
آیا جمهوری اسلامی نگهدار ایران است؟ – حسن بهگر
گاهی اینجا و آنجا گفته می شود که اگر ج ا نبود کشور ایران بر باد رفته بود. هواداران این اندیشه دورۀ پهلوی را مثال می زنند که منطقه ای در آرارات و بحرین از ایران جدا شد که البته درست است ولی این به معنای آن نیست که جمهوری اسلامی چون بخشی از خاک ایران را تا کنون واگذار نکرده است، هنر کرده است زیرا حکومت پهلوی با پشتیبانی دولت خارجی بر سرکار آمده و مجبور به اطاعت بود ولی انقلاب 57 دقیقا علیه این وابستگی بود و شعار اول مردم استقلال بود و از این رو مردم از هرگروه و صنف ، یکپارچه به میدان آمدند. خمینی در مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون شهرتی یافته بود و در انقلاب 57 با تکیه براین شعار به رهبری انقلاب رسید. او با تکیه بر استقلال بعنوان رهبر جنبش شناخته می شد و تحت این لوا رهبری را بدست گرفت غافل از آن که اصرار بر برپایی جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر، اساس تفرقه در بین ملت ایران می شود زیرا همه ایرانیان مسلمان شیعه اثنی عشری به روایت ولایت فقیه خمینی نبوده و نیستند. این اولین ضربه به یکپارچگی کشور بود و بگذریم که همه وعده های او در مورد آزادی و غیره نیز دروغ بود.
چنین شد که در همان سال های اولیۀ انقلاب خمینی برخلاف وعده های خود در پاریس، روش حذف مخالفان را درپیش گرفت، به مجاهدین خلق که یار و یاورش بودند رحم نکرد. جبهه ملی را هم که در خرداد 1360 در مخالفت با لایحه قصاص اعلامیه داده بود، مرتد و خارج از دین خواند و بدین ترتیب خون ملیون را حلال کرد. بازرگان که پلی شده بود برای حکومت خمینی و لقب نخست وزیر صاحب الزمان به او داده بودند، مجبور به استعفا کرد و سازمان سیاسی او نهضت آزادی را هم محدود و غیر قانونی کردند. گروه های قومی سلاخی شدند و فجایعی مانند قارنا در کردستان رخ داد.
پس از آن شاهد خیزش های متعدد و سرکوب های متوالی آنها بودیم. نمونه های عمده ی آنها از این قرار است:
1- کشتار فعالان سیاسی و مردم در سال ۶۰ و کشتار دستجمعی چند هزارنفره در ۶۷ و درگیریهای کردستان و اصفهان، تبریز و زندانی کردن مرجع تقلید آیت الله شریعتمداری و ظلم و تعدی سید حسین موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب معروف به قصاب آذربایجان و برکناری آیت الله منتظری که جانشین خمینی محسوب می شد موجب پریشانی مردم گردید. شرح و تفصیل کشتار و ظلم و بربریتی که حکومت جمهوری اسلامی در این سالها بر مردم ایران روا داشت بسیار است و کتاب ها می طلبد و در این مختصر نمی گنجد.
2- سرکوب جنبش دانشجویی تیر ۱۳۷۸(کوی دانشگاه) اعتراضات گسترده دانشجویان به تعطیلی روزنامه «سلام» و یورش شبانه نیروهای امنیتی و لباسشخصی به کوی دانشگاه تهران که با بازداشت و سرکوب شدید همراه شد.
3- جنبش اعتراضی ۱۳۸۸ (اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاستجمهوری / جنبش سبز)
در ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، یک روز پس از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری (۲۲خرداد) که در آن پیروزی محمود احمدینژاد اعلام شد عده ای از مردم به آن اعتراض کردند و
میرحسین موسوی و مهدی کروبی (از نامزدهای معترض به نتایج)، به عنوان رهبران جنبش بدان پیوستند البته با نقشآفرینی چهرههای اصلاحطلب و حمایت معنوی بزرگانی چون آیتالله منتظری
اهداف اولیه: درخواست ابطال انتخابات، شمارش مجدد آرا، اعتراض به تخلفات انتخاباتی و سپس خواستههای دموکراتیک، رفع تبعیض و احیای حقوق مدنی
استفاده از رنگ سبز که نماد انتخاباتی میرحسین موسوی بود.
تظاهرات از ۲۵ خرداد ۱۳۸۸تا دوسه روز بعد ادامه یافت .
