
چرا صحبت از احمدی نژاد می شود؟- حسن بهگر
احمدی نژاد هنوز هم جنجال آفرین است. می دانیم که در روزهای نخست درگیریها در ایران، ساختمان تیم حفاظت محمود احمدینژاد در منطقه نارمک هدف حملات هوایی قرار گرفت. در این حمله، سه تا پنج نفر از محافظان او کشته شدند، اما خود احمدینژاد آسیبی ندید.
اکنون احمدی نژاد با وجود عضویت در شورای مصلحت نقش موثری در حکومت ندارد بنابراین چرا به خانه او حمله شده و محافظ های او کشته شده اند، معلوم نیست؟
جالب این جاست که بدنبال این حمله ناموفق، تامیر هیمن، رییس سابق امان دستگاه اطلاعات داخلی اسرائیل، در مصاحبه با شبکه پی بی اس آمریکا تاکید می کند که یک زنجیرهی امنیتی برای ایران از سوی اسرائیل طراحی شده بوده که با کردها شروع میشده و پروژه احمدی نژاد یکی از حلقههای این زنجیره بوده است.(1)
حالا چرا اسراییل مهره ای به این مهمی را در این شرایط باید بسوزاند؟ پرسشی است که من برایش جوابی ندارم.
ولی این تمام ماجرا هم نیست تازه خبر از نشریه آمریکایی «نیویورکتایمز»می رسد کهچنین نوشته: «واشنگتن و تلآویو به دنبال «فردی از داخل نظام برای مدیریت ایران پس از جنگ بودند و نام محمود احمدینژاد به عنوان یکی از گزینهها مطرح شد. مقامهای آمریکایی به نیویورکتایمز گفتهاند احمدینژاد پیش از آغاز عملیات، درباره این سناریو مورد مشورت قرار گرفته بود. اسرائیل حملهای به خانه احمدینژاد در تهران انجام داد که هدف آن، آزاد کردن او از حصر خانگی و حذف نیروهای امنیتی محافظش بود. احمدینژاد از این حمله جان سالم به در برد اما پس از آن نسبت به پروژه تغییر حکومت دلسرد شد و از انظار عمومی ناپدید شد. منابع نزدیک به او گفتهاند که وی این عملیات را «تلاشی برای آزادسازی» خود تلقی میکرد. (2)
شگفت آنکه نشریات داخل هم که اغلب وابسته به اصلاح طلبان هستند با نوعی همدلی این اخبار را منعکس می کنند.
به رغم شایعات و اتهامات، سرانجام احمدی نژاد همین دیروز در مراسم تشییع علی خامنه ای در انظار عمومی ظاهر شد اما بی بی سی با ساختن مستندی بنام «مردی با کاپشن بهاری » (3) کوشش کرده است که با نقل از یکی دو دیپلمات انگلیسی و آمریکایی در امتداد همان خبرها چهره ای متناسب با شایعات از او به نمایش بگذارد.
در این مستند جک استراو که نقش موثری در امضای قرارداد سعدآباد داشت و طی این توافق، ج ا برای جلوگیری از ارجاع پرونده به شورای امنیت، داوطلبانه غنیسازی را با همکاری حسن روحانی در زمان ریاست جمهوری خاتمی معلق کرد،جک استراو می گوید منتظر بودیم که آمریکایی ها هم امتیازی به ایران بدهند و مشکل هسته ای حل شود. با تعلل آمریکایی ها در این مورد و ریاست جمهوری احمدی نژاد اوضاع دگرگون شد وبقول مستند ساز بی بی سی،جک استراو «حاصل همه رایزنی هایش را با آمدن احمدی نژاد بر باد رفته» دید.
جک استراو در این مصاحبه می گوید: «یادم می آید وقتی به کمال خرازی وزیر خارجه وقت پیشنهاد را ارائه کردم به من فهماند که پیشنهاد غرب ناچیز است . منظورش این بود که ما آنها را تضعیف کرده ایم» یعنی مرغ از قفس پریده و کشتیبان راسیاستی دگر آمده است.
بله احمدی نژاد در همان هفته اول ریاست جمهوری مهروموم تاسیسات را باز می کند.
استیون هدلی Stephen Hadley مشاور امنیت ملی در دوره جرج دبلیو بوش هم بسیار ناراحت است که احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی اش گفته تیم سابق مذاکره کننده هسته ای خائن اند و باید زندانی شوند.
