Home جبهه جمهوری دموکراتیک لائیک ارشیو-ج -ج-دموکراتیک-لائیک آناتومی یک گفتگوی خطرناک- پریسا نصرآبادی

آناتومی یک گفتگوی خطرناک- پریسا نصرآبادی

آناتومی یک گفتگوی خطرناک-پریسا نصرآبادی

1.   مصاحبه‌ی رئیس‌جمهور پزشکیان با رسانه‌ی اصلی دولت متخاصم ایالات متحده از منظر راهبردی یک خطای آشکار و از منظر «مدیریت روایت»، «دیپلماسی رسانه‌ای» و «حفاظت از تصویر اقتدار دولت ایران»، بسیار ضعیف بود. اگرچه رئیس‌جمهور در لحن کاملاً مرعوب به نظر نمی‌رسید، اما در سطح گفتمانی در موضعی دفاعی، واکنشی و تحت اتوریته‌ی مصاحبه‌کننده قرار داشت؛ مجریِ گفتگو با تکنیک‌های تفتیش‌گونه، دستور کار را تعیین کرد و رئیس‌جمهور نتوانست آن را پس بگیرد و تا انتها به قاب‌بندی یک‌جانبه‌ا‌ی که توسط مصاحبه‌کننده طراحی‌شده بود، وفادار ماند.

 
2.    در سرتاسر مصاحبه‌، رئیس‌جمهور در تلاش بود تا بر سه محور اصلی متمرکز بماند:
·       انتقال پیام عدم تمایل به جنگ و آمادگی همه‌جانبه برای مذاکره؛
·       تأکید بر چارچوب‌های حقوقی بین‌الملل و عدم خواست دستیابی به سلاح هسته‌ای؛
·       برجسته کردن روایت «قربانی بودن» در جنگ جاری و در عین‌حال تأکید بر رویکرد تدافعی ایران در هر جنگ احتمالی.
 

3.    مجری گفتگو صرفاً مصاحبه‌گر نبود، بلکه نقش بازپرس سیاسی را بازی می‌کرد. او با استفاده از تکنیک‌هایی مانند پرسش‌های مرکب، تکرار ادعاها و انتساب اتهامات معیّن، تغییر سریع موضوع، و کنار هم‌چیدن پرونده‌های مختلف، می‎کوشید یک روایت واحد به دست دهد:
«دولت ایران بر سپاه و ساختار امنیتی کنترل ندارد؛ رهبر تصمیم‌گیر اصلی و نهایی است؛ توافق با دولت فاقد هرگونه ضمانت است؛ برنامه‌ی هسته‌ای ماهیتی مبهم و بالقوه نظامی دارد؛ ایران با چین در عملیات علیه آمریکا همکاری می‌کند؛ و دولت نسبت به اعتراضات مردم و وضعیت بغرنج اقتصادی، پاسخ‌گو نیست.»
 

4.    در چنین وضعیتی، قاعدتاً رئیس‌جمهور می‌بایست سه کار اساسی انجام می‎داد:

·       بایستی پیش‌فرض‌های اثبات‌نشده‌ی پرسش‌ها را رد یا مشروط می‌کرد؛
·       بایستی پاسخ‎های موجز، دقیق و قابل ارجاع می‌داد؛
·       بایستی هر بحثی را با مهارت به پیام‌های راهبردی خود بازمی‌گرداند.

اما عملاً رئیس‌جمهور هیچ یک از این سه ترفند را به کار نگرفت و پاسخ‌های او اغلب طولانی، تدافعی، تکراری و در نقاط حساس، فاقد فرمول‌بندی حرفه‌ای بودند.
در حالی که مصاحبه‌کننده مدام پرسش‌هایی را طرح یا تکرار می‌کرد، فرضیه می‌ساخت، پاسخ‌های رئیس‌جمهور را قطع می‌کرد و همان اتهام قبلی را در قالبی تازه تکرار می‌کرد، از رئیس‌جمهور پاسخ‌هایی از این دست شنیده نمی‌شد:

