Home ستون آزاد آرشیو ستون آزاد پروپاگاندای «کیهان لندن» برای یک سرپوش؛ گزارش «هاآرتص» حقیقتِ وابستگی پهلوی به اسرائیل است-احمد حیدریان

پروپاگاندای «کیهان لندن» برای یک سرپوش؛ گزارش «هاآرتص» حقیقتِ وابستگی پهلوی به اسرائیل است-احمد حیدریان

گزارش جنجالی روزنامه چپ‌گرای اسرائیلی «هاآرتص» در مورد عملیات مخفی نفوذ دولت اسرائیل برای حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، نه یک اتهام بی‌اساس، بلکه پرده‌برداری از یک واقعیت سیاسی آشکار است. در حالی که رسانه‌های پادشاهی‌خواه، از جمله «کیهان لندن»، تلاش می‌کنند این واقعه را به عنوان یک «همدستی» میان هاآرتص و جمهوری اسلامی یا صرفاً یک پروپاگاندای بی‌تأثیر تقلیل دهند، بررسی دقیق منابع گزارش و مواضع خود رضا پهلوی، اثبات می‌کند که مقاله کیهان لندن تلاشی برای سرپوش گذاشتن و فرافکنی از یک حقیقت ناخوشایند است.

اعتبار منبع و ماهیت عملیات مخفی

برخلاف ادعاهای مطرح‌شده، گزارش هاآرتص که با همکاری «سیتزن لب» دانشگاه تورنتو تهیه شده است؛ نهادی معتبر و مستقل در حوزه تحقیقات امنیت سایبری. این گزارش بر یافته‌های فنی متکی است که نشان می‌دهد شبکه‌ای هماهنگ از حساب‌های جعلی با تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی، برای تبلیغ ایده بازگشت پادشاهی فعال بوده‌اند و این عملیات به طور غیرمستقیم با بودجه و پشتیبانی اسرائیل صورت گرفته است.

نکته حیاتی این است که «هاآرتص» به عنوان صدای انتقادی تندرو در مقابل دولت‌های راست‌گرای اسرائیل شناخته می‌شود. وقتی یک رسانه اسرائیلی، به جای ستایش از یک اقدام ضدایرانی دولت خود، آن را افشا و مورد انتقاد قرار می‌دهد، این موضوع وزن و اعتبار مضاعفی به صحت اطلاعات می‌بخشد.

 استدلال «کیهان لندن» مبنی بر اینکه این حساب‌ها کم‌تأثیر بوده‌اند، مغالطه است. هدف از افشاگری، نشان دادن قصد، منشأ تأمین مالی و ماهیت غیرارگانیک این تبلیغات است، نه میزان تأثیرگذاری آن. افشای هرگونه دخالت خارجی در اپوزیسیون یک کشور، مشروعیت جنبش‌های مورد حمایت را زیر سوال می‌برد، و فرافکنی پادشاهی‌خواهان تلاشی برای فرار از این واقعیت است.

پیوند عمیق و منطقی میان پهلوی و تل‌آویو

صرف‌نظر از یافته‌های فنی سیتزن لب، موضع‌گیری‌های سیاسی علنی شاهزاده رضا پهلوی، فرضیه حمایت اسرائیل را کاملاً منطقی و قابل درک می‌سازد. رضا پهلوی در سال‌های اخیر، به خصوص پس از آغاز جنگ غزه، حمایت بی‌قید و شرطی از سیاست‌های دولت اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو ابراز کرده است. این موضع در اوج درگیری‌های منطقه‌ای و کشتار غیرنظامیان فلسطینی، برای یک فعال سیاسی ایرانی که مدعی نمایندگی ملت است، به شدت غیرمتعارف و بحث‌برانگیز محسوب می‌شود.

از این فراتر، سکوت قابل تامل در قبال حمله نظامی اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران (حتی با فرض براندازی جمهوری اسلامی)، نشان‌دهنده یک هم‌سویی استراتژیک عمیق است. این موضع، که منافع ملی ایران را فدای منافع دولت متخاصمی مانند اسرائیل می‌کند، دقیقاً همان زمینه‌ای است که بر اساس آن، نهادهای امنیتی اسرائیل حاضر به سرمایه‌گذاری (ولو غیرمستقیم و کوچک) بر روی این جریان سیاسی می‌شوند. این نوع حمایت مالی و لابی‌گری، در واقع پاداشی است به جریان سیاسی‌ای که خود را عملاً به صورت یک «ستون پنجم» در خدمت منافع نظامی و امنیتی اسرائیل قرار داده است.

نتیجه‌گیری: هزینه وابستگی خارجی

گزارش هاآرتص واقعیت تلخی را برای جریان پادشاهی‌خواه آشکار کرد: وابستگی و پیوند با دولت متخاصم اسرائیل. اتهام کیهان لندن که این افشاگری‌ها «خدمت به جمهوری اسلامی» است، در واقع وارونه‌سازی حقیقت است. این خود وابستگی و حمایت‌پذیری از یک نیروی خارجی است که دستمایه پروپاگاندای رژیم ایران را فراهم می‌کند؛ نه افشای آن.

 فرافکنی «کیهان لندن» برای انکار این ارتباط، صرفاً تلاشی ناامیدانه برای حفظ چهره یک جنبش «ملی» است که رهبر آن، در حساس‌ترین بحران‌های منطقه، علناً از منافع یکی از سرسخت‌ترین دشمنان ایران حمایت می‌کند. از این منظر، گزارش هاآرتص تنها یک حقیقت پنهان را تأیید کرد: در ترازوی سیاسی پهلوی، همسویی با اسرائیل و نتانیاهو، بر استقلال جنبش و وجهه ملی آن ارجحیت دارد.

احمد حیدریان

21/08/1404