
خطاب به مؤمنان-رامین کامران
من یکی دو بار خطاب به روحانیان سخن گفته ام تا مفهوم لائیسیته را به ایشان عرضه کنم و مزایای این راه حل را به آنها یادآور گردم و بگویم در مقابل از دست دادن آن امتیازاتی که به آنها تعلق ندارد، چه چیزهایی به دست خواهند آورد. ولی هیچوقت مطلب خاصی خطاب به مؤمنان نگاشته ام. در مطلب حاضر میخواهم چند نکته ای را با آنها در میان بگذارم. دلیل این کار سؤالاتی است که به طور مکرر از سوی آنها، طی کامنتهایی که زیر ویدیئوهای من مینویسند، مطرح میگردد و معلومم میکند که آنچه تابه حال، به صورت پراکنده گفته ام، به رغم تکرار، آنچنان که باید دریافت نشده است. قصدم رفع نگرانی هایی است که به نظر من بی پایه است. در بارۀ لائیسیته سخنان بی اساس زیادی گفته شده و همینها اسباب سؤ تفاهم گشته.
اول از همه روشن کنم که لائیسیته به هیچوجه بامؤمنان طرف نیست. طرف لائیسیته روحانیت است نه خدا، نه پیغبر و نه مؤمنان. هر سخنی غیر از این بی مبناست و در حکم افترا.
لائیسیته نه قرار است مردم را بی دین کند، نه اینکه دینشان را عوض کند. این مسائل از دیدگاه لائیسیته بی اهمیت است. کاری که لائیسیته میکند، جدا کردن دین از سیاست است و شاخصترین مصداق آنرا که دخالت روحانیان در حیات سیاسی کشور است هدف میگیرد. اصل دعوای لائیسیته اینجاست و برای همین هم هست که روحانیان تشنۀ قدرت اینچنین در مقابل آن واکنش نشان میدهند و در برابر پیشرفتش مقاومت میکنند ـ معمولاً با زدن افترا. اینرا هم اضافه بکنم که جدایی دین از سیاست به احزاب مذهبی نیز گسترش پیدا میکند. سیاست محل استفاده از مذهب نیست، چون در این میدان، هر استفاده از مذهب سؤ استفاده است.
تا آنجا که به مؤمنان مربوط میشود، لائیسیته آزادی مذهبی همه را تضمین میکند. گفتم آزادی مذهبی همه، یعنی تمامی ادیان و البته آزادی دین داشتن یا نداشتن را. اصل مطلب لائیسیته همین تضمین آزادیست. منتها این ضمانت وسایلی دارد که باید به آنها توجه کرد و فراهمشان آورد.
اول از همه بیطرفی دولت است در مورد ادیان. دولت برای اینکه بتواند حیات مذهبی آزاد آحاد مردم جامعه را تضمین نماید، باید بیطرفانه عمل کند و برای این کار لازم است که خودش مذهبی نداشته باشد. نبود مذهب رسمی اول شرط برقراری لائیسیته است و پایۀ باقی کار. روشن است که دولتی که مذهب ندارد امور مذهبی را از حوزۀ دولتی بیرون میراند. امور داخلی مذهب، سازماندهی روحانیت و تعریف درست و غلط اعتقادات کار روحانیت است که در تعامل با مؤمنان انجام میگیرد و به دولت لائیک مربوط نیست.
دوم نبود احزاب مذهبی است. احزابی که هر مذهبی را پایۀ مشروعیت یابی و برنامۀ سیاسی خود قرار بدهند، در درجۀ اول فضای سیاسی را به مذهب آمیخته خواهند کرد و جبهه بندی های سیاسی را مذهبی خواهند کرد و سپس، خواه ناخواه، در صورت قدرتگیری دین راوارد کار دولت خواهند کرد. به همین دلیل باید از ابتدا جلوی فعالیتشان گرفته شود.
حال بیاییم سر آزادی ها.
اول از همه آزادی انتخاب مذهب، تعویض مذهب و اساساً داشتن یا نداشتن مذهب است. این از آزادی های اساسی بشر است که فقط لائیسیته میتواند به طور تمام و کمال تضمینش کند. آزادی اینکه به چه چیزی و چگونه اعتقاد دارید، به تمام معنا بنیادی است و اهمیت آن در ساختن شخصیت هر یک از شما حیاتی است. محرومیت از آن به شما زخمی میزند که با هیچ دارویی التیام نمیپذیرد. پس باید با جدیت تمام و با قاطعیت از آن حفاظت نمود. لائیسیته این کار را به بهترین شکل انجام میدهد.
