هنوز یک دولت لایق ندارند- حسن بهگر
کم کم به سالگرد انقلاب 57 نزدیک می شویم ولی اوضاع ایران ناآرام است. آیا در آستانۀ انقلابی دیگر هستیم ؟
واقعیت اینست که انقلاب 57 به اهداف خود نرسید و انقلاب چه بخواهیم و چه نخواهیم ادامه دارد و ادامه خواهد داشت.
جمهوری اسلامی هنوز پس از 47 سال یک دولت لایق برای اداره کشور ندارد. از آن روزهای اول انقلاب که رجایی با آن ظاهر آشفته به سازمان ملل رفت و پاهایش را لخت کرد که محل شکنجه را نشان بدهد تا پزشکیان که رفت آنجا و گفت ما را آدم حساب کنید، چیزی تغییر نکرده است. گویی این جماعت به جز طمع ورزی ، گردآوری مال ، بردن آبروی ما ، کشتن جوانان ما و ویرانی کشور ماموریت دیگری ندارند. شاید تنها چیزی که تغییر کرده ابتکار حسن روحانی در جلسه هیأت دولت است که روضه خواند و همراه با هیات دولت گریست . اکنون دنیا برحال ایران و مردم ایران می گرید که تظاهرکنندگان را که برای اعتراض به گرانی و تنگی معیشت به خیابان آمده اند را به گلوله بسته اند و هزاران نفر را کشته اند.
دولت ناکارآمد با سیاست های نابخردانه از روز اول خرابی ببار آورده و از مردم انتظار داشته که برای حفظ ایران فداکاری کنند و نگذارند که کیان کشور بخطر افتد. گروگان گیری سفارت آمریکا و شعار نابودی اسراییل گرچه فرصت طلبانه ابتکار عمل را از دست چپ ها گرفت ولی جنگ و خسارات فراوانی را بر ایران تحمیل کرد. رفتار خارج از حوزۀ قوانین بین المللی چهرۀ ایران و ایرانی را در دنیا مخدوش کرد.
ملایان تصور کردند که چون در زمان شاه رفاه اقتصادی نسبی فراهم بود موجب انقلاب شد پس باید مردم را فقیر نگهداشت . رفسنجانی بارها آن را گفته بود و مسعود روغنی زنجانی، رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه، در گفتوگویی با عبدیمدیا فاش ساخت که علی خامنهای در دیداری با اکبر هاشمی رفسنجانی، مخالفت خود را با بهبود وضعیت معیشتی مردم ایران اعلام کرد و گفت : «رفاه مردم آنها را بیدین میکند!» خوب نتیجه این سیاست رفاه حاکمان و فقیر شدن بیشتر مردم و تشکیل الیگارشی مافیایی شد که گرچه تظاهر به دین می کند ولی نه تنها غم دین ندارد بلکه از به باد دادن کشور هم ابایی ندارد و شکاف طبقاتی هولناکی به وجود آمده که از ترس باید مردم گرسنه را به گلوله ببندد.
بله، تنها رفاه مادی مانع انقلاب نمی شود. مردم نیازمند آزادی هم هستند. ملایان فراموش کردند که بدنامی ساواک از جمله زخم های رژیم سابق بود که عفونت کرد و به مرگش انجامید. مردم آزادی بیان و مشارکت سیاسی هم می خواستند.
این روشنفکران و سازمان های انقلابی مخفی بودند که کلید انقلاب را زدند و روحانیت با وجود حمایت مادی و معنوی شاه یک نیروی حاشیه ای در سیاست بود . سازمان هایی مانند نهضت آزادی ، مجاهدین و گروه های دیگر مذهبی که متاثر از شریعتی بودند که از تشیع یک ایدئولوژی ساختند و جوانان و دانشجویان را جلب کردند. این تصور که خمینی به تنهایی با انتشار چند نوار توانست حکومت را بگیرد یک توهم است.
شاه برای دادن امتیاز به مردم برای مشارکت سیاسی آمادگی نداشت و آوردن اشخاص نالایقی مانند ازهاری و شریف امامی بر سر کار آتش انقلاب را تیزتر کرد و به بختیار هنگامی فرصت داده شد که بخشی از مذهبیون به سرکردگی بازرگان با آمریکا بر سر به قدرت رسیدن یک حکومت نظامی و ملایی توافق کرده بود. علاوه بر این، شاه به ارتش دستور داده بود که از بختیار حمایت نکند و وزیر دفاع منتخب بختیار که تیمسار جم بود شاه نپذیرفت و در نهایت ارتش بدستور آمریکا تسلیم خمینی شد.
سازمان های انقلابی در برانداختن رژیم شاهنشاهی با روحانیتی که سابقۀ حکمرانی و سیاسی نداشت متحد شدند.
داستان تکراری خلف وعدۀ خمینی و خدعه او و پاکسازی مخالفان را می دانیم و عفریت مخالفت با تجدد و مدرنیته از صندوق علمای اعلام در آمد و آغاز مخالفت مردم با این رژیم که از اعتراض زنان به حجاب اجباری تا به امروز را همه می دانند .
مخالفت ملایان با پوشش اختیاری ، موزیک ، الکل ، دیش ماهواره و ویدیو و .. نه تنها موفق نشد بلکه خسارات زیاد و اعتراضات گسترده مردم را در پی داشت . مردم برای بدیهی ترین موضوعات جامعه بشری با حکومت در افتادند و رژیم به جز سرکوب بیرحمانه چیز دیگری در چنته نداشت و خاندان ملایان که طعم پول وثروت را چشیدند و آن را بسیار شیرین یافتند به نحوی که کشورهای اروپایی و آمریکا را برای زندگی مناسب تر یافتند. معلوم شد بر خلاف گفته خامنه ای ، رفاه حجره نشینان دیروز را بی دین کرده است.
امروز که به گذشته می نگریم می بینیم اگر کمی زودتر شاه آزادی اجتماعات را می داد سرنگون نمی شد و کشور سقوط نمی کرد. شاه پشتیبانی در روزهای آخر نداشت و طبقۀ وابسته زودتر به خارج گریخت. امروز اوضاع این رژیم بدتر است . نخست آنکه اغلب جایی برای فرار ندارند و بخشی از حکومت علیه بخش دیگر با دولت خارجی متحد شده است که طرف مقابل را قربانی کند و فعلا در این میان مردم را قربانی کرده اند.
جهل و نادانی و ناکارآمدی این رژیم آینده ایران را در ظلمت فروبرده و خطر حمله و تجزیۀ ایران خواب از چشم وطنخواهان ربوده است . کشتار دی ماه امسال که قساوت ذاتی این رژیم را نشان داد، می تواند همراه با مداخله خارجی آینده مصیبت باری برای ایران رقم بزند مگر این که گروه های پراکندۀ اپوزیسیون با اتحاد خود قد علم کنند تا بلکه چشم انداز روشنی برای مردم و آینده ایران نوید بدهند در غیر این صورت با کشتاری که در طی این سالها از جوان های کشور ما شده و نبود اپوزیسیونی منسجم در داخل کشور باید منتظر وقایع غیرمنتظره از قبیل کودتا باشیم.
پنجشنبه ، ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
22 – 01 – 2026


