Home ستون آزاد آرشیو ستون آزاد رفراندوم برای شرافت ملّی؟!- دکتر محمّدرضا جلالی
آرشیو ستون آزاد - ستون آزاد - سپتامبر 12, 2026

رفراندوم برای شرافت ملّی؟!- دکتر محمّدرضا جلالی

روان‌شناس و رفتارشناس سیاسی

اتّخاذ مواضع پارادوکسیکال و ناسازگارِ درونی در گروهی از مبادرت‌کنندگان به امر سیاست در ایران، اصلاً رفتاری دور از انتظار نیست. این گروه از سیاستمداران که عمدتاً فارغ و لاقید از رأی و نظر و قضاوت مردم در مصادر مهم، گذران‌های چندساله و چنددهه‌ساله می‌کرده‌اند؛ حتّی وقتی به حکم اجباریّت رأی سلبی، منتخب مردم می‌شدند به سبک و سیاق عادّتی و خوگیرشدۀ قبلی رفتار می‌کردند و رأی مردم را نه پایۀ چانه و چالش در بالا که موضوع معامله قرار می‌دادند. کیست که نداند یکی از زمینه‌های اعتراضی دی‌ماه ۱۳۹۶، ندامت و سرخوردگی از رای اردیبهشت‌ماه آن سال بود. در پندار و کردار و گفتار اینان هیچ‌گاه انجام هم‌پرسی، جهت تن در‌دادن به حکم مردم شنیده و خوانده نشده است.

با این حال، اینک که مدّت‌ها است از معشوقۀ تصدّی‌گری مهجور افتاده‌اند و در توزیع مناصب، از دریافت پست‌های حدّاقلی در مجامع مشورتی نیز محروم می‌شوند، در وانفسا‌یِ جنگی که هست و نیست وطن و ملّت در آن به گرو رفته و امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها به ترفندهای پیشینی بر آن هجوم آورده و تسلیم محضش را مطالبه می‌کنند و آشکارا سخن از تغییر نقشه و تمدّن ایران و شرارت ایرانیان می‌گویند و از نیّات پلید نانهانِ خود راجع به تجزیۀ ایران پرده برمی‌دارند و مکرّر در تعرّض به داخلی‌های همگرا تشّر می‌زنند که مگر قرار بر تحرّک و آشوب و تشدیدِ تداومِ انشقاق و دوقطبی‌گرایی‌های تولیدیِ پیشین نبود؟

 همینان که در قدّاست‌بخشی به نظام، در موضع محافظه‌کاری واقع شده و در هر اختلاف و منازعه‌ای میان مردم و حکومت، بی‌تردید و تأمّل، جانب حکومت را گرفته و مردم را تخطئه می‌کردند؛ منتقد سرسخت عزم دفاعی حاکمیّت شده و در کاستی تاب‌آوری مردم و افزایش روان‌فرسایی آنان، به جهت فشار آوردن از پایین و متزلزل کردن بالا می‌کوشند. تلاش خستگی‌ناپذیر خودآگاهانه و یا ناخودآگاهانه‌ای می‌کنند تا نستوهی و سخت‌رویی ایرانیان را در مقاومت ملّی و میهنی بشکنند و یا تضعیف نمایند؛ و اعتماد و اطمینان و ایمنی‌دهی متقابل مردم و حکومت، به‌ویژه مردم و نظامیان یعنی مهم‌ترین سرمایۀ اجتماعی فعلی را تقلیل داده و یا از میان بردارند. آنها بر ضرورت ارجاع به نظر مردم در طولانی‌شدن جنگ هشت‌ساله حرفی نزدند و حالا در جنگی که حریف و دیگریِ خصم، متجاوز و ابتداکنندۀ جنگ است، مفروضۀ مخالفت مردم با جنگ بیست ‌ساله را تداعی می‌کنند و در ذهن دارند که مطلقاً مضمونی مرتبط با جنگ فعلی نیست و گویی ترسندگی و بی‌جرأتی گذشته را به این گویش پویشیِ ناخودآگاه جبران و تشفّی می‌دارند.

می‌خواهند از مردم بپرسید، آنها هم می‌خواهند با خصم جبّارِ قلدرِ گردن‌کلفت بجنگند؟! و از سر اعتماد به نفس کاذب یقین دارند که نتیجۀ وارسی مفروضۀ ذهنی آنها، بازخورد متبوعی است که مطلوب می‌دانند.

یعنی مردم خواهند گفت:

 اگر سر به سر پشت به دشمن دهیم                        از آن به که خود را به کشتن دهیم

 و نخواهند گفت:

اگر سر به سر خود به کشتن دهیم                          از آن به که میهن به دشمن دهیم

 متصور و مُصرّند که خواهند گفت:

چو ایران نباشد جهنم که نیست                             رویم جای دیگر زمین قحط نیست

 و نخواهند گفت:

چو ایران نباشد تن من مباد                                   به این بوم و بر زنده یک تن مباد

موضعِ قبلی این گروه که می‌گفتند در جنگی که دشمن شروع کرده و تعقیب‌کنندۀ پیگیر هدف‌های آشکار نموده‌ای نظیر سرنگونی رژیم، تجزیۀ کشور، بردن نفت‌، کوچک‌سازی میهن و به عصر حجر بردن ایرانیان است، اعلام یک‌طرفۀ پیروزی کنیم! و جنگ را به پایان برسانیم، دست‌کم به لحاظ عاطفه‌ورزی ملّی، غیرمیهنی و یا ضدّمیهنی نبود. اکنون، امّا، قید پیروزی را زده‌اند و با غول‌سازیِ از خصم قلدر و تولید ترس در سر مردم و تُهی‌سازی دل آنها تفسیر دینی می‌کنند که دفاع میهنی از کیان ملّی و حیثیت تاریخی، تمدّنی و وجودی در مقابل دشمن قدّار واجب نیست.

نخبگان آزادی‌خواه و ملّت‌خواه ملل دیگر در هنگامه‌های جنگی، در رفع تعارض انگیزشی میان امنیّت و آزادی به تقدّم و ترجیح ایمنی می‌رسند و توصیّه به تعویق و تأخیر انتخابات می‌کنند، این نخبگان کم‌سابقه و یا بی‌سابقه در آزادی‌خواهی و مردم‌گرایی، روایت و حکایت منفی‌بافانه و مخالفت‌جویانه می‌کنند که از مردم بپرسیم در برابر متعدّیِ مهاجم که می‌خواهد به رسم پیشین در رژیم گذشته و رویۀ جاریش در خصوص همۀ کشورهای منطقه، ایران و ایرانیان را هم مطیع و مُنقاد خود سازد، بایستیم یا نایستیم؟!

سوگند به خدایی که بزرگیش دادرس این مُلک کهن بوده و خواهد بود، مشکل حکایتی ا‌ست که تقریر می‌کنید.