·       «این ادعا اثبات نشده است.»
·       «شما چند ادعای مستقل را در یک سوال ادغام کرده‌اید.»
·       «من درباره‌ی مسائل عملیاتی و اطلاعاتی در یک گفت‌وگوی تلویزیونی اظهار نظر نمی‌کنم.»
·       «اگر مدرکی دارید، ارائه کنید؛ اتهام رسانه‌ای جایگزین سند نیست.»
·       «این سؤال بر یک فرض نادرست بنا شده است.»
در نتیجه‌ی این روند، به‌جای آن‌که مجریِ گفتگو برای اثبات ادعاهای خود دچار چالش شود، رئیس‌جمهور در جایگاه متّهمی قرار گرفت که می‌بایست از خود دفاع کند. این همان دست پایین داشتن در میدان گفتمانی است.
 

5.    بخش مهمی از ضعف مصاحبه نیز به «الگوی تکرار» بازمی‌گردد. عبارت‌هایی مانند «ما جنگ نمی‌خواهیم»، «در چارچوب حقوق بین‌الملل»، «آماده‌ی مذاکره‌ایم» و «مقاومت می‌کنیم» به دفعات در طول مصاحبه آمد و رفت می‌کنند، اما در قریب به اتفاق موارد به پرسش‌های مطروحه، هیچ پاسخی نمی‌دهند.
تکرار پیام، اگر همراه با پاسخ مشخص باشد، نشانه‌ی انضباط ارتباطی در ارسال پیام است. اما اگر عملاً به جای پاسخ دقیق بنشیند، برای مخاطب تبدیل به شعار یا مستمسکی برای ماست‌مالی پرسش‌های کلیدی می‌شود.
 
 
6.    ضعف‌های اصلی این مصاحبه را می‌توان در هشت محور از یکدیگر تفکیک کرد:


یک. سپاه و مسأله‌ی فرماندهی نیروهای مسلّح

درحالی که مصاحبه‌کننده با ارجاع به اظهارات پیشین شخص رئیس‌جمهور، بیش از شش، هفت مرتبه به موضوع شلیک (خارج از اطلاع دولت) به سه کشتی توسط سپاه پاسداران اشاره کرد و آن را ناقض تفاهم‌نامه خواند، رئیس‌جمهور به جای آنکه اصل این ادعا را رد کند یا سطح پاسخ را به اصول حقوقی و عملیاتی منتقل کند، به پاسخ‌‎هایی ضعیف اکتفا کرد:

·       «مشکل، فقدان هماهنگی بوده است.»
·       «قرار بود تیمی برای رفع سوءتفاهم تشکیل دهیم.»
·       «فرصت تشکیل این تیم را پیدا نکردیم.»
·       «نیروهای آمریکایی نیز گاهی هرجا بخواهند شلیک می‌کنند.»
 
این پاسخ‌های رئیس‌جمهور چند گمانه‌ی منفی را تقویت می‎کند:

·       به‌طور ضمنی بر وجود مشکل هماهنگی در ساختار تصمیم‌گیری ایران صحّه می‌گذارد؛
·       روایت مجری مبنی بر امکان اقدام خودسرانه یا مستقل نیروهای نظامی را تقویت می‌کند؛
·       امنیت ملی را از طریق القای شکاف میان دولت، سپاه و رهبری با تهدید مواجه می‌کند؛
·       به جای ایراد پاسخی قاطع و صریح، بحث را با «آمریکا هم چنین می‌کند» تغییر می‌دهد؛ تکنیکی که به سادگی به طفره‌روی تعبیر می‌شود؛ اما شائبه‌ی شکاف و ناهماهنگی را منتفی نمی‌کند.

بنابراین پاسخ‌های رئیس‌جمهور به پرسش‌های مکرّر مصاحبه‌کننده در خصوص شلیک به سه کشتی در تنگه‎ی هرمز، در پررنگ کردن تصویر ناهماهنگی، شکاف در زنجیره‌ی فرماندهی، و عدم کنترل حکومت بر سپاه موثر بوده است. این دقیقاً همان روایتی است که آمریکا و اسرائیل برای بی‌اعتبار کردن توافق با ایران ارائه می‌دهند.

