
بعدش چی؟- رامین کامران
می خواهم در این مقاله یک نکتۀ کوچک را با شما مطرح کنم که، به رغم اهمیت بسیارش، متأسفانه کسی به آن توجه نمی کند.
ما دائم با وقایعی سر و کار داریم که قرار است بیانگر سیاست های این و آن کشور باشد و تا آنجایی که به ایران مربوط می شود، برای ما مهم و حتی حیاتی است. در بارۀ آنها بحث می کنیم و کوشش در ارزیابی آنها مینماییم. در این کار توجه ما، چنان که منطقی هم هست، متوجه است به خود هر واقعه. آنرا تجزیه و تحلیل می کنیم و ابعاد مختلفش را می سنجیم، ولی همیشه به این نکته توجه نداریم که معنای هیچ واقعه ای فقط در خودش نیست. این معنا، به مقدار زیاد و گاه حتی تعیین کننده، از پس زمینۀ آن و وقایعی که احاطه اش کرده است، برمی خیزد. این بی توجهی، در جایی که پای تعقیب یک استرتژی در میان است، به نهایت نابجاست است و می تواند ما را قاطعاً به خطا براند. به خاطر این که سلسسله اعمالی که بدنۀ یک استراتژی را تشکیل می دهد، در چارچوب نظری آن جا می افتد و معطوف است به هدف نهایی آن، به هیچوجه نمی باید جدا از کل آن تحلیل و ارزیابی بشود. باید سنجش جدا جدای این اجزأ جداً احتراز کرد و هیچگاه هدف نهایی را از نظر دور نداشت.
عواملی گوناگونی ما را به این راه خطا می برد. اولین آن ها چشمگیر بودن واقعه ایست که در پیش چشم ما اتفاق افتاده و نظر ما را بر خویش متمرکز کرده است. این خاصیت هر اتفاق چشمگیری است که حواس ما را از باقی آنچه که می گذرد منحرف می سازد و چشممان را ـ ولو برای مدتی کوتاه ـ بر آنها می بندد. دنیا محدود می شود به همین یک اتفاق که فکر ما را مشغول خود می کند، اگر خبری می جوییم در باب آن است، اگر با کسی حرفی می زنیم، از آن است، اگر دعوا و جدل هم می کنیم بر سر آن است و… نوعی کوری موقتی و موضعی. این در درجۀ اول باعث می گردد تا در دام آنهایی بیافتیم که می خواهند با یک عمل ضربتی، از توجه به دیگر امور بازمان بدارند و حتی وادارمان کنند تا به طوری کمابیش ارادی بر آنها چشم بپوشیم. دوم این که، حتی اگر نخواهند بازیمان بدهند، نخواهیم توانست حکایت را در پس زمینۀ درست قرار بدهیم. دنبالۀ منطقی این دو، بازماندن ما از ترزیابی درست و نشان دادن واکنش درست به واقعه است.
این خطا و بی توجهی، در موارد عادی و روزمره پیامد های خود را دارد، ولی جایی که پای استراتژی در میان است، فاحش است و میتواند بسیار گران تمام شود. حرفی که می خواهم بزنم، مربوط است به این حوزه و بسیار هم ساده است. استراتژی برنامۀ عملی است خطی و قاعدتاً منطقی برای رسیدن به هدفی معین. در نهایت ساختارش بسیار ساده است و باید برای هر کسی که به آن مختصری توجه کند، روشن و قابل درک باشد.
به همین دلیل، هر جا پای استراتژی در میان باشد، چه ادعای تعقیب استراتژی معین به روشنی بیان شده باشد و چه از کسی که عمل یا اعمالی را در صحنۀ سیاست و بخصوص سیاست بین الملل، انجام می دهد، انتظار برود که از روی برنامه عمل کند، مهمترین سؤالی که میتوان مطرح نمود مربوط است به همین پیوستگی کلی است که خاصیت اصلی استراتژی است. سؤال بسیار ساده است: بعدش چی؟
عبارت به نظرتان عامیانه میاید؟ شاید حق داشته باشید، ولی این چیزی از اهمیتش نمی کاهد. تمام داستان پیوستگی، یا، به عبارت عامیانه، سر و ته داشتن کار را با همین سؤال ساده می سنجند. ممکن است فکر کنید که این سخن به حرف زدن راننده های تاکسی شبیه تر است تا زبان تحلیل گران رسمی و دانشگاهی، ولی اصل و اساس مطلب همین جاست. اگر می خواهید به ترتیب دیگری عبارت بندیش بکنید، به میل خودتان عمل کنید. ممکن است به این ترتیب بتوانید بر مخاطبان خود تأثیر بیشتری بنهید، یا چهرۀ روشنفکری یا ژست متفکرانه بگیرید، ولی اصل داستان همین است. ممکن است بخواهید حوزۀ سؤال را گسترش بدهید یا این که در آن پیچیدگی های تئوریک وارد کنید و هزار و یک کار دیگر که همه پسندیده است. ولی همۀ اینها لایه هاییست که دور هستۀ سادۀ حقیقت آن پیچیده شده است. اعتبار کار از این هستۀ سخت میاید، این را که داشته باشید، اصل مطلب را دارید. بی خود تصور نکنید که برای معتبر کردن یا کارآمد تر کردنش باید حتماً در چند لایه زرورق تئوریک پیچیدش یا اینکه عبارات مطنطن برای بیانش به کار برد.
