
ابتکار هرمز- محسن مسرت
اکنون بیش از چهار هفته است که از حمله تهاجمی آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد. خوشبختانه کلیه رویاهای ضد انسانی ترامپ – نتانیاهو و هواداران مسیحیان انجیلی آنها با مقاومت نظامی جمهوری اسلامی نقش بر آب شدند. من بهیج وجه فکر نمیکردم که سپاه پاسدارن و ارتش جمهوری اسلامی موفق به نوعی معجزه نظامی شوند و بزرگترین قدرت نظامی جهان را به چالش بزرگی که میتواند روند تاریخ جهان را در جهت ایجاد دنیای چند قطبی شتاب دهد. شاید هم همکاری همه جانبه با جمهوری خلق چین و روسیه پس از جنگ دوازده روزه ژوئن 2025 در این معجزه نظامی شریک بوده اند. اما در هرصورت سهم عمده این موفقیت را ایرانیان وطن دوست و کارآفرین در بدنه نظامی کشور برای خود در تاریخ ایران ثبت نمودند. من بعنوان یک روشنفکر و تحلیل گر ایرانی مقیم آلمان با علائق ریشه دار صلح طلبانه (پاسیفیستی)قبل از همه چیز به این هموطنان عزیز احسنت میگویم و امید دارم که این موفقیت هزینه بسیار سنگین انسانی و این خون ریزی بیگناهان زن و مرد، پیر و جوان و کودکان ایرانی را جبران کند و این ظلم کاملا واضح قدرتمندان نادان امریکائی و اسرائیلی را در راه ایجاد صلح پایدار جبران کند. من بعنوان تحلیل گر صلح طلب روابط اقتصادی و سیاسی بین المللی شاید بیش از بیست سال است عمیقا به راهبرد امنیت مشترک در خاورمیانه با شرکت فعالانه ایران در این راه اعتقاد دارم و این نتیجه گیری خود را در نوشته های بسیاری هم بزبان آلمانی و هم بزبان فارسی از جمله در روزنامه اطلاعات در اختیار علاقمندان صلح طلب گذارده ام. من در این راستا موفق شدم با شعبه آلمانی پزشکان صلح طلب جهان که جزو برندگان جایزه نوبل صلح هم میباشند، گروهی تحقیقاتی و میدانی تشکیل دهم و به یاری آنها چندین وورک شاب در شهرهای المان و در لندن سازمان دهی کنم و عده ای از فعالین سیاسی در کشورهای منطقه از جمله از فلسطین را به فعالیت به همگامی برای امنیت مشترک در منطقه جلب نمایم. اما واقعیت این است که شرایط ایجاد شده از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و بخصوص موفقیتهای چشمگیر نظامی جمهوری اسلامی هیچگاه بیشتر از امروز برای بکاربردن راهبرد همکاریهای منطقه ای و ایجاد امنیت مشترک در وحله اول در منطقه خلیج فارس و در درازمدت در خاورمیانه مناسب نبوده است. البته این هدف پس ازطی راه طولانی و پر از پیچ و خم به واقعیت تبدیل خواهد شد، اما نقش خلاقانه ایران در تنگه هرمز و دسترسی ایران به اهرمی بسیار کارآمد در اقتصاد جهانی میتواند قدم اول و بسیار مهمی آنطور که در پائین دقیقتر بررسی خواهد شد، در راه ارتقاع به این هدف صلح جویانه و ساختار صلح پایدار در منطقه در خدمت ایران و کلیه کشورهای منطقه باشد:
گزینه راهبرد بشردوستانه همسایه دوستی در قبال سیاستهای نواستعماری”تفرقه انداز و حکومت کن”
