Home جبهه جمهوری دوم ارشیو جبهه جمهوری دوم راهنمای انجمنهای شهروندی-جبهۀ جمهوری دمکراتیک و لائیک

راهنمای انجمنهای شهروندی-جبهۀ جمهوری دمکراتیک و لائیک

فصول

۱ چرا باید کارجمعی کرد

۲ کارجمعی چیست

۳ مبارزۀ جمعی ما چه صورتی دارد

۴ انجمن شهروندی چگونه کار میکند

۵ انجمن شهروندی چه کاری میکند

۶ پیروزی بعد از پیروزی

۱. چرا باید کار جمعی کرد

مشکل جمعی، کوشش جمعی و راه حل جمعی میطلبد

بیشترین مشکلاتی که امروزه ایرانیان با آنها دست به گریبانند، یا مستقیماً برخاسته از وجود نظام اسلامی است، یا اگر هم منشأ دیگری داشته باشد، راه حل آنها توسط این نظام مسدود گشته است. کلید گشایش این مشکلات، تغییر نظام سیاسی ایران است.

سیاست، جمیع مردمان یک کشور را در بر میگیرد و کاری از سیاست جمعی تر نیست. مشکل سیاسی، مشکل جمعی است، راه حل جمعی میطلبد و به اجرا گذاشتن این راه حل، کوشش جمعی.

راه حل جمعی این است که نظام سیاسی حاضر را بربیاندازیم و با جمهوری دمکراتیک و لائیک، جایگزینش سازیم.

موضوع این کتابچه، روشن کردن ترتیبات کار جمعی در این راه است، یعنی سازماندهی نیروی عملیاتی جبهۀ جمهوری دمکراتیک و لائیک، تا افرادی که هدف جبهه را هدف خود میدانند، بتوانند نیروی خویش را در راه تحقق آنها به کار بیاندازند.

مشکل، مشکلی نیست که به دست یک نفر حل بشود یا با کوشش افراد پرشماری که با یکدیگر هماهنگی ندارند، گشوده گردد. برای حل آن باید دست به دست یکدیگر بدهیم تا کار را به انجام برسانیم. کار جمعی حاجت دارد به سازماندهی، یعنی به استفادۀ عقلانی از نیروی انسانی و ما در هر دو سوی مرز حاجت به سازماندهی داریم.

در حال حاضر، عملاً نوعی تقسیم کار بین مبارزان داخل خارج صورت گرفته است. تقسیمی که به تصمیم کسی گرفته نشده، بل مولود سیاستهای نظام اسلامی است. نیروی اصلی مبارزه در داخل است و باید هم باشد، به این دلیل که قرار نیست نیرویی از خارج به ایران وارد گردد تا سرنوشت کشور را تغییر بدهد. ولی رهبری این نیرو جز درخارج نمیتواند باشد. به این دلیل که اگر در داخل کشور باشد، حکومت بلافاصله اقدام به حذف او میکند.

نوشتۀ حاضر اختصاص دارد به توضیح ترتیباتی که باید در پلۀ اول کار، اتخاذ شود. پلۀ اول تشکیل انجمنهای شهروندی است و جزوۀ حاضر راهنمایی است برای توضیح چگونگی تشکیل و کار این انجمنها. انجمنهای شهروندی، سلولهای بنیادی و پایه ای مبارزه است و باید در هر دو سوی مرز تشکیل گردد.

۲. کار جمعی چیست؟

برخی بر این عقیده اند که ایرانیان قادربه کار جمعی نیستند و یا لااقل دراین زمینه بسیار ضعیف هستند.

نباید گوش به این سخنان قالبی داد.اگر ایرانیان عادت به این شیوۀ کار نداشته باشند که تازه اغراق است، توانایی یادگیریش را، مثل هر امر دیگر، دارند و در این باب جا برای شک نیست. وقتی توانایی فراگیری دارید، هزار چیز میتوانید یاد بگیرید، این هم یک از آن هزار است. ولی اگر تصور کنید که هر کاری را در گذشته خوب انجام نداده اید، در آینده هم خوب انجام نخواهید داد و به این دستاویز از کوشش شانه خالی کنید، هیچگاه و در هیچ زمینه پیشرفتی نخواهید کرد.

کار جمعی را با وارد شدن در آن و با ممارست یاد میگیرند. کار جمعی، در عین اینکه ما را به سوی هدف میبرد، آموزشگاهی است بسیار مفید و همۀ ما را در ادارۀ روابط اجتماعی خود، ورزیده میسازد. تعامل اجتماعی چیزی نیست که کسی به طور مادرزاد بلد باشد، همه در طول زندگی یاد میگیرند. هر که مستعدتر بود، زودتر نتیجه میگیرد، ولی کسی بدون آموختن به جایی نمیرسد. مهمتر از این، همه، چه مستعد و چه نه، میتوانند با کسب تجربه بهتر عمل کنند. هیچگاه اینرا هیچگاه از یاد نبرید که آموختن، هم اراده میخواهد و هم فروتنی.

کار جمعی این نیست که چند نفر بنشینند در کنار هم کار کنند، باید هماهنگی بینشان باشد؛ اینهم نیست که فقط هماهنگ با هم، فرضاً سنگی را هل بدهند یا وزنه ای را بردارند؛ این است که با یکدیگر، هماهنگ با یکدیگر، با تقسیم کار، یعنی به صورت مکمل هم در کاری مشارکت کنند.

