کودکان ایران؛ قربانیان خاموش تحریم، فقر و جنگ- آزاده محمدی
از سیستان و بلوچستان تا غزه و یمن؛ دفاع از حق کودکان برای زندگی، سلامت و آینده
سیاست را با زندگی مردم بسنجیم
وقتی از تحریم، محاصره اقتصادی و جنگ حرف میزنیم، معمولاً بحث به نفت و دلار و مذاکرات و قدرت دولتها محدود میشود. اما من نمیتوانم از کنار یک پرسش ساده بگذرم: در خانههای مردم چه میگذرد؟ وقتی سفره کوچکتر میشود، وقتی خرید دارو به حسابوکتاب هر روزه تبدیل میشود و وقتی مادری نگران است که آیا میتواند نیازهای فرزندش را تأمین کند، سیاست دیگر بحثی دور از زندگی نیست؛ وارد خانه و جان انسانها شده است.
کودک ایرانی نه تحریم را انتخاب کرده، نه جنگ را آغاز کرده و نه در تصمیمهای حکومت نقشی داشته است. بااینهمه، ممکن است سلامت، آموزش و آیندهاش قربانی تصمیمهایی شود که هیچ اختیاری در آنها نداشته است. برای من، دفاع از حقوق کودکان یک موضوع حاشیهای یا صرفاً احساسی نیست؛ آزمونی است برای سنجش هر سیاستی که ادعا میکند به مردم خدمت میکند.
از دیدگاهی نزدیک به اندیشه سیاسی دکتر رامین کامران، باید مراقب باشیم که مخالفت با جمهوری اسلامی ما را به دنبالهروی از قدرتهای خارجی نکشاند. استقلال فکری و سیاسی یعنی منافع مردم ایران را با معیار خودمان بسنجیم؛ نه هر فشار خارجی را به نام آزادی بپذیریم و نه برای نقد آمریکا، مسئولیت حکومت ایران را نادیده بگیریم. هدف باید حفظ ایران و بهتر شدن زندگی مردم آن باشد، نه فرسودن جامعه و ویران کردن کشور.
تحریم؛ فشار بر حکومت یا فشار بر زندگی مردم؟
دکتر رامین کامران در نوشتههایش درباره تحریمها استدلال کرده است که فشار اقتصادی، برخلاف ادعای تغییر حکومت، میتواند بیش از همه زندگی مردم را مختل کند و توان جامعه را برای پیگیری تغییر سیاسی از درون تضعیف کند. این دیدگاه سیاسی ایشان است؛ اما پرسش انسانی پشت آن روشن است: وقتی فشار اقتصادی بر زندگی روزمره مردم سنگینی میکند، چه کسی هزینهاش را میپردازد؟
هزینه را خانوادهای میپردازد که درآمدش همپای قیمت غذا بالا نمیرود؛ بیماری که برای تهیه دارو با مانع روبهرو میشود؛ و کودکی که از غذای متنوع، مراقبت درمانی یا امکانات آموزشی محروم میماند. معافیت رسمی غذا و دارو از تحریم، بهتنهایی تضمین نمیکند که پرداخت بانکی، حملونقل، بیمه و تأمین مواد اولیه بدون مانع انجام شوند.
این حرف به معنای تبرئه جمهوری اسلامی نیست. حکومت ایران مسئول سیاستهای داخلی، نحوه توزیع منابع، اولویتهای بودجهای و کیفیت خدمات عمومی است. تحریم خارجی و مشکلات سیاستگذاری داخلی میتوانند همزمان به مردم آسیب بزنند. دفاع از مردم یعنی هیچکدام را بهانهای برای نادیده گرفتن دیگری نکنیم.
ایران؛ آمارهایی که باید جدی گرفته شوند
یونیسف ایران گزارش میدهد که افزایش سالانه قیمت مواد غذایی در دوره مورد بررسی از ۵۰ درصد فراتر رفته و تهیه غذای باکیفیت را برای خانوادههای آسیبپذیر دشوارتر کرده است. همچنین پیمایش تغذیهای سال ۱۴۰۰ در هشت استان دارای ناامنی غذایی، کمبود گسترده روی و ویتامینهای A و D را در میان کودکان زیر پنج سال شناسایی کرده است. این دادهها به دورههای مشخص مربوطاند و نباید بدون آمار تازهتر بهعنوان وضعیت دقیق امروز معرفی شوند.