دولت جمهوری اسلامی دراجلاسیه 2020 مجمع عمومی سازمان ملل طرح ابتکار هرمز را اعلام کرد و کشورهای همجوار ایران را به همکاری با ایران برای ایجاد امنیت در خلیج فارس دعوت نمود. فلسفه این طرح این بود که کشورهای همجوار با خلیج فارس خود باید مشترکا به ایجاد امنیت در خلیج فارس اقدام کنند و از اینکه کشورهائیکه بدنبال منافع سلطه گرایانه خود به بهانه امنیت برای حمل و نقل در خلیج فارس با ایجاد پایگاهای نظامی در بعظی از کشورهای منطقه به نفاق میان انان بپردازند ممانعت نمایند. اما متاسفانه کشورهای عربی همجوار با خلیج فارس که در رویای امنیت برای حکومتهای خود از طریق مماشات همه جانبه با آمریکا و اسرائیل فرو رفته بودند، گوش شنوائی برای شنیدن پیشنهادات ایران را نداشتند و لذا با کمال بی توجهی به طرح ابتکار هرمز جمهوری اسلامی برخورد نمودند. اما در این فاصله عکس العمل نظامی ایران به جنگ ضد قوانین بین الملل آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تخریب قابل ملاحضه پایگاهای نظامی آمریکا در کلیه کشورهای همجوار با خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر و عمارات نشان داد که آمریکا قادر به ایجاد امنیت در این کشورها نمیباشد و تکیه به پایگاهای نظامی آمریکا هیچ تظمینی برای حیات و موجودیت حکومتها و سیستمهای اقتصادی و توریستی آنها نمیتواند ارائه کند و این امر با بکار بردن عقلانیت ژئوپولیتیکی کاملا بدیهی میباشد. آنطور که پیداست این کشورها همانگونه در توهم امنیتی بسر میبرند که کشورهای اروپائی هم با آن روبرو میباشند، زیرا این کشورها هم امنیت منطقه ای اروپا را با چتر هسته ای ایالات متحده علیه روسیه ( و در دوران تاریخی قرن گذشته علیه اتحاد جماهیر شوروی) خریداری میکنند و در مقابل، استقلال سرزمینی خود را دو دستی در اختیار ایالات متحده آمریکا میگذارند و خود را تابع این کشور میکنند. این در حالیست که امنیت پایدار و حفاظت از استقلال سیاسی و تمامیت عرضی در اروپای غربی راهی عقلانی دیگری بجز همکاری با روسیه با اتکا به قرارداهای درازمدت و ساختار صلح جویانه امنیت منطقه ای نشان نمیدهد. این تنها سوسیال دمکراتهای آلمانی دهه های شست تا هشتاد قرن بیستم به رهبری ویلی براند بودند که با تکیه به سیاست دوستی با همسایگان موفق به ایجاد قرارد های صلح جویانه با اتحاد جماهیر شوروی به رهبری گورباچف گردیده و زمینه اتحاد دو کشور آلمان غربی و شرقی را فراهم نمودند. بدنیست بدانیم که سازمان ملل هم با تکیه به همین بینش فرانکلین روزولت رئیس جمهور آمریکا در اواخر جنگ دوم جهانی بوجود آمد. آما آمریکا پس ازپایان جنگ جهانی دوم زیر نفوذ دولت پنهان آن کشور – که در سایه جنگ جهانی دوم بوجوجود آمده و پس از پایان جنگ عملا سیاستهای این کشور را تعین میکند – راهبرد سلطه گری در جهان را اتخاذ نمود و در کلیه مناطق مهم ژئوپولیتیکی به ایجاد پایگاهای نظامی و پیادکردن سیاستهای “تفرقه انداز و حکومت کن” با تکیه به دشمن سازی منطقه ای پرداخت. تعریف کمونیسم بعنوان مهمترین تحدید برای غرب زمینه ساز کار آمد تفرقه در اروپا گردید و معرفی ایران پس از انقلاب اسلامی بعنوان تحدید بزرگ برای صلح در منطقه و جهان زمینه را برای ایجاد پایگاهای نظامی و تبدیل کشورهای همجوار خلیج فارس به کشورهای نو استعماری و کاملا وابسته به امریکا را در منطقه خاورمیانه فراهم نمود.
