حقوق زنان؛ از آزادی فردی تا برابری سیاسی_ آزاده محمدی
خوانشی از اندیشههای دکتر رامین کامران همراه با تحلیل شخصی
مقدمه: حقوق زنان، مسئلهای سیاسی و انسانی
حقوق زنان را نمیتوان به مسئله حجاب، اشتغال یا چند ماده قانونی محدود کرد. پرسش بنیادی این است که آیا زن، مستقل از جنسیت و باورهای شخصیاش، شهروندی آزاد و با مرد برابر است و حق دارد درباره زندگی و آینده خود تصمیم بگیرد؟ از نظر من، دفاع از حقوق زنان بخشی جداییناپذیر از دفاع از آزادی، کرامت انسانی و آینده دموکراتیک ایران است. جامعهای که نیمی از جمعیت آن با محدودیتهای تبعیضآمیز روبهرو باشد، نمیتواند خود را کاملاً آزاد بداند.
در اندیشه سیاسی دکتر رامین کامران، لائیسیته و جدایی دین از سیاست جایگاهی مهم دارد. این مفهوم به معنای دشمنی با دین نیست؛ بلکه به این معناست که دولت به مذهب خاصی وابسته نباشد و آزادی اعتقاد داشتن یا نداشتن را برای همه تضمین کند. این اصل برای حقوق زنان اهمیت مستقیم دارد، زیرا هیچ باور مذهبی نباید به ابزار اجبار دولتی و محروم کردن شهروندان از حقوق برابر تبدیل شود.
آزادی پوشش؛ حق انتخاب، نه اجبار
آزادی پوشش یکی از روشنترین نمونههای دخالت قدرت سیاسی در زندگی فردی است. در نوشته دکتر کامران با عنوان «خطاب به مؤمنان»، بر آزادی انتخاب پوشش و ضرورت حمایت دولت لائیک از آزادی افراد تأکید شده است.
از نظر من، معنای این اصل روشن است: آزادی را نمیتوان با عوض کردن شکل اجبار به دست آورد. اگر حکومتی زنی را به داشتن حجاب مجبور کند، آزادی او را نقض کرده است؛ اگر جامعه یا دولت زنی را به بیحجابی مجبور کند نیز همان اصل آزادی را زیر پا گذاشته است. مسئله این نیست که دیگران برای زن انتخاب کنند؛ مسئله این است که انتخاب از آنِ خود زن باشد.
برابری در قانون و زندگی اجتماعی
برابری زن و مرد فقط به معنای اجازه حضور زنان در بعضی عرصهها نیست. قانون باید آنان را شهروندانی مستقل و برابر بشناسد و حقوقشان را بدون تبعیض تضمین کند. این برابری باید در فرصتهای آموزشی و شغلی، امنیت فردی، مشارکت اجتماعی و امکان تصمیمگیری درباره زندگی شخصی معنا پیدا کند. حقوق زنان امتیازی نیست که حکومت هر زمان خواست اعطا کند یا پس بگیرد؛ حقوق، معیار سنجش خود حکومت است.
در بحث فرهنگ عمومی و برابری، نکته مهم آن است که دفاع از استقلال فردی نباید به بیاعتنایی نسبت به جامعه منجر شود. در عین حال، همبستگی اجتماعی نیز نباید بهانهای برای کنترل زنان یا وادار کردن آنان به پذیرش نقشهای تحمیلی باشد. جامعه سالم، هم استقلال فرد را به رسمیت میشناسد و هم در برابر تبعیض میایستد.
زنان و حق مشارکت در سرنوشت سیاسی
زن نباید فقط موضوع تصمیمهای سیاسی باشد؛ باید حق داشته باشد در شکل دادن به آن تصمیمها نیز مشارکت کند. حق رأی، امکان انتخاب شدن، آزادی بیان و فعالیت مدنی و حضور واقعی در نهادهای تصمیمگیری، از اجزای شهروندی برابرند. حضور زنان نباید صرفاً نمادین باشد؛ آنان باید بتوانند آزادانه نظر بدهند، سازماندهی کنند و در تعیین آینده کشور نقش داشته باشند.
از نگاه من، نمیتوان حقوق زنان را به آیندهای نامعلوم موکول کرد یا گفت ابتدا باید همه مسائل دیگر حل شوند. آزادی زنان بخشی از همان تغییر سیاسی و اجتماعی است که برای ایران میخواهیم. هر طرحی برای آینده کشور باید از همین امروز پاسخ دهد که چگونه برابری شهروندان را تضمین میکند و چگونه مانع بازتولید تبعیض میشود.
فرهنگ برابری و مسئولیت جامعه
قانون ضروری است، اما برای تغییر پایدار کافی نیست. کلیشههای جنسیتی، تبعیض در محیط کار، نادیده گرفتن صدای زنان و عادی شمردن کنترل زندگی آنان میتواند آزادی را حتی بیرون از چارچوب قانون محدود کند. آموزش، گفتوگوی عمومی و مسئولیت نهادهای اجتماعی در مقابله با تبعیض اهمیت دارند. مسئولیت تغییر نیز نباید فقط بر دوش زنان گذاشته شود؛ دولت، نهادهای اجتماعی و همه شهروندان در ایجاد شرایط برابر سهم دارند.
من دفاع از حقوق زنان را دشمنی با مردان نمیدانم. موضوع، تقابل زن و مرد نیست؛ موضوع، مقابله با تبعیض و به رسمیت شناختن حق برابر انسانهاست. جامعهای که زنان در آن از امنیت، استقلال و فرصتهای برابر برخوردار باشند، امکان مشارکت و شکوفایی بیشتری برای همه شهروندان فراهم میکند.
جمعبندی: آزادی، برابری و امکان تغییر
حقوق زنان را باید بخشی جداییناپذیر از آزادی فردی، برابری شهروندی، دموکراسی و لائیسیته دانست. آزادی پوشش، برابری در برابر قانون و مشارکت سیاسی موضوعاتی جدا از هم نیستند؛ همگی به این اصل بازمیگردند که زن صاحب حق و اختیار است، نه موضوع تصمیمگیری حکومت یا دیگران.
جمعبندی شخصی من این است که آینده آزاد ایران بدون به رسمیت شناختن کامل حقوق زنان قابل تصور نیست. هیچ حکومتی نباید به جای زنان درباره پوشش، باور یا مسیر زندگی آنان تصمیم بگیرد. وظیفه دولت، تضمین حقوق برابر و حفاظت از آزادی شهروندان است. سیاست عرصه اراده و کنش انسانهاست؛ بنابراین نباید تغییر را ناممکن یا آزادی را رؤیایی دوردست دانست. این تغییر به خواست، آگاهی، سازمانیابی و پافشاری شهروندان نیاز دارد. دفاع از حقوق زنان، دفاع از حق انتخاب، کرامت انسانی و آینده آزاد ایران است.
منابع برای مطالعه
رامین کامران، «خطاب به مؤمنان» — درباره لائیسیته و آزادی انتخاب پوشش: خطاب به مؤمنان-رامین کامران – ایران لیبرال رامین کامران، «مقابله با فرهنگسازی» — درباره برابری زن و مرد و فرهنگ ضدتبعیض: مقابله با فرهنگ سازی- رامین کامران – ایران لیبرال