این آخری،  خصیصۀ اصلی کار جمعی است: تقسیم کار و عمل مکمل هم. به این ترتیب است که کار جمعی نه فقط نیروی بیشتر میاورد، کارآیی بیشتر میاورد. تقسیم کار، هم کارآیی هر فرد را بالا میبرد و هم کارآیی جمع را. اگر گروهی دستجمعی بکوشد تا وزنه ای را حرکت بدهد، نیروی جمع، هیچگاه از جمع عددی نیروهای فردی بیشتر نخواهد شد، اما حاصل تقسیم کار و هماهنگی، از جمع عددی کوششهای تک تک افراد عضو جمع، بیشتر است. نکتۀ اصلی اینجاست. تقسیم کار باید بر اساس ماهیت کار و منطق کار و برنامۀ کار انجام بپذیرد، نه به صورت اتفاقی.

کار جمعی محتاج روحیه ای خاص است: روحیۀ همکاری. این روحیه فقط خوش خلقی در سلوک با دیگران نیست. اول اعتقاد به برتری کار جمعی نسبت به کار فردیست و این که هدف جمعی را والاتر از اهداف فردی بدانیم، این اصل همیشه مد نظر قرار بدهیم و بر اساس آن کار کنیم و طبعاً در ورای این، کارآیی و امتیاز گروهی را فراتر از کارآیی و امتیاز فردی به حساب بیاوریم و بر این اساس رفتار کنیم.

کار جمعی محتاج انضباط است و قدم اول انضباط، وقت شناسی. انضباط حرمت گذاشتن به جمع است، نه فقط اعضای انجمن، بلکه تمامی آنهایی که با شما در راه رسیدن به هدف بزرگی که پیش رو دارید، همگامند. نشانۀ اینکه خود را در خدمت جمع میدانید، نه جمع را در خدمت خود.

وظایفی که شما با عضویت در انجمن بر عهده میگیرد، داوطلبانه است و به همین خاطر، واجد ارزش بسیار. کسی شما را به کاری مجبور نکرده، خودتان به دلیل گوش فرا دادن به ندای وجدانتان و به ذوق رسیدن به هدفی والا چنین کرده اید. دیگر اعضای انجمنها نیز چنین کرده اند، قدرشان را بدانید تا قدرتان را بدانند.

کارجمعی محتاج شناخت یکدیگر، عادت به کار با یکدیگر، نرمش در کار و در نهایت مقداری از خود گذشتگی است. اگر از خود گذشتگی نداشته باشید، قادر به کار جمعی نخواهید بود، در هیچ زمینه ای و نه فقط سیاست. اینرا هم بگویم که از خود گذشتگی این نیست که فرد خود را فدای جمع بکند، این است که خود را در خدمت جمع قرار بدهد. از تصاویر رمانتیک مربوط به مبارزه، احتراز کنید که اگر هم از بابت عاطفی برانگیزاننده باشد، بسا اوقات در عمل مشکل ساز است. انعطاف پذیری، بسیار بیشتر از فداکاری به یاری شما خواهد آمد.

هر چه در اهمیت رفتار اخلاقی نسبت به یکدیگر و به کسانی که بر هر صورت با شما تماس دارند، گفته شود، کم گفته شده. در قضاوتی که همرزمان و پشتیبانان و ناظران، در بارۀ شما انجام میدهند، معیار های سیاسی و ایدئولوژیک، اهمیت تام دارد، ولی قضاوت اخلاقی بر همۀ اینها سایه میافکند. گفتار سیاسی جذب میکند، ولی اعتماد و همدلی با رفتار درست و اخلاقی ساخته میشود. اینها عناصر اصلی مبارزه است. مردم نگاه میکنند که امروز چگونه افرادی هستید و چگونه مبارزه میکنید تا ببینند که فردا چگونه مملکت را اداره خواهید کرد. هر گونه ابراز لیاقت امروز، جوازیست برای ادارۀ مملکت در فردا.

همه کس در همه زمینه ای توان یکسان ندارد. در کار جمعی باید نقاط ضعف هریک از ما توسط دیگر اعضای گروه جبران گردد. این یکی از نکات اساسی کار جمعی است. برای همین است که باید شیوۀ کار همدیگر را بشناسید و به آن عادت کنید. باید این نقاط ضعف را، نه باید با پرخاش و تندخویی به روی کسی کشید و نه با حیا و تعارف معمول ایرانی، مسکوت گذاشت و در نهایت به حال خود واگذاشت. باید این نکات را با نرمش تمام و اگر لازم بود به صورت غیر مستقیم، مطرح کرد و کار را بر اساس سنجش آنها و رفتار در جهت محدود کردنشان سامان داد.

حذف نقاط ضعف همیشه بهترین صورت و در بسیاری موارد ممکن است، ولی اصرار بر تغییر دادن روحیه و خلق و خوی دیگران، کار نابجاییست و معمولاً بی ثمر. محصور کردن نقاط ضعف هر کس به مدد توانایی دیگر اعضای گروه، بهترین روش و کاملاً ممکن است و البته میتواند مشکلات را حل کند. ما از افراد توقع داریم که به تناسب احتیاجات و الزامات سازمانی، بهتر بشوند و نه به طور مطلق. این دومی هدفی است مربوط به تهذیب اخلاق فردی که هر کس باید خود برگزیند و خودش بدان برسد.

