پایان تلخ آخرین شاهزاده-جمال درودی،رضا درودی
پایان پهلوی اول :
در شهریورماه ۱۳۲۰، پس از ورود نیروهای متفقین به ایران و اشغال کشور، رضا شاه مجبور میشود، بدون کوچکترین مقاومتی، تاج و تخت شاهی را به انگلیسیها پس داده و بلافاصله حکومت و کشور را با خواری و خفت برای همیشه ترک نماید و تا آخر عمر در غربت و تنهایی در تبعیدگاه زندگی نماید. و مردم ایران نه تنها کوچکترین دفاعی از وی نکردند بلکه برای رفتنش به جشن و شادی پرداختند.
پایان پهلوی دوم :
انگلیسیها بعداز برکناری رضا شاه از قدرت، باوساطت و از سر بیکسی ناچارشدند تاج شاهی را برسر پسرش محمدرضا به رسم عاریت بگذارند.
دوازده سال بعد در مردادماه ۱۳۳۲، با شکست مرحله اول کودتا علیه دولت ملی دکتر مصدق، محمدرضاشاه مجبور میشود تاج و تخت سلطنت را رها کرده و ابتدا به بغداد و سپس به رم فرار کند که البته چندی بعد کودتاچیان موفق میشوند تاج و تخت از دست رفته را مجددا برایش برگردانند.
محمدرضاشاه، تاج و تخت غصبی را برای مدت ۲۵ سال دیگر نگه میدارد تا اینکه بالاخره این دیوارکژ با انقلاب ملی اسلامی ملت ایران در سال ۱۳۵۷ برسرش فرو میریزد.
او بمانند پدرش مجبور میشود همراه با خانواده اش با خفت وخواری تا آخر عمر در دنيا سرگردان شود.
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که زسرپنجه شاهین قضا غافل بود
پایان پهلوی سوم :
دوسال پس ازسقوط رژیم پهلوی و اندکی پس از فوت محمدرضاشاه، پسرش، شاهزاده رضا پهلوی برسر جسد متلاشی شده رژیم پهلوی سوگند پادشاهی میخواند و در عالم توهم تاج خیالی بر سرخودش میگذارد که بر همین مبنا طرفداران متوهمش او را “علیحضرت همایون رضا شاه دوم” مینامند.
سالها برخی دولتهای غربی و عربی کلی هزینه برایش کردند تا شاید بتواند علیه حکومت ایران کاری انجام دهد ولیکن از وی هیچ بخاری در نمیآید.
در دوران اصلاحات این شازده پهلوی، با برسر نیزه کردن رفراندوم موفق میشود اولین ضربه و شکاف و دودستگی را در صف اصلاح طلبان را ایجاد کند.
با ظهور شبکه های ماهوارهای و تبلیغات شبانه روزی برای خاندان پهلوی، این خانواده اندکی در دل برخی هممیهنان ناآگاه و ساده لوح نفوذ میکنند لذا از سال ۱۳۹۶ به بعد، در برخی تجمعات تعدادی ازافراد به نفع پهلوی اول شعارهایی سرمیدهند که این باعث تشدید توهم در این خاندان میشود. وگمان میکنند همه ملت چشم براه قدوم مبارک ایشان هستند. بنابراین سعی میکنند خودرا رهبر بلامنازع معترضین قلمداد کنند.
دردوران جنگ اقتصادی غرب علیه ایران، سلطنت طلبان آشکارا در جبهه دشمن قرار گرفته و از واردشدن فشار حداکثری علیه دولت و ملت ایران دفاع کرده و دولتهای غربی را از مذاکره با ایران برحزر میدارند.
درآخرین خیانت این شازده برای ایجاد اتحاد و اعلام سرسپردگی به رژیم اسرائیل به این کشور سفر میکند و پیشاپیش به استقبال حمله نظامی به کشورمان میرود و در این راستا طی اظهاراتی بیان میدارد که هیچکس نگران حمله اسراییل به ایران و تغییر رژیم ازطریق جنگ و ایجاد هرج ومرج نباشد، چراکه ایشان باائتلافی گسترده از دوستان میهن پرستشان در داخل و خارج کشور آماده اند تا برای خدمت به کشور و برقراری صلح در منطقه و انجام وظایفشان وارد عمل شوند و اطمینان دادند که پس از سرنگونی جمهوری اسلامی هیچ خلاء قدرتی پیش نخواهد آمد و ایشان برگذار مسالمت آمیز به دموکراسی نظارت خواهند داشت.!! یعنی ای ملت بخواب، که ما بیداریم !!
پس از شروع جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل علیه کشورمان، سلطنت طلبان اشتباه گروهک رجوی در زمان جنگ قبلی باعراق را تکرار میکنند و ضمن شادی وآرزوی موفقیت برای دشمنان سعی میکنند ستون پنجم آنان را تقویت کرده و برای ارتش اسرائیل از میان مردم، نیروی زمینی ایجاد کنند و با اضافه کردن جنگ داخلی به جنگ خارجی موجبات نابودی ایران را فراهم نمایند.!
با نگاهی اجمالی به ظهور و سقوط سلسله پهلوی مشاهده میشود که شاهان پهلوی ابتدا، ودر میانه عمر با کمک دشمنان ایران به سلطنت مطلقه رسیده و تاج بر سر می نهند ولیکن در دوره پایانی عمر، حتی علی رغم کارهای مثبتی که کردند، تاج و تخت را از دست داده و دوران خفت و خواری و سرگردانی را درخارج ازکشور تجربه میکنند.
به عبارتی دیگر از دوران تاج برسری به دوران خاک برسری میرسند.
واما این آخرین شاهزاده موسوم به پهلوی سوم، روی پدرانش را سفید کرده، چراکه هنوز به مرحله تاج برسری نرسیده، مرحله خاک برسری را هم به پشت سرنهاده وخودوطرفدارانش را تمام قددر منجلاب کثافت جهالت، خیانت و بی وطنی و بی ناموسی فرو میبرد.
اینها در زمان جنگ تمام عیار اقتصادی و نظامی علیه میهنمان، بصورت آشکار و رسمی درجبهه دشمن قرار میگیرند و از احاد مردم میخواهند به صف دشمنان بپیوندند. ونیروهای دفاعی را به تمرد دعوت میکنند. که این خیانتها وهمکاری آشکار بادشمن در زمان جنگ میتواند موجبات محاکمه ایشان محاکم قضایی را فراهم آورد.
سلطنت طلبان پررویی و وقاحت را تا بدانجا میرسانند که همزمان باچهلم هم میهنان کشته شده در جنگ اخیر، یکی دیگر از سیرکهای مسخره شان را در اروپا براه میاندازند وضمن ابراز شادی برای پیروزی های به دست نیامده شان، برای آینده ایران و مردم ایران نقشه هایی کودکانه ارایه میدهند.
به یقین این وضعیت نه یک شروع آبرومندانه بلکه یک پایان خفت بار همیشگی برای خاندان پهلوی و دوستانشان است که نامشان را با لکه های بزرگ ننگ در تاریخ به ثبت رسانیده اند.
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خودمیبری وزحمت مامیداری
پاینده ایران
سید جمال درودی عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
سید رضا درودی وکیل پایه یک دادگستری
۱۴ مرداد ۱۴۰۴


