Home نقد و اندیشه آرشیو نقد و اندیشه نگاهی گذرا به روند دین زدایی در سوئد- طاهر صدیق

نگاهی گذرا به روند دین زدایی در سوئد- طاهر صدیق

جامعه‌ی سوئد به سرعت در جهت سکولاریزه شدن یعنی دور شدن از دین رسمی، عمدتا مسیحیت کلیسای سوئد، پیش می رود اما این دین گریزی به معنی دوری کامل از باور به نیرو یا نیروهای فراطبیعی نیست ، هرچند که پژوهش‌های آماری نشانگر این است که ایمان به وجود خدا و نیروهای فرا طبیعی نیز همراه با تضعیف دین رسمی کاهش یافته است.

روند سکولاریزه شدن روندی تازه، و عمدتا مربوط به یک قرن گذشته به نظر می‌رسد اما به واقع روندی است که با پیشرفت ‌های علمی و خردگرایی از دوران روشنگری ، سده‌ی هفدهم، به این سو چشمگیر بوده است . حتی شاید بتوان گفت که سکولاریزه شدن  پیش از  سده‌ی هفدهم یعنی از دوران اصلاحات دینی وپیدایش شاخه‌ی پروتستانی مسیحیت به رهبری مارتین لوتر و تضعیف قدرت کاتولیک ها پدیدار شده و پیش رفته است.

این روند در تمام کشورهای پیش رفته‌ی غربی دیده می‌شود. در سوئد، می توان گفت، که رشد سریع سکولاریسم بطور جدی در زمان پادشاهی گوستاو واسا  در سده‌ی شانزدهم آغاز شد . دوران پادشاهی گوستاو واسا دورانی است که می‌توان آن را سرآغاز تثبیت دولت – ملت سوئد و بنیانگداری مدرنیته در این کشور توصیف کرد. رشد صنعتی شدن سوئد، عمدتا در قرن نوزدهم، و توسعه‌ی شهرنشینی نیز از عوامل تعیین کننده‌ی سکولاریزه شدن جامعه‌ی سوئد به شمار می‌رود. از اقدامات تعیین کننده‌ی گوستاو واسا، پذیرش اصلاحات دینی و لغو شاخه‌ی کاتولیک مسیحیت در سوئد و جای‌گزین کردن پروتستانتیسم بود. وی دارایی‌های کلیسای کاتولیک را مصادره کرد و همزمان با پادشاهی سوئد رهبری کلیسای پروتستانی را نیز در دست گرفت و بدین ترتیب کلیسا را به بخشی از حکومت خود تبدیل کرد. این کلیسای پروتستان نه تنها در دوران دیکتاتوری سلطنت پادشاهان سوئد – این پادشاهان جز دوره‌هایی بس کوتاه، در راس حکومت‌های خودکامه قرار داشتند، – بلکه بعد از آن نیز یعنی در دوران دموکراسی، تا سال ۲۰۰۰ میلادی، یکی از نهادهای دولتی بود. بنا براین جدایی رسمی کلیسای دولتی از نهاد دولت، به تازگی یعنی بیست و پنج سال  پیش صورت گرفته است.

جامعه‌ی سوئد در طول تاریخ تا ترویج مسیحیت که هزار سال پیش وارد سوئد شد، و پس از آن تا صنعتی شدن و توسعه‌ی شهرنشینی، سرزمینی عمدتا روستایی بود با شهرهایی بسیار کوچک. صنعتی شدن به مهاجرت گسترده انجامید که پی آمد آن شهرنشنی روز افزون بود. شهرنشینی ضربات سنگینی بر بنیان جامعه‌ی روستایی یعنی مرکز تسلط کلیسا بر مردم روستانشین وارد آورد.

آموزش همگانی نیز که همرا ه صنعتی شدن و شهرنشینی گسترش می یافت به تدریج جای آموزش عمدتا مذهبی را که کشیشان عهده‌دار آن بودند، گرفت . به نظر بسیاری از تاریخ پژوهان، پی‌آمد شهرنشینی بود که مسیحیت به عنوان عامل وحدت فرهنگی مردم تضعیف شد و روند شخصی شدن مسیحیت سرعت گرفت.

صنعتی شدن و شهرنشینی در سوئد بر زندگی روستایی و سامانه‌ی مذهبی و سنتی کلیسا تاثیری گسترده داشت. تا پیش از صنعتی شدن و شهرنشینی، کلیسا مرکز ناحیه بود و کشیش و دیگر گردانندگان کلیسا بازرسان و ناظران اطاعت مردم از احکام و سنت‌های دینی بودند. برای نمونه و بویژه، حضور در کلیسا، ازدواج و طلاق، روابط و رفتار جنسی تحت مراقبت کلیسا بود. مسئولان کلیساهمچنین با اخذ یک دهم درآمد ( عشریه، چیزی شبیه خمس در اسلام) هزینه‌های کلیسا را تامین می‌کردند.

