تفاهمنامه میان ایران و آمريکا فاقد چشم انداز بازدارندگی جنگ علیه ایران- توفان(حزب کار ایران)
سرانجام چارچوب متن تفاهمنامه بین آمریکا و ایران اکنون علنی شده است. یک مقام عالیرتبه دولت ایالات متحده آن را پس از آنکه چندین رسانه نسخه اولیه متن را منتشر کرده بودند، منتشر نمود. این تفاهمنامه بلافاصله پس از امضای آن توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهورآمریکا ومسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، درشب چهارشنبه، اجرایی شد.
این در حالی است که حد اقل ۷ بندبسیار مهم از ۱۴ بند آن که بی بی سی فارسی آن را منتشر کرده است با توضیحات سوال برانگیز آمریکا، بیپاسخ مانده است! حال ببینیم نکات متن منتشر شده به چه مواردی میپردازد:
متن به صراحت در ابتدا بیان میکند: “پایان فوری و پایدار جنگ در تمام جبههها، از جمله در لبنان”! هر دو طرف و متحدان آنها باید ازخصومتهای بیشتر خودداری کنند! اتفاقا لبنان همان جایی است که حزبالله و مردم بی گناه جنوب این کشور هنوز بدون وقفه، زیر بمبارانهای صهیوفاشیست ها، روز و شب قربانی می دهند و زجر می کِشند.
دیگر اینکه منظور از متحدان به هيچوجه مشخص نشده است. علاوه بر این، متن در نکات مختلف به مذاکرات بیشتر اشاره میکند که قرار است ظرف ۶۰ روز آینده به توافق نهایی دست یابد.
مضافا اینکه این دوره قابل تمدید نیز می باشد! پس می بینیم که تکلیف این تفاهمنامه فعلا نا مطمئن و ناروشن است.
طبق این تفاهمنامه – که به دیده ما سرنوشتی شبیه برجام خواهد داشت – ایران موظف است ظرف ۳۰ روز پس از امضا،هرگونه مین دریاییِ کار گذاشته شده درتنگه هرمز را پاکسازی کند تا تردد کشتی ها به طور کامل آزاد گردد و یکی ازخواست های اصلی امپریالیسم آمريکا برآورده شود!
ازسوی دیگر، گویا ایالات متحده موظف است محاصره کشتیهایی را که وارد یا از بنادر ایران خارج میشوند را لغو کند. طرف آمریکایی همچنین موافقت میکند که تحریمهای تجارت انرژی ایران را، از زمان امضای توافقنامه تا زمان لغو آن، به حالت تعلیق درآورد! اما ما شاهد بودیم که بعد از توافق برجام که قرار بود تحریم ها لغو شوند، هیچ تحریمی لغو نشد.
گویا پس از توافق نهایی، قرار است که تمام تحریمها علیه ایران لغو شوند!!
این بند هم خاطره برجام را زنده می کند، زیرا که لغو تحریم های قید شده در برجام نیز هرگز عملی نشد!
ببینیم به چه امر مهمی در این توافقنامه کذایی برخورد نشده است؟
گرچه درهمان پاراگراف اول توافقنامه، پایان جنگ بین اسرائیل و جنبش مقاومت حزباللهِ طرفدار ایران در لبنان پیشبینی شده است و اسرائیلِ متحد ایالات متحده و ایران را ملزم به رعایت آن میکند، اما به مهمترین عنصر این جنگ که همانا حضور ارتش اشغالگر صهیونیست ها در لبنان باشد وایران، قبل از مذاکرات تفاهمنامه بارها آن را خواسته بود، کوچکترین اشارهای نشده است!در این تفاهمنامه سوالات بیپاسخ متعددی وجود دارد:
به عنوان مثال، اگر اسرائیل متحد ایالات متحده یا حتی خودِ آمریکا و ایران و یا حزبالله لبنان، توافقنامه را نقض کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
یکی دیگر از نشانه های عدم جدی بودن این تفاهمنامه این است که بنیامین نتانیاهو روز دوشنبه (۱۵ جون) گفت که مبارزه علیه ایران و متحدانش در منطقه تمام نشده است. ارتش اسرائیل «تا زمانی که لازم باشد» در مناطق امنیتی در نوار غزه، جنوب لبنان و سوریه باقی خواهد ماند!! سوالات بیپاسخ دیگری نیز وجود دارد:
آیا شبهنظامیان حزبالله تا زمانی که اسرائیل مناطقی را در جنوب لبنان, تحت عنوان”مناطق امن” در اشغال گستاخانه خود دارد و به کشتار خود ادامه می دهد، باید به آتشبس پایبند بمانند؟
چگونه می توان شاهد کشتار پیر و جوان و زن وفرزندان خود به دست صهیوفاشیسم بود و عکس العملی نشان نداد؟
این توافق صلحی که ما با آن مواجه هستیم پر از علامت سوال است:
این تفاهم نامه گویا توافق بین ایالات متحده و ایران، پایان خصومتها و باز شدن تنگه هرمز را پیشبینی میکند. اما واقعیت اینست که ما با صلح واقعی فرسنگها فاصله داریم.