این ارقام یادآوری میکنند که سوءتغذیه همیشه به معنای گرسنگی آشکار نیست. ممکن است کودکی هر روز غذا بخورد، اما غذای کافی و متنوع برای رشد سالم دریافت نکند. کمبود مواد مغذی در سالهای نخست زندگی میتواند بر رشد جسمی و توان یادگیری اثر بگذارد.
این آمارها بهتنهایی ثابت نمیکنند که تمام مشکل مستقیماً از تحریم ناشی شده است. برای سنجش سهم تحریمها باید درآمد خانوار، تورم، دسترسی محلی به غذا و درمان، سیاستهای حمایتی و موانع تجاری را هم بررسی کرد. صداقت در بیان آمار، از اهمیت مسئله کم نمیکند؛ مطالبه ما را محکمتر و قابل دفاعتر میکند.
سیستان و بلوچستان؛ کودکانی که در میانگینهای ملی گم میشوند
وقتی از کودکان ایران حرف میزنیم، نمیتوانیم کودکان سیستان و بلوچستان را در حاشیه بگذاریم. در استانی که بسیاری از خانوادهها با محرومیتهای اقتصادی و زیرساختی روبهرو هستند، دسترسی به غذای مناسب، آب سالم، خدمات درمانی و آموزش باکیفیت باید در مرکز توجه باشد. میانگینهای ملی گاهی شکاف میان مناطق برخوردار و محروم را پنهان میکنند؛ اما کودکی که با کمبود امکانات بزرگ میشود، این شکاف را هر روز در زندگی خود تجربه میکند.
یونیسف در گزارشی در فوریه ۲۰۲۵ اعلام کرد که مطالعه پایش تغذیه در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ نشان داده لاغری متوسط و شدید همچنان چالشی عمده در سیستان و بلوچستان است. از نوامبر ۲۰۲۴ برنامهای برای درمان کودکان زیر پنج سال مبتلا به سوءتغذیه حاد شدید در زابل اجرا شد و بیش از ۸۷ کودک در بیمارستان امیرالمؤمنین زابل مراقبت پزشکی دریافت کردند. این عدد، شمار کودکانی است که در آن برنامه درمان شدهاند، نه شمار کل کودکان مبتلا در استان.
یونیسف همچنین به موانعی مانند فاصله زیاد تا مراکز درمانی، پوشش ناکافی بیمه و هزینه مکملهای غذایی اشاره کرده است. وقتی خانوادهای برای رسیدن به درمان باید مسافت زیادی طی کند یا از پس هزینههای جانبی برنمیآید، وجود درمان رایگان بهتنهایی کافی نیست؛ دسترسی واقعی مهم است.
در دسامبر ۲۰۲۴، یونیسف روایتی از دانشآموزی در منطقه دشتیاریِ چابهار منتشر کرد که پس از سیل، مسیر دسترسیاش به مدرسه مختل شده بود و برای ادامه تحصیل باید به روستایی دیگر میرفت، چون در روستای محل زندگیاش دبیرستان وجود نداشت. این روایت آمار کل استان نیست؛ اما نمونهای ملموس از موانعی است که برخی کودکان برای ادامه تحصیل با آن روبهرو هستند.
من نمیخواهم کودک سیستان و بلوچستان فقط وقتی دیده شود که تصویری تلخ یا خبری تکاندهنده منتشر میشود. او حق دارد پیش از آنکه دچار سوءتغذیه شود، به غذای مناسب دسترسی داشته باشد؛ پیش از آنکه از مدرسه جا بماند، مدرسهای در دسترس داشته باشد؛ و پیش از آنکه بیماریاش به بحران تبدیل شود، خدمات درمانی دریافت کند. عدالت را باید از جایی سنجید که محرومترین کودک زندگی میکند، نه فقط از وضع کسانی که امکانات بیشتری دارند.