توجه داشته باشید که کار جمعی، با تمام امتیازاتش، بلافاصله بیشترین و بهترین نتیجه را بار نمیاورد. از این امر دلسرد نشوید. آنهایی که تصور میکنند کار جمعی همیشه نتیجۀ مطلقاً مطلوب میدهد، کار را از دور دیده اند و در دلش نبوده اند که متوجه

کاستی ها گردند. کارآیی همیشه نسبی است، امکان اینکه از ابتدا در حداکثر قرار بگیرد، بسیار کم است. مهم این است که بازده کارتان بالا برود. این، هم ممکن است و هم در دسترس شماست، البته به قیمت جدیت و پایمردی. مسئولیتی را که میپذیرید، با توجه به توانایی ها خود بپذیرید تا از عهده بربیایید و در کار جمعی اختلال ایجاد نکنید.

اگر نه تمام، لااقل بخش بزرگی از مشکلات کار جمعی از این برمیخیزد که اعضای گروه، از عنان زدن بر احساسات خود عاجزند و گاه آنها را بی مهار ابراز میکنند. مهار احساسات و ضابطه داشتن بر بیان آنها، کلید بخش عمدۀ مشکلاتی است که ممکن است بدانها بر بخورید.

۳. تشکیل انجمن شهروندی

قدم اول این سازماندهی مبارزان، تشکیل انجمنهای شهروندی است. این انجمنها واحد های اساسی تشکیل دهندۀ سازمان بزرگی هستند که قرار است نظام اسلامی را سرنگون سازد و با جمهوری دمکراتیک و لائیک جایگزینش کند. انجمنهای شهروندی، کوچکترین واحد های تاکتیکی مبارزه ای هستند که در پیش است و قرار است در هماهنگی با هم، اول به صورت موازی با هم و سپس با مانور در کنار یکدیگر، عمل کنند. انجمنها نیروی آگاه و پیشتاز ملت ایران در مبارزه علیه نظام اسلامی هستند و چاشنی تبدیل ملت ایران به منشأ عمل سیاسی. عمل سیاسی از سوی ملت، اعمال حاکمیت از سوی اوست که با نوشته شدن قانون اساسی جدید، صورت رسمی و نهادی پیدا خواهد کرد. هدایت این روند و به پیروزی رساندن آن، با جبهۀ جمهوری دمکراتیک و لائیک است.

کار تشکیل هر انجمن چهار مرحله دارد: تماس، سنجش، پیوند و تشکیل.

در زمینۀ تماس باید از نزدیک به دورعمل کرد. اول باید از کسانی شروع کنید که آشنایی تان با آنها تا حد امکان زیاد است. اگر حس میکنید که برای فعالیت سیاسی و بخصوص برای مبارزه برای برانداختن نظام فعلی مستعد هستند، بهترین نامزدان را یافته اید. البته این گرایش کلی کافی نیست.

از اینجا وارد مرحلۀ سنجش میشوید. شما درون ج ج د ل فعالیت میکنید که هم قالب فکری، هم چارچوب سازمانی و هم استراتژی روشن برای کار دارد و هدفش هم معین است. کسانی را که به فعالیت جذب میکنید، باید با اینها همراه بشوند و اینها را بپذیرند. به کمتر از این قانع شدن، غیر منطقی است و امکان اینکه به از هم پاشیدگی انجمن یا ایجاد خطر برای اعضایش بیانجامد، بسیار است.

پیوند وقتی صورت میپذیرد که نامزد به عضویت گروه دربیاید. بدانید و برای همۀ تازه واردان روشن کنید که سرنوشت اعضای گروه به هم گره خورده است. خطری که گریبانگیر یکی بشود، دیر یا زود، دامنگیر باقی هم خواهد گشت. ورای پیوند فکری که باید از ابتدا موجود باشد، این آگاهی، مهمترین عامل پیوستگی گروهی است، بخصوص در داخل کشور.

مسئلۀ تعداد اعضای انجمن، باید با کوشش در بهینه کردن کارآیی و امنیت، انجام بپذیرد. گروه زیاده از حد کوچک، کارآیی خیلی کمی خواهد داشت و گروه زیاده از حد بزرگ، بیشتر در معرض ضربات امنیتی قرار خواهد داشت. تعداد ۵ نفر، تعادل خوبی بین این دوست. این عدد هیچ تقدسی ندارد، ولی حد کارآییش قابل قبول است.طبیعی است که در خارج کشور، میتوان به راحتی از این حد فراتر رفت، چون محدودیتهای امنیتی کمتر است.

انجمن از زمانی به معنای درست تشکیل میشود که تعداد اعضایش به حد نصاب برسد. ممکن است که تا قبل از رسیدن به این حد، اعضای موجود بتوانند کارهایی انجام بدهند و به هر نوع، به پیشرفت هدف، مدد برسانند، ولی کارآیی کامل در این زمان پیدا خواهد شد و مهمتر از این، دیگر روشن خواهد بود که در انجمن بسته است. دیگر قرار نیست کسی برای عضویت در آن، جلب گردد. از اینجا باید به عنوان سلولی بسته و کامل و خودکفا به فعالیت خود ادامه بدهید. دیگر قرار نیست به همکاری فرد جدیدی احتیاج داشته باشید وازاین مرحله باید تمامی درزهای امنیتی را با دقت تمام ببندید. مثل زیردریای، آمادۀ این هستید که به زیر آب بروید و مأموریت هایی را که تعیین میکنید، انجام بدهید. ارتباط تان با مرکز خواهد بود که در خارج از ایران قرار دارد و از بابت امنیتی در موقعیت دیگریست.

وقتی انجمن تشکیل شد، باید اول برای انجمن و سپس یکایک اعضای آن، نام رمزی معین کنید و در ارتباط با خارج، فقط از آنها استفاده کنید. باید یکی از اعضأ برای تماس با مرکزانتخاب شود. درسازماندهی گروه، به فکر تقسیم کار باشید، نه سلسله مراتب.

