
خشونت حکومت ناشی از ضعف آنست – حسن بهگر
شکاف بین حکومت اسلامی و مردم در سال گذشته به حداکثر خود رسیده بود ولی حمله ی آمریکا و اسراییل مردم را وادار به حمایت از کشور و حکومت کرد، در شرایطی که بی اعتمادی مردم بویژه پس از کشتار دیماه عمیق تر شده بود .
در هستۀ روابط بین مردم و حکومت سلسله مراتبی وجود دارد که مهمترین آن تأمین امنیت توسط حکومت است . هیچ چیز به اندازه امنیت برای مردم حیاتی نیست . ولی نگاهی به حکومت 47 ساله ج ا نشان می دهد که حکومت خود نقض کننده امنیت در بخش های مختلف جامعه بوده است .
حمله به سفارت خانه های خارجی بویژه آمریکا ، انگلیس و عربستان در کشور و صدور انقلاب اسلامی به خارج از کشور و شعار محو اسراییل منجر به جنگ و درگیری های متعددی شده است. در سیاست داخلی با تبعیض دینی و آزردن اقوام سنی مذهب مانند کردها ، بلوچ ها و طرح حجاب اجباری، امنیت داخلی و نظم ملی را به چالش کشیده است. حکومت مدت هاست از تأمین حداقل معیشت مردم عاجز است و تورم سه رقمی تاب و توان مردم را گرفته است و دولتمردان مدت های مدیدی است همدیگر را به دزدی ، فساد و ارتشاء متهم می کنند ولی همین دزدان در نهایت رفاقت با هم حکومت می کنند.
در حقیقت این حکومت ضعف خود را در اداره کشور نشان داده است و بیشترین نشانه ی ضعف آن کشتار و اعدام های مداوم و متعددی است که برای پوشاندن ضعف خود مرتکب شده است. حکومت قدرتمند باکی از ملت ندارد و دست به چنین خشونت های وحشتناکی نمی زند.
دولتهای قدرتمند با خدماتی که به مردم ارائه می دهند با بالا بردن کیفیت زندگی شهروندان بر اساس شاخصهایی مانند تولید ناخالص داخلی سرانه و مهیا کردن امکانات برای آزادی سیاسی و آزادیهای مدنی، محیطی ایجاد میکنند که برای رشد افراد فرصتهای اقتصادی و اجتماعی مساعد و مفید فراهم میاورد. این امر هنگامی رخ می دهد که در کشور حاکمیت قانون برقرار است. قضات مستقل هستند. مردم در حکومت مشارکت دارند و خدمات شهری با همیاری مردم و با سرعت انجام می شود.ادارات پاسخگوی مردم هستند . مدارس و دانشگاهها رونق می گیرد و دانشآموزان شکوفا میشوند. بیمارستانها و کلینیکها به طور مؤثر به بیماران خدمات می دهند و غیره.
شدت خشونت ج ا حتا در قیاس با حکومت طالبان در مجاورت ما شدیدتر است و این واقعاً ماهیت ورشکستۀ حکومت را نشان می دهد.
سرکوب و اذیت و آزار از جبین این حکومت پاک شدنی نیست. حکومت ضعف خود را با خشونت پنهان می کند. در حقیقت ج ا یک دولت شکستخورده ی ایدئولوژیک تمامیت خواه است که دیگر قادر یا مایل به انجام وظایف اساسی یک دولت-ملت در دنیای مدرن نیست.
نهادهای ج ا معیوب است. قوه مقننه معنا ندارد چنانکه می بینیم بیشتر قراردادها بدون اطلاع آن بسته می شود. کار این قوه این است که تصمیمات قوه مجریه را تصویب کند. برای همین اکنون در شرایط بحرانی میان ایران و آمریکا مجلس را بسته اند تا با خیال راحت قرارداد خود را نهایی کنند. قوه ی قضائیه به جای اینکه مستقل باشد، گوش به فرمان قوه ی مجریه است و شهروندان میدانند که نمیتوانند برای جبران خسارت یا جبران خسارت قابل توجه، به ویژه در مقابل دولت، به سیستم دادگاهی تکیه کنند. نیروی نظامی احتمالاً تنها نهادی است که هنوز صداقت خود را به ایده آل نظام حفظ کرده است.