مجری می‌پرسد «اگر سپاه بعد از توافق کشتی‌ها را هدف قرار داده، اگر فرمانده‌ی مربوطه گفته است که او مجوزی صادر نکرده، و اگر در موارد متعدد دستور رئیس‌جمهور نادیده گرفته شده، پس چه کسی واقعاً ایران را کنترل می‌کند؟»
این یک سؤال خبری عادی نیست؛ بلکه یک عملیات روایی است که هدف آن، بی‌اعتبار کردن هرگونه توافق احتمالی با دولت ایران و جا انداختن این گزاره است که تصمیم‌گیر واقعی یا ساختار فرماندهی ایران غیرقابل پیش‌بینی است.

قاعدتاً رئیس‌جمهور می‌بایست با اشاره موارد متعدد نقض تفاهم‌نامه توسط ایالات متحده که پیش از ماجرای شلیک به سه کشتی واقع شده بود و یا با پاسخ‌هایی نظیر «تصمیم‌های مرتبط با امنیت ملی از مجاری و سازوکارهای قانونی گرفته می‌شود» یا «درباره‌ی ادعاهای عملیاتی اثبات‌نشده در رسانه بحث نمی‌کنم.» به پرسش‌های شبهه‌ناک مصاحبه‌کننده پاسخ می‌داد و اجازه‌ی تقویت روایت مطلوب دشمن در رسانه‌ی خودش را نمی‌داد. اما ارائه‌ی پاسخ‌هایی کاملاً نامربوط به این پرسش و یا پاسخ‌های سستی که بالاتر ذکر شد، عملاً به روایت رسانه‌ی متخاصم رسمیت بخشید.
 

دو. چین و تصاویر ماهواره‌ای

مجری فاکس‌نیوز با استناد به گزارش وال‌استریت ژورنال ادعا کرد ایران پیش از حمله‌ای که سه نظامی آمریکایی را کشته، از نهادهای چینی تصاویر ماهواره‌ای دریافت کرده است. سپس پرسش را به گونه‌ای بست که گویی رئیس‌جمهور باید بین دو گزینه انتخاب کند: تأیید همکاری چین در کشتن آمریکایی‌ها یا انکار آن.
رئیس‌جمهور در پاسخ ابتدا گفت ایران به دنبال کشتن آمریکایی‌ها نیست، سپس تصریح کرد که از تصاویر مورد اشاره اطلاعی ندارد و بعد وارد بحثی نامربوط و غیرضروری شد که چین باید دارایی‌های ایران را آزاد کند و بهای کالاهای فروخته‌شده به ایران را بپردازد.

پاسخ‌های رئیس‌جمهور در موضوع چین چند گاف اساسی داشت:

·       با اعلام بی‌اطلاعی، تصویر ناآگاهی رئیس‌جمهور از امور حساس و عدم اطلاع وی از مناسبات راهبردی را مخابره کرد.
·       با کشاندن بحث به پول‌های بلوکه‌شده، رابطه‌ی راهبردی با چین به مطالبه‌ی مالی، و جایگاه چین به سطح دیگر دولت‌ها نظیر کره‌ی جنوبی، قطر، هند و غیره _که ایران با آن‌ها بر سر آزادسازی دارایی‌های خود اصطکاک دارد_ تنزل پیدا کرد.
·       ادعای اصلی مصاحبه‌کننده بی‌پاسخ ماند و رئیس‌جمهور در جایگاه متّهم تثبیت شد.
رئیس‌جمهور می‌توانست با بیان جملاتی نظیر «این ادعا را تأیید نمی‌کنم» یا «درباره‌ی مسائل اطلاعاتی در رسانه اظهار نظر نمی‌کنم» کوتاه و روشن به پرسش‌های جهت‌دار مجری گفتگو پاسخ دهد.
 

