Home ستون آزاد آرشیو ستون آزاد     اسرائیل و جمهوری  آذربایجان-اتابک فتح اله زاده

    اسرائیل و جمهوری  آذربایجان-اتابک فتح اله زاده

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روابط همه جانبه و رو به  گسترش اسرائیل با  جمهوری آذربایجان درحوزهای امنیتی ، اقتصادی ، نظامی و تسلیحاتی ، توجه جمهوری اسلامی و تحلیلگران  منطقه ای را به خود جلب کرد. اگرچه جمهوری آذربایجان  در آغاز با احتیاط قدم بر می داشت، اما از همان ابتدا ، جمهوری اسلامی روابط  باکو و تل آویل را از منظر امنیت برای خود  زیان بار ارزیابی کرده و به طور دوره ای به آن واکنش  نشان می داد .

در آن مقطع زمانی ، ترکیه در موقعیتی نبود که بتواند حمایت موثری از جمهوری آذربایجان به عمل آورد. ازسوی دیگر، روابطه باکو و مسکو نیز چندان  مطلوب نبود و در جریان  جنگ قارا باغ ،  روسیه از ارمنستان  حمایت  می کرد. اشغال بخش قابل توجهی از خاک آذربایجان توسط ارمنستان ، این کشور را در وضعیت دشوار نظامی و اقتصادی قرار داده بود .  

در چنین شرایطی ،  اسرائیل در سال 1993 جمهوری آذربایجان را به رسمیت شناخت.  البته تنها اسرائیل نبود که  به این  روابط علاقمند بود ، بلکه  جمهوری آذربایجان  نیز  به آن  نیاز داشت . درواقع  این رابطه بر پایه نیاز متقابل و در چارچوب منافع دو طرف شکل گرفت . جامعه یهودیان آذربایجانی  در اسرائیل و نیز یهودیان ساکن  جمهوری آذربایجان درایجاد و تقویت  این پیوند نقش مهمی ایفا کردند.

 اسرائیل به طور سنتی و با برنامه ریزی از ظرفیت جوامع یهودی در کشورهای مختلف برای پیشبرد منافع خود بهره می برد  . پیوند های  دینی ، فرهنگی  و تاریخی وهمچنبن  توجه  و حمایت های دولت اسرائیل سبب  می شود  بسیاری ازیهودیان خارج از اسرائیل خود را قبال  کشور اسرائیل متعهد  بدانند و در راستای منافع آن عمل کنند.  

  تعداد یهودیان جمهوری آذربایجان 41 هزار بود  که نزدیک به  30 هزار نفر از آنان  بین سال های 1971 – 1978 با چراغ سبز و موافقت  دولت شوروی به اسرائیل مهاجرت کردند.  حضوریهودیان درنقاط مختلف  جهان ، از جمله در آذربایجان،  برای اهداف اسرائیل اهمیت  ویژه ای دارد . به عنوان  نمونه ، در سال 1984 دولت اسرائیل با برنامه ریزی گسترده  و با مشارکت سازمان  موساد، نیروی های نظامی و داوطلبان یهودی ، هزاران یهودی اتپویای را  از طریق سودان به صورت مخفیانه به اسرائیل منتقل کرد .  سازمان موساد برای عملی کردن این پروژه،  به صورت پوششی  درسواحل سودان ، شرکت توریستی  بلژیکی و باشگاه غواصی  به راه انداخته بود .

 علی یف پدر، در سطح سیاسی ، پس از تثبیت قدرت درجمهوری آذربایجان،  تلاش کرد میان بازیگران مختلف منطقه ای و فرا منطقه ای توازن بر قرار کند . او سیاستمدار کار کشته ای بود . واقعیت این است که علی یف پدر  بدون حمایت جمهوری اسلامی هرگز رئیس جمهور آذربایجان  نمی شد . در آن سال ها علی یف برای بدست آوردن دل مسئولان جمهوری اسلامی در تهران  گفت :  « دیگر شیطان هم نمی تواند رابطه ما را به هم بزند .»

   علی یف ضمن حفظ روابط با جمهوری اسلامی و رهایی  از سیطریه روسیه ،  به تدریج با گشودن مسیرهمکاری های اقتصادی و انرژی و عقد قراردادهای نفتی ، زمینه حضور آمریکا و اسرائیل  در قفقاز را فراهم ساخت . این رویکرد در مجموع به کاهش  وابستگی  به روسیه  ،  جذب سرمایه گذاری خارجی  و گسترش روابط  با ترکیه انجامید.     

 چرخش ملایم علی یف برای جمهوری آذربایجان سودمند و آینده دار بود  . با این همه  او در سیاست خارجی موازنه را رعایت می کرد .  نتیجه عملی سیاست علی یف کوتاه کردن دست روسیه ، ممانعت تدریجی از نفوذ جمهوری اسلامی ، گسترش رابطه با ترکیه و افزایش سرمایه گذاری خارجی بود.

