هنر و ادبیات
کهن سرای کیان- سروده منوچهر برومند(سها)
صبا بگوی باین اردوغان تیره ضمیرکه ای به قید حقارت شریر گشته اسیر ز ژاژ خائی ات ای نا بکار بیهوده گویگمان مبر بشود کس ز سادگی تحمیر مگو، ز کور دلی گفته های بس بیجامخواه راه خطا طی کنند خلقِ بصیر مشو مباشر اغفال خلق از ره آزمپوی راه…
Read More »شکست دیروز ایران از اعراب و تهاجم امروز ملایان به ایرانیان-شیرین سمیعی
گاه به سراغ کتابهای خوانده شده می روم و بخاطر می آورم نخستین کتابی که برای دخترم خریدم، کتاب شاهزاده کوچولوی «سنت اگزوبری» بود. چند روز پیش کتابی از او را ورق می زدم و پاسخ به پرسشهایی را خواندم و مکث کردم. خواندم: «در باره ی یک چنین پرسشهایی: که چه از این نامعقولتر که…
Read More »سرود ایرانی شادی-مجید نفیسی
بیادآرما هم در انقلاب“سرود شادی” میخواندیموقتی تندیسها فرومیافتاد,زندانها گشوده میشدو یکدیگر را در آغوش میگرفتیم. افسوس, جرقههای آن شادی“شهر نو” را سوزاند,“جنگ مقدس” را برافروختو جوخههای تیرباران را برافراشت. با این همه, دوست من,ما سزاوار آزادی هستیم!بگذار “سرود شادی” را از سر بگیریمو شادآباد خود را با هم بسازیم. The…
Read More »وام های بانک جهانی و کسب درآمد شرعی- حسین عرب
قصه ها و غصه ها در جمهوری اسلامی با مرگ خمینی، هاشمی بعنوان مرد دوم جمهوری اسلامی ، خود در مسند ریاست جمهوری نشست، و خامنه ای را در سمت رهبر نشاند، و در اعلان عمومی درون حکومتی، گفت انقلاب تمام شد، هر که رود بدنبال کاسبی خود، و به…
Read More »حکمرانی باد- محمد سلمانی
وقتي كه حكمران چمن باد ميشوداول تبر حواله شمشاد ميشودديگر چه مكتب و چه مرام و چه مسلكيدر گلشني كه قبلهنما باد ميشودبلبل خموش، غنچه گرفتار، گل ملوليعني چمن مدينه بيداد ميشودجايي كه سنگ، زمزمه عشق سردهدآنجاست تيشه قاتل فرهاد ميشوديك عمر آن كه بود مجلد به جلد دوستدرگير و…
Read More »خزان غمگین-منوچهربرومند(م ب سها)
خزان در ره گذاری رو به پایانهمی میرفت لنگان لنگ لنگان فروزان مجمر خورشید بی تاببه لرزانی نمایان گشته در آب دمان بادِ مشیّت تیز می تاختزمین در زیر پایش رنگ می باخت فرو می خفت خورشید جهان سوززتن بیرون فکن آن خلعت روز زمین می ریخت برگ ارغوانیخزان می…
Read More »دیدار اسکایپی با بخشدار شوش و هفتتپه-ناصر رحیمخانی
دیشب ـ شنبه شب 30 اکتبر 2020 میلادی ـ خواب دیدم که تابستان سال 1342 خورشیدیست. برادر بزرگم حمید، دانشجوی حقوق از تهران آمده دزفول، رفتهایم آبادی چی چالی. دیوان خان پدر پُر شده بود از رعیتهای آبادی و شلوغ پلوغ گالِ رُوِ لری و حرفِ زمین و حق نَسَق…
Read More »سری قصه ها و غصه ها در جمهوری اسلامی-(2)- حسین عرب
ممنوع المعامله بی گناه، اوایل دهه هفتاد برای سند زدن خرید خودرو به دفتر اسناد رسمی رفتم، محضردار بعد از گرفتن مدارک، به لیست کامپیوتری مراجعه کرد و گفت اقای حسین عرب، گفتم بله بفرمائید، گفت شما ممنوع المعامله هستید، گفتم اشتباه می کنید، لیست کامپیوتری را نشان داد که…
Read More »قصه ها و غصه ها در جمهوری اسلامی- حسین عرب
سرزمین ایران در تمام دوران ها سرشار از قصه بوده ، داستان هایی از غم و شادی، تلخی و شیرینی، عشق و نفرت، زیبایی و زشتی که بعلت فرهنگ شفاهی ایرانیان در جایی ثبت و ضبط نشده تا آیندگان بتوانند با مرور بر آنچه که در گذشته رخ داده، آینده…
Read More »جانم هزار سال به دنبال چشم توست-رضا مقصدی
جانم هزارسال، به دنبالِ چشم تو ست.تنها نه من ، شمال، به دنبالِ چشم توست. آبی ترین ترانه ی من،عاشقانه استهرواژه ی زُلال، به دنبالِ چشم توست . شب،با خیالِ خویش،صمیمی ترم، هنوز-زیباترین خیال، به دنبالِ چشم توست . این دل که عاشقانه تورا آه می کشدبی هیچ قیل وُ…
Read More »