سه. پرونده‎ی هسته‌ای

رئیس‌جمهور به این پرسش که «چرا ایران اورانیوم غنی‌شده‌ی ۶0 درصد در اختیار دارد؟» مبهم و نامفهوم پاسخ داد و با بیان این عبارت که «ما گفتیم آماده‌ایم آن را رقیق کنیم؛ این مسأله‌ی بزرگی نیست.» و «ما آماده‌ایم خودمان را در معرض راستی‌آزمایی قرار دهیم» یا «آن‌ها می‌توانند دسترسی آزاد داشته باشند تا هرچه داریم را ببینند»، مسأله‌ی بازرسی‌های آزاد را بیرون از وضعیت سیاسی معیّن و خارج از چارچوب حقوقی مشخص مطرح کرد و این گشاده‌دستی یک خطای راهبردی آشکار بود.
در جایی دیگر مجری-مفتّش از رئیس‌جمهور می‌پرسد «آیا اورانیوم با غنای ۶۰ درصد خود را تسلیم می‌کنید؟» و رئیس‌جمهور با بیانی غرّا می‌گوید «بله! در چارچوب حقوق بین‌الملل و بر مبنای معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، به هر آنچه ملزم به رعایت آن باشیم پایبند خواهیم بود».
 
در مقابل پاسخ صریح رئیس‌جمهور می‌‎توانست چنین باشد: «ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست؛ همکاری با آژانس در امتداد تحقق شروط مورد توافق، با ترتیبات حقوقی مشخص و با رعایت امنیت تأسیسات انجام می‌شود.»
 
یک نکته‌ی کلیدی در خصوص پرونده‌ی هسته‌ای ایران
طبق رهنمودهای رهبر ایران، گفتگو در خصوص پرونده‌ی هسته‌ای به مذاکراتی در آینده موکول شده است. اگرچه پیش‌تر نیز در چارچوب تفاهم‌نامه و در بند هشتم آن، این تخلف آشکار صورت گرفت و دست ایران را در پوست گردو نهاد، اما با این وجود رئیس‌جمهور نمی‌بایست در چنین گفتگویی از جزئیاتی نظیر سرنوشت اورانیوم‌های غنی‌شده و سازوکارهای بازگشت بازرسی‌های آژانس، سخن بگوید.
 

چهار. اعتراضات مردمی

رئیس‌جمهور نتوانست روایت غیرمستند و سوگیرانه‌ی مجری گفتگو را به چالش بکشد و روایت مستند و رسمی حکومت ایران را با قاطعیت مطرح کند؛ در مقابل مصاحبه‌کننده توانست از موضع تفحّص و تفهیم اتهام، رئیس‌جمهور ایران را در جایگاه متهم بنشاند و او نیز درصدد دفاع از خود برآمد.

این مسأله که دستگاه‌های امنیتی-اطلاعاتی دولت‌های متخاصم، به ویژه رژیم ایالات متحده و   رژیم اسرائیل، یک پای اصلی تشدید بی‌سابقه‌ی خشونت‌ها در اعتراضات دی‌ماه بوده‌اند، با صراحت از سوی رئیس‌جمهور مورد تأکید قرار نگرفت؛ به گونه‌ای که بازی را معکوس کند و طرف مقابل را بر صتدلی پاسخگویی بنشاند.

در خصوص مناقشه‌ای که بر سر تعداد کشته‌شدگان فاجعه‌ی دی‌ماه به وجود آمده نیز، رئیس‌جمهور خطاب به مصاحبه‌کننده گفت «می‌توانید برای راستی‌آزمایی افرادی را به آن‌جا بفرستید تا حقیقت روشن شود»؛ این درحالی است که دولت تروریستی ایالات متحده، خود یکی از عوامل زمینه‌سازی و تأمین لجستیک آشوب و بالابردن سطح خشونت در میان معترضان بوده است و با هیچ منطقی نمی‌تواند مدّعی دادخواهی یا راستی‌آزمایی آن حوادث باشد.

پذیرش «مدیریت ضعیف» حکومت بدون اشاره به تحقیقات صورت‌گرفته و مسئولیت‌ تمام عناصری که در ایجاد این بحران دخالت داشته‌اند، تنها به روایت مصاحبه‌کننده (نماینده‌ی دشمنان ایران) مشروعیت و موضوعیت بخشید.
این شیوه‌ی مواجهه‌ی رئیس‌جمهور با مجری-مفتّش، عملاً مانند شلیک به پای خود در یک عملیات روایی-روانی پیجیده مقابل رسانه‌ی دولت متخاصم است.
 

