Home سخن روز آرشیو سخن روز ایران در این جنگ شکست نخواهد خورد!- رامین کامران

ایران در این جنگ شکست نخواهد خورد!- رامین کامران

گفتگوی کتبی با «ایران ما»

شما جزو معدود کسانی هستند که اصطلاح «جنگ علیه ایران» و نه «جنگ علیه رژیم اسلامی» را بکار می برد. چرا؟

برای این که جنگی که به ایران تحمیل شده، کشور و مردمش و کلاً موجودیت ایران را هدف دارد. میدانیم که هدف اسرائیل و در عمل آمریکا که تابع اسرائیل است، تجزیه و نابودی ایران است. حکایت ما با رژیم دشمنیم و آمده ایم که شما را آزاد کنیم ترفندی تبلیغاتی است که در عین بی محتوایی و مسخرگی، متأسفانه برخی ایرانیان نادان را هم به دنبال خود کشیده است. البته نقش مهره های ایرانی اسرائیل و در صدرشان پهلوی را هم نباید از قلم انداخت، هرچند داستان فقط محدود به او نیست. اینها با تقویت و انتشار دروغهای تبلیغاتی دشمن به آنها طنینی بی مورد میدهند که البته ضعیف است و پایه ای ندارد، ولی برای تبلیغات و بزرگنمایی رسانه ای خوراک فراهم میاورد. در یک کلام، تکرار میکنم که این جنگ تفاوتی با حملۀ مغول ندارد.

نباید از این امر غافل شد.

شما معتقدید که ایران این جنگ را در برابر نیرومندترین ارتش جهان خواهد برد. چرا؟

این داستان نیرومندترین ارتش جهان به مقدار زیاد روی کاغذ اعتبار دارد و نه فراتر از آن. نیرومندترین یعنی چه؟ یعنی در شمارش نفرات و آلات و ادوات و البته تکنولوژی در دنیا اول است، همین. اول توجه داشته باشید که هر ارتشی برای نوعی از جنگ ساخته شده و همه کار از آن برنمیاید. ارتش آمریکا با در نظر گرفتن مختصات جنگ سرد ساخته شده و سازمان یافته و خارج از این چارچوب کارآیی محدود دارد، قبلاً هم بازها دیده ایم. این ارتش نه می تواند نیرویی را که برای شکست کامل ایران با اشغال کشور، لازم است فراهم بیاورد و نه حتی توان شکست دادن ایران را در این جنگ محدود فعلی دارد. بگویم که تصور نمی کنم این جنگ نامتقارن باشد، ضربات مستقیم است و با آلات کمابیش مشابه انجام می شود.

امتیاز اول ایران که از همان روز اول به دست آمده، گرفتن ابتکار عمل است که به نهایت درجه اهمیت دارد و از آن چندان صحبتی نمیشود. نکتۀ دوم برتری ایران در جنگی است که فرسایشی شده و مختصات خودش را دارد. به عقیدۀ من، در هر چهار زمینۀ فرسایش، یعنی تسلیحات و نفر، اقتصاد، سیاست و روحیه، ایران بر دشمنانش برتری دارد. بخصوص در زمینۀ روحیه که اهمیت تعیین کننده دارد.

اگر ایران جنگ را ببازد، چه سناریوهایی محتمل‌(ترین)اند؟

طبعاً من تمایلی به در نظر گرفتن این عاقبت ندارم. نه فقط به این دلیل که ایرانیم و دلم میخواهد که کشورم برنده باشد، به این دلیل که اصلاً نمیبینم چطور قرار است ایران ببازد. حتی قبول آتش بس از موضع ضعف هم در حکم شکست نیست. شکست واقعی با اشغال ایران و از بین رفتن توان نظامی کشور میتواند صورت بپذیرد که به نظر من به نهایت غیر محتمل است. ولی فرض محال که محال نیست. باید اول دید که این باخت چه ترتیبی خواهد داشت، در چه حد و کجا واقع خواهد شد و فرضاً طرف ایران چگونه خواستار آتش بس خواهد شد. یعنی اینکه شکست نسبی خواهد بود. طبعاً امتیازاتی که باید داده شود از پیش معلوم نیست. ولی به هر صورت این فرض در حد اعتنا نیست، بخصوص با در نظر گرفتن روند تحول جنگ.

چرا بخش بسیار بزرگی از اپوزیسیون حکومت اسلامی از «نه به رژیم، نه به جنگ» روی به گفتمان «آری به جنگ برای گذار از رژیم» روی آورده است؟

 تنها دلیل آن بی‌شک سرکوب جنبشهای اعتراضی نیست. نقش جراید و رضا پهلوی را در این میانه چطور می‌بینید؟

دردسر بسیار بزرگی است این داستان. دلیل اصلی آنرا در موفقیت تبلیغاتی دشمنان میبینم و البته در این امر که حکومت اسلامی هیچ قدم معنی داری برای جلب مردم به به سوی خودش و رفتن به سوی یک نوع آشتی ملی برنداشته است. این کار بعد از پیروزی در جنگ دوازده روزه هم ممکن و هم لازم بود، ولی حکومت به راه همیشگیش رفت. البته نقش ستون پنجم دشمن و دستگاه های تبلیغاتیش را نیز نباید فراموش کرد. پهلوی چهرۀ اصلی این وطنفروشی به بهانۀ آزادیخواهی است که قرار است وطن را بدهد ولی آزادی را هم نه میخواهد و نه میتواند که بیاورد. آنچه بیش از همه مایۀ تأسف است، این قبح زدایی از خیانت به میهن است که دستاورد اصلی پهلوی است. آخر از همه اضافه کنم که معضل ستون پنجم را هم باید در نظر داشت. نه فقط در تحریک به جنگ و زمینه سازی برای آن، بل برای تضعیف روحیۀ مردم و در نهایت آماده شدن برای شکست و امیتاز دادن حتی در صورت پیروزی، نظیر آنچه که بعد از جنگ دوازده روزه شاهد بودیم. یعنی ممکن است همینها کاری بکنند که پیروزی ایران که به قیمت زحمت و رنج و فداکاری فراوان به دست خواهد آمد، بر سر میز مذاکره از دست برود. باید هشیاربود.

https://www.instagram.com/p/DVqQB18DGGz/?igsh=MTdzbTQ3YWxqc3B0Zg==