فرصت تاریخی امنیت مشترک در خلیج فارس
یکی از دست آوردهای مقاومت نظامی و پیروزیها ی مشهود در تنگه هرمز فروریختن توهم امنیت از طریق همکاری با آمریکا بعنوان کشوریکه از یکصد سال پیش تا کنون تمامی کشورهای منطقه خلیج فارس را به اهرم بسیار قوی هژمونیستی خود تبدیل نموده و با استفاده از این اهرم و کنترل بخش انرژی جهانی کلیه کشورهای منطقه و جهان را به دوست و دشمن تقسیم نموده و آنها را با جنگهای پی در پی برای نمونه در عراق، در لیبی، در سوریه وغیره روبرو کرده و هنوز هم به این سیاستهای ضد بشری خود ادامه میدهد. حاکمین کشورهای عربی همجوار خلیج فارس اکنون با این چالش جدی روبرو میباشند که چگونه میتوانند برای ادامه حیات خود امنیت لازم را بوجود آورند. در این راستا دو گزینه در مقابل یکدیگر قرار دارند: اول اینکه این کشورها به ادامه راهبرد موجود همکاریهای نظامی با ایالات متحده و اسرائیل بپردازند و از این دوکشور سلطه گر امنیت بخرند و در توهم گذشته بسر برند. چنین راهبردی کاملا غیر عقلائی حاکمین این کشورها را با چالش جدی مشروعیتی مواجه خواهد نمود و دیر یا زود سبب تحولات سیاسی و حکومتی در این کشورها خواهد شد. اما مهمتر از چالشهای سیاسی الگوی اقتصادی موجود دراین کشورها و زیر ساختهای آنها که همگی به واردات کالا و سرمایه و تولید آب آشامیدنی با استفاده از آب خلیج فارس وابسته میباشند نیز با بحرانهای جدی روبرو خواهند بود و زمینه را برای راهبرد جایگزین یعنی اتخاذ سیاستهای همسایه دوستی بخصوص با ایران را فراهم میکنند. در حقیقت تنها این گزینه میباشد که امنیت پایدار این کشورها در تکمیل با موقعیت ژئوپولیتکی و استفاده از ظرفیتهای اقتصادی آنها را فراهم میکند، البته بشرط اینکه آنها از جانب ایران هم تحدید نشوند و در منطقه اعتماد متقابل پایدار جایگزین نگرش تفرقه افکنی و دشمنی با یکدیگر شود. این هم کاملا طبیعی است که گردش نگاه کشورهای عربی خلیج فارس بسوی ایران بجای ادامه راهبرد شکست خورده سابق، چالش بسیار بزرگی برای آنها میباشد و نمیتوان هم انتظار داشت که حاکمین این کشورها جایگاه سیاسی خود را از اتحاد با آمریکا و اسرائیل به این سادگی و یکشبه بنفع همکاری با کشوریکه که آنرا تا کنون دشمن خود و تهدید به موجودیت خود میدانستند عوض کنند. و بدیهی است که حملات ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در این کشورها وتخریب احتمالی بخشی از زیر ساختهای آنها به ادامه دشمنی با ایران کمک میکند. لذا این ایران و جمهوری اسلامی است که باید با اتخاذ سیاستهای صلح جویانه جدی و تظمین های مطمئن و درازمدت و ارائه پیشنهادهای حساب شده بر اساس اعتماد سازی و منافع مشترک، ابتکار را بدست گیرد.
ایجاد امنیت در تنگه هرمز و خلیج فارس
پیشنهاد ایجاد امنیت در تنگه هرمز و امکان عبور کلیه کشتیهای حامل کالاهای نفتی، گازی و مصرفی هدیه بزرگی به کلیه کشورهای جهان است. ایران در حال حاضر میتواند از موضع قدرت طرحی را برای ایجاد امنیت در تنگه هرمز در دستور کار کشورهای منطقه و سازمان ملل قرار دهد که بر اساس همکاری مشترک کشورهای همجوار خلیج فارس و رعایت منافع کلیه آنها تدوین شده باشد. ارائه چنین طرحی در صورت انجام آن با فوریت زیاد میتواند قبل از هر چیز از ورود نیروهای نظامی آمریکا به تنگه و اشغال نظامی این منطقه بسیار حساس تحت عنوان پایان دادن به بحران انرژی در اقتصاد جهان و در حقیقت اشغال دائمی این تنگه از جانب آمریکا جلوگیری کند. لازم بنظر میرسد که در حال حاضر از جانب سیاستمداران سلطه گر اندیشه غربی از قبیل عوامل مسیحی دمکرات آلمان اشغال نظامی تنگه هرمز بدست آمریکا تبلیغ میشود و این هدف قطعا یکی از اهداف بسیار جدی پنتاگون و دولت ترامپ نیز میباشد، که آن باید از جانب جمهوری اسلامی بسیار جدی گرفته شود. به باور من در صورتیکه قیمت نفت از مرز 200 دلار برای هر بشکه عبور کند این احتمال هم وجود دارد که ایالات متحده دست به عمل وحشیانه بکاربردن بمب هسته ای در ایران بزند تا ایران را به تسلیم همه جانبه از جمله عقب نشینی از تنگه هرمز مجبور نماید. برعکس عکس العمل فوری ایران و جلب کشورهای همجوار خلیج فارس برای کنترل مشترک عبور و مرور کشتیها میتواند برای جهان ارمغان صلح جویانه تلقی شده و مانع هماهنگی غرب و افکار عمومی جهان علیه ایران برای اقدامات وحشیانه نظامی آمریکا شود.