پنج. بحران‌های اقتصادی و مسأله‌ی تاب‌آوری

پاسخ‌های کلی رئیس جمهور نظیر «مقاومت می‌کنیم»، «تحمل خواهیم کرد»، و «تسلیم نمی‌شویم» بدون نشان دادن سطحی از قاطعیت و اشاره به برنامه‌های عملی در دستور کار دولت، بسیار ضعیف و نابسنده است. این پاسخ‌ها شاید برای بسیج سیاسی داخلی کارکرد داشته باشد، اما به‌هیچ‌وجه درخور یک مصاحبه‌ با آثاری در گستره‌ی بین‌المللی نیست.
«مقاومت» یک موضع سیاسی و راهبردی است، نه برنامه‌ی اقتصادی. به ویژه زمانی که مجری گفتگو با ذکر آمار و ارقامی به برخی شاخص‌های اقتصادی ارجاع می‌دهد، مخاطب جهانی انتظار دارد دست‌کم به‌اختصار بشنود که آیا ایران به اقداماتی در جهت مدیریت فشار یا خنثی‌سازی تحریم‌ها اندیشیده است؟ برنامه‌ای برای مهار تورم دارد؟ برای حفظ درآمدهای ارزی و کانال‌های مراودات تجاری فکری کرده است؟ آیا بنا دارد با اعمال مقرراتی در راستای انضباط مالی گام بردارد؟ چه ظرفیت‌های داخلی و منطقه‌ای برای عبور از بحران وجود دارد؟
وقتی پاسخ رئیس‌جمهور فقط مقاومت باشد، مخاطبان گفتگو می‌توانند نتیجه بگیرند که دولت برای بحران اقتصادی، راهبردی جز دوام‌آوردن ندارد. این نه تنها نشانه‌ی فقدان راهبرد اقتصادی در وضعیت جنگی است، بلکه مسأله‌ی تاب‌آوری ایران را در ذهن مخاطبان با تردیدهای جدی همراه می‎کند.
 

شش. محور مقاومت و نیروهای متحد ایران در منطقه

منتزع کردن ایران از محور مقاومت و تقلیل اتحاد راهبردی ایران با دیگر بازوهای مقاومت منطقه در لبنان، فلسطین، عراق، و یمن، و تظاهر به فقدان هرگونه نسبت ارگانیک و هم‌سویی راهبردی در منطقه، تنها ارسال پیام عقب‌نشینی و اعلام ضمنی آمادگی دولت برای تن دادن به یک «برجام منطقه‌ای» است. به ویژه زمانی که در رسانه‌ی رسمی دولت متخاصم ایالات متحده، از «معامله‌ی بزرگ» سخن گفته می‌شود، نوع موضع‌گیری رئیس‌جمهور در خصوص بازوهای مقاومت منطقه به عنوان سیگنالی در راستای چشم‎انداز و اهداف ایالات متحده و زائده‌ی منطقه‌ای آن یعنی رژیم اسرائیل ارزیابی می‌شود. خطاب کردن نیروهای مقاومت یمن با عنوان تقلیل‌گرایانه‌ی «حوثی‌ها» در کلام رئیس‌جمهور و تأکید بر عدم تعهّد و ناتوانی ایران برای کمک‌رسانی به اجزای جبهه‌ی مقاومت، تنها این را به ذهن متبادر می‎کند که دولت ایران، آماده‌ی اعطای امتیازاتی فراتر از عمل به شروط مطروحه در تفاهم‌نامه یا شروط هفت‌گانه‎ی اخیر و اقدامات متعاقب آن است.
این نه یک چشمک دیپلماتیک، که صراحتاً به معنای ارسال پالس ضعف و وحشت از هرگونه تقابل نظامی مجدّد به دولت‌های متخاصمی است که تا بن دندان برای دور جدیدی از حملات متجاوزانه به ایران آماده شده‌اند.
 