اسم رمز هم مثل رمزعبور کامپیوتر است که همگی با شاخصهای تعیین آن آشنایید و با اهمیت امنیتی اش. رعایت این شاخصها بسیار مهم است و میتوان بدون اغراق گفت که حیاتی است. به هیچوجه نباید سرنخی از هویت واقعی شما در آن باشد. نه اسم، نه شغل، نه سن، نه جنس، نه مذهب، نه محل زندگی نه… این کلمات باید از میان کلمات روزمره و اسامی رایج انتخاب شود. زیاده از حد پیچیده کردن آن، خود میتواند سرنخی به دست حریف بدهد. نامی که هر کدام از شما برای خود برگزیده، نام شماست و نام انجمن، نام خانوادگی تان. اگر در اولین تماس چنین معلوم شد که نامی که برای انجمنتان برگزیده اید، قبلاً توسط انجمن دیگری مورد استفاده قرار گرفته است، از مرکز نام جدیدی برایتان فرستاده خواهد شد تا امکان اشتباه به صفر برسد و ادارۀ شبکه دچار اختلال نگردد.

۴. انجمن شهروندی چگونه کار میکند

انجمن شهروندی سه کار میکند: مشورت، تصمیم گیری و اقدام، هر سه در سطح تاکتیکی. هدایت استراتژیک، کاری است که از مرکز انجام میگیرد.

شما در واحدی کوچک عمل میکنید، ولی نباید به این دلیل دیدی محدود داشته باشید. تمرکز کار انجمنها بر تاکتیک، نباید شما را از توجه به استراتژی باز بدارد. شما با عضویت در انجمن یک هدف و یک استراتژی را پذیرفته اید، اینها در پایان خط قرار دارد و افق کار است. تصمیماتی که شما میگیرید در حد تاکتیکی است و بسیار هم مهم است، چون پیروزی استراتژیک از پیروزی ها تاکتیکی تشکیل میشود و چیزی نیست که خودش به ناگهان و درسطحی دیگر بروز کند. از آنجا که تصمیم تاکتیکی باید در محل و به اقتضای موقعیت و اوضاع زمان عمل، اتخاذ گردد، کار بر عهدۀ شماست که بهتر از مرکز میتوانید انجامش بدهید.

ولی با اینهمه، درهنگام تبادل نظر، افق هدف نهایی و استراتژی را دائم در نظر داشته باشید. اینها حکم قطب نمای عملیاتی را دارد که دائم جهت اصلی را به شما نشان میدهد. ممکن است به هر دلیل لازم باشد تصمیمی بگیرید که در ظاهر ارتباطی با استراتژی نداشته باشد و در مرحله ای بعد، در آن جا بیافتد. این به خودی خود اشکالی ندارد. ولی از دیده دور داشتن استراتژی، در حکم چشم برداشتن از قطب نماست، اول سر در گمی میاورد و بعد شکست.

ترکیب سلولی و پراکنده و کوچک، امکان این را که نهاد های تصمیمگیری و عمل از هم جدا شود، ناممکن میسازد. به هر حال، بین این سه مرحله، حتی اگر هم از بابت سازمانی جدایی باشد، از بابت منطقی پیوستگی هست. انجام کار، فقط انعکاس تصمیمی در جایی گرفته شده، نیست و همیشه رد شیوه و ترتیبات تصمیمگیری را نیز بر خود دارد. تدوامی در کار است که همیشه در معرض دید نیست، ولی در واقعیت وجود دارد.

مشورت

در مورد تصمیم گیری باید دقت داشت که شما دارید برای برقراری دمکراسی در کشور خود تلاش میکنید، بنابراین شیوۀ تصمیم گیری شما هم باید نشان از این تعهد داشته باشد. برای همین است که بر اهمیت مشورت تأکید میکنیم.

وقتی فکری مطرح میشود یا طرحی در میان میاید و یا طرحی کلی از مرکز میرسد، باید آنرا در جمع مطرح کرد و به بحث گذاشت. مهم این است که همه در بحث شرکت کنند و نظر خود را بیان بدارند ـ چه مثبت و چه منفی و چه ممتنع. ممکن است برخی به دلیل خجول بودن یا هر امر دیگر، تمایلی بدین کار نداشته باشند، ولی باید به شرکت تشویقشان کرد و به سوی ابراز نظر سوقشان داد تا به این کار عادت بکنند. شرکت شمار هر چه بیشتر در بحث، لازمۀ تصمیمگیری درست است.

این کار فایده ای دراز مدت هم دارد. یکی از ابعاد انجمنهای شهروندی، آموزش نقش شهروندی است که در ایران فردا باید توسط تمام افراد حائز شرایط، ایفا گردد. همه باید بیاموزند و تمرین بکنند تا به محض باز شدن حوزۀ تصمیمگیری ملی، از عهدۀ کار بربیایند. تمرین دمکراسی در انجمن، آماده شدن برای دمکراسی در سطح مملکت است.

توجه داشته باشید که هر جلسۀ شما باید دستور جلسه داشته باشد ـ حتی اگر شده، چند خط. دور هم نشستن و مسائل را بر حسب اتفاق مطرح کردن، روش درست کار نیست. همیشه میتوان از فرصت تشکیل جلسه استفاده کرد و خبر و نظر رد و بدل کرد، ولی کار به هیچ صورت نباید در این حد بماند. امور فرعی هم هست که میتوان قبل از دستور و یا بعد از آن، بدانها پرداخت، ولی برای اینکه معلوم شود که چه فرع است، باید اول حد و حدود اصل روشن بشود. اصل، دستور جلسه است، این چارچوب باید روشن و معین باشد که حتی وقتی هم نتوانستید دقیقاً از آن پیروی کنید، بدانید که از چه و چه اندازه دور شده اید. آگاهی از موقعیت تان، چه از نظر فکری و چه عملیاتی، عاملی بسیار مهم است. هیچوقت نباید سر در گم باشید. خط سیر اصلی که معین بود، هر جای دیگری هم بروید، راه بازگشت تان، معلوم خواهد بود.