غزه؛ وقتی جنگ، غذا و درمان را به مسئله بقا تبدیل میکند
در غزه، جنگ، آوارگی، تخریب زیرساختها و محدودیت دسترسی به کمکهای انسانی، زندگی کودکان را بهشدت تهدید کردهاند. در ژوئیه ۲۰۲۵، نهادهای سازمان ملل هشدار دادند که بیش از ۳۲۰ هزار کودک زیر پنج سال در معرض خطر سوءتغذیه حاد قرار دارند. این رقم به همان دوره مربوط است و نباید بهعنوان آمار جاری سال ۲۰۲۶ نقل شود.
وضعیت غزه با ایران یکسان نیست. در غزه، جنگ و تخریب گسترده زیرساختها نقشی مستقیم و فوری در بحران انسانی داشتهاند. مقایسه درست، برابر دانستن شرایط نیست؛ بلکه دیدن این حقیقت است که وقتی غذا، آب سالم، درمان و امنیت از دسترس کودکان خارج شود، زندگی و آینده آنان در خطر قرار میگیرد.
رنج کودکان غزه نباید به ابزار تبلیغاتی هیچ دولت یا گروهی تبدیل شود. کودک، پیش از آنکه نماد یک منازعه سیاسی باشد، انسانی است با حق زندگی و امنیت. همین معیار باید درباره کودک ایرانی نیز به کار رود؛ بیآنکه رنج یکی را برای کماهمیت جلوه دادن رنج دیگری به کار ببریم.
یمن؛ وقتی محرومیت به میراث یک نسل تبدیل میشود
یمن نیز نشان میدهد که جنگ طولانی و فروپاشی اقتصادی چگونه میتوانند محرومیت را به بحرانی چندنسلی تبدیل کنند. گزارشهای نهادهای امدادی در سال ۲۰۲۵ از میلیونها کودک زیر پنج سال مبتلا به سوءتغذیه حاد یا در معرض آن حکایت داشتند؛ رقم دقیق بسته به دوره و تعریف شاخص در گزارشها تفاوت دارد.
آسیب جنگ با پایان یک مرحله از درگیری فوراً از میان نمیرود. اختلال در تغذیه، آموزش و مراقبت درمانی میتواند سالها بر رشد و فرصتهای زندگی کودکان اثر بگذارد. مقایسه با یمن هشداری درباره هزینه انسانی بحرانهای طولانی است، نه پیشگویی اینکه ایران حتماً همان مسیر را طی خواهد کرد.
آیا چنین آیندهای در انتظار کودکان ایران است؟
هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید آینده کودکان ایران شبیه غزه یا یمن خواهد شد. شرایط اقتصادی، زیرساختی و نظامی این کشورها متفاوت است. اما میتوان گفت تشدید فشار اقتصادی و کاهش قدرت خرید خانوادهها، خطر محرومیت غذایی، درمان ناتمام، افت کیفیت آموزش و آسیبهای روانی را افزایش میدهد؛ بهویژه برای کودکانی که از ابتدا در مناطق محروم زندگی میکنند.
این آینده سرنوشت محتوم نیست. میتوان با حمایت غذایی هدفمند، دسترسی آسان به دارو، تقویت مدارس و مراکز بهداشتی در مناطق محروم، حمایت از خانوادههای کمدرآمد و شفافیت در مصرف منابع عمومی از شدت آسیب کاست. در عین حال، کشورهای تحریمکننده باید اثر واقعی سیاستهای خود بر زندگی مردم را بسنجند و راههای بشردوستانه را در عمل، نه فقط روی کاغذ، باز نگه دارند.
از نگاه نزدیک به اندیشه سیاسی دکتر کامران، تغییر پایدار باید بر اراده و کنش مردم ایران تکیه کند، نه بر امید بستن به فشاری خارجی که ممکن است زندگی مردم را فرسودهتر کند. مخالفت با حکومت به معنای دعوت به ویرانی کشور نیست. هدف، بازپسگیری اختیار از استبداد و ساختن ایرانی آزادتر، دموکراتیکتر و لائیک است؛ ایرانی که مردمش درباره آینده خود تصمیم بگیرند.
