Home آرشیو حسن بهگر کدام استقلال؟- حسن بهگر

کدام استقلال؟- حسن بهگر

پس از انقلاب 57  این رژیم هر بلایی سرما آورد برای ساکت کردن ما استقلال کشور را به رخ ما کشید، در حالیکه استقلال ایران حاصل انقلاب بود، انقلابی که ملایانی که بر آن سوار شدند به وعده ها و اهداف آن خیانت کردند و علناً گفتند خدعه کردیم.

خوب با این استقلال که به بهای خون هزاران ایرانی مبارز بدست آمده بود چه کردند؟

تصویب قانون اساسی بر اساس دیکتاتوری ولایت فقیه یعنی صغیر شمردن مردم و با این قانون اساسی حق انتخاب از مردم سلب شد. اگر مراسمی به نام انتخابات موجود است با دخالت شورای نگهبان و غیره از معنا تهی شده است و از احترام به رأی دهندگان بری است. این کارها نمایشی است و رؤسای جمهوری خود معترف بوده اند که اختیار چندانی نداشته اند و هریک هم به بهانه ای رانده یا کنار گذاشته شده اند.

از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و اعضای سفارت را گروگان گرفتند و بلایای وارده از این کار موجب سرعقل آمدن نشد که هیچ به سفارت انگلستان و عربستان سعودی حمله کردند و…

از فهرست طویل این اقدامات مشعشع می گذرم ولی  من این تفاخر جمهوری اسلامی را بر استقلال نمی فهمم . کسی نیست بپرسد این کارها برای برای حفظ استقلال بود یا برای بدنام کردن نام ایران و دشمن سازی و خطر سازی برای استقلال ایران؟

رژیمی که ملت ایران را به رسمیت نمی شناسد و تاریخ قبل از اسلام آن را حذف و تحریف کرده یا آن را به امت تقلیل داده است و اموال ملی را بین  غارتگران نشسته بر سفره انقلاب تقسیم می کند و یا به مسلمانان دیگر کشورها می خوراند تا امت سازی کند آیا بر ضد استقلال ایران عمل نمی کند؟

فراری دادن بیش از 7 میلیون افراد تحصیلکرده  ناراضی  و اقلیت ها مذهبی که سرمایه کشور محسوب می شوند به استقلال کشور آسیب نمی زند؟ ملت ایران را کوچک کرده اید تا قوارهُ رژیم معیوب و فاسدتان بشود.

آیا تبعیض جنسیتی و ظلم به زنان و فشار احمقانه برای حجاب اجباری وساختن گروه های خودی و ناخودی که به مثابهُ تکه پاره کردن کشور است، به استقلال کشور آسیب نمی زند؟

آیا این حکومت برای پایداری استقلال کشور توانسته است قدمی بردارد؟ توانسته با همسایگان خود در صلح و آشتی بسر برد؟

همه شواهد حاکی از آنست که این حکومت کاملاً بر خلاف استقلال کشور رفتار کرده است و امروز ایران را به لبۀ پرتگاه برده است و کماکان بیشرمانه به استقلال تفاخر می کند بدون آن که بگوید بیشترین ضربه را به استقلال کشور خود رژیم زده است.

کسانی اختیار سرنوشت ملت ایران را بدست گرفته اند که کوچکترین احساس مسئولیتی نداشته اند و طرفه اینجاست که برای خود حق ولایت هم قائل شده اند در حالی که برای این رژیم به جای ولایت فقیه، نام کودک سالاری برازنده تر است. نزدیک به نیم قرن  یک مشت احساسات سیاسی و هیجان های کودکانه و تخیلات مذهبی  راهنمای یک عده آدم افسار گسیخته در حکومت بوده است. صفت کودکانه را در برابر ولایت فقیه بکار می برم که ادعای ولایت بر صغار دارد. ولی در حقیقت  برخی از رفتارهای رژیم شایستۀ صفات جنایتکارانه و سفهیانه است.

یک مشت آخوندی که در حجره های خود رادیو و تلویزیون و سینما را تحریم کرده بودند ناگهان از حجره های غارگونه خود چون اصحاب کهف بیرون آمدند و به حکومتی در دنیای مدرن دست یافتند که نمی دانستند با آن چه کنند و برسر ملت باران مصیبت باریدند.

آخوندهای گدا گشنۀ دیروز با تخم و ترکه شان و به مدد پول های غارت شده به طبقۀ جدید نوکیسه ای بدل شده اند که فرزندانشان مدعی ژن برتر هستند و اغلبشان لقلقۀ زبان انگلیسی دارند و اخیراً هم پارادیم از دهانشان نمی افتد . پارادایمی که می گویند به ضرب حمله و تهدید خارجی ، نفرت داخلی از حکمرانی  و بی کفایتی وناکارآمدی حکومتی شکل گرفته است. معلوم نیست سرنوشت ایران و تمامیت ارضی آن چه خواهد شد ولی  تفاخر به استقلال ادامه دارد در حالیکه بخشی از حکومت حاضر است همۀ کشور را با عنوان فدراسیون برای رضایت ارباب خارجی بدهد و بخش دیگری برای خود نگاه دارد و محض حفظ خودکامگی خود از هرگونه دادن امتیاز به مردم خودداری می کند.

استقلالی که اینها آورده اند استقلال خودشان است از کل مردم ایران و نه استقلال ایران از دول بیگانه. آن استقلالی که ما میخواهیم از آزادی جدایی پذیر نیست و همانست که مصدق میخواست و آورد. امروز هم هدف ما رسیدن به همان است و آماده ایم تا با بسیج کردن ملت ایران دوباره آن راه را بپیماییم. شرایط امروز به همان اندازه که خطیر است، امیدبخش هم هست، زیرا باز مردم را متوجه درستی و ثمربخشی راهی کرده که مصدق به ما نشان داد و بختیار آخرین رهنمایش بود. ما جداً پا در این راه نهاده ایم و مطمئنیم که ملت نیز به این راه خواهد آمد.

سه شنبه – 28 اَمرداد 1404

Tuesday – August 19, 2025