Home هنر و ادبیات آرشیو هنر و ادبیات غمسرودي از وطن- هادی خرسندی

غمسرودي از وطن- هادی خرسندی

کوچه ی خاطره بمباران شد

مدفن خاطره ی یاران شد

 خانه ی خاطره، شد آتش و دود

سوخت هر آنچه در آن، خاطره بود

 زندگی گشته حواله به هلاک

رهگذارت همه خاکستر و خاک

 در خیابان خطر شلّیک است

راه رفتن سبب تحریک است

 میزنندت تنه هنگام عبور

تا بگویند که داریم حضور

 شهر و ده سوخته ی غم شده است

رخت ها پرچم ماتم شده است

 غم گرفته ست دل مردم را

مردم خسته ی سردرگم را

 زخم در جان و تن و اعصاب است

درد، بسیار و دوا نایاب است

یأس و اندوه بهم پیوسته

بغض ها راه گلو را بسته

 سینه ها مخزن آه است اینجا

چشم اندوه به راه است اینجا

 های ای خلق به خارج رفته

چیست برنامه تان این هفته؟

————

 هادی – ۱۲ خرداد ۱۴۰۵