Home بدون کتگوری انحطاط واقعی اخلاقی و مسئله‌ی وفاداری سیاسی- مریم صدریه
بدون کتگوری - مارس 3, 2026

انحطاط واقعی اخلاقی و مسئله‌ی وفاداری سیاسی- مریم صدریه

انحطاط واقعی اخلاقی و مسئله‌ی وفاداری سیاسی در یک صحنه‌ی مهاجرتی؛ حضور ایرانیان در برابر کنسولگری آمریکا در تورنتو / کانادا پرسش‌برانگیز شد

صحنه‌ای که نه‌تنها پرسش‌هایی درباره‌ی اولویت‌های اخلاقی، بلکه درباره‌ی جهت‌گیری سیاسی بخشی از جامعه‌ی مهاجر ایرانی مطرح می‌کند. ویدیویی منتشرشده در فضای مجازی نشان می‌دهد که گروهی از ایرانیان در برابر کنسولگری آمریکا در تورنتو گل گذاشته و شعار حمایت سر داده‌اند

(ویدیو در اینجا قابل مشاهده است)


در روزهایی که گزارش‌ها از کشته شدن صدها غیرنظامی در ایران حکایت دارند — از جمله حمله‌ای به یک مدرسه که بنا بر اعلام منابع رسمی ایرانی ده‌ها تا بیش از یکصد کودک را به کام مرگ کشاند، و در حالی که هلال احمر از رقمی فراتر از ۵۵۰ کشته در میان قربانیان این حملات سخن گفته است — روز یکشنبه، اول مارس ۲۰۲۶، صحنه‌ای در برابر کنسولگری ایالات متحده در تورنتو شکل گرفت که معنایی فراتر از یک تجمع احساسی دارد

در آنجا، گروهی از ایرانیان گرد هم آمدند، گل گذاشتند و برای سربازان آمریکایی کشته‌شده در جنگ سوگواری کردند. همدلی با جان‌های از دست‌رفته، فارغ از ملیت، امری انسانی است؛ اما مسئله این نیست که چرا برای دیگری سوگواری شد

مسئله در هم‌زمانی است. در لحظه‌ای که گزارش‌ها از مرگ صدها هم‌وطن غیرنظامی — از جمله کودکان — خبر می‌دهند، تمرکز نمادین بر رنج قدرتی خارجی، در کنار سکوت نسبت به رنج جامعه‌ی خود، تنها یک واکنش احساسی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از جابه‌جایی در وفاداری سیاسی است

این صحنه صرفاً بیان همدردی نیست، بلکه بازتاب نوعی هم‌راستایی سیاسی است.وقتی سوگواری برای نیروهای یک قدرت خارجی، در بستر مرگ غیرنظامیان کشور خود شکل می‌گیرد، این کنش از حوزه‌ی اخلاق صرف فراتر می‌رود و وارد عرصه‌ی معنا و موضع‌گیری سیاسی می‌شود

در چنین وضعیتی، مسئله دیگر صرفاً همدلی انسانی نیست، بلکه این است که کدام رنج، در چارچوب نظم سیاسی جهانی، قابل دیدن تلقی می‌شود — و کدام رنج نادیده گرفته می‌شود

این جابه‌جایی نشان می‌دهد که بخشی از جامعه‌ی مهاجر، در مواجهه با بحران، مرجع حساسیت خود را نه در تجربه‌ی جمعی ملت خویش، بلکه در هم‌راستایی با ساختارهای قدرت بیرونی تعریف می‌کند. تاریخ بارها نشان داده است که چنین انتقالی در وفاداری، نه به تقویت جامعه، بلکه به فرسایش پیوندهای درونی آن انجامیده است. پرسش امروز این نیست که چه کسی شایسته‌ی سوگواری است؛ پرسش این است که چرا در برابر گزارش مرگ صدها غیرنظامی ایرانی، از جمله کودکان، کنش جمعی هم‌سطحی شکل نگرفت؟

جامعه‌ای که میان همدلی جهانی و مسئولیت نسبت به رنج خود نتواند تعادل برقرار کند، در نهایت نه‌تنها در عرصه‌ی اخلاق، بلکه در استقلال سیاسی و انسجام اجتماعی خود نیز دچار تزلزل خواهد شد. اگر جامعه‌ای در لحظه‌ی بحران، رنج خود را به حاشیه براند و حساسیت سیاسی خود را در هم‌راستایی با قدرت‌های بیرونی تعریف کند، این تنها یک ضعف اخلاقی نیست، بلکه نشانه‌ای از واگذاری تدریجی استقلال قضاوت جمعی است

در چنین شرایطی، همبستگی ملی نه با سرکوب، بلکه با جابه‌جایی مرجع وفاداری تضعیف می‌شود.

جامعه‌ای که در سوگواری نیز نگاه خود را به بیرون معطوف کند، به‌تدریج توان ایستادن بر تجربه‌ی تاریخی و منافع خود را از دست می‌دهد

و این همان نقطه‌ای است که بحران اخلاقی، به بحران سیاسی تبدیل می‌شود

Regards,

Maryam SADRIEH

Toronto – CANADA

The information contained in this transmission is intended only for the use of the addressee. You are not allowed to use or disclose any contents of this transmission to anyone other than the intended recipient. If you have received this transmission in error, please notify me immediately by e-mail reply.