با روی کار آمدن الهام علی یف ، سطح و سرعت همکاری های  نظامی  و امنیتی اسرائیل و جمهوری آذربایجان  افزایش یافت  . این ارتباطات به حدی گسترش یافت که  بار ها از سوی ایران  به باکو تذکرداده شد ، اما جمهوری آذربایجان به طور سر بسته کار خود را می کرد . در آن زمان گزارش های از طرف مطبوعات غربی و همچین از مقامات امنیتی آذربایجان این خبرمنتشر می شد که نشان می داد  اسرائیل در آموزش  سرویس های امنیتی واطلاعاتی جمهوری  آذربایجان نقش دارد  و در مناقق مرزی ایران و در امتداد دریای خزر ، زیر ساخت های شنود و فعالیت های سایبری  و کنترل ارتباطات ایجاد کرده است .

در ابتدا ، به ظاهر روابط  دو کشور برپایه  نیاز  تل آویل و باکو شکل گرفته بود   اما این رابطه متوازن  نبود . اسرائیل  از همان اول کار ، برنامه  و نقشه راه برای نفوذ در منطقه داشت  و به تدریج توانست نقش پر رنگ تری در حوزه های امنیتی ایفا کند . به نظر نمی رسد در آن آشفته بازار دوران فروپاشی، سران جمهوری آذربایجان و حاکمان  نظام جمهوری اسلامی از ابعاد و اهمیت نفوذ اسرائیل در منطقه  آگاه بودند . باری پس ازمدتی اسرائیل  سیطره و سرکردگی امنیتی درآذربایجان پیدا کرد .

از همان روز های اول ، یکی از اهداف اصلی اسرائیل  مقابله با جمهوری اسلامی بود  که  با نیروهای نیابتی در اطراف مرزهای اسرائیل سیاست خصمانه و ماجرا جویانه پیش گرفته بود . وقتی جمهوری اسلامی در لبنان ارتشی  قویتر از ارتش ملی لبنان  درست می کند . مسلما  اسرائیل هم در نزدیکی  ایران یعنی در جمهوری آذربایجان، بیکار و تماشاگر  نمی شود  .   

بیش از یک دهه، ازکانال های خانواده گی واخبار پراکنده  به گوش می رسید که موساد در ساختمان امنیت جمهوری آذربایجان ،  که همان ساختمان سابق کا گ ب است، شعبه خود را دایر کرده و ماموران موساد به این ساختمان رفت و آمد دارند.

اسرائیل  با مهارت و تجربه ای که داشت ، ازهمان روز های اول اقدام  به تاسیس انجمن های یهودی در اسرائیل و آذربایجان زد . افزون بر این،  با جعل تاریخ به گرایشات قوم گرایانه  دامن می زد و از جریان های قوم گرای افراطی و تجزیه طلب  برای همکاری در راستای «آذربایجان واحد» استفاده می کرد. ناگفته نماند نخستین بار در جریان فرقه دمکرات آذربایجان  بود که شعار « زنده باد باقروف ، پدر آذربایجان واحد »  داده شد . باقرف دبیر اول حزب کمونیست آذربایجان در دوره استالین بود که پس از مرگ استالین اعدام شد.

برای من آذربایجانی بسیار دردناک و غم انگیز است پس از گذشت 80 سال از جریان فرقه دمکرات آذربایجان ،  این بار کشوراسرائیل که دو هزار کیلومتر با ایران فاصله دارد ، در  پشت مرزهای ایران ،همان شعار آذربایجان واحد را در گوش هم وطنان آذربایجانی ما زمزمه کند .

پس ازفروپاشی شوروی ، هیچ کشوری موقعیت بی همتای ایران را در آسیای میانه و جمهوری های قفقاز نداشت . حاکمان ایران  با بی خردی فرصت های  طلائی را از دست داد . جمهوری اسلامی در فرصت سوزی و همچنین در دشمن سازی  و به خاک نشاندن مردم ایران  شاگرد اول  است  . به جرات می توان گفت ایران با داشتن روابط عادی و نگاه غیر ایدئولوژیک می توانست به راحتی  در حوزه انرژی ، سرمایه گذاری ، تجارت جایگاه اول را در این منطقه  داشته باشد، اما جمهوری اسلامی با سیاست های ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی منافع ملی ایران را به باد داد.        

