
کدام بازدارندگی؟- رامین کامران
این روزها ـ به دلایل مختلف ـ بسیار صحبت از بمب اتم می شود و متأسفانه اکثر مردم ما تصویر دقیقی از این سلاح، یا به عبارت دقیق تر، شرایط و نتایج احتمالی کاربردش که اصل داستان است، ندارند. تصور رایج بسیار کلی و ساده است: سلاحی با قدرت بسیار زیاد که استفاده از آن می تواند هر جنگی را به نفع کسی که در دستش دارد خاتمه بدهد ـ کلام آخر در تسلیحات. این تصویر عامیانه در تنها استفاده از سلاح اتمی که علیه ژاپن صورت گرفت، ریشه دارد. طبعاً سیر تحول جنگ در اقیانوس آرام و موقعیت ژاپن در هنگام استفاده از سلاح اتمی در این تصویر عامیانه جایی ندارد. از جمله این مسئله که ژاپن از پا افتاده بود و در آستانۀ تسلیم بود و انفجارهای اتمی فقط کار را تسریع کرد.
باید توجه داشت که هیچ سلاحی نمی تواند به خودی خود تکلیف جنگی را یکسره کند؛ سلاح همه کاره نداریم؛ ارزیابی و کارآیی هیچ سلاحی نمی تواند فارغ از موقعیت جنگی و دکترین و استراتژی به کارگیری آن صورت بپذیرد. اصل داستان آنجاست.
سلاح اتمی قدرت آتش بینهایت زیاد و متمرکزی دارد و به همین نسبت محتاج اهداف متمرکز است. یعنی به درد هر هدفی نمی خورد. این اهداف می تواند نظامی باشد، تمرکز فوق العاده زیاد نیرو و تسلیحات؛ می تواند صنعتی باشد، مراکز بزرگ و متمرکز صنتعی، نه این و آن کارخانه؛ می تواند جمعیتی باشد، یعنی شهرهای بزرگ. بمب اتمی خارج از اینها کاربرد ندارد. در ایران امروز فقط اهدافی از نوع سوم را میتوان یافت. توجیه سیاسی حمله به شهرهای بزرگ ایران بسیار سخت و بل ناممکن است و ارزش نظامی چنین کاری هم روشن نیست. چون هیچ دلیل ندارد که ایران پس از واقع شدن چنین حمله ای و حتی پس از دادن تلفاتی در این حد، ناچار به تسلیم بشود.
البته می توان استفاده از بمب اتمی تاکتیکی، یعنی با برد و تخریب کمتر نسبت به نمونه های موجود را در نظر آورد. بحث ساختن بمب تاکتیکی به سال های پنجاه قرن گذشته بازمی گردد. در آن زمان فقط آمریکا و شوروی بمب اتمی داشتند و این تصور پا گرفت که جنگ اتمی محدود هم ممکن است. ولی این نکته مطرح گردید که اگر هرکدام آنها جنگ را با بمب تاکتیکی شروع کنند، کار به سرعت بالا خواهد گرفت و به بمب های استراتژیک خواهد رسید. یعنی این که تصور محدود کردن درگیری اتمی به بمب های تاکتیکی، بی جاست. پس فکر ساختن بمب اتمی تاکتیکی کنار گذاشته شد.
این بحث از دوران اول ریاست جمهور ترامپ دوباره مطرح گشت. روشن بود که دیگر مسئلۀ چین و روسیه که سلاح اتمی دارند، مطرح نیست و کمابیش به همین اندازه روشن بود که ایران هدف اصلی است. نه برای کشتار گسترده، برای تخریب ساختارهایی که با تسلیحات متعارف نمی توان از بین برد. داستان بعد از رفتن ترامپ به بوتۀ فراموشی افتاد ولی ظاهراً با بازگشتش دوباره در دستور کار قرار گرفته است و اسباب نگرانی شده. این جا هم باید گفت که اگر چنین شود، باز هم کاربرد بمب اتمی تاکتیکی مترادف شکست ایران نخواهد بود. خسارات بالا خواهد بود، ولی نه به اندازۀ جبران ناپذیر و نه به حد وادار کرد ایران به قبول هر تحمیل حریف.
