Home سخن روز آرشیو سخن روز پایان بی طرفی- رامین کامران

پایان بی طرفی- رامین کامران

طی گفتگویی که اخیراً با اقای منظرپور داشتیم، سخن از موقعیت ایران در بین قطب های جهانی قدرت به میان آمد و من هم نظراتم را که برای همه آشناست، بیان کردم.این مسئله که آمریکا هنوز توهم یا آرزوی تنها ابرقدرت بودن را دارد و به این چشم به باقی جهان نگاه می کند و اینکه ایران برای خلاصی از فشاری که ایالات متحده مترجهش کرده است، باید چه روشی در پی بگیرد. حرفی که زدم و در حقیقت تکراری هم بود، این بود که ایران می باید به روسیه و چین نزدیک شود. نه برای اینکه زیردست این دو قدرت بشود، برای اینکه از نزدیکی بدانها برای تحکیم موقعیت خود و استقلال خودش بهره بگیرد.

در این میان چند بار به سیاست بی طرفی دوران مصدق اشاره کردم. سیاستی که ریشه در قرن نوزدهم داشت و به ترتیبی جدید در قرن بیستم ادامه پیدا کرده بود. گفتم به ترتیبی، چون تغییراتی که در وضعیت کلی آن ایجاد شده بود مهم بود، ولی قالب همسایگی با دو قدرت بزرگ در شرق و غرب، بر جا مانده بود. ایرانی ها در وضعیت قرن نوزدهم و قرن بیستم خود تداومی می دیدند که حتماً نابجا نبود، ولی این هم بود که دو طرف ایران دیگر دو ابرقدرت موجود جهان بودند که موقعیتشان با دیگر قدرت های جهانی قابل مقایسه نبود و دعوای ایدئولوژیک آنها ابعادی داشت که در قرن نوزدهم موجود نبود و جهان را نه فقط به دو اردوگاه سیاسی که ایدئولوژیک تقسیم کرده بود. قرن نوزدهم چند قطبی بود و قرن بیستم دو قطبی. تصویر نقطه ای و محدود، از دیدگاه ایرانیان همانی بود که قبلاً بود، ولی تصویر کلی و جهانی تغییر کرده بود.

مصدق در پی اعاده و تضمین استقلال ایران بود و راه این کار را در بی طرفی بین دو اردوگاه شرق و غرب می دید. برای او بی طرفی کلید استقلال بود و  بارها بر این امر تأکید نمود. منهم طی گفتگو از این اصطلاح استفاده کردم. در عین این که بر لزوم نزدیکی به روسیه و چین تأکید کردم.

بعد به خودم گفتم که این استفاده از اصطلاح قدیمی که بیشتر از ادای دین به مصدق و ادای حرمت به میراثش سرچشمه می گرفت، غیر دقیق بود و می توانست اسباب ابهام در ذهن بینندگان بشود و باید تصحیحش کرد. در حقیقت باید پذیرفت که ما امروز بی طرفی بین آمریکا و رقبایش را پیشه نکرده ایم. ما امروز به قطب قدرتی در خاورمیانه تبدیل شده ایم که در زمان مصدق نبودیم و به آن نزدیک هم نبودیم. یعنی که ما خودمان عملاً و در سطح منطقه، یکی از طرف هاییم.

تبدیل شدن به یکی از طرفهای بازی مسئلۀ طرف نگرفتن را منتفی می کند. داخل بازی بزرگ شده ایم و با دیگران طرفیم و می توانیم باشیم. این جا باید دید که با که طرفیم و با که متحدیم یا باید باشیم و یا می توانیم باشیم. ارتقای موقعیت ما از پارادیگم بیطرفی بیرون آورده. درست است که در مثلثی که با روسیه و چین تشکیل میدهیم، همپای آن دو دیگر نیستیم و عضو کوچک جمع هستیم. ولی قد و اندازۀ ما قرار نیست همیشه همینی بماند که هست و راه بالاتر رفتن برای ایران باز است. علاوه بر این، نفس وارد شدن در یک اتحادیۀ بزرگ، موقعیت شما را ارتقأ می دهد و به شما قدرتی می بخشد که از حضور دیگران میاید، حتی اگر درخواستش نکنید و مستقیماً از طرف دیگران به شما حواله نشود.

ممکن است تصور کنیم که با کنار رفتن بی طرفی و طرف گرفتن از ارث مصدق بریده ایم. ولی اینطور نیست. برای مصدق آنچه که اصل بود، استقلال بود که در زمان وی مستلزم وارد نشدن در هیچیک از دو بلوک شرق و غرب بود. امروز هم آن چه که مهم است همان استقلال است که امروز با وارد شدن در مثلث اتحاد استراتژیک با روسیه و چین حاصل می شود. هدف همان است، فقط اسباب تحققش فرق کرده است. دلیل تغییر، بالا رفتن قدرت ایران است. باید این منطق را پی گرفت چون راه را برای تقویت و تثبیت هر چه بیشتر موضع ایران به عنوان قدرت برتر خاورمیانه می گشاید. این راهیست که امروز پیش پای ما گشوده است.

رامین کامران

۱۹ مرداد ۱۴۰۴، ۱۰ اوت ۲۰۲۵

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است