Home ویژه ایران لیبرال آرشیو ویژه ایران لیبرال ترور سرهنگ پاسدار و آچمز سیاسی – حسن بهگر

ترور سرهنگ پاسدار و آچمز سیاسی – حسن بهگر

خبرترور حسن صیاد خدایی ، سرهنگ سپاه برای من تعجب آور نبود و شاید برای برخی هم که روابط ایران و آمریکا و اسراییل را دنبال می کنند همینطور باشد چرا که این روشن است هرگاه که اسراییل می بیند جمهوری اسلامی و آمریکا ممکن است به توافق برسند اگر تشبثات دیپلماتیکش نتیجه ای ندهد به تنش سازی و ترور متوسل می شود تا بازی را بهم بزند.

گرچه خبرتلویزیون الجزیره که روز شنبه 22 ماه می گزارش داد: «سران ایران به ما خبر دادند که آماده یک راه حل بینابین درباره پرونده هسته‌ای هستند». بلافاصله همان روز از جانب خامنه ای تکذیب شد ولی نمی توان ارتباط ترور صیاد خدایی توسط اسراییل را در ساعت 4 بعداز ظهر یکشنبه با برجام رد کرد. شک نیست این ترور وضع را بدتر خواهد کرد و تاثیر منفی آن در مذاکرت آتی برجام قطعی است.

هم اسراییل، هم جمهوری اسلامی زبان یکدیگر را خوب می فهمند. هر دو مذهبی و بنیاد گرا هستند واز الف تا یای یکدیگر را می دانند و با زبان ترور و خشونت با یکدیگر سخن می گویند، اختلافشان هم فقط ایدئولوژیک نیست بلکه بیشتر رقابت منطقه ای دارند و برای ملت های ایران و اسراییل روزهای سیاهی را رقم می زنند.

ادامه این سیاست تهدید به سود هیچ یک از دو ملت نیست . دائم صحبت از این است که جمهوری اسلامی خواستار نابودی اسرائیل است، سیاست اسرائیل را هم که در عمل می بینیم از چه قرار است. ولی به هیچوجه مشخص نیست که اگر ایران این شعار را کنار بگذارد و سیاست نرم تری پیشه کند اسراییل هم حاضر شود از سیاست ترور و توطئه علیه ایران دست بردارد یا نه.

اسراییل با سابقه چند ساله اش قادر به انکار قدرت فرهنگی و سیاسی کهن ایران در منطقه نیست و تلاشش بیهوده است و بی جهت آمریکا را تشویق به تحریم بیشتر و مهار ایران میکند چون این کار از آمریکا هم برنمی آید. نقداً دنباله روی آمریکا از سیاست اسراییل، در منطقه منزویش کرده و در مقابل برای روسیه جا باز کرده است .

دیپلماسی زور* آمریکا بعنوان تنها ابرقدرت دنیا در مورد ایران کارساز نشده و معلوم هم هست که نخواهد شد. خوب این دیپلماسی بسیار برای ما آشناست چندین ریاست جمهوری آمریکایی را بیاد می آوریم که آمدند و ما را با کلام تکراری «همه ی گزینه ها روی میز است» تهدید کردند و رفتند و پیشرفتی هم به دست نیاوردند.

مشکل در سیاست آمریکا اینست که با سیاست اسراییل عجین شده .این دیپلماسی زور حد و مرزی نمی شناسد. نه خواستار نظم موجود است نه برای پایداری تعهدش تضمین می دهد. تجربه نشان داده هر بار هم که حکومتی مانند قذافی قبول کرده و خود را خلع سلاح کرده هم چوب را خورده هم پیاز را. کسی با وعده های دروغین گول نمی خورد و رژیم برای ماندگاریش تا مرز خودکشی پیش خواهد رفت و مردم را هم در سیاهچاله خودش غرق خواهد کرد. آن چه برای جمهوری اسلامی مهم است بقای خودش است و به همین سبب مقاومت می کند.

 کارآیی سیاست آمریکا که می خواست سریع و با هزینه کم به هدفش برسد شکست خورده است. چون جمهوری اسلامی پذیرفته که از تبعیت خودداری کند و هزینه ی آنرا پرداخت کند ولی می تواند در مقابل هزینه های سنگینی هم به طرف مقابل تحمیل کند .

توافق برجام به مشکل رابطه با اسراییل بر می گردد. امروز به نظر می رسد در این مقطع نقداً بایدن حاضر است که با شرایطی با برجام توافق کند ولی اسراییل مانع است و اصلاً راهی برای دیپلماسی باز نمی گذارد.

اگر مشکل جمهوری اسلامی با اسراییل سیاسی است باید به طور سیاسی حل شود. ادامه این سیاست سلامت مردم ایران را به مخاطره انداخته است و دردسر های بسیاری را به بار آورده و خواهد آورد. این سیاست به نفع هیچ یک از طرفین نیست . از آن طرف، هم آمریکایی که می خواهد در برجام توافق کند چون به نفعش است، از اسراییل ملاحظه می کند و هم اسراییلی هم که مردمش دایم در هول و هراس به سر می برند، هر دو بازنده هستند.

در تعریف دیپلماسی زور *forced diplomacy آمده است که دیپلماسی تهدید به استفاده از زور است تا طرفی که نیروی محدودتری دارد سرانجام رفتار خود را تغییر دهد.

هدف راهبردی این دیپلماسی تأثیرگذاری با زور بر اراده و انگیزه دشمن است و ترساندن طرف مقابل از اقدام نظامی تا با چانه زنی دشمن را وادار به تبعیت از خواست های خود کند، تا مذاکره به شکل مطلوبی به مصالحه ختم شود.

https://en.wikipedia.org/wiki/Compellence