آرشیو هنر و ادبیات
قِییتمَدیم اِیوانا (به ایوان برنگشتم)- منیر طه
دَدَم دِدی یاتما قز (پدرم گفت نخواب دختر) آنام دِدی اُتورما (مادرم گفت منشین) گِت مِیدانا (برو به میدان) باغر سَن اُنلارنان (تو با آنها فریاد بکش) باغر سَندَ ایرانا ( تو هم برای ایران فریاد بکش) ــــــــــ ساشلارمی دارادم ( گیسوانم را شانه کردم) بُوشلادم قُلّارما ( روی…
Read More »فنر زین دوچرخه -سروده منوچهر برومند م ب سها
به یاد یدالله رویایی از قاچ زین اسببه فنر زیر زین دوچرخهرسیدیم و دیدیم:چگونهنعلینهزار میخدر پیش هزارپا جفت شد !تا چفت وبستهزار دهان بر صد زبان میخکوب گشت!در گاری زمان، سنگ تپیدن پیشه کرد و قلب سنگیدن آموخت!آه درکاریز سیاه سالهای تباه جریان آب یافت!عاقبت فنر زیر زین دوچرخه جای…
Read More »آه آزادی-منیر طه
آه آزادی چه سنگین قیمتی داری قیمتت سنگینیِ خونِ جوانان پیکرِ در خاک و خون غلتیدۀ گُردآفریدان اوجِ فریادت هراسِ نابکاران ره رُوِ راهت اسیرِ بند و زندان بنگر این هنگامه را بَرتاب یکدم. یک دمِ دیگر که بر پا خاسته سرتا سرِ ایران غریوِ کاوههایت پرکشیده تا ستیغِ بَرکَشِ…
Read More »بشنو صدایش را- منیر طه
برگیر دستم را بشنو صدایم را راه دلِ من با دلت جز یک رهِ کوتاه نیست در این رهِ کوته کسی جز دستِ ما همراه نیست گر دست سویم برکشی دستم به دستت میرسد برگیر دستم را که دستِ دیگری در راه نیست بشنو صدایش را برگیر دستش را 30…
Read More »اللهاکبر،شعارِ سرکوب است-مجيد نفيسی
در ستایش ایرانیان بپا خاسته که دیگر الله اکبر نمی گویند اللهاکبر شعارِ نادانیست.اللهاکبر شعارِ نیرنگ است.اللهاکبر شعارِ سرکوب است. چنین گفتند مردمیکه در برابر بلندگوی بسیجکه آنها را به اللهاکبر بسته بودفریاد زدند: “بیشرف! بیشرف!”چنین گفتند مردمیکه در برابر ملای رهبُرکه آنها را “دستنشانده” خوانده بودفریاد زدند: “خودکامه! خودکامه!”…
Read More »اذانِ عُرفی- مجید نفیسی
در همبستگی با ایرانیان در خیابان خدا زوری نیستخدا زوری نیستزوری نیست بردنِ نام خدا. خسته ام از نیایش بامداديِ مدارسخسته ام از نماز نیمروزيِ اداراتخسته ام از خطبه های نماز جمعهخسته ام از امر و نهی های خیابانیخسته ام از توسری، تازیانه، سنگسارخسته ام از مجلسی شدنِ مسجدخسته ام…
Read More »هرگز مبَر زِ ياد-منیر طه
اي يادگارِ خشم و خروشِ جوانيم اي زندگانيم اي موجِ سربلند اي سر دوتا نكرده به سوداي چون و چند اینک كه عزمِ رزم به پا کردي جوش و خروش بر فلك آوردي اینک كه بازوانِ توانايت تابيده، هم به وقتِ هماوردي اینک كه چشمهاي درخشانت رخشيده با حماسة همدردي…
Read More »اي سرورِ آزادگان، يادت گرامي باد- منیرطه
به ياد و در سوكِ دكتر حسين فاطمی وقتي كه آن ابله به اعدامِ تو فرمان داد، وقتي هزاران جان كنارِ جانِ تو جان داد، وقتي سرودِ «زنده بادت» بر لبت غلتيد، 1 خونخواهيَت را اي به خون آغشته، فرمان داد نامِ بلندت اينچُنين ورد زبانها شد راه و رَوندت…
Read More »بی حجابی-منیرطه
دخترک هرگز نمیدانست با یک تارِ مو لشکرِ اهریمنی را گوشمالی میکند (اهریمنی: با یاء نسبت) تارِ مویش بیرقِ گُردآفریدان میشود پرچمِ آزادگی را لایزالی میکند ــــــــــ بی حجابی شیخ را حالی بحالی میکند لاجرم زیرِ عبا را دستمالی میکند تارِ مویی گر ببیند میشود بیاختیار آلتش را هرکجا افتاد…
Read More »پیر دیر- سروده منوچهر برومند.م ب سها
من آن پیر دیرم که پنداشتمچو مهر وطن در دل انباشتم به کوی خرد پرچم افراشتمهمه فر گیتی بسر داشتم براه وطن رهرویی بی گسستغروب وسحرصبح وهم چاشتم به مهرآبه* مهرش چنان پای بستکه دشمن به قهرآبه ** واداشتم اگر نفس روکرد زی ریمنی ***لگامش ز کج راهه برگاشتم زدودم…
Read More »