تا میانه‌ی قرن نوزدهم، حضور دستکم یک بار در سال در عشای ربانی برای مردم اجباری بود. مراسم تعمید و اعلام نامزدی برای ازدواج به کلیسا اجباری بود. کشیش بر رویدادهای مهم زندگی، تولد، ازدواج و فوت، نظارت دقیق داشت تا رفتارها و مراسم مربوط به آن در مطابقت با تعلیمات مسیحیت صورت گیرد. کشیش همچنین مسئولیت آموزش را بر عهده داشت. کمک به فقیران نیز از جمله‌ مسئولیت‌های وی بود. حتی مدتی در قرن بیستم نیز، کشیش که دیگر مستقیما مسئول آموزش نبود، از طرق شورای مدرسه و و شورای کلیسا ، بر آموزش مدارس در منطفه‌ی کلیسایی خود، نظارت داشت.

تا سال ۱۸۶۰ ، شرایط یاد شده کم و بیش حکمفرما بود. اما همزمان با آن ، سکولاریزه شدن جامعه پیش می‌رفت . در سال ۱۸۶۰ شرایط بطور رسمی نیز تا حدودی تغییر یافت. در این سال و سپس در سال ۱۸۷٣ قانون جدیدی تصویب شد که قانون آزادی مذهب عنوان آن بود. تا آن زمان عضویت در کلیسا اجباری بود . قانون آزادی مذهب در واقع آغازی برای از میان رفتن کنترل دینی بر مردم سوئد بود که از جمله به ایجاد فرقه‌های جدیدی از مسیحیت، به اصطلاح کلیساهای آزاد یا غیررسمی، انجامید که هنوز هم در جامعه‌ی سوئد حضور دارند.

روند سکولاریزاسیون جامعه بطور کلی، تاثیر خود را در عرصه‌ی سیاست نیز از مدت‌ها پیش نشان داده است. امروزه مذهب در سوئد یک امر خصوصی شناخته می شود وآزادی مذهب و عقیده یعنی انتخاب آزادانه‌ی باور و عقیده ( چه عقیده ی مذهبی و چه عقیده ی غیر مذهبی) از اصول قانون اساسی سوئد شناخته می شود.

آزادی باور و عقیده معمولا مرتبط با نظریه‌ی دولت سکولار است. کلمه‌ی سکولار به معنای دنیوی است و دولت سکولار دولتی است که نهادهای مذهبی در آن دخالتی ندارند، یعنی نهادهای مذهبی در قانونگذاری، دادگستری و اجرای قوانین (قوه‌ی اجرایی) دخالت نمی‌کنند . می توان این اصل را چنین نیز تعریف کرد: سکولاریسم دموکراتیک یعنی پیروی از این اصل که هیچ شخص یا گروهی در عرصه‌ی سیاسی امتیازی بر دیگر افراد یا گروه ها ندارد. هر شهروندی دارای یک رای در انتخاب نمایندگان خود در پارلمان و دیگر مجامع نمایندگی و نیز دارای حق انتخاب شدن در پارلمان و مجامع نمایندگی است و هیچ شهروندی در این زمینه امتیازی بر دیگران ندارد.

این اصل در فرانسه اصل لائیسیته نام دارد. پس لائیک و سکولا ر و سکولاریسم و لائیسیته کلمات مترادف هستند. این البته بدان معنی نیست که سیاست‌های مبتنی بر سکولاریسم یا لائیسیته در کشورهای گوناگون تفاوتی با هم ندارند. به هیچوجه چنین نیست و البته این تفاوت‌ها از جمله ریشه در تاریخ و فرهنگ های موروثی کشورهای مختلف دارد. گستردگی و شدت سکولاریسم در فرانسه به نحو چشمگیری بیشتر از بسیاری کشورهای دیگر غربی و از جمله سوئد است. این تفاوت ها باعث شده که برخی سکولاریسم و لائیسیته را دو مفهوم متفاوت بشناسند. اما می توان گفت که تفاوتی اصولی میان این دو واژه وجود ندارد و سکولاریسم ترجمه‌ی لائیسیته و بر عکس است. تفاوت مشهود میان برای نمونه فرانسه و سوئد، رفتار متفاوت دولت این کشورها در اجرای سیاست مبتی بر اصل یاد شده است. این تفاوت در کشورهایی نیزکه خود را سکولار می نامند و از واژه‌ی لائیسیته استفاده نمی‌کنند وجود دارد یعنی این گونه نیست که کشورهای موسوم به کشورهای سکولار، سیاستی واحد در اجرای سیاست در این زمینه دارند

از صفحه فیس بوک طاهر صدیق