حال بیاییم سر مثال دم دستی کار که مرا به نگارش واداشت. ما می دانیم که دشمنان اصلی ایران اسرائیل و آمریکا هستند، اسرائیل را به قصد در مقام مقدم قرار دادم. اروپا دنبالۀ روی این دوست. خوب، اینها دائم کارهایی می کنند که در نهایت متوجه است بر فشار آوردن بر ایران و کمترین هدف آنها به زانو درآوردن حکومت کشور است، با وارد کردن فشار بیحد بر مردم این کشور و در نهایت از هم پاشاندن ایران که هدف اسرائیل است. می دانیم که اینها برای کارشان استراتژی دارند و با برنامه جلو می روند. ولی همین اعتقاد داشتن به اینکه برنامه دارند، بسا اوقات ما را از توجه به چند و چون کارشان باز می دارد. یعنی اینک استراتژی آنها را نمی سنجیم، فقط می گوییم که دارند و همین هم برای ما کافیست و گاه حتی برای مرعوب کردنمان. فکر اینکه در این کار قابلیت و مهارت دارند و به هر صورت از ما جلو هستند، به نوعی انفعال سوقمان می دهد که بیجاست و در دراز مدت کشنده.
چرا به این روز می افتیم؟ برای این که کارشان را ارزیابی نمی کنیم و حد اقل همین سؤال ساده را که گفتم، در مورد اعمالشان مطرح نمی نماییم. اگر این کار را بکنیم، ناپیوستگی بسیاری از تصمیماتشان بر ما هویدا می گردد و بی عاقبتی کارشان برایمان معلوم می شود. توجه داشته باشیم که استراتژی با زور فرق می کند. زور اسباب کار است و استراتژی طرحش. البته، بخصوص در مورد آمریکا و اسرائیل، این عامل به کار پر کردن چاله چوله های طرح های غلط و اجرای خام دستانۀ آن ها میاید. روش آمریکایی این است که اگر عملم جواب نداد یا این که خطایی کردم، می توانم با وارد آوردن فشار بیشتر به حریف همه را جبران کنم. کاری که می تواند درمان موضعی باشد، ولی چاره برای تحقق هدف غایی نیست. هزار مثال از این امر داریم، از بزرگش در عراق گرفته تا کوچکش در هزار جا. مورد اسرائیلی هم با این یکی فرق چندانی ندارد، مگر در این مورد که اسباب اصلیش، قبل از زور مادی و بیش از آن، زور دروغ است و توان تبلیغاتی که هر کار خود را درست جلوه بدهد و هر هدفی را تحقق یافته وانمود سازد. مثال بزرگش شکست مفتضحانه در برابر ایران و ادعای مسخرۀ پیروزی که همه جا تکرار می کند.
نقطه ضعف استراتژی اینها که به طور جدی در این زمینه مدعی هستند، فقط محدود به دست نیافتن به هدف غایی نیست، در هر مرحله از کارشان و بادیدن عدم انسجام کارشان، هویداست. منتهی مردم در هر قدم چشم و دل می سپارند به سر و صدایی که بلند می شود و در حقیقت هرکدام نکته ای انحرافی است. نکتۀ انحرافی برای خلع توجه از کل کار، از پس زمینۀ درست ارزیابی. در حقیقت همین امر در پوشاندن نقاط ضعف آنها نقش بازی می کند، با فلج کردن توان تعقل و عمل از حریفانشان، از همان هایی که قرار است طعمۀ انها باشند.
نتیجه گیری من کوتاه است و خواهشم ساده: هر مرحله از کار این ها را که می بینید و به نظرتان چشمگیر میاید بلافاصله بپرسید: بعدش چی؟ اقلاً یک مرحلۀ بعدی و اگر شد بیشتر از یکی را در نظر بیاورید. جداً می گویم، نتایج وسیع و چشمگیر طرح این پرسش ساده، غافلگیرتان خواهد کرد.
۱۶ دی ۱۴۰۴، ۶ ژانویۀ ۲۰۲۵
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است