اینها که گفتم راجع به کاربرد عملی بمب اتم بود ولی داستان این سلاح، مثل هر سلاح دیگر، به وجه عملی آن ختم نمی شود و باید وجه روانی کار را نیز در نظر گرفت که در مورد ایران بسیار سنگین است. مردم ایران نگرانند، نگران این که مبادا دشمنانشان از بمب اتمی استفاده کنند و کشتار و تخریب بی حساب در ایران انجام بدهند. چون ایران بمب اتم ندارد، وقوع چنین حمله ای را نمی توان به کلی غیر محتمل شمرد. نگرانی بجاست و رفعش فقط با ساختن بمب اتم توسط ایران ممکن خواهد گشت و روشن است که این کار باید هر چه زودتر انجام بپذیرد. حتی شاید بتوان گفت که فایدۀ اولیۀ ساختن بمب اتمی توسط ایران، مهار کردن نگرانی، یعنی وجه روانی کار خواهد بود. این اهمیت استراتژیک سلاح را نفی نمی کند ولی در درجۀ دوم قرارش خواهد داد. بخش روانی عاجل است و به صورت آنی هم چاره می شود و داستان ختم می گردد. بخش استراژیک باقی می ماتند و در طول زمان تحول هم پیدا خواهد کرد.
فکر رایج این است که ایران با بمب اتمی، در مقابل دشمنان بازدارندگی ایجاد خواهد کرد. پس یکی دو کلمه هم راجع به بازدارندگی بگویم تا ببینیم بمب اتم چه نوع بازدارندگی برای ما خواهد آورد.
اصطلاح بازدارندگی بسیار رایج است و نوعی اعوجاج در ارزیابی استراتژیک در بین ایرانیان ایجاد کرده است که باید اول به آن رسید. قبلاً هم راجع به این مشکل نوشته ام و فقط یادآوری می کنم. بازدارندگی از ابتدای تاریخ وجود داشته، ولی اهمیت یافتن آن در بحثهای استراتژیک به دوران اتمی مربوط میشود. با پیدایش سلاح اتمی و روشن شدن اینکه کاربردش از سوی یک طرف دعوا واکنش مشابه به دنبال خواهد آورد و باعث نابودی هر دو طرف خواهد شد، این مفهوم در مباحث استراتژیک قدرت های بزرگ نوعی مرکزیت موضعی پیدا نمود و از آنجا به همۀ دنیا تسری پیدا کرد، بدون این که شرایط معنا و اعتبار یافتن آن در همه جا به یکسان موجود باشد.
یادآوری بکنم که مفهوم مرکزی استراتژی پیروزی است، نه بازدارندگی ـ این را هیچگاه نمی باید فراموش کرد. دوم اینکه بازدارندگی اتمی همه جانبه نیست که تصور کنیم وقتی بمب اتم آمد از همه بایت خیالمان راحت خواهد شد. سلاح اتمی، در برابر استفاده از سلاح اتمی، بازدارندگی ایجاد می کند که ایران نیاز دارد چون در معرض تهدید اتمی است. ولی در برابر انواع دیگر اسلحه، بازدارندگی به وجود نمی آورد. مثال بارز کار را می توان در همین جنگ های اخیر ایران به روشنی دید. یعنی این که سلاح های متعارف کماکان به کار می رود و خواهد رفت و هدف از کاربرد آنها کماکان پیروزی خواهد بود. سیاست خارجی ایران،با ساختن بمب متوقف و بی حرکت نخواهد شد، ادامه خواهد داشت و اهداف خود را تعقیب خواهد کرد ـ با وسایل بیشتر و با خیال آسوده تر.
فقط دنبال بازدارندگی رفتن، در مورد ما، دنبالۀ منطقی تعادل اتمی نیست، ورای آن، بیان نوعی روحیۀ تدافعی است که نه با موقعیت ما تناسبی دارد و نه با امکانات عملی ما. تاریخ در هیچ کجا متوقف نخواهد شد، نه با بمب اتمی و نه بدون آن. توجه به چند و چون سلاح اتمی و امکاناتی که واقعاً می تواند ایجاد کند، به ما کمک خواهد کرد تا هم بر خود بهتر مسلط بشویم و هم بر شرایطی که ما را احاطه کرده است.
۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۷ سپتامبر ۲۰۲۶
این مقاله برای سایت ایران لیبرال نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