تصمیم گیری

گرفتن تصمیم، منطقاً بعد از تبادل نظر انجام میشود. تصمیم گیری دمکراتیک، فکر رأی گرفتن را به ذهن آدمی متبادر میکند و روشن است که این دو به هم بسته است. ولی در این انجمنها، بیش از رأی گیری میباید به فکر رسیدن به هم رأیی بود، تا معلوم کردن اکثریت و اقلیت. توجه داشته باشید که در یک جلسۀ پنج نفره، تفاوت اکثریت و اقلیت، فقط یک رأی است. با توجه به این امر، تصمیم گیری را هدایت کنید. تصمیمی که همه در آن هم رأی و یک دل باشند، بهتر به انجام میرسد.

انجام کاری به ابتکارخود، یا اجرای طرحی که از مرکز خواسته شده است، باید بر اساس یک رشته ارزیابی انجام بپذیرد: ارزیابی موقعیت، توان، خطرات، نتایج خواسته، نتایج ناخواسته. اگر برنامه ابتکار خودتان بود، بعد از این ارزیابی ها میتوانید تصمیم نهایی را بگیرید. اگر در باب طرحی که از مرکز آمده بود، نظراتی داشتید، بدون کوچکترین تردید و صرف وقت با مرکز در میانشان بگذارید. هیچگاه در دادن نظرتان به مرکز تردید نکنید و در این باب هم هیچگاه احساس نکنید که باید به هر دلیل از این کار احتراز کرد. وجود و تداوم این گفتگو، ضمانت درست پیش رفتن کارهاست.

اقدام

وقتی وارد مرحلۀ اجرا شدید، هر گونه تردیدی را از دل خود دور کنید. تردید بین چند گزینه، مال بخش اول کار است که عبارت است از مشورت برای سبک و سنگین کردن گزینه ها. یکرویه کردن کار و انتخاب روشن یک گزینه، مال بخش دوم که تصمیمگیری است و قاطعیت مال بخش سوم که اجرای گزینۀ برگزیده است.

دراقدام، اول از همه به قاطعیت احتیاج دارید. کار که شروع شد، باید به انجام برسد و کار ناتمام، ناکرده است. ولی، احتیاط هم دراجرای کار لازم است. به هیچوجه نباید چشم از اطراف برگرفت، چون هیچگاه همه چیز مطابق با برنامه پیش نمیرود. علاوه بر اینها، باید آمادگی داشت. آمادگی برای واکنش سریع، منطبق شدن با واقعیت متغیر و مسلط شدن بر موقعیت جدید. باید از تمامی امکانات و وسائل برای تکمیل برنامه استفاده کرد.

بعد از انجام هر برنامه ای، جلسه ای یا فرصتی را به ارزیابی و سنجش ترازنامۀ کار اختصاص بدهید. آنچه «تجربه» مینامند، یادآوری خشک و خالی آنچه گذشته، نیست، تدوین و ارزیابی عقلانی آن است.

۵ انجمن شهروندی چه کاری میکند

سه پله در فعالیت: مقاومت و اعتراض و مبارزه

اینها سه نقطه از یک طیف است، بینشان تداوم و درجه بندی هست، باید هر سه را همزمان در نظر داشت.

حرکت دادن عموم مردم و نه فقط کسانی که در انجمنهای شهروندی گرد هم میایند، به سوی مقاومت و اعتراض و مبارزه، هدف انجمنهاست. در مرحلۀ آخر فشار بر نظام، حرکت تودۀ مردم و نه فقط بخش سازمان یافتۀ آنهاست که پیروزی را میسر خواهد کرد.

بین سه کاری که شمرده شد، ترتیبی منطقی وجود دارد. مقاومت، مستلزم به دست گرفتن ابتکار عمل نیست. ابتکار عمل دست حریف است و شما تنها کاری که میکنید، ایستادگی در برابر اجرا و به نتیجه رسیدن آن است، نمیگذارید حریف جلو بیاید. نمیگذارید رد بشود، برایش پشت پا میگیرید، کندش میکنید… اعتراض، قدم اول مبارزه است، ولی از حد گفتار و بیان مخالفت فراتر نمیرود، بیشترین تأثیرش جلب توجه دیگران است به اینکه عده ای آمادۀ مبارزه هستند و میتوان و باید به آنها پیوست و یاریشان کرد. اعتراض صداست، صدایی که مشتی در پی خواهد داشت. اعتراض، پیش پردۀ مبارزه است. مبارزه، به دست گرفتن ابتکار عمل است برای عقب راندن حریف.

خطر کار، درهر مرحله و به ترتیب بیشتر میشود و حاجت به آمادگی ذهنی بیشتر و انگیزۀ قویتر دارد. ولی تصور نکنید که هر کاری پر خطر تر است، الزاما مؤثر تر هم هست. تأثیر فعالیت فقط از کیفیت آن برنمیخیزد، بلکه تابع موقعیت و شرایط محیط هم هست. خطر کار و ثمربخشیش به طور موازی افزایش پیدا نمیکند. ارزش هیچ کدام این سه نوع عمل را دستکم نگیرید. باید از کسانی که وارد مبارزه میشوند، به تدریج خواست تا قبول مسئولیت بزرگتر و خطر بیشتر بکنند.

