هنر و ادبیات
برای دخترم برای نازگلم- منیر طه
برای دستهایشدستهایتوقتی که دستهایتعمرِ دوبارهام دادجان رفته بود از تنجان پاره پارهام دادوقتی شکستم از بُنهم در زمان رسیدیاندامِ خستهام رابر دوش برکشیدیآن ریشۀ کهنساللرزان و بیقرار استدیگر نه برگ و باریبر روی شاخسار استبا اینهمه، زمان رابر دوش میکشانمباشد دو روزِ دیگرروی زمین بمانمهرچند مور و مارشپیچیده در دمارمآوَخ…
Read More »مسلمان و نامسلمان، پاک و ناپاک- شیرین سمیعی
تهران در مدرسه زرتشتیان درس می خواندم و در باره رفتار با آنان در ایران داستانها شنیده ام. خانم پریمرز فیروزگر(جوانشیر) به من گفت: پدر او بخاطر تحقیر و رفتار ناپسند مسلمانان یزد با خودش و همکیشانش، به تهران کوچ کرد. چهارده ساله بود و در مزرعه ای کار می کرد،…
Read More »مرگِ دوست-منوچهر برومند(م ب سها)
اندرین دنیا که رفتن سرنوشت آخر ست زندگانی قصهء پر غصهء نا باور ست لاله زاری بین ورا با زائرانِ داغدار گلستانی کز گلش بس خارها در پیکرست بنگرش در هر بهاری با همه سبزی و گل زرد روئی چون خزانش سرنوشت عبهرست کی کند شادی در آن فحلِ خردمند…
Read More »پیمان میش و گرگ – سروده منوچهر برومند سها
آنجا که علم و عقل مددکار کشورستتوفیق بر قرار و سعادت میسّر ست آنجا که نیست دانش و صدق و درایتیتَلّ ضلالتیست که شایان آذر ست مهر و وفا و صدق و نجابت کرامتیستکانرا که نیست ذُل شقاوت مقرّرست ایرانیا چه شد که ترا طرفه نقش صنعدیگر به کارگاه درایت…
Read More »خموشید ، خموشید / نفرین بر اهلِ دین / م.سحر
خموشید، خموشید ، خموشی دمِ مرگست! (مولوی) م.سحر تا اهلِ ایران اینچنین خواب وخموشند ایران ، فروشی نیست،امّا می فروشند افیونِ دینْشان بُرده تا آنسوی مُردار نَشْگِفت اگر عاری ز رای و عقل و هوشند سِحر ِخرافات آنچنانشْان کرده مدهوش کاینگونه مجذوبانِ مُشتی لاش ولوشند با نعمۀ جان و خِرَد…
Read More »بر مزار تمنا- بارق شفیعی
ای بیـــوفا برو کـــــــه شبســــتان خاطرمدیگـــر نه جای جلوهء ذوق وصال توستزآندم که پی به راز نهـــــــــان تو برده امکابوس خواب راحتم هر شب خیال توست رفتی دگرمیا که درین دل نه جای توست میخـــــــواستم ز پرتو پنـــــــــدار تابناکنور چـــــــــــراغ خلوت اندیشـه ام شویمیخواستم چو مـــرغ سبکــــــــبال آرزوتا آخرین دیار…
Read More »هان ای بهار – شفیعی کدکنی (م.سرشک)
هان ای بهار خسته که از راه های دورموج صدا ی پای تو می ایدم به گوشوز پشت بیشه های بلورین صبحدمرو کرده ای به دامن این شهر بی خروش برگرد ای مسافر گمکرده راه خویشاز نیمه راه خسته و لب تشنه بازگرداینجا میا … میا … تو هم افسرده…
Read More »دوشعر از نویسنده و شاعر نامدار سوئدی پر لاگرکویست با گزارشی کوتاه از زندگی و آثار او-طاهرصدیق
پر فابیان لاگرکویست، Pär Fabian Lagerkvist، در سال ۱۸۹۱ متولد شد. وی جوانترین کودک خانواده در میان پنج خواهر و یک برادر بود.می توان گفت که خانوادهی لاگرکویست توانایی مالی اندکی داشت اما فقیر نبود. پدرش کارمند راهآهن بود. مادرش بسیار مذهبی بود. در خانه لاگرکویست ، جز یک جلد…
Read More »بهارانهها- احد قربانی دهناری
شادیانههای چکامهسرایان به مردم و پرچم مبارزهی آنها در برابر قشریون و خودکامگان (شعرها و ترانه های سرزمین نوروز) کشور من سرزمین شگفتانگیزی است. صدها مبارزه در صدها جبهه در جریان است. یکی از این جبههها، مبارزه برای بیان احساسات به ویژه احساس شادی و نشاط است. یک جریان عبوس…
Read More »اخطار به محمد امینی – هادی خرسندی
جناب محمد آقای امینیمواظب باش زین بدتر نبینی شنیدم میرود دائم کش و قوسبرای تو علی میرفطروس که میخواهد به تمهید و تأنیترا بنماید ایشان ضربه فنی کتابی را که تو ننوشته بودیبه نامت منتشر سازد به زودی کلامی را که تو ناگفته باشیبه نقل از تو بگوید با حواشی…
Read More »