هفت. رهبر ایران

در اواسط گفتگو مجری از رئیس‌جمهور می‌پرسد «چرا ویدئویی از رهبر معظم ندیده‌ایم که مردم ایران را خطاب قرار دهد، درباره‎ی این جنگ صحبت کند یا حتی رئیس‌جمهور ترامپ را خطاب قرار دهد؟» رئیس‎جمهور پاسخ می‎دهد «خب، این روندی است که در جامعه‎ی ما ایجاد شده؛ یعنی فقدان امنیتی که در اثر اقدامات بیگانگان و مهاجمان به وجود آمده است. رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که ما تروریست هستیم. اما در واقعیت، همه به‌راحتی می‌توانند تشخیص دهند که ما قربانی و هدف تروریسم بوده‌ایم… نه، ما چنین نکرده‌ایم… ما را به چنین اقداماتی متهم می‌کنند. ما می‌خواهیم در منطقه در صلح زندگی کنیم.»

رئیس جمهور ایران به جای این‌که فرصت به دست‌آمده را غنیمت بشمارد و با رویکردی تهاجمی، بر تروریستی بودن دولت ایالات متحده تأکید کند و اقدام جنایتکارانه‌ی این رژیم در هم‌دستی با رژیم تروریستی اسرائیل در ترور رهبر شهید ایران را یادآور شود، مجدّداً به لاک دفاعی می‌خزد و اعلام می‌کند «ما تروریست نیستیم».

به علاوه، در تشریح شرایط امنیتی و حفاظت ویژه از رهبر ایران، به جای آن‌که بر پروژه‌ی تروریستی مشترک واشنگتن و تل‌آویو مبنی بر تلاش‌های بی‌وقفه‌‌ی آن‌ها برای دستیابی به مکان استقرار رهبر ایران و تکرار جنایت رهبرکشی انگشت بگذارد و نسبت به عواقب هرگونه اقدام سوء نسبت به رهبر ایران هشدار جدی بدهد، از این جملات بی‌رمق و تهی استفاده می‌کند: «این روندی است که در جامعه‎ی ما ایجاد شده؛ یعنی فقدان امنیتی که در اثر اقدامات بیگانگان و مهاجمان به وجود آمده است.»

رئیس‌جمهور نه فقط نامی از بیگانگان و مهاجمان نمی‌برد و بر سوابق تروریستی آن‌ها در به شهادت رساندن رهبر معظم ایران صحّه نمی‌گذارد، بلکه بلافاصله انگشت اتهام را رو به سوی خود می‌چرخاند و می‌گوید: «ما تروریست نیستیم.»

این نشان می‌دهد که می‌توانی رئیس‌جمهور کشوری باشی که از هیچ جنایت و اقدام تروریستی از سوی تروریست‌های مستقر در کاخ سفید در امان نبوده، و هم‌زمان با ایستادگی و مقاومتی بی‌مانند عظمت امپراتوری ایالات متحده را به چالش کشیده، اما کماکان به چنان درجه‌ای از کژکاری شدید دستگاه تحلیلی و ضعف قوای ادراکی مبتلا باشی که نسبت به جایگاه میهن‌ات یک‌سره به ره خطا بروی و از جهان پیرامون خود غافل باشی.
 