آرایش کلی نبرد: سه صف مبارزه

مبارزه در عمل از سه صف تشکیل شده است. صف اول، آنیست که با حریف تماس مستقیم (نه الزاماً فیزیکی) دارد و روی او فشار وارد میاورد. صف دوم، صف نیروی پشتیبانی فعال است که کمابیش نقش لجستیک را بر عهده دارد. صف سوم از گروه وسیعی تشکیل شده است که هوادار و یاورند. نباید این سه را با هم خلط کرد و وظیفۀ یکی را به دیگری محول ساخت. ولی رفت و آمد بین این صفوف، کاملاً ممکن و رایج است. روشن است که پشتیبانان فعال از بین هواداران گزیده میشوند و مبارزان فعال از بین هواداران و یاوران.

در حالت معمول، هر صف، قرار است که نیروی ذخیرۀ صف بعدی باشد. نیرویی که هرگاه فعال شدنش لازم باشد، به صف بعدی ملحق خواهد گشت. این هم روشن است که این کار باید دائمی و تزایدی باشد. در سیر معمول مبارزه، هر چه بر شمار صف اول افزوده شود، بهتر است، چون کارآیی را افزایش خواهد داد و وزن جبهۀ جمهوری دمکراتیک و لائیک را در مبارزه بیشتر خواهد کرد. آنچه در مبارزۀ سیاسی، امکان چنین تحولی را فراهم میاورد، این است که آرایش مبارزۀ انقلابی، نرمشی دارد که در آرایش لشکری، نیست. بر خلاف ارتش که تناسب نیروهای لجستیک و رزمنده در آن ثابت است، در مبارزۀ انقلابی، سبکی بخش لجستیک است که گاه اجازه میدهد بار این بخش از کار توسط هر انجمن و به صورت خودکفا بر عهده گرفته شود.

درابتدای کار، شمار اعضای صف سوم از دوم بیشتر است و صف دوم از صف اول. درمرحلۀ آخر که باید به پیروزی ختم گردد، باید تمامی نیروی موجود به صف اول ملحق گردد تا کار یکسره شود. در این مرحله، باید هر نیرویی را به کار گرفت، چون در این بخش، نیروی ذخیره، معنا و کاربرد ندارد.

تبلیغ

عملیات در بخش اول مبارزه که اساسی است و زمینه ساز پیروزی نهایی، بیشتر بر تبلیغات استوار است. مراحل بعدی عمل، به تناسب پیشرفت مبارزه و تحول موقعیت انجام خواهد شد.

تبلیغ حالت نوعی مخابرۀ دائم دارد، فرستادن دائم پیام کاریست که عملاً باید به طور مداوم انجام بگیرد و با استفاده از هر فرصت، نه به طور فصلی و اتفاقی. هدف از تبلیغ، جلب مردم است به سوی ایدئولوژی، بعد استراتژی و در نهایت تاکتیک. در این سیر، شما از امور کلی تر به سوی جزئیات میروید. شما اول باید مردم را از بابت فکری آماده و به خود نزدیک کنید، بعد به سوی عمل بکشانیدشان و در آخر وارد عملیاتی مشخص بکنیدشان. بسیاری هستند که ازاوضاع موجود ناراضی هستند، گاه حتی دلشان هم میخواهد که کاری بکنند، ولی نه میتوانند عقاید و خواستهایشان را مرتب کنند و به طور منظم بیان دارند، نه راهی معین پیش پا دارند و نه تماسی با کسی که بتواند همراهشان باشد. اینها آماج اولیۀ تبلیغات ما هستند. ما باید آنچه را که اینها طالبند، در اختیارشان قرار بدهیم. آنهایی که میزان توجهشان به کار سیاسی کمتر است، باید وارد این حلقه شوند و آنهایی که این مرحله را گذرانده اند، باید وارد فعالیت منظم شوند. تبلیغ، راهروی ورود افراد غیر فعال است به فعالیت هدفمند سیاسی و شمایید که باید در این سیر راهنمایشان باشید.

در تبلیغ چه باید گفت؟

باید اصول عقاید جبهه را تبلیغ کرد، جمهوری، دمکراسی و لائیسیته. بعد برنامۀ جبهه را تبلیغ کرد که در زمینه های مختلف چه میخواهد بکند. بعد هم نوبت خرده مضامین تبلیغاتی است. همۀ اینها از مرکز به دست شما میرسد. وحدت شعار ها ضامن وحدت معنوی مبارزان است و وحدت عمل آنها. اخبار و وقایع روز را باید بر اساس این شاخصها تفسیر کنید. این کار، صورت روزمرۀ تبلیغ است و واسطۀ بسیار خوبی برای رواج دادن مضامین اصلی تبلیغاتی به صورت غیر مستقیم.

در کار تبلیغ، نوعی رقت و غلظت در پیام هست که باید بدان توجه داشت.

بسیاری مسائل هست که شما میتوانید بدون اینکه مسئولیتی متوجهتان بشود، در تماس با آدمهایی که با آنها آشنایی کمتری دارید، بیان بدارید، بدون اینکه به شما ظن فعالیت جدی سیاسی ببرند، به این دلیل که به هر صورت همۀ مردم حرف سیاسی میزنند. با این تفاوت که سخنان مردمان عادی معمولاً نظم و پیوستگی خاصی ندارد. رقیق ترین شکل تبلیغ، همین وارد کردن یکی دو مضمون در مباحث است، به ترتیبی که پیوستگی گفتاری آنها چندان هویدا نشود. از اینجا به بعد میتوان به فراخور حال و بنا به شناخت نسبی از افراد و محیط، پیام را غلیظ کرد و رساند به مرحله ای که کسی را برای پیوستن به مبارزه آماده میکنید.

