هنر و ادبیات
تندیس احرارِ زمین- منوچهر برومند م ب سها
بر پزشکان و پرستاران ایران آفرینآفرین بر این نکو کارانِ درمان آفرین جان بکف درمانگرانِ در مداوا سختکوشپاورانِ رادِ درمان بخشِ ایرانِ مهین در رهِ پیکارِ جانفرسا به جان ایثار گردر مصافِ مرگِ عالم گیر شیرانِ عرین یک به یک کوشا به هر اقصای ایرانِ بزرگسر بسر جویایِ رفعِ رنجِ…
Read More »غم، ز برم کنار رفت-رضا مقصدی
غم، ز برم کنار رفتتا که به رقص آمدی !از دل ِ من، قرار رفتتا که به رقص آمدی !رقص، ترا ترانه کردشعله ی شادمانه کرد.باز میانِ عاشقانجان ِ مرا نشانه کرد.دست به دست ِ رقص، ِده !باده به مست ِ رقص، دِه !تا چو غزل، سُرایمت.
Read More »کتاب «دادرسی گذار در جامعه های پس از گذار» منتشر شد!
خبر رسید که کتاب «دادرسی گذار در جامعه های پس از گذار » آقای «محمد رضا خوبروی پاک» توسط نشر «هزار کرمان »در ایران انتشار پیدا کرده است. انتشار چنین کتابی موجب خشنودی بسیار ایرانیان عدالتخواه و وطندوست گردید زیرا از اهمیت چنین کتابی بخوبی آگاهند. در دوره انتقال سیاسی،…
Read More »هان کانگ نویسنده کره ای برنده جایزه بوکر «نوشتن، پرسش گری بی پایان از زندگی است» -بهرام رحمانی
هان کانگ (Han Kang؛ زاده ۱۹۷۰) نویسنده اهل کره جنوبی است. وی در سال ۲۰۱۶ به دلیل خلق رمان گیاه خوار، برنده جایزه ادبی بوکر بین المللی شد. هان کانگ در سال ۱۹۷۰ در گوانگجو متولد شد. پدرش هان سئونگ وون نویسنده بود. در ۱۰ سالگی به همراه خانواده به سئول نقل مکان کرد.…
Read More »شادی!-رضا مقصدی
ای شادی ِعزیز! ……………… گفتی : سلام. گفتم : درود برتو که از آه وُ آتشی . کاینگونه در ترانه ی من، شعله می کشی. گفتی : که از تبار ِ تپش های تازه ام دستم به سوی سبز ترین ساقه می رود تا آن بهار ِ دور، برایم بَر…
Read More »درقشقرق ازدحامی گم – فرزین عدنانی
در قشقرق ازدحامی گم خطابه ای خواندی ! و جا خوش کردی بر بال باور مردم . نرم نرمک به چنگک ” قدرت ” آویختی ، در لابلای ” کلام قدسی ” آنهمه شهد را ندیدی ! زقوم بکام مردم ریختی . با میلیاردها – ضربدر – میلیاردها ” کلام…
Read More »با یادِ آن پرنده که دیگر نیست-رضا مفصدی
ین شعر به یاد ” پریشادُخت ِ” شعر پارسی: فروغ فرخزاد در سال 48 نوشته شده است که زبان شاعرانه اش متناسب با زبان شعری ام در همان سال ها است. …………… تو با بهار پریدی هنوز یاد عزیزت کنارِپنجره ، مانده ست. ولاله های حیاط به سوگواری ِ دست…
Read More »فرهاد ِنان . فرهاد ِکولبَر-رضا مقصدی
همرنگ ِآرزوی علف بود. همرنگ ِ بوی نان. درسینه اش ترانه ای از جنس ِآب داشت. از بهر ِدختران. با مادرش سرود ِدرخشان ِعشق را – بر آب ها نوشت. برساقه های نارس ِ گند م. شاید که با ستاره ، در آمیزد – آواز ِبیقرار ترین باغ ِ ارغوان.…
Read More »طلوعی از مغرب- نادر نادرپور
در سرزمین من بعد از طلوع خون ، خبر از آفتاب نیست مهتاب سرخی از افق مشرق بر چهره های سوخته می تابد وز آفتاب گمشده تقلید می کند اما هنوز ، در پس آن قله ی سپید خورشید در شمایل سیمرغ زنده است یک روز ، ناگهان می بینمش…
Read More »هِی …های… عاشقان !-رضا مقصدی
آنجا که جان ِشیفته ی پویا – در جستجوی شادی وُ آزادی ست هم عشق ،هم ترانه، شکوفاست. هِی …های…عاشقان! در این سکوت ِسرد ِ زمستانی – آواز ِآتشین ِ شما زیبا ست. زیباست هردرخت. وقتی که دست ِتان از شادی ِزُلال ترین آب ها نوشت. وقتی که راز ِتان-…
Read More »









