Home ستون آزاد آرشیو ستون آزاد نقدی بر تعریف روشنفکر چیست- کیومرث صابغی     

نقدی بر تعریف روشنفکر چیست- کیومرث صابغی     

اخیرا عکسی از آقای داریوش آشوری در کنار آقای رضا پهلوی در رسانه های مجازی منتشر شده است که سبب گفتگو های زیادی گشته است ، از آن جمله اینکه چرا  و چگونه این ” چرخش ” صورت پذیرفت ؟  به گمان من این پرسش ، پرسشی پسندیده و به صواب نیست ، چرا که خمیر مایه این پرسش ریشه در حقیقت پرستی دارد .  کدام حقیقت ؟ همان حقیقتی که ذهنیت را  جزم گونه به سوی راه یابی یک پاسخ و تنها یک پاسخ سوق می دهد : راستی

خانم هانا ارنت دقیق ترین تعریف را از مفهوم روشنفکر کیست و روشنفکری کدام است را داده است .  اما پیش از اشاره به  ان و به منظور تجدید حافظه تاریخی، بازگشت کوچکی به سالهای ۴۰ تا ۵۰ ، که بی گمان تاریخ ساز ترین دهه های تاریخ ایران در زمینه رشد و ارتقاء فرهنگی : هنر، ادبیات، نقاشی ، فلسفه ، موسیقی ، تیاتر و سینما  و نظر گاه های  سیاسی  است  ، مفید افتد .  در این سال ها بود که  بحث ” هنر متعهد  ” و ”  هنرمند متعهد ”  به میدان گفتمان های روشنفکری روز کشانده شد که انعکاس گسترده ان با این گفته شاملو” من برای روشنفکری که در کنار مردمش قرار نگیرد یه پاپاسی هم ارزش قائل نیستم ” _ نقل به مضمون _  تبدیل به نقل قول روز شد.  در اینجا روشن است که نقطه عزیمت شاملو از ” مردم ” و ”  روشنفکر ” چیست .  این تعریف شاملو از روشنفکر هم آن زمان نارسا بود و هم این زمان ، چرا که انتظار  شاملو از روشنفکر بیش از آنکه خردمندانه باشد ، احساسی و سیاسی بود . چگونه ؟

    هانا آرنت روشنفکر را این گونه تعریف و تفسیر می کند :

    ۱- روشنفکر حقایق مرسوم را  نقادانه به چالش می کشد و نظرگاه های بیشتری را رو می نماید .

    ۲- روشنفکر درگیر گفتمان های معمول می شود و  سعی در تاثیر کذاری  بر سیاست های روز می کند .

    ۳- روشنفکر کوشش می کند تا به عمق مفاهیم و مقولات پیچیده دست یابد .

    ۴- روشنفکر دارای استقلال فکری است و  تعلق به هیچ ایدیولوژی و یا نهاد خاصی ندارد .

    تأکید خانم آرنت در این بررسی بیشتر براینست که روشنفکر مستقل از هر گونه تعهد تحمیلی  است و این نظریه را که آنان  باید جایگاه سیاسی و یا ایدئولوژی روشنی اتخاذ کنند را  به نقد می کشد. و همین نکته اخیر موضوع مورد بحث  من در این جا  است .

         بر خلاف نظریه  “تعهد روشنفکران ” و این که جایگاه روشنفکر در کنار فرودستان است  وگرنه “خیانت کارانی ” بیش نیستند، بازهم  باید گفت که این تعریف نا رسا است چرا که در این صورت  قبل از تعریف هویت، اقدام به تعریف وظیفه و ایجاد الزامات برایشان راه به خطا رفتن است. روشنفکر اساسا از طریق اندیشیدن و پژوهش است که تولید می کند؛ همان گونه که یک کارگر از طریق استفاده از دستان تولید می کند. تولید  روشنفکر ، بستگی به نوع تخصص،  در خدمت بخشی از خدمات اجتماعی قرار می گیرد . اما این که این روشنفکر از منظر اجتماعی در کدام سمت مناسبت اجتماعی قرار می گیرد ، و با توجه به اینکه هر طبقه و لایه اجتماعی روشنفکران خاص خود را دارند ، این انتخاب بستگی به نوع  ذهنیت فردی دارد و نه فرمول معینی از پیش  تعریف شده و جهانشمول .

    از سویی دیگر باید به یاد داشت که جهان ذهنیت ها و باورها همیشه یکدست نیستند و  یکدست هم باقی نمی مانند.  پرنسیب ها و تعهد ها می توانند در طی تلاقی آزمون ها  و گفتمان ها و یا حتی  تجدید نظرهای منبعث از تحولات جغرافیایی  و یا  جا به جایی  طبقاتی تعریف جدید و جلوه های جدیدی بخود بگیرد و  باورها  می توانند در نتیجه ناگزیری امکانات، شرایط مادی  و یا ارزیابی های ” نا دقیق  ” گونه ای دیگر شوند . این همه را از آن جهت به یاد میاورم تا نشان دهم که بر خلاف گذشته های دور هر عملی دیگر یک عکس العمل ندارد و هر کنشی را یک واکنش نیست .

    حال، اگر توضیحات بالا مورد پذیرش قرار گیرند،  طبیعتا باید به این نتیجه رسید که بنا بر این اقدام آقای داریوش آشوری یک خیانت  طبقاتی -اجتماعی  نمی باشد  و  چنان چه قضاوت ها و داوری ها نه بر اساس  باورمندی به  یک پرنسیپ و یا ایدئولو ژی  خاص  ، بلکه بر مبنای ارزیابی سیاسی از یک رخداد باشد در آن صورت  نباید ارزش ایشان را به یک ” پاپاسی ” تنزل داد بلکه  می توان گفت دریغا که  یک فرد از کنار  جمع فرو دستان فرو  ریخت .

 کیومرث صابغی  –    فوریه2026