ساده ترین صورت تبلیغ، انتشار و ترویج شعار است، چه شعارهایی که از مرکز میاید و چه آنهایی که از سوی خود شما طرح میشود. قرار نیست که در این زمینه، فقط مصرف کننده باشید، تولید در محل و به اقتضای موقعیت، بخش مهمی از شعار پراکنی است. در اینجا باید ابتکار عمل و سازندگی داشت. انجمن شهروندی واحد منفعل نیست، باید از خود زایندگی داشته باشید. در این زمینه، سطح استراتژیک بر عهدۀ مرکز است و سطح تاکتیک بر عهدۀ اعضای انجمن. وقتی خط اساسی را دریافتید، میتوانید خود در اطرافش شعارهای نوینی بتنید. ولی هر شعاری که عرضه میکنید، باید در چارچوب استراتژی بگنجد. نکتۀ دیگری هم هست که باید بدان توجه داشت: اگر نام جبهه در شعار آمده که هیچ، وگرنه، خوب است که امضای جبهه، جایی در آن درج گردد.

مؤثرترین پیام، پیام تک مضمونی است. از تکرار نهراسید، تکرار یکی از ارکان تبلیغ است. قرار نیست دائم نوآوری کنید. تبلیغ جبنۀ هنری هم دارد، ولی از مقولۀ هنر نیست. قرار است پیام شما را در همه جا رسوخ دهد، نه اینکه توجه مردم را به نوی یا زیبایی آن، جلب نماید. تصور نکنید که همه چیز را میتوان یا باید در یک پیام گنجاند. باید دقیق بدانید که در هر مورد، درست چه پیامی را میخواهید به دیگران منتقل کنید. باید برای مردم لقمه گرفت ـ لقمه های کوچک.

اعلامیه و اطلاعیه

یکی از صورتهای کلاسیک تبلیغ، انتشار اعلامیه و اطلاعیه است، چه با رساندنشان به دست عموم و چه با نوشتن شعار بر دیوار یا چسباندن اعلامیه.

توجه داشته باشید که این کارها باید به صورت گروهی انجام بپذیرد. به هیچوجه تنها دست به این کارها نزنید. همیشه باید یک یا دو نفر کار را انجام بدهند و یک یا دو نفر دیگر وظیفۀ مراقبت را بر عهده بگیرند. وقتی کار انجام شد، هیچ چیز، اعلامیۀ اضافی و چسب یا دیگر ملزومات را با خود برنگردانید. در هر چیز میخواهید صرفه جویی کنید، در امنیت هرگز. اگر لازم بود باقیماندۀ ابزار را کناری رها کنید یا اصلاً دور بریزید که هیچ ردی از آن باقی نماند. هیچوقت دوبار در یک محل عمل نکنید. همیشه قبل از عملیات شناسایی کنید و همیشه راه فرار را از پیش در نظر بگیرید و معین کنید و حتی در صورت لزوم آزمایش کنید.

توجه داشته باشید که چاپگر یا ماشین فتوکپی که استفاده میکنید، نباید قابل ردگیری باشد، یا اگر ردش معلوم میشود به چنان کانون بلبشویی ختم شود که مطلقاً خطری متوجه شما نکند. اثر انگشتتان روی کاغذ، یا روی اسباب باقی نماند. اگر از دستکش پلاستیکی استفاده میکنید، آنرا دورتر از دیگر چیزها روانۀ سطل زباله کنید.

گاه میتوان مقداری اعلامیه در جایی گذاشت تا هرکس دید و خواست، بردارد. دقت کنید تعدادشان آنقدر نباشد که از دور جلب توجه کند.

اطلاع رسانی به رسانه ها

این کار یکی از جنبه های مهم مبارزه تبلیغاتی است و در خارج مهمتر است تا داخل. ولی در هر دو جا هست.

تصور معمول این است که وقتی کاری انجام شد، کافیست خبرش به رسانه ها رسانده شود تا در همه جا انعکاس بیابد. در عمل، کار به این سادگی نیست. این تجربه ایست که بسیار به سرعت به دستتان خواهد آمد.

اول اینکه باید از واقعه ای خبر ساخت، چون هر واقعه ای همینطوری خبر نیست. باید نکات مهم را در خبر گنجاند، سپس خبر بودن آنرا توجیه کرد. نشان داد که چرا مهم است و باید انعکاس پیدا کند.

خبری که برای رسانه ها فرستاده میشود، باید پخته و آماده باشد تا مورد استفاده قرار بگیرد. روزنامه نگاران، معمولاً وقت و حوصلۀ اینکه خبری را بسازند، ندارند و اگر هم داشته باشند، بیشتر متمایل به استفاده از خبر های آماده هستند که میتوان با زحمت کمتر روی رسانه فرستاد. تنبلی مخاطب را فرض بگیرید.

باید در هر رسانه ای طرف خود را پیدا کرد. یعنی مجموعۀ خبرنگاران را از روی نوشته هایشان سنجید و از اول آنهایی را که مناسب هستند، یعنی تمایلی به گرایش سیاسی شما دارند، جست، و همانها را مخاطب قرار داد ـ حتی اگر قرار است که خبر به صورت ناشناس برای آنها پست شود یا به هر ترتیبی به دستشان برسد. فرستادن خبر هدفگیری لازم دارد. خبری که آمادۀ استفاده نباشد و منبع معلوم هم نداشته باشد، به احتمال قوی سر از سبد کاغذ های باطله درمیاورد.