اسرائیل برای نفوذ از توان و تجربه زیاد برخوردار است . دراوایل کار، زمانی که  جمهوری آذربایجان گرفتار هرج و مرج بود ، از اقتصاد و تجارت سخاوتمندانه آغاز کرد و به تدریج روابط سیاسی ، دیپلمات و امنیتی خود را گسترش داد . درهرفرصت در نهاد های سیاسی ، اقتصادی  و فرهنگی  نفوذ کرد . با نخبگان سیاسی، روزنامه  نگاران واحزاب تماس گرفت و به برخی روزنامه  کمک مالی کرد . ازیهودیان آذربایجان به عنوان حافظان منافع اسرائیل بهره گرفت .

 نتیجه این همکاری باکو و تل آویل پرورش جاسوسان در آذربایجان ، شنود مخابراتی و خطوط تلفن های  همراه ، ارتباطات بی سیم نظامیان و نیروهای امنیتی ایران ، انتقال جاسوسان آموزش دیده  به ایران و سازماندهی شبکه ای ازایرانیان در نوار مرزی و داخل ایران بود.

سازمان موساد در پوشش فعالیت های عمرانی و ایجاد مراکز کشاورزی نوین در نوار مرزی و داخل جمهوری آذربایجان و ترکمستان  نیز فعالیت دارد. لازم نیست همه این شرکت ها با نام رسمی اسرائیل باشد؛ اسرائیل دراین کارها  خبره است  و با استفاده از شبکه های  یهودیان در جهان ، با پوشش های مانند  گذرنامه فرانسوی ، ایتالیایی و یا کانادائی  فعالیت می کنند.

 دراروپا نیز با تشکیل شرکت های پوششی و غیر پوششی  شعب و شبکه های گسترده ای دارد. پایگاه های موساد درکشورهای غربی برای این سازمان  کشور های پایه  محسوب می شوند و در این کشورها اعضای فعال وغیر فعال دارد . الزامی هم  نیست  همه  افراد آموزش دیده غیر اسرائیلی عضو رسمی  سازمان اطلاعاتی اسرائیل باشند .  

ویکتور اوسترووسکی، افسرسابق موساد در کتاب « از راه خدعه »  بیان می کند که در درصورت لزوم و اضطراری ازنیروهای نظامی و غیر نظامی استفاده می کنیم .  برای انتقال یهودیان اتیوپی به اسرائیل  نیز ساختار های ویژه ای ایجاد شد  تا در مواقع لازم آماده کمک باشند. همچنان آموزش های مانند حفاظت ، امنیت ، تیراندازی ، کار با سلاح ، جمع آوری اطلاعات و عملیات پنهانی به آنان داده می شد.  این گونه فعالیت ها در تمام دنیا و بعضی نقاط آمریکا انجام می گرفت تا در موقع لزوم برای کمک به این شعبه ها آماده باشند . نوجوانا ن یهودی از کشور های دیگر در فصل تابستان به اسرائیل می آیند تا در باره حفاظت و امنیت آموزش ببینند ، دورهای عبور از موانع ، تیر اندازی ( آموختن هدف زنی) آموختن بکارگیری مسلسل یوزی و مهارت های  دیگر ، راه پنهان کردن اسناد و سلاح و یاد گیری کشف و جمع آوری اخبار و اطلاعات مهم . بیشتر نوجوانانی که در کمپ های تابستانی دوره می بینند بعدا «سایان» می شوند. سایان ها متشکل از یهودیان کشور های دیگر هستند که برای کمک به اسرائیل داوطلب می شوند. و بدین وسیله گروه های تشکیل می شوند قوی ، تعلیم دیده و آماده و مشتاق کمک .

ویکتور آوسترووسکی در کتاب خود به این تاکید می کند عده بی شمار یهودیانی است که در همه  جای دنیا پراکنده هستند و با صمیمیت و وفاداری برای کشور اسرائیل کار می کنند. این ها با آموزش های بسیار دقیق  و سخت به صورت افراد خرابکار ، آدم کش و جاسوسان زبر دستی در آمده اند .

 در این جا باید تاکید  کنم که منظور من ازاین مطالب ، موضع ضد یهودی نیست . بسیاری از یهودیان در جهان و در داخل اسرائیل با سیاست های جنگ طلبانه، تجاوزگری، اشغا لگری و کشتارزنان و کودکان بی دفاع فلسطینی توسط دولت آدم کش ناتانیاهو مخالف اند. یهودیان در دو قرن اخیر در جنبش های آزادی خواهانه، سوسیالیستی و عدالت طلبی  نقش بسزائی داشتند و در حوزه های مختلف علمی ، اقتصادی  و فرهنگی خدمات قابل توجهی ارائه کرده اند.

اما درشرایط کنومی  آنچه از دولت ناتانیاهو دیده می شود  فروپاشی نظام اخلاقی و انسانی است . وقتی  چنین دولت های  مانند ترامپ و ناتانیاهو احساس کنند در خشونت و کشتار آزاد هستند  ، این دیگر دفاع از خود نیست ، بلکه جنایت علیه بشریت است .

