Home سخن روز آرشیو سخن روز لانچر.رامین کامران

لانچر.رامین کامران

مدتیست که کلمۀ لانچر وارد واژگان آشنا و حتی روزمرۀ ایرانیان شده است. نیروهای مسلح و بخصوص نیروهای هوا فضا در دو جنگ اخیر که به رغم کوتاهی و کم کشتگی و… حیاتی بود، ایران را از خطر نابودی رهاندند. مطمئن نیستم اهمیت داستان امروز برای همه روشن باشد، ولی به مرور خواهد شد. در این جنگها رفتن پای لانچرهایی که به طور مستقیم هدف درجۀ اول دشمن بود و به کار انداختنشان خطر مرگ آنی و فجیعی را به همراه داشت، نمادی شد از شجاعت و مقاومت مردم ایران. همه مدیون آنها هستیم.

ولی در عین حال این داستان میدان به نوعی بهره برداری و گاه حتی سؤ استفادۀ سیاسی داد که باید به آن هم توجه داشت.

برخی طوری صحبت می کنند که گویی ایرانی واقعی کسی است که پای لانچر رفته یا می رود و کسانی حق دارند در بارۀ کشور سخن بگویند یاتصمیم بگیرند که پای لانچر رفته باشند یا بروند. در نهایت گویی این عده که ایران را نجات داده اند، کشور را فتح کرده اند و ایران متعلق است به آنها ـ یادآوری کنم که هیچگاه از خود نظامی ها چنین چیزهایی نشنیده ایم. به علاوه بسیار صحبت از این می شود که این افراد اعتقاد مذهبی قوی داشته اند و همین محرک فداکاری آنها بوده ـ فقط مؤمنان پای لانچر می روند. به این ترتیب برای رژیمی که مشروعیت مردمی ندارد، اعتبار خریداری می شود. باز هم  یادآوری که این ها سخنان تبلیغاتچی هاست نه جنگاوران.

باید جلوی این سخنان بی پایه را گرفت چون با واقعیت منطبق نیست و توسعه یافتنشان می تواند به ضرر همه تمام شود.

اول از همه باید گفت که بخش موشکی، در عین اهمیت فراوان، فقط یک قسمت از کوشش دفاعی ایران بوده است. درست است که درگیری زمینی واقع نشده، ولی هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی بسیار در این زمینه نقش آفرین و حتی افتخار آفرین بوده اند.

این از پلۀ اول. حال برویم سر اصل مطلب.

این امر که دفاع از کشور، حال در هر حد و مرحله، برای مدافعان حق بیشتری بر ایران ایجاد می کند، سخن نادرست و سخیفی است. بزرگی فداکاری برای وطن این است که محض خیر جمعی انجام می گیرد نه نفع شخصی. مدافعان ایران، کشور خودشان را فتح نکرده اند که تصور بشود بر آن حقی بیش از دیگر مردم دارند.

دفاع از کشور فقط در یک نقطه و با یک وسیله انجام نمی شود، حتی اگر بخشی از آن چنین درخشان و چشمگیر باشد. هرکس می تواند و موظف است در این راه بکوشد، به وسیله ای که می تواند، به ترتیبی که قادر است، به صورتی که مؤثرتر است، خلاصه اینکه در حد استطاعت و استعدادش کاری بکند. دفاع، کار یک نفر و یک دسته نیست و محدود به یک گروه نیست.

فداکاری برای کشور حق مالکیت ایجاد نمی کند. مثالی بزنم. آن چیزی که نبرد بریتانیا نام دارد اساساً هوایی بود و طی آن شکاری های انگلیسی توانستند نیروی هوایی آلمان را که کشورشان را زیر شدیدترین ضربات گرفته بود، شکست بدهند. نماد اصلی این پیروزی خلبانان اسپیتفایر بودند که ستون فقرات دفاع هوایی انگلستان بود. این خلبانان بسیار قدر دیدند، به حق قهرمان لقب گردفتند، موضوع فیلم و داستان و… شدند و هنوز هم یادشان زنده نگاه داشته میشود. ولی هیچکس برایشان سند مالکیت انگلستان را صادر نکرد یا مدعی نشد که انگلیسی واقعی این ها هستند و باقی سیاهی لشکر.

مملکت ایران متعلق است به ملت ایران. اعضای این ملت در اداره و پیشبرد آن سهم یکسان ندارند ولی این باعث نمیشود حقشان بر کشور نابرابر بشود. این اصل بنیادی است در تعریف ملت: آنچه حق میاورد تعلق به گروه است نه کاری که اینجا و آنجا برای کشور انجام می دهید. کسانی که به کشور خدمات شایان می کنند، قدر می بینند و از افتخارش بهره می برند، این است سهم آنها که سزاوارش هستند، ولی بیش از این نیست.

۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۷ سپتامبر ۲۰۲۶

این مقاله برای سایت ایران لیبرال نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است