از تکرار و اصرار نترسید، ولی این را هم بدانیدکه خبر را نمیتوان به رسانه تحمیل کرد. مخاطب شما باید قانع شود تا خبرتان را انعکاس بدهد. قانع کردن هم با زور نمیشود، باید منطقی را پی گرفت و بر اساس آن عمل کرد.

برنامۀ تماس مرتب با مردم

این بخش از کار بر عهدۀ انجمنهایی است که در خارج از کشور تشکیل میشوند، چون فضای امنیتی داخل، چنین فرصتی به کسی نمیدهد. در اینجا اشارۀ کوتاهی به آن میکنیم.

این نوع کار ها از نوع تشکیل محافل منظم تبلیغاتی است، از نوع گذاشتن میز کتاب، حضور مداوم در گردهمایی های مختلف، شرکت در تظاهرات اعتراضی، جمع آوری کمکها مالی و…

طبعاً در این کار ها باید حسن سلوک با مردم و اعضای دیگر سازمانهای سیاسی باید اصل باشد، چون تأثیر مثبت این نوع رفتار، ورای هر نوع اختلاف سیاسی، بسیار زیاد است.

تشویق مردم به تشکیل انجمنهای شهروندی

افزودن بر تعداد انجمنهای شهروندی یکی از اهداف اساسی جبهۀ جمهوری دمکراتیک و لائیک است. این یکی از مضامین ثابت تبلیغاتی مرکز و هر انجمن است. تبلیغ کلی باید دائم صورت بگیرد. باید گروه هر چه بزرگتری را به وارد شدن در مبارزه و تشکیل انجمنهای شهروندی، قانع کرد تا شبکۀ این انجمنها، در شهر و روستا، هر چه فراگیرتر بشود، همبستگی ملی را هر چه بیشتر تقویت نماید و پوشش سیاسی کافی را، نه فقط برای ساقط کردن نظام اسلامی، بلکه برای کمک به ادارۀ کشور بعد از این سقوط و در نهایت برقرار کردن جمهوری دمکراتیک و لائیک که هدف اصلی ماست، فراهم بیاورد.

تشویق اولیه، صورت کلی دارد و با پیام رسانی انجام میشود، ولی وجهی دیگری از تشویق هم هست که با تماس فردی حاصل میگردد. این کار در خارج از کشور موجد خطر چندانی نیست، اما وقتی در داخل انجام بگیرد، با خطر تؤام است، چون در این حالت نقطۀ تماسی بین دو انجمن پیدا خواهد شد که رد شبکه را باقی میگذارد و به دستگاه های امنیتی فرصت میدهد تا در صورت به دام انداختن یک انجمن، راهی به سوی انجمن دیگری باز کنند. به همین دلیل است که اول از همه باید در این کار احتیاط بسیار به خرج بدهید و در صورت انجام این کار، باید رد چنین تماسی را، به محض اینکه نامزد تشکیل انجمن جدید، کارش را شروع کرد، به کلی پاک کنید تا هیچ اثری از آن باقی نماند.

۶ پیروزی بعد از پیروزی

بالاتر گفته شد که هنوز معلوم نیست که مرحلۀ آخر عملیات، چه صورتی بگیرد، ولی آنچه روشن است، این است که تعریف پیروزی ما، به دست گرفتن اختیار دستگاه دولت است، در هر دو وجه آن: غیرنظامی و نظامی. این کار دو صورت میتواند بگیرد: تحویل گرفتن و تسخیر. آنچه در عمل واقع خواهد شد، به احتمال قوی، مخلوطی از این هر دو خواهد بود.

آنچه حکومت را به قبول شکست وادار خواهد کرد، زوال نیروهای معنوی و مادی آن است. آنچه که هم در جنگ و هم در انقلاب و در انقلاب بیش از جنگ، اصل است، از بین بردن نیروهای معنوی حریف است. ترتیب اهمیت نیروها را هیچگاه از یاد نبرید.

ما حریفی داریم که حکومت اسلامی است و رقبایی هم داریم که میخواهند قبل از ما به همین هدف برسند. باید اولی را از میان برداشت و باقی را از میدان به در کرد. هدف اول مطلق است و دومی نسبی، چون همین گروه ها در پردۀ اول مبارزه در کنار ما قرار دارند.

با این وجود نمیباید فراموش کرد که معیار تمایز ما از گروه های اخیر، اختلاف نظر بر سر تعیین نظام سیاسی است، در ردجۀ اول دمکراتیک بودن و سپس جمهوری بودن و البته لائیک بودن آن و این درست همان اختلافی است که با نظام مستقر داریم. خط تمایز، در همۀ موارد یکسان است، فقط در جهات مختلف ترسیم شده است.

به این دلیل است که باید پیروزی بعد از پیروزی را که در مقابل این رقبا به دست میاید، دائم در نظر داشت.

ساقط کردن نظام اسلامی، با وجد اهمیت بی حدش و اینکه به احتمال قوی، مشکلترین بخش مبارزه خواهد بود، هدف نهایی ما نیست. هدف نهایی، برقراری جمهوری دمکراتیک و لائیک است و پیروزی هنگامی حاصل خواهد گشت که موفق بدین کار بشویم.

تصورنکنید که با سقوط نظام اسلامی، میتوانید رخت رزم از تن به در کنید. استراحت، اگردرمبارزۀ سیاسی معنایی داشته باشد، باید به بعد از برقراری جمهوری دلخواه ما موکول گردد.

موفق و پیروز باشید.