هشت. شکاف در شورای عالی امنیت ملی

ساعاتی پیش از ایراد نطق رئیس‌جمهور در صحن مجمع عمومی سازمان ملل، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در گفتگویی راهبردی پیام‌های روشن و صریحی را خطاب به طرف اصلی مذاکره و دولت‌های میانجی‌ ارسال کرده بودند. سردار سرلشکر محسن رضایی با تأکید بر این که «ما دیگر به دیپلماسی گذشته و اوضاع اسلام آباد و قبل از آن برنمی‌گردیم» و «دیپلماسی که ما شروع کرده‌ایم کاملاً با گذشته متفاوت است»، خبر از رویه‌ی متفاوتی دادند که ایران در ادامه‎ی روند مذاکرات خود در پیش گرفته است.
ایشان هم‌چنین تصریح کرده بودند «اگر آمریکا به هفت شرط ایران عمل نکند، نه تنگه هرمز باز می‌شود، نه مذاکره می‌کنیم». سخنانی که بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای در رسانه‌های جریان اصلی غرب و منطقه داشت و انتظار می‌رفت که هیئت ایرانی در سازمان ملل، این رویه را در گفتگوها و تعاملات خود به نمایش بگذارد.
اما برخلاف انتظار، این چرخش راهبردی در اظهارات رئیس‌جمهور چه در مصاحبه با فاکس‌نیوز و چه در گفتگو با رسانه‌ها و اندیشکده‌های آمریکایی انعکاسی نداشت.
به طور مشخص در مصاحبه‌ی رئیس‌جمهور با فاکس‌نیوز، رئیس‌جمهور گفت «ما آماده بودیم و همچنان مایل هستیم در همان چارچوبی که مورد توافق قرار گرفته بود (تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد) پیش برویم.» و در جایی دیگر نیز افزود «چرا دیگر آن روند را ادامه نمی‌دهیم و مذاکرات بیشتری انجام نمی‌دهیم؟ روند موجود فقط به یک بازه زمانی نیاز داشت…».
به این ترتیب، درحالی که «بازگشت به اوضاع اسلام‌آباد و قبل از آن» صراحتاً از سوی دبیر شعام نفی شده بود، رئیس شعام از آمادگی کامل برای بازگشت به تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد سخن گفت.
این تعارضات و تناقضات که مطمئناً از سوی طرف متخاصم به دقّت رصد می‌شود، تنها یک تفسیر مشخص دارد و آن وجود انشقاق و دودستگی در عالی‌ترین سطوح هیئت حاکمه‌ی ایران است. آن هم در شرایطی که هرگونه شکاف و تضاد آشتی‌ناپذیر، به مثابه ظرفیتی برای اهرم‌سازی در راستای اهداف دشمنان ایران است.
 

 
جمع‌بندی
 
از منظر مدیریت گفت‌وگو، رئیس‌جمهور در برابر مجری فاکس‌نیوز نتوانست اقتدار لازم را نشان دهد. او وارد قاب‌بندی خصمانه‌ای که مجری طراحی کرده بود شد، اراده‌ای برای به چالش کشیدن مفروضات مغرضانه‌ی او نشان نداد، در چند مورد فرض‌های مصاحبه‌کننده را نپذیرفت اما آن‌ها را به‌طور قاطع رد نکرد، تلاشی برای برخاستن از صندلی تحمیلی متهم به خرج نداد، و نهایتاً پاسخ‌هایی داد که بیشتر به دفاعیه‌ای پراکنده شباهت داشت تا پیام راهبردی منسجم.

به تعبیری دقیق‌تر، رئیس‌جمهور نه تماماً مرعوب، بلکه مغلوبِ صحنه و قاب‌بندی رسانه‌ای شد. مجری رسانه‎ی متخاصم نقش دادستان سیاسی را ایفا کرد و رئیس‌جمهور، به جای برهم‌زدن بازی پرونده‌سازی از جانب مصاحبه‌کننده، عملاً در جایگاه متهمی قرار گرفت که با پاسخ‌های کلی، تکراری و گاه ناسازگار با الزامات بازدارندگی و دیپلماسی عمومی، می‌کوشید از فشار آن خارج شود.

این که چه کسانی و با چه انگیزه‌ای رئیس‌جمهور را در موقعیتی قرار دادند که می‌دانستند قادر نخواهد بود از ایران چهره‌ی قدرتمندی به نمایش بگذارد، موضوعی قابل تأمل و حتی پیگیری است.

اما در هرحال، پذیرش قالب تحمیلی این گفتگو، از جانب رئیس‌جمهور ایران که از سوی دولت متبوع رسانه‌ی مذکور در آستانه‌ی یک تجاوز نظامی دیگر قرار دارد، یک خطای راهبردی فاحش بود؛ خطایی قابل پیشگیری که می‌شد با عدم حضور در چارچوب برنامه‌ریزی‌شده‎ی رسانه‌ی متخاصم، صورت نگیرد.

از تلگرام جدال علیزاده