Home ستون آزاد آرشیو ستون آزاد اهمّیّت افتراق رفتاری ترامپ و نتانیاهو برای ما-دکتر محمدرضا جلالی

اهمّیّت افتراق رفتاری ترامپ و نتانیاهو برای ما-دکتر محمدرضا جلالی

یکی از ویژگی‌های مهمّ شخصیّتی دونالد ترامپ که شکل مرضی به خود می‌گیرد خودشیفتگی او است. فرد خودشیفته به هر ابژه‌ای غیرِ برای خود باور و اعتنایی ندارد و تنها وقتی هر مسأله‌ای به جذبِ خواسته‌های فردی و درونی او در آید، صرف نظر از هر اتفّاق تبعی دیگری به تشفّی می‌رسد. از این رو است که می‌بینیم ترامپ در هر موضوعِ غالباً غیرمنطقی و بیشتر ماجراجویانه‌ای که وارد می‌شود، آن موضوع به هرگونه‌ای که تمام شود او پایان ماجرا را سوداگرایانه در جهت موفقیّت خود جمع‌بندی می‌کند.

از رهگذر این خودشیفتگی او به کیش شخصیّت و رفتار خودمدارانه و تحکم‌گرایانه و طلبکارانه دچار است و باز از این رو است که می‌بینیم تبعات پیش‌بینی‌ناشده وناخوش‌آیندِ جنگی را که آن را در تعامل با شخصیّت ایدئولوژیک و ضدّایرانیِ نتانیاهو علیه ایران و ایرانیان به راه انداخته است، بر گردن نزدیکان مطیع و متمّلق خود همچون استیو ویتکاف، مارکو روبیو، جراد کوشنر، و هگست فرافکنی می‌کند. آنها نیز بنابر تجربه و شناختی که از او دارند در تأمین خرسندی ایگوسنتریکش هم فرمان مذاکرۀ او را مورد تأیید قرار می‌دهند و هم دستور جنگی او را تحسین می‌کنند. البّته این احتمال نیز هست که بر مبنای این شناخت تجربی و در جهت منافع اسراییل، نتیجۀ مذاکرات را مطابق نظرات نتانیاهو تغییر و تحریف نموده و به او القا می‌کردند.

برعکسِ ترامپ که مقهور خودشیدایی و صفات غیرتعادلی شخصیّتی است، نتانیاهو شدیداً فردی ایدئولوژیک و مقهور ایدی فورس توسعه‌گرایی فاشیستی و صهیونیستی است و در انقیاد به این اسطورۀ مشروعیّت‌بخش رفتاری به هر عمل پیش‌دستانه و پس‌دستانۀ سفاکانه و شدید العقابانه دست می‌زند.

برای کسی چون نتانیاهو در موضع صدارت و قدرت در حاکمیت اسراییل، وجود رئیس جمهوری همچون ترامپ در قدرت و ریاست آمریکا، وجودِ مغتنمی است که شاید هر صد ساله یک‌بار توفیق آن فراهم آید. به این دلیل است که اسراییل قادر شده در دورۀ این رئیس غیرمتعارف و خودمدار، منویات بسیاری از اسراییلیان را که به سادگی امکانی برای به عمل درآمدن بخشی از آنها در دورۀ روسای جمهور دیگر متصوّر نبود، فعلیّت و عینیت بخشد. کشتار وحشیانه و دوسالۀ فلسطینی‌ها در غزه و ارتکاب دو حملۀ جنگی به ایران که در دومی به نحوی غیربرنامه‌مندانه و شتاب‌گرایانه و غیرمحاسبه‌گرایانه آمریکا نیز مستقیماً طرف جنگی شد، از مهم‌ترین مصادیق این بهره‌جویی فرصت‌طلبانه و هدف‌مندانۀ اسراییل از آمریکا و علیه ایران و ایرانیان است. کارآمدی دقّت‌مند و هدف‌مند و سرعت‌مندی که در دیگر مداخلات و تهاجمات امپریالیستی آمریکا در بسیاری از نقاط جهان به نسبت دیده می‌شده است، تقریباً در این ابتدا و ابتکار به تجاوز و تهاجم جنگی مفقود بوده است.

به این ترتیب می‌توان با خوانش ما فی‌الضمیر دو طرفِ جنگی با ایران و درک و فهمِ نقش و دیدگاه‌گیری افتراقی از ترامپ و نتانیاهو، به ترفندی هوشمندانه در تفکیک شیوۀ رویارویی جنگی دست یافت؛ نتانیاهو همچنان بر هدف‌های درشت ضدّ ایران و ضدّ ایرانی متمرکز است و تا آخرین فرصت‌ها حتّی به هدف بر جای گذاری زمین سوخته، تشدید جنگی را برای تخریب و کشتار به شرط حضور و حمایت آمریکا تعقیب می‌کند. امّا ترامپ تدریجاً در اثر چالش ترادیسیونی در آمریکا که حتماً شدّت می‌گیرد و مخالفت حضور در جنگی طولانی که با مواضع انتخاباتی‌اش کاملاً معارض است و تاوان‌های نظامی و سیاسی و تلفات احتمالاً فزاینده که حکماً در داخل آمریکا تشنج‌زا و بالا برندۀ تظاهرات ضدّ جنگی است، تغییر نظر و جهت می‌دهد.

عدم شتاب‌گیری این نوع تظاهرات ضدّ جنگی فعلاً ناشی از تکاپوی خائنانۀ بخشی از ایرانیان است که مردم کشورها را به خطایِ تشخیصی در مخالفت با جنگ می‌اندازد. او استعداد دوگانه‌گویی و نوسان‌های گفتاری و رفتاری نیز دارد و می‌تواند به قدرت جمع‌بندی نتایج جنگی به سود خود و شکستن تقصیرات بر سر اطرافیان و حتّی اسراییل که بسیاری از کارشناسان و سیاست‌مداران آمریکایی نیز به آن اشاره کرده‌اند، به همان شتاب نیندیشیده‌ای که غیر ضرور و بیرون از منافع ملّی آمریکا وارد جنگ شد از جنگ خارج شود و نتانیاهو و اسراییل را ناگزیر به قبول تصمیم و عمل انجام‌شده سازد.

لازم است طرف ایرانی بر این مبانی با ترامپ و پیشنهادهای مستقیم و واسطه‌مند او در آتش‌بس عمل کند. هر قدر تضمین برای آتی می‌توانند بگیرند، بگیرند. امّا بهره‌گیری از فرصت‌ها را به تأخیر که بعضاً دیده شده نیندازند. فی التأخیر آفات؛ شکار لحظه‌های مناسب مؤیّد شناخت همدلانه و ذهن‌خوانانۀ حریفان و رقبای نظامی در موقعیّت‌های پیچیدۀ سیاسی و جنگی است.