هنر و ادبیات
نامردمیست آنچه عیانست و معتبر -سروده منوچهر برومند سها
با اندوه بسیار آگاه شدم جناب آقای خسرو سیف رهبر حزب ملت ایران و مبارز نستوه و دیرپای راه آزادی و سربلندی ایران زمین از این دنیای دون رخت بر بسته اند ودوستداران خود را تنها گذاشته اند . واقعه غم انگیز و خسران باری که باعث تاسف و تاثر…
Read More »شمشیر در حوضخانه- مجید نفیسی
بیستویک شعر برای پدرم یک در این خانه شمشیری ستکه پدر، یادگارِ دورهی نظامش میداند.من آن را در خلوتِ خدایی حوضخانه دیدمو پنداشتم که نقشِ بیآزاری ستبر پرچمِ سبزِ خوشرنگِ الله. یک غروب به وقتِ افطاربه حوضخانه رفتیم.شبِ “قدر” بود.فوارهی کوچک با خود نجوا میکرد.پدر در کنار آبنما وضو گرفتو…
Read More »قلمزن -مجید نفیسی
بیاد پدر عزت در آستانهی انقلاببا ذرهبینی بر چشمو قلم و چکشی در دستساعتها پشت خم کردیو تقتقزنانچهرهی اخمآلود آقا رابر قابی مسینشادمانه قلم زدیو به دیوار آویختی. افسوس, سه سال بعددر پارک راهآهنسوگوار کنارم نشستیعینکت را به چشم زدیو وصیتنامهی دخترت راواژه به واژهبرایم خواندی.من در صدایتتقتق گلولهها رامیشنیدمو…
Read More »رو مگو عید رسیدست ۱-م ب سها
ای دل امروز نه عیدست کجا عید ؟ عزاستچشم دانا ز شرر باری غم خون پالاست خنده بر لب ننشیند چو ز آلام وجودرو مگو عید رسیدست چنین گفته خطاست دی شنیدیم که شد مَهلَکه ای مَقتَلِ خَلقمَدرَسِ سَیّد اوتاد که فخر شهداست مَکتَبی مُفتَخر از نام حسین بن علیآنکه…
Read More »کندو- اسماعیل خویی
بیاد اسماعیل خویی شاعر نامدار معاصر که در آدینه31 اردیبهشت1400 در تبعید جان سپرد. فضای بسته ای از گفت وگوی که بینشورانِ ما دارند درست همچون کندویی ست که ازدحام وهیاهوتمامِ زنبوران اش را دیوانه کرده است: چنان وچندان کاینان، اگر چه نوش هم می سازند، به هر بهانه که…
Read More »انتخوابات-افسانه خاکپور
سیاست دلمرده آرمانهای قلم خورده ارواح قسم خورده مورخین پژمرده ملت کلک خورده از صندوق صدقه به صندوق رأی رأ ی برای فرو رفتن به خواب خوش خواب، خوش بخواب سراسیمه برو به پای انتخواب رأ ی بده بعدأ بخواب کجاست انتهای خواب آی آی رأی بقاپ از آ دم…
Read More »یادی از شبنم جهانگیری- منوچهر برومند
زبیده جهانگیری متخلّص به شبنم سال ۱۳۲۰ خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود و یکم امر داد ماه ۱۳۹۸ در همان شهر دیده از دیدار جهانیان فرو بست. خانواده او از اهالی ایل چهار لنگ بختیاری بودند که در محلهء جلیل آباد تهران می زیستند. پدرش از خان های…
Read More »نشان پر اشتیاق زندگی-کامبیز گیلانی
آفتاب را از روی مویش شانه می کنم باران را از پلک چشم اش بر می شویم باد را از دست اش می چینم نگاه کنجکاوش را در پاسخی مبهم می پیچم و پایش را از انتظار باز می ستانم. کودکی پر اشتیاق در من هنوز خود را به حادثه…
Read More »جلفای اصفهان-مجید نفیسی
به ياد وازگن منصوريان شاه عباس تو راچون زنجیر خاجیبه گردن شهر آویختبا کلیسا و میدانچه سنگیاتبا پیالهفروشیها و زرگرخانههایتو با گونههای سرخ دخترانت. شهر برای توهمیشه آن سوی رود بودو تنها شاعران آخر شبدرهای میخانههایت را میکوبیدندو کوهنوردان دم صبحچک چک “آب خاجیک” ات را میآشفتند. صدها سال در…
Read More »“دوشنبه “،هم به یاد تو لبخند می زند – رضا مقصدی
امروز نیزاین دلاین شعله ی شکفته ی خوش آهنگآواز عاشقان قدیمی رابا رنگ ِچشمهای توپیوند می زندباور اگر نمی کنیباور کن !در پشت ِ پنجرهدر روبروی برف“دوشنبه” ،هم به یاد تو –لبخند می زند.
Read More »









