانِ شکاریجمعیت هوادار و گروهیت هواخواه در شیردلی؛ تالیِ سلطان حسینیدر عرصهی تدبیر، بدیلِ فتحعلی شاه…
Read More »آقا جغده-بیرگیته کلان/ دانمارک – فارسی: طاهر جامبرسنگ (2)
آیا میتوانستند بدوند؟ آیا میتوانستند به اندازۀ کافی تند بدوند؟ اما پیش از این که برسد افکارش را جمع و جور بکند، گِری از میان دستانش خود را بیرون کشید، و پیش از این که اِسترید بتواند کاری بکند، او دویده بود و رفته بود پیش آقا جغده. پالتوی او…
Read More »آقا جغده-بیرگیته کلان/ دانمارک – فارسی: طاهر جامبرسنگ
درست پیش از این که خورشید در افق غیب شود، پنجرۀ بالای تپه به رنگ نارنجی و سرخ میدرخشید. آفتابگردانها در باغهای آراسته قد علم کردند، درختهای کهنسال سیب از پشت سولۀ ابزار قد کشیده بودند. آخرین رختهای شستۀ روز بر طنابهای زرد رنگ متقارن بال بال میزدند. اینجا در…
Read More »







