Home ستون آزاد آرشیو ستون آزاد آمریکا علیه جهان؛آیا تحریم ایران آغاز شورش علیه سلطه دلار خواهد شد؟ – رضا فانی يزدی

آمریکا علیه جهان؛آیا تحریم ایران آغاز شورش علیه سلطه دلار خواهد شد؟ – رضا فانی يزدی

اعلام سیاست جدید تحریمی دولت ترامپ علیه ایران که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از آن با عنوان «روز دی اقتصادی D-Day» یاد کرده است، به نظر من مسئله‌ای بسیار فراتر از ایران و حتی فراتر از جنگ و رویارویی کنونی میان ایران و آمریکا است. اگر آن‌گونه که اعلام شده، هدف این سیاست گسترش همه‌جانبه تحریم‌های ثانویه و وادار کردن کشورها، بانک‌ها و شرکت‌های جهان به قطع روابط اقتصادی خود با ایران باشد، ما با مرحله تازه‌ای در استفاده از قدرت اقتصادی آمریکا به‌عنوان یک سلاح سیاسی روبه‌رو هستیم.

آمریکا البته سال‌هاست که از دلار، نظام بانکی، بازار داخلی و موقعیت مسلط خود در اقتصاد جهانی برای اعمال فشار بر کشورهای دیگر استفاده می‌کند. اما اهمیت اتفاق کنونی در این است که این سلاح دیگر فقط علیه کشورهایی که واشنگتن آنها را دشمن خود می‌داند به کار گرفته نمی‌شود. آنچه طی روزهای اخیر در روابط آمریکا و کانادا اتفاق افتاده، شاید یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این مسئله باشد.

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در یکی از تندترین موضع‌گیری‌های اخیر خود علیه سیاست اقتصادی آمریکا، صریحاً اعلام کرد که آمریکا تغییر کرده است و حتی از «ادغام اقتصادی» و وابستگی متقابل اقتصادی به‌عنوان یک سلاح استفاده می‌کند. این سخن را نخست‌وزیر کشوری می‌گوید که شاید هیچ اقتصاد بزرگی در جهان به اندازه اقتصاد کانادا با اقتصاد آمریکا درهم‌تنیده نباشد.

بنابراین مسئله فقط ایران نیست.

مسئله اصلی این است: اگر آمریکا می‌تواند وابستگی اقتصادی کانادا را به ابزاری برای فشار بر حاکمیت ملی کانادا تبدیل کند، چه تضمینی وجود دارد که فردا همین ابزار را علیه هر کشور دیگری به کار نگیرد؟

از این منظر، تحریم‌های ثانویه علیه ایران می‌تواند به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل شود. چین، روسیه، هند، برزیل، کشورهای عضو بریکس و حتی متحدان سنتی آمریکا باید با این پرسش روبه‌رو شوند که آیا مناسبات اقتصادی آنها با آمریکا قرار است وسیله‌ای برای توسعه و تجارت متقابل باشد، یا ابزاری که واشنگتن هر زمان اراده کرد از آن برای تعیین روابط آنها با کشورهای ثالث استفاده کند؟

چین در برابر یک انتخاب تاریخی

به نظر من مهم‌ترین آزمون این سیاست، چین خواهد بود.

چین امروز بزرگ‌ترین شریک نفتی ایران و در عین حال یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری آمریکا است. اگر واشنگتن بتواند از حجم عظیم تجارت چین و آمریکا برای وادار کردن پکن به قطع یا محدود کردن روابط اقتصادی خود با ایران استفاده کند، مسئله فقط چند میلیون بشکه نفت یا چند میلیارد دلار تجارت با ایران نخواهد بود.

مسئله بسیار بزرگ‌تر است.

در آن صورت چین عملاً پذیرفته است که آمریکا می‌تواند تعیین کند شرکت‌ها، بانک‌ها و مؤسسات چینی با چه کشوری معامله کنند و با چه کشوری معامله نکنند. یعنی بخشی از حاکمیت اقتصادی چین در گرو دسترسی این کشور به بازار و نظام مالی آمریکا قرار خواهد گرفت.

به همین دلیل تصور می‌کنم چین به آسانی در برابر چنین فشاری عقب‌نشینی نخواهد کرد. البته نمی‌توان از امروز با قطعیت گفت که هیچ شرکت یا بانک چینی عقب‌نشینی نخواهد کرد؛ شرکت‌های بزرگ، بانک‌ها و دولت چین الزاماً محاسبات یکسانی ندارند. اما در سطح راهبردی، پذیرش کامل منطق تحریم‌های ثانویه آمریکا برای چین هزینه‌ای بسیار فراتر از روابطش با ایران خواهد داشت.

