
جنگ جهانی اوراق شده- رامین کامران
تصویری که ما از یک جنگ جهانی داریم از دو جنگ اول و دوم اخذ شده است. درگیری قدرت های بزرگ کرۀ زمین بر سر نفوذ، منابع، خاک و جمعیت، البته جنگی که این قدرت ها به طور مستقیم و البته با تمام قوا در آن شرکت بجویند. این تعریف قدری محدود کننده است. هر کدام از بخش های آن که از مورد مثال غایب باشد، تصویر کلی را مخدوش می کند و احتمالاً از تمایل ما به اطلاق صفت جهانی به آن می کاهد.
موقعیت فعلی دنیا یکی از این مثال های ناقص است. آنچه را ما در دنیا شاهدیم می توان جنگ جهانی اوراق شده خواند. درگیری در سراسر جهان گسترده، قدرت های بزرگ در آن دخیلند، داوهایش همانهایی است که همیشه بوده، فقط درگیری ابرقدرت ها مستقیم نیست، آن هم به دلیل وجود سلاح اتمی. جداً تصور نمی کنم که فقط همین یک تفاوت برای تردید در جهانی بودنش کفایت کند.
ما با یک جنگ جهانی اوراق شده سر و کار داریم. جبهه های آن در سراسر جهان گسترده و پراکنده است. ولی ارتباط این جبهه ها را نمی توان منکر گشت، زیرا پیروزی و شکست در یک نقطه بر وضعیت دیگر جبهه ها تأثیر می گذارد، اما این رابطه به تنگاتنگی آنچه که در دو جنگ قبلی دیده ایم، نیست. الزامی هم در ادامۀ جنگ به طور همزمان در تمامی جبهه ها نیست. یک جبهه می تواند خاموش شود یا حتی به حال خود گذاشته شود، ولی کار در باقی دنیا ادامه پیدا کند و احتمالً جبهه های جدیدی نیز گشوده گردد.
این دو صفت اصلی نوع جنگی است که درگیر آن هستیم: عدم درگیری مستقیم قدرت های بزرگ و سستی ارتباط بین جبهه ها.
این دو خاصیت پیامدهایی دارد، نه فقط در مورد درک ابعاد جنگ که با قطعه قطعه بودن، کوچک تر از آن چه که هست به نظر می آید، این که پیوستگی اجزایش هم درست به چشم ما نمی خورد. این جنگ وحدت فیزیکی بارز ندارد، وحدتش معنوی است و در درجۀ اول در سطح استراتژی طرف های دعوا مرئی می گردد ـ آن جاست که باید جستش.
متأسفانه به نظر نمی آید که دید معمول ایرانیان و حتی هیئت حاکمۀ ایران به این سطح از بینش صعود کرده باشد. ما اول از همه مشکل طرح و اجرای درست استراتژی بزرگ خود ایران را داریم که اثری از آن در هیئت حاکمه نمی بینیم، هرچند ظاهراً در بین نظامیان وجود دارد، ولی اثراتی که باید بر آن مترتب نیست. از این گذشته، اثری از درک ژئوپولیتیک درست ابعاد و ماهیت جنگ بزرگی که عملاً همه، در سطوح مختلف، درگیر آنند، نمی بینیم و البته عمل متناسب با این وضع را هم شاهد نیستیم ـ منطقی هم هست که نباشیم، چون این دو از یک مقوله است و به هم بسته، اولی که نباشد دومی هم نیست.
ندیدن جنگ جهانی یعنی ناتوانی در درک و تحلیل موقعیت خود که برخاسته است از ناتوانی در درک و تحلیل موقعیت کلی و رفتار قدرت های بزرگ، قدرت هایی که ما جزوشان نیستیم ولی بلندپروازی ورود در جرگۀ آن ها را داریم. این ترقی ناممکن نیست، ولی مشروط است به توان دیدن واقعیت موجود و طرح برنامۀ درست عمل برای بازی در این میدان.
اگر به فسحت میدان توجه در خور بکنیم، به روشنی خواهیم دید که ارزیابی درست و جامع وضعیت ما مستلزم قبول گستردگی آن است و باید تا آنجا که بضاعت داریم در این میدان بزرگ نقش آفرینی کنیم. نباید فقط به منطقه ای که در ان قرار داریم، قناعت نماییم. باید در حد توانمان بزرگ ببینیم و بزرگ عمل کنیم. گفتم در حد توانمان. درک این حد یکی از مشکل ترین معضلات سیاست جهانی است و تعداد خطاهای بازیگران و حتی بازیگران بزرگ، در آن شمردنی نیست. باید با دقت عمل کرد.
حال مقصود از پرداختن به این کلیات.
اخیراً اوکراین، به یک کشتی ایرانی حمله کرده. می توان دو دلیل برای این امر تصور کرد.
یکی اینکه کوشیده تا موقعیت خود و دشمنیش با روسیه را به بحران خاورمیانه و بالاخص خلیج فارس، پیوند بزند و دو قطعۀ این جنگ جهانی را به هم وصل کند تا به این ترتیب بتواند با پیوند دادن دو جبهه، اهمیت و تداوم جنگ اوکراین را تثبیت و شاید تضمین کند.
دوم اینکه به توصیۀ اسرائیل عمل کرده است که از دلقک اوکراینی هیچ بعید نیست. اسرائیل به هیچ قیمت نمی خواهد تنش در خاورمیانه و بخصوص جنگ خلیج فارس پایان بپذیرد. طبعاً وضعیتی که جنگش را دیگران برایش بکند که فعلاً آمریکا دارد می کند، برایش ایده آل است. وارد شدن اوکراین، نه فقط این کشور، بل به نوعی اروپا را هم در مقام نیابتی اسرائیل قرار خواهد داد. نوعی محکم کاری استراتژیک.
ایران باید درست موقعیت را بسنجد و عمل کند، جا برای بی اعتنایی کم است و احتمالاً تحریکات بعدی اوکراین را در پی خواهد آورد. جواب دادن به اوکراین همان قدر لازم است که شرکت ایران در جنگ اوکراین بی موضوع.
در درجۀ اول ایران باید به موقعیت استراتژیک خود در جنگ بزرگ بهتر آگاه گردد و اتحاد استراتژیکش را با چین و روسیه تحکیم بخشد و هر چه رسمی تر بکند. در این حالت منطقی است که روسیه هم تمایل بیشتری برای موضع گیری در خلیج فارس نشان بدهد. می ماند تنبیه گستاخان. در این مورد امکانات فراوان است، از پشتیبانی بیشتر روسیه تا ضربۀ مستقیم به خود اوکراین. این ها تابع امکانات عملیاتی است که من از آن ها اطلاعی ندارم و در باره اش نظری هم نمی دهم. ولی در هر حال، طیف واکنش های ایران بسیار وسیع است و دست کشور به هیچ وجه خالی نیست. مهم این است که کاری در خور موقعیت انجام شود.
۶ مرداد ۱۴۰۵، ۲۸ ژوئیۀ ۲۰۲۶
این مقاله برای سایت ایران لیبرال نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