مسئولیتها؛ نه دنبالهروی از قدرت خارجی، نه چشمپوشی از حکومت
کشورهایی که تحریم وضع میکنند باید پیامدهای انسانی سیاستهای خود را جدی بگیرند. معافیت رسمی غذا و دارو کافی نیست، اگر پرداخت بانکی، بیمه، حملونقل یا تأمین مواد اولیه در عمل با مانع روبهرو باشد. مسیرهای بشردوستانه باید واقعاً کار کنند و آثار تحریم بر زندگی مردم، بهویژه کودکان و بیماران، ارزیابی شود.
در همان حال، حکومت ایران مسئول است منابع کشور را بهگونهای مدیریت کند که تغذیه، سلامت، آموزش و امنیت کودکان قربانی اولویتهای دیگر نشود. نمیتوان همه ناکامیها را به تحریم نسبت داد و درباره سیاستهای داخلی پاسخگو نبود. همچنین نمیتوان با انتقاد از جمهوری اسلامی، از هر سیاست خارجی که به مردم فشار میآورد حمایت کرد.
استقلال یعنی بتوانیم بر اساس منافع ملی و حقوق مردم خودمان داوری کنیم. دموکراسی یعنی مردم صاحب کشور و تصمیمگیرنده درباره آینده آن باشند. لائیسیته نیز یعنی قدرت سیاسی به نام دین از پاسخگویی و حقوق برابر شهروندان معاف نشود. این اصول در زندگی روزمره معنا پیدا میکنند؛ از جمله در اینکه هیچ کودکی بهخاطر فقر خانواده یا محرومیت منطقهاش از حق غذا، درمان و آموزش محروم نماند.
پایان؛ من از آینده کودکان ایران حرف میزنم
من وقتی از کودکان ایران حرف میزنم، فقط از یک موضوع آماری یا یک بحث سیاسی حرف نمیزنم. به کودکانی فکر میکنم که باید بتوانند بدون اضطراب گرسنگی درس بخوانند، بیمار شوند و درمان شوند، بازی کنند و آیندهای برای خود تصور کنند. به کودک سیستان و بلوچستان فکر میکنم که نباید محل تولدش تعیین کند چه اندازه از حق آموزش، آب سالم و مراقبت پزشکی برخوردار باشد.
کودکان ایران، غزه و یمن شرایط یکسانی ندارند؛ اما هیچکدام نباید بهای تصمیمهایی را بپردازند که در آن نقشی نداشتهاند. رنج آنان نباید وسیلهای برای توجیه جنگ، تحریمهای آسیبزا یا سرپوش گذاشتن بر مسئولیت حکومتها شود.
من به آینده ایران فکر میکنم؛ به ایرانی که در آن زندگی انسانها مهمتر از بازیهای قدرت باشد، مردم بتوانند آزادانه درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند و هیچ کودکی بهخاطر فقر خانواده یا محرومیت منطقهاش از ابتداییترین حقوق محروم نماند. ناامیدی راهحل نیست. سیاست، اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید مسئولیتی در برابر زندگی واقعی مردم بپذیرد.
هیچ کودکی نباید بهای جنگ، تحریم یا تصمیمهایی را بپردازد که انتخاب نکرده است؛ نه در ایران، نه در غزه و نه در یمن.
منابع برای مطالعه و بررسی
•رامین کامران، «تحریم، رژیم ساقطکن نیست»، ایران لیبرال، ۱۵ آوریل ۲۰۲۰
•رامین کامران، «مصاحبه با رامین کامران در باره سیاست خارجی»، ایران لیبرال
•یونیسف ایران — حمایت از کودکان مبتلا به سوءتغذیه در زابل، ۲۷ آوریل ۲۰۲۵
•یونیسف ایران — روایت جوامع سیلزده سیستان و بلوچستان، ۲۲ دسامبر ۲۰۲۴
•سازمان ملل و شرکای انسانی — هشدار درباره سوءتغذیه کودکان غزه، ژوئیه ۲۰۲۵
•یونیسف یمن — گزارشها و دادههای کودکان
یادداشت: دیدگاههای دکتر رامین کامران بهعنوان دیدگاه منتسب به ایشان معرفی شدهاند؛ این مقاله بازنویسی تحلیلی است، نه نقلقول مستقیم. آمارها به دورههای مشخص منابع مربوطاند و همزمانی تحریم و محرومیت بهتنهایی رابطه علتومعلولی مستقیم را ثابت نمیکند.