دنبالۀ آن آزادی انجام فرائض دینی است که لائیسیته تضمین میکند. اینکه به عبارت معمول مردم بتوانند بدون مزاحمت به نماز و روزه شان برسند و دیگر آداب دینی را به جا بیاورند، از جمله آدابی که به صورت جمعی و در فضای عمومی به جا آورده میشود. روی این نکته تأکید میکنم چون برخی تصور میکنند، اصل خصوصی شمردن دین که پایۀ لائیسیته است، بدین معناست که مردم فقط در فضای خصوصی، فرضاً در خانه، میتوانند آداب مذهبی را به جا بیاورند. مطلقاً اینطور نیست. مؤمنان، مثل همه، حق استفاده از فضای عمومی را دارند، برای سینه زنی، عزاداری و… فقط باید مثل هر حزب و دستۀ دیگر برنامه شان را با شهرداری و شهربانی میزان کنند ـ فقط از جهت حفظ نظم عمومی. خصوصی بودن دین، یعنی اینکه در حوزه ای قرار دارد که هیچکس دیگر حق دخالت در آن را ندارد، نه دیگر افراد و نه دولت، کاریست که فقط به خودتان مربوط است.
آنچه لائیسیته برای عموم مؤمنان تضمین میکند، مصونیت از هر تبعیض و تعرضی است که به بهانۀ مذهب انجام بگیرد یا مذهب هر کس را هدف بگیرد. یعنی اینکه خیالتان از بابت مذهبتان راحت است. اول از همه اینکه دولت که مدعی اصلی و پر زور است، تحمیلی ندارد که بخواهد در باب مذهب به شما بکند. دوم اینکه مطمئنید که اگر کسی خواست از این بابت عرصه را به شما تنگ کند، دولت از شما پشتیبانی خواهد کرد و متعرض را سر جایش خواد نشاند. پشتیبان دارید و پشتیبانتان نیروی دولت است.
آزادی استفاده از اماکن مذهبی برای همگان کامل خواهد بود. تمامی این اماکن به تملک دولت در خواهد آمد ولی حق استفادۀ از آنها، به طور کامل و مثل همیشه، برای جمیع مؤمنان محفوظ خواهد بود. یعنی از این بابت حیات مذهبی شما مؤمنان هیچ تغییری نخواهد کرد. میروید و میایید و کسی با شما کاری ندارد. در هر مسجدی بخواهید نماز میخوانید و در هر زیارتگاهی که بخواهید نیایش میکنید. فضولی هم در کارتان نخواهند کرد.
آزادی پرداخت وجوهات مذهبی به هر مرجع مذهبی کاملاً آزاد خواهد بود و هر که بخواهد به این ترتیب مذهب خود را تأمین مالی بکند، بدون مزاحمت این کار را خواهد کرد. این درست همان وجه خصوصی بودن مذهب است که در اینجا عمل میکند. یعنی مردم آزادند بدون دخالت دولت به حفظ و پیشبرد مذهبشان کمک کنند. دولت خودش پول نمیدهد ولی شما آزادید که هر کمکی که میخواهید بکنید.
سفرهای زیارتی آزاد خواهد بود و موکول به خواست و استطاعت مؤمنان. یعنی حتی زیارت حج که سالهاست در ایران توسط دولت سازمان داده شده، به بخش خصوصی برخواهد گشت. زیارتهایی امثال راهپیمایی اربعین هم در حقیقت از اختراعات حکومت اسلامی است، به همین ترتیب آزاد خواهد بود، فقط دیگر دولت در آن دخالتی نخواهد داشت، ولی هر کس بخواهد در آن شرکت کند، خود داند. دیگر زیارتها هم ترتیبات خود را خواهد داشت.
به دو مسئلهف جنبی هم اشاره بکنم ـ محض احتیاط.
قرار نیست که ترتیب عمل کشتارگاه ها نیز تغییری بکند. یعنی گوشتی که در اختیار مردم قرار خواهد گرفت، حاصل ذبح اسلامی خواهد بود. گفتم که بعد در این باره هم حرف نامربوط و دروغ در میان نیاید.
دوم مسئلۀ پوشش خانمهاست. زنان ایرانی، سالهاست که خواستار آزادی پوشش هستند. سخنی درست اساسی و متعادل، یعنی هر کس به میل خود پوشش خویش را انتخاب بکند. دولت لائیک این آزادی را تضکی میکند، هر کس خواست حجاب داشته باشد و هر کس نخواست نداشته باشد. دولت ضامن این آزادی خواهد بود و از تعرض به هر دو گروه جلوگیری خواهد کرد.
اینها را شمردم برایتان تا موقعیت را روشن کرده باشم و معلومتان کنم که لائیسیته برای شما آزادی و اطمینان خاطر خواهد آورد و مزاحمتی برای کسی ایجاد نخواهد کرد. لائیسیته پای مذهب را از سیاست میبرد، همین، ولی این کار را با جدیت تمام انجام میدهد و تخفیفی به کسی یامذهبی نخواهد داد. اصل مطلب این است، از نظر دورش ندارید.
۲۵ آبان ۱۴۰۴، ۱۶ نوامبر ۲۰۲۵
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است