برای نمونه اگر درگیریهای نظامی بین اسرائیل و حزبالله ادامه یابد که میابد، (آخرین حمله جنایتکارانه ارتش اسرائیل در۱۹ ژوئن رخ داد) ایران چه واکنشی باید نشان دهد؟ آیا در آن صورت حمله خواهد کرد؟ عقل سلیم حکم می کند که باید در مقابل زورگویان اسرائیلی ایستاد و پاسخ موشک و پهپاد و بمب را با موشک و پهپاد و بمب داد.
سازمان مقاومت حماس در نوار غزه نیز از متحدان ایران است. آیا آتشبس در مورد نوار غزه نیز اعمال خواهد شد؟
تجربه نشان داده است که از زمان آتش بس دراین دیار، صهیونیست ها پیوسته بر سر مردم بمب ریخته و هنوز هم می ریزند و آدم می کُشند. آیا ایران حق دارد که از موجودیت خلق فلسطین درغزه دفاع کند یا نه؟ سوالات مربوط به برنامه هستهای ایران تا حد زیادی کنار گذاشته شدهاند. در این تفاهمنامه، جمهوری اسلامی جبونانه موضع رسمی خود مبنی بر “عدم تولید سلاح هستهای” را تکرار کرده و قول رقیق کردن اورانیوم غنیشده با غلظت بالا، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی را داده است. به گزارش سیانان، این ماده در پیشنویس قبلی که توسط ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، مورد توافق قرار گرفته بود، گنجانده نشده بود ولی در اینجا ایران باز هم عقب نشینی کرده است.
جنبههای دیگری نیز هستند که می بایست در توافق نهایی روشن شوند. امپریالیسم آمریکا در متن کامل تفاهمنامه اخیر ، برای ۶ بند از ۱۴ بند توضیحات مجزا داده است و در آنها عملا تفاهم نامه را وابسته به وادادگی هرچه بیشتر ايران کرده است! به این معنی که یا ایران تسلیم خواسته های آمریکا می شود یا توافقنامه ای در کار نخواهد بود!
به نظر میرسد بازه زمانی ۶۰ روزه تعیین شده برای تصویب توافق نهایی بسیار محدود است.
اگرچه در صورت لزوم، این مدت میتواند تمدید شود، اما فراموش نکنیم که توافقنامه خائنانه برجام تقریباً پس از دو سال بدست آمد. پایگاه خبری پولیتیکو با استناد به منابع آمریکایی گزارش میدهد که ایران در پشت صحنه، امتیازات قابل توجهی در مورد برنامه هستهای خود داده است. هیچ اشاره صریحی به درخواست ایران برای دریافت هزینه برای عبور کشتیها از تنگه هرمز در آینده نشده است. با این حال، شرط عبور رایگان از تنگه هرمز گویا فقط برای بازه زمانی ۶۰ روزه ی مذاکره اعمال میشود!؟
انتظار میرود ایران در گفتگو با سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس، در مورد مقررات آینده با عمان گفتگو کند.