راهپیمایی میلیونی معترضان از میدان انقلاب تا آزادی در تهران که با درگیری و تیراندازی در پایان تجمع (از پایگاه بسیج مقداد) همراه شد وکشته های بسیاری بجا گذاشت
4- خیزش سراسری ۱۴۰۱ (زن، زندگی، آزادی):
پس از جانباختن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد، بزرگترین جنبش علیه حجاب اجباری و ساختار سیاسی حاکم شکل گرفت. این جنبش با استفاده از تفنگهای ساچمهای، شلیک به چشم، بازداشت گستردۀ دانشجویان و دانشآموزان و اجرای احکام اعدام برای معترضان سرکوب شد.
5- اعتراضات و ناآرامیهای سال ۱۴۰۴:
ادامهدار شدن موجهای اعتراضات مردمی با فشارهای شدید اقتصادی و اجتماعی که گزارشهایی از درگیریهای گسترده و تلفات بالا در پی داشته است.
6- کشتارهای دی ۱۴۰۴
از ۷ دی ۱۴۰۴ تجمعهای اعتراضی و اعتصابها در ایران در پی وخامت شدید شرایط اقتصادی آغاز شد و منجر به تعطیلی مغازهها و تجمعات صنفی گردید و به سرعت به دیگر شهرهای ایران گسترش یافت. دولت ایران اعتراضات را به رسمیت شناخت و نوید تحول اقتصادی را به مردم داد، همچنین رئیس بانک مرکزی جایگزین شد
هنوز اطلاعات کافی در این مورد در دست نیست ولی همینقدر می دانیم تظاهرات مردم در 18 و 19 دی ماه که با فراخوان رضا پهلوی همراه بود و پیام ترامپ رئیس جمهوری آمریکا که وعده کمک در راه استتقویتش کرد، به شرکت بیشتر مردم در اعتراضات انجامید و در نتیجه منجر به کشتاری بزرگ گردید که هنوز تعداد واقعی کشته شدگان مشخص نیست . در این کشتارها به ماموران اعزامی موساد از یک طرف و شرکت نیروهای خارجی تحت حمایت ج ا اشاره شده است.
جمهوری اسلامی آمار کشته شدگان را بیش از سه هزارنفر اعلام کرد . قطع اینترنت و ممانعت از ورود خبرنگاران و دخالت ماموران در بیمارستان، تعیین رقم دقیق کشته شدگان را تا کنون ناممکن کرده است.
تبعیض و تفرقه در ساختار قانونی و اجرایی کشور حاکم است و شامل گروه های قومی ، مذهبی و جنسیتی است.
با چنین کارنامه ای این حکومت به تدریج حدود 10 میلیون نفر از ایرانیان را به خارج رانده است و بیشتر مردم خواهان برون رفت از کشوری هستند که در آن هم مورد اذیت و آزار حکومت داخلی و هم خطر حمله خارجی است . کشوری که یک مشت دزد بر سر آن نشسته اند و از احکام اسلامی فقط حجاب اجباری را برای نشان دادن اقتدار و حاکمیت استفاده می کنند و ربا را که حرام بودن آن در قران بارها صریحا ذکر شده، ممنوع نمی کنند. می دانیم که بانک های جمهوری اسلامی بالاترین بهره را می گیرند.
مقامات دولتی بین خودی ها تقسیم شده و هنوز حکومت به صورت انحصاری بین عده ای معدود خودی مانند فرقه در گردش است.
زنان یعنی نیمی از مردم کشور از ادارات دولتی رانده شده و سعی می شود که از فعالیت های اجتماعی کنار گذاشته شوند. مناصب ادارۀ کشور جایی برای مشارکت مردم ندارد بلکه بر اقتدار و سلطه گری و کنترل مردم است .
فاصله طبقاتی افزایش یافته و گاهی افراد با دو سه شغل هم نمی توانند از عهده ی مخارج روزمره بر آیند و این نشانگر سختی معیشت است. فقر موجب اشاعه فحشا شده است و نوعی از فحشا با عنوان صیغه رواج یافته و این برخلاف کرامت انسانی است که وعده اش داده شده بود.
حکومت امت محور است و از ملت استفاده ی ابزاری میکند!
جمهوری اسلامی خواستار امت سازی است و با فرقه های شیعه در جهان ارتباط دارد و بدین ترتیب دولت ملت را قبول ندارد چنانکه خامنه ای با وجود اینکه مرجع نبود رهبر مسلمانان جهان نامیده می شد.
خود خامنه ای نیز گرایشات اخوان المسلمین داشت و او و برادرش کتابهایی را از این گروه ترجمه کرده بودند. در نتیجه بدیهی است که چنین حکومتی توسط کشورهای همسایه که اغلب سنی مذهب هستند یک خطر بالقوه تلقی شود و از جانب دیگر مسئولین حکومت خود را متعهد به تمامیت ارضی کشور ندانند.
