Home سخن روز آرشیو سخن روز نفوس مرده- رامین کامران

نفوس مرده- رامین کامران

شهیدپروری یک از تخصص های اصلی روحانیان و کلاً مذهبیان در تمام دنیاست. هیچ نهاد تاریخی به اندازۀ مذهب شهید نپرورده و مهمتر این که هیچکس هم در مرتب و منظم کردن آنها محض بهره برداری به پای مذهبیان نمی رسد. این بهره برداری اصولاً معطوف است به حقانیت مذهبی که شهید داده است، نوعی مسابقۀ کمی برای ابراز برتری. مهره هایی که می شمرند تا معلوم کنند که برنده کیست. در عین حال باید توجه داشت که نوعی رابطۀ دوسره بین ارزش و شهادت برقرار است. درست است که شهادت اعتبارش را از تقدس می گیرد، ولی در عین حال خود نیز بدان اعتبار می دهد.

در گفتار مذهبی تقدس نقش ارزش اعلا را بازی می کند. ولی تقدس به خودی خود در معرض امتحان نیست مگر برای کسانی که به سبک عرفا با آن رابطه ای مستقیم برقرار می سازند. برای دیگران رابطه غیر مستقیم است و اعتبار بخشی به تقدس به واسطه انجام می شود. یعنی شما باید اعتبار تقدس را به طور غیر مستقیم دریابید. معمول ترین صورت این دریافت از طریق معجزه است که مثال دخالت تقدس است در تاریخ.شهدا نیز نقشی شبیه به معجزه ایفا می کنند، گواه تقدس می شوند و به همین ترتیب به تقدس اعتبار می دهند، با تأیید ارزشش. به عبارتی، اعتبار تقدسی هر که مذهب به ما عرضه می دارد، با شمار شهدایش بالا می رود. این است رابطۀ دوسره.

با تأسیس حکومت اسلامی و اختلاط نامبارک مذهب و سیاست، سال هاست است که مقولۀ شهدا صورت یکی از مقولات مرکزی گفتار سیاسی ایران را یافته است. دیگر فقط بحث مذهب نیست، شهدا سیاسی شده اند، یا به عبارت دقیق تر سیاسیشان کرده اند. تا از هر تصمیمی سخن در میان میاید و تا اختلافی جدی در تصمیم گیری سیاسی رخ می نماید، پای شهدا هم به میان کشیده می شود. همین جا یادآوری بکنم که در داستان انقلاب هم  اعتباربخشی دوسره است. هم شهدا به انقلاب اعتبار می بخشند و هم انقلاب از آنان اعتبار می گیرد و حقانیتش اثبات می گردد. در نهایت با یک دور منطقی مواجهیم که وقتی واردش شدید، دو طرف آن به صورت متقابل ارزش هم را ضمانت می کنند و بالا می برند.

ببینیم کارکرد سیاسی شهدای انقلاب کدام است.

اول از همه و به طور کلی، تولید مشروعیت، در درجۀ اول برای انقلاب. حقانیت انقلاب را با تعداد شهدایش به ما اثبات می کنند و به تبع، هر کس و هر گروهی که می خواهد برای خود اعتباری انقلابی بخرد، دست به دامان شهدا می زند و با ارجاع به آنها به دیگران اعلام می کند که در خط انقلاب گام برمی دارد. در این رژیم، انقلاب مرجع تاریخی مشروعیت است وشهدا ضمانت اعتبارش. عجالتاً یادآوری بکنم که پهلوی طلبان هم نیز با الهام از اسلامگرایان به راهی مشابه رفته اند و می کوشند شهدای اعتراضات سیاسی را صاحب شوند و از آنها اعتبار بگیرند. البته این کار با رقم سازی و با خام دستی انجام می گیرد و چنان ابعادی ندارد و نحیف و بی توان است. فقط خواستم یادآوری کرده باشم که فقط اسلامگرایان به این تجارت مشغول نیستند.

شهدا نوعی ذخیرۀ طلا را تشکیل می دهند که به نقدینۀ انقلاب اعتبار می دهد. ذخیره در معرض فرسایش که نیست، هیچ، حتی به مرور بر آن افزوده می گردد. طبعاً این تصور رایج است که به اتکای این ذخیره می توان تا ابد اسکناس انقلابی چاپ کرد و به بازار فرستاد و هیچگاه هم نگران کاهش ارزش آنها و تورم نبود.

کارکرد دوم و جزئی شهدا، موجه جلوه دادن هر گزینۀ سیاسی و حتی اجتماعی یا اقتصادی و… است که خود را انقلابی می خواند و تکیه به انقلاب اسلامی دارد. شهدا ضامن این و آن گروه سیاسی می گردند، بخصوص تصمیماتی که این ها با برچسب انقلابی به دیگران عرضه می دارند. یادآوری کنم که وقتی در این نظام صحبت از انقلاب می شود مقصود واقعه ای نیست که دو سالی طول کشید و می توانست نتایج متفاوت بار بیاورد، مقصود نتیجۀ واحدی است که از دل آن زاده شده، یعنی همین نظام اسلامی، نظام مترادف عملی انقلاب است. آنچه که تداوم انقلاب می خوانند، تداوم حیات نظامی است که از دل آن درآمده است.

در نهایت به چه نتیجه ای می رسیم؟

به این که در نظام برآمده از انقلاب قرار است مرده ها برای زنده ها تصمیم بگیرند. حکومت اسلامی حق مردم زنده را بر سرنوشت خویش به این ترتیب به مرده ها حواله می دهد، به تمامی این لشکر مردگان که سال هاست در رکاب حکومت حرکت می کند. گویی برای اینکه سخنتان اعتباری پیدا کند می باید اول شهید بشوید و موقعی از منزلت شهروندی برخوردار می گردید که مرده باشید. روشن است که مردگان به زبان خود سخن نمی گویند، دیگرن از سوی آنها حرف می زنند، همان هایی که از سوی خدا صحبت می کنند تا مؤمنان را به اطاعت وادارند.

یکی از ابعاد نبرد بزرگی که از ابتدای برقراری نظام اسلامی بر سر احقاق حقوق ملت، در ایران جریان دارد نبرد بین زنده ها و مرده هاست. آن حقوقی که از مردم سلب گشته به مرده هایی حواله شده که نمایندگانشان همین گروه های انقلابی هستند. سلب پشتوانه از این ها لازمۀ پیروزی است. توجه دارم که سلب اعتبار سیاسی از شهدا به هیچ وجه مترادف بی حرمتی به آنها نیست، فقط اعتبار انتخاب آنها را در حق زندگان رد می کند. خواست رفتگان برای زندگان مسئولیتی ایجاد نمی کند.

آن چه که ما در میدان سیاست طالبیم خواستی به تمام معنا دنیوی است و هیچ ارتباطی با ماورأ الطبیعه ندارد. سیاست در دل تاریخ و در این دنیا جریان دارد و جایی برای ارجاع به چیزی بیرون از تاریخ ندارد. باید راه آنهایی را که می کوشند نقبی به بیرون از این جهان بزنند، مسدود کرد و حقوق زندگان را حفاظت نمود.

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۷ ژوئن ۲۰۲۶

این مقاله برای سایت ایران لیبرال نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است