همچنین درخواستهایی که آمریکا قبل از شروع جنگ در اواخر فوریه مطرح کرده بود، از قلم افتاده است:
مهار برنامه موشکی ایران و پایان دادن به حمایت از نیروهای مقاومت منطقه مانند حزبالله در لبنان یا حوثیها در یمن. هنوز بسیاری از مسایل در مورد چارچوب توافق نامشخص اند.
برای نمونه خبرگزاری اکسیوس به نقل از مقامات آمریکایی گزارش میدهد که: “در صورت برآورده شدن شرایط خاص، ایران به صورت مرحلهای مزایایی دریافت خواهد کرد”. اما متن، این جزئیات را مشخص نمیکند. مزایای مبهم تعریف نشده! به عنوان مثال گویا یکی از این مزایا، آزادسازی داراییهای ایران است، که به گفته کارشناسان، یک اقدام فنی و قانونی پیچیده است! به همین دلیل امکان وقوع آن غیر ممکن است، کما اینکه تاکنون اتفاق نیافتاده است. در حالی که رئیس جمهور ایالات متحده میتواند از طریق معافیتها، تحریمها را لغو کند.
“ساشا لومان” از موسسه آلمانی امور بینالملل و امنیتی (SWP) توضیح میدهد:
„ با این حال، این فقط تا زمانی که توافق نهایی حاصل شود، اعمال میشود. سپس کنگره باید آن را تأیید کند.“ این است آن واقعیتی که همانند کوهی مانع رفع تحریم ها علیه ایران خواهد ماند زیرا طبق تجربه تاکنونی کنگره ی آمريکا، که تحت نفوذ شدید صهیونیست ها است تحریم ها را به را حتی رفع نخواهد کرد.
نکته مهم دیگر اینست که موفقیت یک “صندوق بازسازی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری” به طور قابل توجهی به لغو تحریمهای آمریکا علیه ایران بستگی دارد. به گفته اکسیوس، انتظار میرود این وجوه از سرمایهگذاران خصوصی در کشورهای خلیج فارس و آسیا تأمین شود! این “ابتکار کاذب” یادآور ابتکارات سرمایهگذاری برای توسعه غزه است که هرگز محقق نشدند.
تا زمان شروع جنگ در ۲۸ فوریه، تنگه هرمز – که برای تجارت بینالمللی انرژی بسیار مهم است – برای کشتیرانی باز بود، جمهوری اسلامی در پاسخ به حمله تجاوزکارانه ایالات متحده و اسرائیل، به درستی، تقریباً به طور کامل تنگه را مسدود کرد. اکنون هم می بایست که ایران بازگشایی را منوط به امتیازاتی کند، که نمی کند.
تعلیق تحریمهای نفتی علیه ایران در طول مذاکرات، حد اکثر میتواند درآمدی برای ایران به ارمغان بیاورد. به عنوان مثال، پایان دادن به محاصره دریایی بنادر ایران توسط ایالات متحده، به ایران اجازه میدهد زنجیرههای تأمین مختل شده را بازیابی کند. اما مثل همیشه به شدت جای شکّرش باقی است که امپریالیسم آمریکا به این قولش عمل کند.
تقریباً ۲۰ درصد از مصرف نفت جهان از طریق تنگه هرمز گذر می کند. این واقعیت که نفت و گاز اکنون دوباره از منطقه خلیج فارس جریان دارد، احتمالاً نه تنها برای دولت ایالات متحده، بلکه در سطح بینالمللی نیز مایه آسودگی خاطر خواهد بود. و به این ترتیب این تفاهمنامه، چه از نظر سیاسی وچه ازجنبه اقتصادی فعلا به نفع آمریکا تمام خواهد شد وفاقد هرگونه چشم انداز بازدارندگی برای ایران است.آیا پیروزی اولیه ایران درجنگ چهل روزه وبستن تنگه هرمز وفشردن گلوگاه انرژی جهان به شکست وجنگ مجدد خواهد انجامید؟ باید منتظر شد ودید تحولات درونی ایران به کدام سو می رود ونقش توده ها درمیدان وتاثیرات آن بر حاکمیت چه خواهد بود.