همه به یاد دارند که مسئولین حکومتی در اوایل انقلاب می خواستند نام خلیج فارس را به خلیج اسلامی تبدیل کنند(صادق خلخالی رئیس دادگاه های انقلاب در سفره امارات متحده). هنوز هم مبلغان جمهوری اسلامی مانند رائفی پور مدعی هستند که اگر اینکار شده بود ج ا برنده بود؛حتی یکی از متصدیان حکومتی بنام سجاد پادام مدیر کل بیمه های اجتماعی خواستار فروش جزیره قشم و کیش شد و مدعی بود پول گزافی را عاید خواهد کرد. محمود صادقی نماینده اصلاح طلب در رسانه های همگانی اعلام کرده بود: ما می توانیم با تغییر کاربری یکی از جزایر سه گانه مان در خلیج فارس و واگذاری آن به کشور برادر امارات درآمدمان را گازانبری چند برابر کنیم.
خوب با این متصدیان امور که نه به ایران دلبستگی دارند و نه قانون اساسی جمهوری اسلامی را خوانده اند، به جای اینکه متعهد به تمامیت ارضی کشور باشند چوب حراج به مملکت زده اند، نیازی به دشمن نداریم .کیست که نداند امارات متحد اسراییل و امضاء کنند پیمان ابراهیم در مورد جزایر سه گانه ادعای ارضی دارد و این نغمه های شوم همراهی با دشمنان این اب و خاک است.
ملت ایران را امت نامیدند و فرهنگ و تاریخ ایران را انکار کردند و تدریس آنرا در مدارس مختل کردند تا جوانان را بی ریشه پرورش دهند. چنین تفرقه و اختلاف انداختن بین مردم و کشتار های عظیمی که در هر مناقشه رخ می دهد و در هر تظاهراتی شاهد آن هستیم که پادوهای رژیم بی محابا مردم را به گلوله می بندند، همه موجب تضعیف همبستگی مردم وقدرت ملی می شود و دشمنان را برای تعدی و دست درازی تشجیع می کند و آنها را به تجاوز برمی انگیزد.
بغض و عناد مردم ریشه عملکرد حکومت دارد. نومیدی مردم از مشارکت در سرنوشت خویش تا آنجاست که عده ای برای تغییر حکومت پرچم اسراییل یعنی دشمنی که مردم ما را به خاک و خون کشیده است، در دست گرفته اند. این کشورداری نیست این نابود کردن تعلق خاطر به یک کشور و یک آب و خاک است . نارضایی و خشم از وضعیت موجود و فاصله بین ملت و حکومت بهترین بهانه برای دشمنان ایران است تا بدان حمله کنند.
از اول انقلاب حکومت در انحصار عده ای معدود بوده که مانند یک فرقه در میان خود ازدواج می کنند و فقط پست عوض می کنند و مناصب بین خویشاوندان می چرخد.
بنیادهای مستقل منحل شده اند و نهادهای دینی پا گرفته که کارشان مانند زالو مکیدن خون مردم و ارتزاق از بودجه کشور است، پولی را که باید خرج ابادانی کشور شود در جیب خود میریزند.
چنین حکومتی که هیچ علاقه ای به تاریخ و هویت ملی ایران ندارد و با ملت رفتاری سلطه طلبانه و بیرحمانه دارد و مردم را زیر فشار معیشتی و بحران ها به جنگ برده است.
حکومت از مماشات با مردم خود عاجز است و از دیپلماسی و رفتار درست با کشورهای دیگر بیگانه است و هر قرادادی بسته میلیاردها ثروت کشور را بباد داده.است .
حال الیگارشی آدمخواری که هست و نیست کشور را به غارت می برد و به ریش مردم می خندد مدعی شده که حافظ کشور است! شما بنیۀ کشور را تحلیل برده اید و ثروت کشور را هدر داده اید و دشمن سازی کرده اید و ده میلیون ایرانی را آواره کرده اید و کشور را به لبه پرتگاه برده اید و پان ترک ها را حاکم بر کشور کرده و برخلاف قانون اساسی اعلام فدرالیسم نموده اید. اکنون اعلام خطر تجزیه کشور از دور و نزدیک شنیده می شود. باید دهانتان را ببندید و بجای گزافه گویی مجلس فرمایشی رامنحل کنید تا انتخابات آزاد برگزار شود تا نمایندگان حقیقی مردم سرنوشت کشور و ملت را تعیین کنند.
جمعه – 17 مهر 1405
Friday – October 09, 2026