پول ملی از رونق افتاده و دلار بجای آن نشسته است و مردم در قیاس با دلار خرید و فروش می کنند.
با تسلط چند خانواده ی مافیایی با عنوان الیگارشی وبا گسترش فقر مردم را زیر دست کرده اند.
حکومت تحت لوای اسلام مردم را از بسیاری مزایای اقتصادی ، اجتماعی و حقوقی محروم کرده است.
زنان حقوق برابر با مردان ندارند .پیروان دیگر ادیان مانند بهاییان و حتی سنی ها و دراویش و .. از حقوق برابر محرومند. این بدان معناست که این شهروندان گزینه های محدودی دارند و در حقیقت تحت استثمار گروه حاکمند. این استثمار فقط حقوقی و اجتماعی نیست. فقر اقتصادی هم اکنون بطرز وحشتناکی دهان گشوده است و بیشتر متوجه شهروندان درجۀ دو است. مردم ایران بطور مداوم از طریق عاطفی و به خاطر علایقی چون وطندوستی و اسلام مورد سوء استفاده و بهره برداری واقع شده اند و به معنای واقعی استثمار می شوند. انتقال 540 میلیارد دلار به امارات در هنگام جنگ با آمریکا و اسراییل بیانگر وسعت چپاول و بهره کشی این حکومت از مردم بجان آمده است.
کارکنانی که حقوق مکفی دریافت نمی کنند و مجبور به گرفتن دو سه شغل هستند و زنانی که مجبور می شوند برای تامین مخارج زندگی تن فروشی کنند همه توسط این الیگارشی حکومتی استثمار می شوند.
این طرز تفکر حکومت که خود را موظف می داند که مردم را در فقر نگهدارد تا مبادا قیام کند نه تنها منجر به بهره کشی از مردم و تحقیر شدید آنها شده، بلکه به بی اخلاقی و بی عدالتی گسترده ای در جامعه دامن زده است .این بی احترامی به مردم و هیچ انگاشتن آنان طبعاً واکنش متقابلی را بر می انگیزد و بر فاصله دولت و ملت می افزاید. یک طرف سودهای کلان دارد و هر روز بر ثروت خود می افزاید و حتا امنیت خود و خانواده اش را از هم اکنون با کسب تابعیت کشورهای خارجی از موطن خود جستجو و تامین کرده است و طرف دیگر نیازهای اولیه ای مانند خوراک و پوشاک و مسکن دارد که برآورده نشده و علاوه بر این هر روز از جانب حکومت و کشورهای خارجی تهدید می شود.
ملتی که طولانی ترین جنگ قرن بیستم را تجربه کرده است و هنوز بر سرش بمب می ریزند و حکومتش از تامین امنیت و تامین معاشش عاجز است چه کند اگر برعلیه همه چیز و همه معیارها شورش نکند؟
چنین حکومتی با چنین کارنامه ای، دایم با شورش و ناآرامی روبروست و دولت های خارجی نیز بر تنور این اختلافات می دمند تا سود خود را ببرند. این حکومت خود باعث اصلی چند پارگی کشور است و بیهوده لاف آن می زند که در دوره ی ما، در قیاس با حکومت پهلوی تجزیه ای صورت نگرفته است و به روی خود نمیاورد که این چندپاره گی و تشتت در کشور وبی اعتمادی به حکومت هرگز سابقه نداشته است و اگر چاره ای اندیشیده نشود فروپاشی و تجزیه کل کشور حتمی است . دیر نیست که این الیگارشی بی وطن همه کشور را به باد فنا بدهد.
۱۰ تير ۱۴۰۵
Wednesday 01 July 2026