موضوع بر سر این است که چه کسی سیاست خارجی و تجاری چین را تعیین می‌کند: پکن یا واشنگتن؟

ایران؛ میدان آزمایش یک نظم اقتصادی

هدف اعلام‌شده سیاست جدید آمریکا، قطع شریان‌های اقتصادی ایران و وادار کردن تهران به عقب‌نشینی است. اما از نگاه من، این فشار اقتصادی را باید در بستر وسیع‌تر جنگ و تلاش برای تغییر ساختار قدرت در ایران دید؛ روندی که می‌تواند پیامدهای بسیار خطرناکی برای حاکمیت ملی، استقلال و تمامیت ارضی کشور ما داشته باشد.

اما تناقض بزرگ این سیاست در همین‌جاست.

برای منزوی کردن ایران، آمریکا ناچار است چین، هند، روسیه، کشورهای منطقه و بسیاری از شرکت‌ها و مؤسسات مالی جهان را تهدید کند. در نتیجه، هرچه تحریم‌های ثانویه فراگیرتر شوند، مسئله‌ای که در ابتدا قرار بود «مسئله ایران» باشد، بیشتر به مسئله حاکمیت اقتصادی کشورهای دیگر تبدیل می‌شود.

به بیان دیگر، واشنگتن برای منزوی کردن ایران ممکن است ناخواسته کشورهای بیشتری را با این پرسش مواجه کند که چگونه می‌توان وابستگی خود را به دلار، نظام بانکی آمریکا و بازار آمریکا کاهش داد.

از تهران تا اتاوا؛ یک پرسش مشترک

اهمیت سخنان اخیر نخست‌وزیر کانادا دقیقاً در همین‌جاست.

وقتی نخست‌وزیر یکی از نزدیک‌ترین متحدان تاریخی آمریکا می‌گوید که واشنگتن از وابستگی و ادغام اقتصادی به‌عنوان سلاح استفاده می‌کند و کانادا باید روابط اقتصادی خود را متنوع کند، دیگر نمی‌توان مسئله «سلاح اقتصادی آمریکا» را صرفاً شکایت ایران، روسیه یا چین دانست.

اگر کانادا، با این میزان از پیوند تاریخی، سیاسی و اقتصادی با آمریکا، به این نتیجه رسیده است که وابستگی بیش از اندازه به اقتصاد آمریکا می‌تواند استقلال تصمیم‌گیری این کشور را تهدید کند، طبیعی است که همین پرسش با شدت بسیار بیشتری در پکن، دهلی‌نو، برازیلیا و دیگر پایتخت‌های جهان مطرح شود.

آغاز یک تغییر بزرگ‌تر

به همین دلیل من اعلام این تحریم‌ها را فقط آغاز دور تازه‌ای از فشار اقتصادی علیه ایران نمی‌بینم.

ممکن است ما در برابر یکی از آن لحظاتی قرار گرفته باشیم که بعدها اهمیت تاریخی آن بسیار بیشتر از چیزی باشد که در همان لحظه تصور می‌شد.

اگر کشورهای بزرگ جهان به این نتیجه برسند که وابستگی بیش از اندازه به دلار، بانک‌های آمریکایی و بازار آمریکا می‌تواند روزی علیه خود آنها به سلاح تبدیل شود، طبیعی است که به دنبال سازوکارهای جایگزین بروند: تجارت با ارزهای ملی، شبکه‌های پرداخت مستقل، بانک‌های خارج از حوزه تحریم‌های آمریکا و گسترش مناسبات اقتصادی جنوب ـ جنوب.

این روند یک‌شبه اتفاق نخواهد افتاد و سلطه دلار نیز با یک فرمان یا یک بحران پایان پیدا نمی‌کند. اما سیاست‌هایی از این نوع می‌تواند انگیزه حرکت در آن جهت را افزایش دهد.

از این منظر، آنچه اسکات بسنت امروز به‌عنوان «روز دی اقتصادی» علیه ایران معرفی می‌کند، شاید در آینده معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند.

شاید این فقط «روز دی اقتصادی» علیه ایران نباشد؛ شاید یکی از روزهایی باشد که جهان بیش از گذشته به این نتیجه برسد که برای حفظ استقلال سیاسی خود، باید استقلال بیشتری از ابزارهای اقتصادی آمریکا پیدا کند.

و اگر چنین اتفاقی بیفتد، تناقض تاریخی این سیاست آشکار خواهد شد: ابزاری که برای تثبیت قدرت اقتصادی آمریکا و درهم شکستن مقاومت ایران طراحی شده بود، می‌تواند خود به یکی از عوامل تسریع‌کننده تلاش کشورها برای کاهش وابستگی به همان قدرت اقتصادی تبدیل شود.

رضا فانی یزدی – ۲۴ آگوست ۲۰۲۶

۲ شهریور ۱۴۰۵

اخبار روز