Home سخن روز آرشیو سخن روز فتح تهران -رامین کامران

فتح تهران -رامین کامران

چند روز پیش، طی گفتگو با اقای فانی یزدی صحبت کشید به اینکه چگونه باید انسداد سیاسی موجود را که میتواند برای مملکت بسیار گران تمام شود، رفع نمود. من عقیده ام را در باب انحلال مجلس و انجام انتخابات آزاد مطرح کردم که به نظرم کم خطرترین و آسانترین راه میاید. اقای فانی یزدی خواستار اتحادی بین خیابان و نیروهای مسلح بود تا کودتایی که البته از دید ایشان در حقیقت ضد کودتاست، هیئت حاکمۀ فعلی را فلج بکند و از صحنه بیرون براند و مشکلات سیاسی را رفع نماید.

تشخیص مشکل یکسان بود و درمان پیشنهادی متفاوت.

دلیل بی علاقگی من به کودتا فقط سابقۀ سیاه این کلمه در مملکت خودمان نیست. ما سه کودتاگر داشته ایم: محمدعلیشاه، رضا خان و محمدرضا شاه. نتیجه در هر سه مورد خفه کردن صدای مردم بوده و آزادی کشی. بگویم که من خود کودتا را از نتیجه اش متمایز میکنم. قرار نیست که کودتا همه جا همین نتیجه را بار بیاورد و الزاماً به استبداد ختم شود. کودتا هم مثل انقلاب است و میتواند نتایج مختلف در پی بیاورد. مشکل اصلی من با این بخش کار است: قرار است چه نتیجه ای از دل کودتا بیرون بیاید؟ معمولاً کودتا به برقراری استبداد میانجامد. اگر نگویم همه، اکثر کودتاهایی که در دنیا دیده ایم چنین نتیجه ای در پی داشته.

اگر فقط از نیروهای مسلح بخواهیم که بیایید و کودتا بکنی، یعنی فقط کنار زدن حکام فعلی را در نظر داریم و جایگزینی شان را با شخصیت های نظامی. یعنی آرزوی برقراری حکومتی نظامی را در مملکت داریم که در هیچ کجای دنیا با خود آزادی نیاورده است. حکومتی نظیر پاکستان یا فرضاً مصر و از این قبیل. به عقیدۀ من این چارۀ کار نیست. بحران و تنش و هزار هزینه برای رفتن از استبدادی به استبداد دیگر هدف معقولی نیست.

 ولی در عین حال میشود دو دیدگاهی را که در برنامه عرضه شد به نوعی با هم تلفیق نمود. برای این کار میتوان به تاریخ خودمان و صدر مشروطیت مراجعه کرد. منتها نه به کودتای محمدعلیشاه، به واکنش آزادیخواهان در برابر آن، شورش و جنگ داخلی که به فتح تهران انجامید و احیای مشروطیت. این کار را میشد ضد کودتا هم نامید، چون علیه کودتای شاه انجام شد.

چه بود که به این حرکت نظامی ماهیت آزادیخواهانه میداد؟ هدفش که برپایی دوبارۀ مجلس بود. این بود که روشن میکرد قرار است خروجی حرکت نظامی چه باشد. این کار امروز هم ممکن است. همه میدانیم که انحلال مجلس فعلی در قانون اساسی پیشبینی نشده است و در عمل هیچ مقامی حق این کار را ندارد. یعنی انجام این کار که لازمۀ برگزاری انتخابات آزاد است، خواه ناخواه خروج از چارچوب موجود قانون اساسی را ایجاب میکند که میشود کودتایش خواند. ولی نکته اینجاست که کار باید از ابتدا با اعلام برنامۀ مشخص انتخابات آزاد و گشایش مجلس مردمی، مجلسی که بیانگر خواستهای مردم باشد، صورت بپذیرد.

این برنامه است که میتواند به حرکت نظامی برای بستن مجلس مشروعیت بدهد و از کودتاهای معمول و بخصوص آنهایی که ما دیده ایم، متمایزش سازد. برای من مهم نیست که چه مرجعی مجلس را منحل میکند، مهم برنامه ایست که در پی انحلال اجرا خواهد شد. اصل داستان اینجاست: بازگشت حاکمیت به مردمی که از استقرار نظام اسلامی به این سو از آن محروم شده اند. این حرکت فقط علیه مجلس موجود انجام نخواهد گشت. علیه آن فکر فاسد سیاسی انجام خواهد شد که حاکمیت را به نام خدا و تقدس از ملت ایران دزدید و به گروهی واگذار نمود که چه با عمامه و چه بدون آن، خود را به جای ملت در مقام تصمیم گیری سیاسی قرار داد و ملت ایران را از حق طبیعیش که در قانون اساسی مشروطیت به رسمیت شناخته شده بود، محروم ساخت.

آن حرکتی که مجلس فعلی را منحل سازد و دوباره حق حاکمیت را به مردم ایران بازگرداند، هر نامی که بگیرد، حرکت مبارکی خواهد بود چون میتواند ما را از بن بست فعلی خارج کند. حق حاکمیت از آن ملت است و در سامان سیاسی ایران ملت جایگزینی ندارد، باید به سوی او بازگشت.

۲۰ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶

این مقاله برای سایت ایران لیبرال نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است