
بازیابی تعلیلی از رفتار سرداران ملّی-دکتر محمدرضا جلالی
روان شناس و پژوهشگر رفتارشناسی سیاسی
پسوند ملّی جزء لاینفک نام ستارخان و باقرخان است و شخصیّت این دو بی کلمۀ ملّی تداعی نمیشود.
تاکنون در تعلیل این القاب بر رفتار مقاومتی و مبارزۀ نستوه و پیگیر آنان علیه استبداد خشن محمّدعلی شاه متمرکز میشدم. این دو سردار به ارادهای جانانه تسلیم و مقهور ارادۀ سفاکانۀ محمّدعلی شاه در سرکوب نشدند و او را در نهایت و در آرزوی احیای استبداد مطلقۀ سلطنتی ناکام گذاردند.
هرقدر که شاه خودکامه نیرو و تجهیزات ارسال میکرد و والیهای ستمگری همچون عینالدوله و سپهدار تنکابنی مردم تبریز را در محاصره و تنگنای معیشتی قرار میدادند از پای نایستادند و دست آخر این سلطان بیرحم بود که ناتوان و درمانده شد و متحیّرانه میدید سران سپاهش یک به یک از جلوی حریفان شجاع و خستگیناپذیر میگریزند و به انفعال میگرایند و بعضاً رو به آزادیخواهان میآورند.
مطمئناً پیروزی دوباره و پایانی مشروطهخواهان و غلبۀ بر استبداد صغیر و شاه قلدر و قهار مرهون شجاعت این دو فرماندۀ بزرگ ملّی است و علّتِ بخشی از دریافت نشان و افتخار ملّی از دل و دست ایرانیان از این زمینۀ مقابلهجویانه و غلبهگرایانۀ این دو فرد شجاع ناشی میشود.
امّا با تحلیل تعمیقیافتهترِ این نشانآوری، جدای از فداکاری و شجاعت بیرونی سرداران، بر گذشت و شجاعت درونی آنها معطوف شدم. وقتی ستارخان و باقرخان در آستانۀ غلبۀ کامل بر نظامیان اعزامی از مرکز قرار داشتند و سپاهیان حکومتی روزافزون نومید میشدند و از محاصرۀ بینتیجه خود را کنار میکشیدند؛ روسیۀ همیشه متجاوز به خاک کشور به مستمسکجوییهای عادتی و تکراری قصد ورود به ایران و اشغال تبریز را کرد. برتافتن این تعدّی احتمالیِ متجاوز قدّار و جبّار از سوی سرداران وطنپرست ایرانی ممکن نبود و مطلقاً از شرافت ذاتی و اکتسابی ایرانی آنها به دور بود. از این رو به شجاعتی درونی سلاح بر زمین گذاردند، از پیروزی در دسترس درگذشتند و به سلطان مستبد پیام فرستادند: خود بیا ! و مانع ورود دشمن شو ! و نگذار خاک میهن و جان ایرانی و کیان ملّی دستخوش تاخت و تاز اجنبی گردد!
به زعم من این شجاعتِ درونی به جرأت و بزرگیِ بسی بیشتر از آن شجاعت بیرونیِ نیاز داشت و تنها از نیکنامانی سترگ نظیر آن دو سردار نامی بر میآمد؛ و نام و نشان ملّی که برازندۀ وجودیِ این دو راستکردار بیادّعا گردیده بیشتر از این رهگذر، به اهدایی طبیعی از سوی ملّت به آنان داده شده است.
حال رفتار ضدّ بیگانۀ خارجیِ این نامآوران ایرانی را که برای بازداری از حضور دشمن در خاک میهن، ثمرۀ ماهها رزمندگی بیامان خود را به شرافتی ملّی معامله کردند، مقایسه کنید با رفتار دشمنخواهانۀ افراد و گروههای سلطنتطلب بیدرد و بیوطن که به شناسنامۀ ایرانی و با اذعان تلویحی به بیپایگاهی در داخل و نفی عاملیّت ایرانیان به وضوح و وقاحتِ توأمان شبانهروز در بوقهای تبلیغاتی گستردهای که بیدریغ به اختیارشان نهادهاند میدمند که خارجی بیا و بیگانه بزن و اجنبی ایران را بگیر؛ و در این دعوی و دعوت ننگآور هیچ از سرانجامی که شومی جنگ و تهاجم قلدری وحشی چون آمریکا و مساعدت اسراییل و اروپا، عارض ایرانیان و منابع حیاتی و حیثیت تمدّنی و فرهنگی و تاریخی ایران میسازد، نمیاندیشند.آآ