جک استراوهم این سخنان راتایید می کند که احمدی نژاد به سیاست های رئیس جمهور قبلی خیلی مشکوک بود و می خواست سیاستش را در مقابله با اصلاح طلبان تعریف کند و اشاره می کند که چون آمریکادر این مورد اهمال کرد و همکاری نکرد به احمدی نژاد این فرصت را داد که تعلیق را فسخ کند: «بالاخره نئوکان های آمریکا و اسراییلی های راستگرا دیر جنبیدند و احمدی نژاد با نظرات افراطی آن چیزی بود که آنها می خواستند به دست آورند.» چقدر مواضع جک استراو به مواضع و سخنان اصلاح طلبان شبیه است؟ بدبختانه حالا هم هرکس در برابر قالی باف و عراقچی برای دادن امتیاز به آمریکا اعتراض می کند متهم به جنگ طلبی می شود.
نماینده آمریکا نیزناراحت است که احمدی نژاد هرگونه مذاکره یا مصالحه بر سر برنامه هسته ای را محکوم می کرد و با هر پیشنهادی که لاریجانی پیش رهبر (خامنه ای ) می برد مخالفت می کرد و عملا چوب لای چرخ لاریجانی می گذاشت.
احمدی نژاد نامه ای (4) به جرج بوش پسر می نویسد که بی جواب می ماند به نظر استیون هدلی«این نامه درهم برهمی بود.نمی دانستیم به چه باید پاسخ بدهیم.»
آری ، واقعا نامه مفصل است ولی پرت و پلا نیست. پرسش های جدی در آن مطرح شده استباور کنید اگر احمدی نژاد نامه ای هر چند بی سروته و پرت و پلا ولی در آن دو جمله پیدا می کردند که بتوانند امتیازی کسب کنندبر روی چشم می گذاشتند و حلواحلوا می کردند. البته نمی توان ناپختگی سیاسی و عدم تجربهُ سیاسی احمدی نژاد را مانند بسیاری دیگر از دیپلمات های جمهوری اسلامی که خود رانیز محصور در ایدئولوژی سیاسی کرده اند، منکر شد. یادمان باشد که خمینی هم گورباچف را دعوت به اسلام کرد. در این نامه دعوتی ایدئولوژیک برای بازگشت به ارزشهای اخلاقی و دینمداری به عمل آمده است ولی در ضمن در این نامه از سیاست سلطهجویانه، جنگافروزی آمریکا در خاورمیانه و جهان و تضاد آن با لیبرال دموکراسی سخن رفته است . به نظر هدلی «نامه خیلی بی سروته بود. فقط توصیفی بود از افکار آشفته نگارنده آن.از سوی دیگر احمدی نژاد تبلور سیاست هایی بود که برای ما و بقیه جامعه بین المللی مشمئزکننده بود». عجبا افکار اصلاح طلبان که بقول عبید کریم الطرفین بودند و به« بدین بره »شهره گشته اند بسیار دلپذیر است ولی آنجا که سخن دفاع از منافع ایران به میان می آید حرف ها مشمئزکننده می شود.
غرض دفاع از احمدی نژاد نیست او آدمی بی نام و نشان بود ویکباره با حمایت خامنه ای به ریاست جمهوری رسید .او تا زمانی برای خامنه ای مفید بود که علیه اصلاح طلبان موضع داشت و زمانی که به انتقاد از خامنه ای برخاست بویژه زمانی که مشاعی صحبت از پایان اسلام گرایی کرد، دیگر نمی توانست در صدر قدرت جا داشته باشد. مسلم است که او سر نترسی داشت و در صدد تاثیر گذاری بود و همین موجب اشتباهات زیادی هم شد از آن جمله انکار هولوکاست و دستکم گرفتن تحریم ها اما راه حل او با کمک ترکیه و برزیل برای حل مناقشه هسته ای که اورانیوم غنی شده به خارج فرستاده شود و بجایش سوخت تحویل بگیرند با مخالفت خامنه ای متوقف شد و با دستگیری یاران او احمدی نژاد به حاشیه رانده شد.
حال چه چیزی موجب شده است که دوباره احمدی نژاد مطرح شود ؟ آن هم با اتهامات سنگینی مانند جاسوسی و درخدمت اسراییل بودن؟ گویی عده ای هراس دارند که او به قدرت بازگردد؟ تمام تندروها از علی خامنه ای گرفته تا سیاستمداران و نظامی هایی که در مواضع اصولی پایدار بودند از صحنه حذف شده اند و احتمال این وجود دارد که در این دور خودی ها باز نوبت احمدی نژاد برسد. همین است که عده ای را و از جمله بی بی سی را به حرکت واداشته است.
۱۹ تير ۱۴۰۵
Friday 10 July 2026
(1)
(2)
آیا خانه احمدینژاد جزو اهداف روز اول جنگ ۴۰ روزه بود؟
(3)
(4)
مـــتـــن كـــامـــل نـــامـــه احــمـــدينـــژاد بـــه جـــورج بـــوش