اگرحرفم را کوتاه بکنم،  درشرایط کنونی اتوریته اسرائیل درآذربایجان بسیار پررنگ است که البته خود جمهوری اسلامی هم بر این امر آگاه است . آذربایجان و ترکمنستان  به سبب داشتن مرز های گسترده با ایران ، موقعیت  مناسبی برای موساد فراهم کرده اند . بی  شک در کشاندن پای اسرائیل به آذربایجان ، مسئولیت و مقصر اصلی از آن  جمهوری اسلامی است .

 از جمهوری آذربایجان جسته و گریخته خبر می رسد موساد و نظامیان اسرائیلی، بطور مستقیم  و غیر مستقیم و حتی  بدون اطلاع  مقامات رسمی جمهوری آذربایجان ، با بخش های از نیروهای امنیتی  آذربایجان درارتباط اند و در جاسوسی و ضد جاسوسی و شبکه سازی بر علیه  ایران همکاری می کنند. 

کا ، گ ، ب شوروی چند شعبه اصلی داشت . یکی از شعبه ها مربوط به نوارهای مرزی شوروی بود . این شعبه به طور مستقیم به مسکو وصل بود.  براساس تجربه و برخی منابع پراکنده  ، سازمان موساد از تجربه ساختار های اطلاعات دوران شوروی ، از شیوه های شعبه های مرزی کا ، گ ، ب بهره گرفته و در مناطق مرزی  و داخل ایران به ایجاد ظرفیت های اطلاعاتی و عملیاتی پرداخته است.

 به یاد دارم موقعی که کوزیچگین مامور کا ، گ ، ب از تهران به انگلیس فرار کرد . محل فعالیت سازمانی  من در دشت مغان و نواحی مرزی بود.  دوستان  محلی خبر دستگیری و مشخصات ده نفر از ایرانیانی که برای شوروی جاسوسی می کردند به ما گزارش دادند . منظورم این است امکان همکاری ماموران امنیتی و  اطلاعاتی آذربایجان از شیوه های این شعبه ویژه کا ، گ ، ب  با موساد  دور از انتظار نیست .  ماموران موساد بی حساب و کتاب در خاک کشور متخاصم آفتابی نمی شوند ؛ موساد از سیاست « سنگ مفت ، گنجشگ مفت » پیروی می کند .

در یک جمع بندی کلی می توان گفت  اگر چه روابط باکو و تل آویل در ابتدا مبتنی بر نیاز های متقابل شکل گرفت ، اما به تدریج  ابعاد امنیتی و رهبردی آن برجسته شد. اسرائیل با برنامه ریز های بلند مدت تلاش می کند پایگاه های منطقه ای خود را در معادلات  منطقه ای  تقویت و گسترش دهد . هدف اسرائیل ، ایران ضعیف و درمانده  و در صورت امکان، فروپاشی و تجزیه آن است . از این منظر آذربایجان برای اسرائیل اهمیت دارد .

اگر نیک بنگریم  سیاست های  ضد  آمریکایی جمهوری اسلامی موجب تقویت و موقعیت اسرائیل در منطقه شد . آمریکا با قدرتی که داشت  دست و پای جمهوری اسلامی را در منطقه آسیای میانه  و قفقاز قطع کرد . روسیه هم از چماق آمریکا استفاده کرد و نگذاشت  ایران  منافع خود را در منطقه دنبال کند. در واقع به نفع روسیه  و ترکیه نبود که ایران در قفقاز موقعیت طبیعی خود را پیدا کند. اگر ایران با آمریکا دشمنی نمی کرد روسیه و ترکیه به آن شکل نمی توانستند  در این منطقه با ایران  مقابله کنند و طرف دیگر اسرائیل هم تا این حد نمی توانست در جمهوری آذربایجان برای ایران مشکل درست کند. هنر اسرائیل در این است ، به بهترین شکل از چماق آمریکا بر علیه ایران  و کشور های اسلامی استفاده  می کند .  نگاه مسلمانان دنیا و بخصوص مسلمانان خاورمیانه بنا به دلایل گوناگون با اسرائیل دشمنانه است ، اما نگاه مسلمانان دنیا به امریکا  چنین  نیست . اسرائیل در این مورد بازیرکی  خود را به آمریکا سنجاق کرده است و با هوشیاری از توان آمریکا برای اهداف خود بهره برداری می کند .  

باری ، این روند در بستری شکل گرفت که ایران نیزبرخلاف مصلحت  ومنافع ملی، در پیرامون مرزهای اسرائیل از طریق نیرو های هم سو و نیابتی حضور و نفوذ خور را گسترش داده بود ؛ این کار منجر به شکل گیری رقابت های ژئوپلتیکی متقابل شد که در عمل چیزی جز ذلت و خواری برای کشور ما و  ملت نکرد.