هنر و ادبیات
شهادت- مجید نفیسی
به شاهدی ایرانی در دادگاه سوئدی آیا یک فرقون طنابنشانهی دار زدن نیست؟آیا کامیونی یخچالدارنشانهی چال کردن نیست؟آیا یک جعبه شیرینینشانهی نفرتی بیمارگون نیست؟ از پشت کرکرهتنها میتوان زندانبانها را دیدکه از صحنهی جنایت میگریزند. اما وقتی به بند بازمیگردیاز جاهای خالی درمییابیکه چند زندانی را هشتم مرداددر گوهردشت به…
Read More »تاریخ و صدای ماندگار قربانیان- اسد سیف
صدای قربانیان اگر در تاریخ بماند، در ذهن اجتماع ماندگار میشود. صدا اگر از تاریخ حذف شود، فاجعه تکرار میشود. چگونه اما میتوان جنایتها را به تاریخ نشاند و به حافظه جمعی تبدیل کرد؟ در پاسخ به این پرسش است که ادبیات به سهم خویش، دست به دست تاریخ میدهد،…
Read More »عشق میهن- فریدون وحیدا
میهنم ، از هر چه بد آزاد میخواهم تراخرم و سرسبز و پرگل ، شاد میخواهم ترادیدهام بر سفرهات ارباب استثمار راوای من، زاین دزدها آزاد میخواهم ترادشمنانت نیز در پیرامنت صف در صفنددفع آنان را قوی بنیاد میخواهم ترابر تو بگذشتهاستتوفانها و بر جا ماندهایجاودان بر جای و هم…
Read More »گاهشمار خونین سرزمینم – ی. صفایی
آبان ردای خونینش را بر شانه های آذر آویخت و همه دلتنگی هایش را به آذر سپرد و آذر هنوز از راه نرسیده شیون کنان بر سر و روی خود می کوبید. این دو، یارانی جدا نشدنی از یکدیگر هستند زیرا که هردو، مهرِ مهرماه را در دل دارند و هر…
Read More »حاشیه ای بر یک به اصطلاح نقد-رضا نجفی
به تازگی هنگام جست و جوی منابعی برای نشستی درباره مهشید امیرشاهی چشمم به مقاله ای در سایت ایران لیبرال افتاد که در آن نویسنده مطلب عنایتی به بنده نشان داده و اتهام هایی متوجه من ساخته بود. در مطلب ایشان چنین آمده بود: «به واقع، اولین انگیزۀ ارائۀ این…
Read More »اي سرورِ آزادگان، يادت گرامي باد- منیرطه
به ياد و در سوكِ دكتر حسين فاطمی وقتي كه آن ابله به اعدامِ تو فرمان داد، وقتي هزاران جان كنارِ جانِ تو جان داد، وقتي سرودِ «زنده بادت» بر لبت غلتيد، 1 خونخواهيَت را اي به خون آغشته، فرمان داد نامِ بلندت اينچُنين ورد زبانها شد راه و رَوندت…
Read More »هیچ – افسانه خاکپور
آیا آنهمه هیچ بود آن آمدن ورفتن ها گشتن درشهرها وپس کوچه های غریب بی وقفه جستن و بازجستن ها گفتن وشنفتن ها آنهمه اشتیاق وانتظار امید و آرزو روبیدن غباراز گلبرگ ها برچیدن دانه دانه برگ و بارها در شب تار طرح تازه ای برای فرداها افکندن آیا آنهمه…
Read More »صبح تلخ – افسانه خاکپور
صبح تلخی است و تسکینی نیست در سکوت درختان وخزان باغ پروانه ای بی صدا پرکشید ودراضطراب جاده ای بی نام قلب آهویی ازتپش افتاد ده اکتبردوهزاروبیست ویک
Read More »مردم باش -سروده منوچهر برومند( م ب سها)
به مردمی ۱ که فرو بسته دست در قفسستبه عفو کوش فضیحا که زجر و ظلم بسست هر آنکه خلق به جور و جفا بیازاردبه پیشگاه خدا نابکار بلهوسست نیرزد آنکه شود خاطری پریش از کسکسی که خاطر خلق خدا بخست خسست نگر به قافلهء عمر و سیر تند زمانروان…
Read More »مهشید امیرشاهی، از یک نگاه_ مهدی استعدادی شاد
در این چهل واندی سال گذشته به غربت، که ما از هول و هیبت کریه هیولای بنیادگرایی اسلامی در میهن خود هراسیده و در گوشه و کنار جهان پناه و ماواء جستهایم، بانوانی داشتهایم که نه فقط سنت رُمان نویسی زنانه را تداوم بخشیده، بلکه همچنین با کنشمندی و بیان…
Read More »








