آرشیو هنر و ادبیات
خزان غمگین-منوچهربرومند(م ب سها)
خزان در ره گذاری رو به پایانهمی میرفت لنگان لنگ لنگان فروزان مجمر خورشید بی تاببه لرزانی نمایان گشته در آب دمان بادِ مشیّت تیز می تاختزمین در زیر پایش رنگ می باخت فرو می خفت خورشید جهان سوززتن بیرون فکن آن خلعت روز زمین می ریخت برگ ارغوانیخزان می…
Read More »دیدار اسکایپی با بخشدار شوش و هفتتپه-ناصر رحیمخانی
دیشب ـ شنبه شب 30 اکتبر 2020 میلادی ـ خواب دیدم که تابستان سال 1342 خورشیدیست. برادر بزرگم حمید، دانشجوی حقوق از تهران آمده دزفول، رفتهایم آبادی چی چالی. دیوان خان پدر پُر شده بود از رعیتهای آبادی و شلوغ پلوغ گالِ رُوِ لری و حرفِ زمین و حق نَسَق…
Read More »سری قصه ها و غصه ها در جمهوری اسلامی-(2)- حسین عرب
ممنوع المعامله بی گناه، اوایل دهه هفتاد برای سند زدن خرید خودرو به دفتر اسناد رسمی رفتم، محضردار بعد از گرفتن مدارک، به لیست کامپیوتری مراجعه کرد و گفت اقای حسین عرب، گفتم بله بفرمائید، گفت شما ممنوع المعامله هستید، گفتم اشتباه می کنید، لیست کامپیوتری را نشان داد که…
Read More »قصه ها و غصه ها در جمهوری اسلامی- حسین عرب
سرزمین ایران در تمام دوران ها سرشار از قصه بوده ، داستان هایی از غم و شادی، تلخی و شیرینی، عشق و نفرت، زیبایی و زشتی که بعلت فرهنگ شفاهی ایرانیان در جایی ثبت و ضبط نشده تا آیندگان بتوانند با مرور بر آنچه که در گذشته رخ داده، آینده…
Read More »جانم هزار سال به دنبال چشم توست-رضا مقصدی
جانم هزارسال، به دنبالِ چشم تو ست.تنها نه من ، شمال، به دنبالِ چشم توست. آبی ترین ترانه ی من،عاشقانه استهرواژه ی زُلال، به دنبالِ چشم توست . شب،با خیالِ خویش،صمیمی ترم، هنوز-زیباترین خیال، به دنبالِ چشم توست . این دل که عاشقانه تورا آه می کشدبی هیچ قیل وُ…
Read More »شعری که عاشقانه نباشد-رضا مقصدی
شعری که عاشقانه نباشد، قشنگ نیست.گفتی که شاعرانه ترین حرف ِ این زمان-خوش آب وُ رنگ نیست.گفتم :شعری که عاشقانه نباشد، قشنگ نیست.گفتی:چگونه با دل خود آشتی کُنم ؟وقتی برای آینه ام ،غیر ِسنگ نیست.گفتم:ترانه خوان ِ شب ِ بی ستاره باش !در پیش چشم ِغصه ی پاییز ِبرگریز –شعر…
Read More »قبله ام قبیله است-افسانه خاکپور
قیل وقال منقال و مقال منبازگشت به سوی آن قبیله استفازمن، فراز منقار قار بی وقار مندانه منقار مننان نه ونشخوار منقسم به روح پاک آن قبیله است صعود من ، سقوط در دامگه همین قبیله است پرتگه ام چاه ویل این قبیله است گربگویی ام واحضرتا دم بدار یکدم…
Read More »واپسین کشتی تختی-مجید نفیسی
تختیهنوز به کشتیستبا مرگتوی اتاق بیستوسههتل آتلانتیک تهران. خون از زیر در میچکدروی پلکانو در سراسر شهر پخش میشودروی مدالهای طلا و نقرهاشکه از هلسینکی, ملبورن و رم آورده,روی گور ممنوع مصدقکه چراغ راهش بودو روی ما که سالهاستبه او دل دادهایم. نه!این کشتی را پایانی نیستو خون هنوز میچکدروی…
Read More »ماایرانیان باقهرمان هایمان زنده ایم- کیومرث صابغی
انتشار نامه های فروغ نوستالژی ارتکاب گناه های رهبانی که در داستان سیاوش جلوه ی ملکوتی مییابد و نیاز های دست نا یافتنی که شیرین و فرهاد را ،و نه لیلی و مجنون را ،اسطوره های اخلاقی و عاطفی ( و نه عاشقانه ) نقش میکند در میان برخی روشنفکران…
Read More »به یادِ مهدی اخوان ثالث در سیاُم سالگردِ جاودانه بدرودش- کاظم کردوانی
درآمد: یک، این مقاله سی سال پیش نوشته شده است. دو، سه روزی پس از سفرِ بیبازگشتِ شاعرِ بزرگمان مهدی اخوان ثالث (۴ شهریور ۱۳۶۹) و در کتابِ «باغِ بیبرگی، یادنامۀ اخوان» (بهابتکارِ یازده ناشر بزرگ ایران در شهریورِ ۱۳۷۰ در بیش از ۸۰۰ صفحه) منتشر شده است*. دیگر آنکه…
Read More »