ابتکار اضطراری
اینکه تنگه هرمز میتواند در انطباق با قوانین بین المللی بخصوص کنوانسیون قانون دریاها به منبع درآمد مهمی برای ایجاد امنیت تبدیل شود که این هدف البته احتیاج به زمان و ارزیابی همه جانبه میان کشورهای همجوار بخصوص ایران و عمان که تنگه هرمز جزو سرزمین این دو کشور محسوب میشود، دارد. لذا اعلام فوری آمادگی ایران برای تامین امنیت و اجازه عبور کشتیها از تنگه هرمز با دریافت عوارض، قبل از توافق همه جانبه میان کشورهای همسایه اقدام تنش ذدائی مهمی هم در قبال همجواران خلیج و هم در قبال افکار و منافع عمومی جهانیان میباشد. چنین اقدام مهم دیپلماتیک مکمل قدرت نظامی ایران در تنگه هرمز و محافظ موقعیت دست بالای ایران در حوضه دیپلماتیک میباشد. لذا جمهوری اسلامی میتواند و لازم است در اسرع وقت به اعتماد سازی با کشورهای همسایه خلیج فارس بپردازد و از آنها به همکاریهای مشترک اقتصادی و امنیتی در قبال خاتمه دادن حملات نظامی دعوت کند. شاید جمهوری خلق چین نیز در این راه پیشقدم شده و به نزدیک شدن کشورهای همجوار خلیج فارس همانطوریکه این کشور به ایجاد روابط دیپلماتیک بین ایران و عربستان سعودی موفق شد، کمک کند.
دورنمای پیامدهای طرح امنیت جمعی منطقه در تنگه هرمز
هیچ یک از کشورهای همجوار خلیج فارس نمیتوانند انکار کند که همکاریهای همه جانبه میان آنها بهترین راهبردی است که آنها میتوانند برای مردم و حکومتهای خود اتخاذ نمایند. اساسا شرایط طبیعی و ژئوپولیتکی خلیج فارس هم هیچ راهبرد بهتری را در اختیار آنها نمیگذارد. کلیه این کشورها تنها از طریق همکاریهای اقتصادی، امنیتی و انسانی مشترک میتوانند بهترین نتیجه گیری را برای آینده ملتهای این دیار بوجود آورند و در این منطقه بسیار حساس روابط صلح جویانه بوجود آورند. این راهبرد که کشور های سلطه گر آمریکا و اسرائیل با تکیه به “سیاست تفرقه انداز و حکومت کن” و ایجاد دشمنی میان آنها به غارت منطقه ادامه دهند و این کشورها را به نو مستعمرهای خود تبدیل کنند، به ایجاد پایگاههای نظامی بپردازند و آنها را به مسابقه تسلیحاتی و نابود کردن منابع مالی خود تشویق کنند و ملتها را به دشمنی با یکیگر وادار نمایند، یعنی راهبردی که همیشه زمینه های جنگ را ایجاد میکند، چنین راهبردی با بکاربردن عقل سالم بدترین انتخاب است و لذا میتوان و باید آن را با اتخاذ سیاستهای عقلانی محور بمرور به کنار کذاشت. اگر لحظه ای دیوارهای مصنوعی که میان کشورهای همجوار خلیج فارسی بوجود آمده را کنار بگذاریم و خود را به منابع طبیعی و ثروت عظیمی را که طبیعت در اختیار ساکنین این مرز وبوم قرار داده را مد نظر قرار دهیم، فوری دریافت میکنیم که همه این کشورها که کم و بیش با مشکل آب آشامیدنی در گیر میباشند، تنها با همکاریهای مشترک میتوانند آب خلیج را با نمک زدائی کردن آن برای آب نوشیدنی بدون پیامدهای تخریبی زیست محیطی برای کل خلیج، استفاده نمایند بجای اینکه هر کشوری بدون توجه به آثار زیست محیطی، آنگونه که در حال حاضر مرسوم است، به آب خلیج دستبرد بزند و عملا این منبع بزرگ ثروت و رفاه عمومی را در درازمدت با تغلیظ بی رویه نمک در آن تخریب نماید. خلیج فارس علاوه بر منابع آبی منابع بیشمار دیگری را نیز از جمله منابع انرژیهای فسیلی، دریائی و ایجاد فرصتهای وسیع توریستی هم برای اهالی منطقه و هم برای دنیا در اختیار کشورهای همجوار میگذارد. در یک جمله این منطقه میتواند با ابتکار هرمز به لابراتواری ژئوپولیتکی انحصار بفردی تبذیل شود که در آن راهبرد صلح جویانه همکاری و امنیت مشترک برای کل خاورمیانه و پایان اشغال فلسطین و اساسا برای همکاریها و امنیت منطقه ای در سایر نقاط جهان تجربه شود.
11 فروردین 1405 معادل با 1 آوریل 2026


