Home سخن روز آرشیو سخن روز بازهم پیروزیم- رامین کامران

بازهم پیروزیم- رامین کامران

کشورمان در موقعیت به نهایت حساسی قرار گرفته است و همه نگرانیم که از این آزمایش تاریخی چگونه به در خواهد آمد. این پردۀ دوم است از جنگی طولانی که به ایران تحمیل شده. کشور ما در پردۀ اول برنده بود، هرچند از این پیروزی مهم بهره برداری سیاسی نشد. ما در پردۀ دوم هم برنده خواهیم بود. ولی نباید فکر کنیم که داستان به اینجا ختم خواهدشد. دولت یهود که در پی ساختن اسرائیل بزرگ است، ایران را مانع اصلی رسیدن به این هدف میشمرد و با امکانات جهانیش که قابل توجه هم هست، در این راه خواهد کوشید. باید برای جنگی طولانی آماده باشیم. بحث حیات و ممات ایران است. توجه داشته باشید که این جنگ با حملۀ مغول تفاوت اساسی ندارد، از همان جنس است.

بحران فعلی دو سویه است.

اول حملۀ غافلگیرانۀ خارجی که با خدعۀ مذاکرات قلابی همراه بوده و به سبکی که برای ما آشناست از طریق هوا انجام گرفته است و لطماتی نیز به ما وارد آورده. خوشبختانه، نیروهای مسلح ایران باز هم با واکنشی سریع و چشمگیر به این حملات پاسخ داده اند و راه پیروزی را بر دشمن بسته اند. اینکه دشمن نتواند به اهدافش برسد که نخواهد رسید، برای ما پیروزی محسوب است، ولی این پیروزی حد اقلی است. بیش از این در دسترس ماست.

سوی دیگر این بحران که باز به جنگ دوازده روزه شبیهش میکند، کوشش در نوعی کودتای داخلی است که تحت عنوان آزاد سازی و یاری به مردم ایران به ملت ما فروخته میشود. حذف گزینشی اعضای حاکمیت و در صدر آنها خامنه ای، به این قصد صورت میگیرد. تشویق مردم به ریختن به خیابان هم در همین راستا انجام میگیرد.

هدف این دو رشته کوشش یکی است و همان از هم پاشاندن ایران است.

پیروزی در جنگ اولویت اول و مطلق است و باید به هر قیمت حاصل گردد. اتحاد کامل و وسیع داخلی شرط این پیروزی است. به نظر من این پیروزی به دو جهت کاملاً در دسترس ایران است و رسیدن به آن محتاج پایداری است.

اول از همه داشتن ابتکار عمل.

دشمنان ایران در همان حرکت اول تمامی توان خویش را برای ضربات کاری مورد استفاده قرار دادند. ولی نیروهای ایرانی که تصمیم گرفته بودند با مهرهُ سیاه بازی کنند، از همان روز اول ابتکار عمل را در دست گرفتند که امتیاز بسیار مهمی است، زیرا حریف را وادار میکند که در چارچوبی که شما ترسیم کرده اید عمل کند. نیروهای ایران حوزۀ جنگ را که بسیار وسیعتر از آنی بود که دشمنان در نظر داشتند، ترسیم نمودند و آنرا به تمامی منطقه گسترش دادند. یعنی روشن کردند که هیچ متحد آمریکا و اسرائیل را که با ایران دشمنی میکند، از ضربه مصون نخواهند داشت. این ترتیب عمل، از نظر اصولی و برای تنبه کسانی که تصور میکنند میتوان با ایران به ظاهر دوستی کرد و در باطن دشمنی، مفید است. دوم فشاری است که بر جبهۀ دشمن وارد میسازد. اسرائیل و بخصوص آمریکا از دفاع خود در برابر ضربات ایران ناتوانند و روشن است که نمیتوانند منطقه ای به این بزرگی را پوشش بدهند. طبیعتاً پایگاه های آمریکایی هدف اصلی در کشور های به ظاهر بی طرف بود و ضربه خورد. رادار ها هدف اولیه بودند و باند های پروازو نفرات اهداف بعدی. اینها امتیازات اساسی و ثابتی است کهبه سرعت  تحصیل و ذخیره شد.

دوم فرسایش نیرو های مقابل.

آمریکا و اسرائیل تصور میکردند که با ضربه ای غافلگیرانه و بخصوص با زدن رهبری سیاسی و نظامی خواهند توانست به هدفهای خویش که معلوم هم نیست از ابتدا درست تعیین شده باشد و به هر صورت تغییر نظام سیاسی ایران را شامل میگردد، برسند. کار صورت گرته برداری از حملۀ ناموفق اسرائیل در جنگ دوازده روزه را داشت که مثل قبلی به نتیجه نرسید. در اینجا هم جنک بلافاصله وارد مجرای فرسایشی شد.

در این فرسایش، ایران دست بالا را دارد و نه فقط از بابت نظامی صرف. فرسایش ابعادی فراتر از بعد تسلیحاتی و نفری دارد، اقتصادی و سیاسی وروحیه ای هم هست. در بخش اول ایران ذخیرۀ موشکی و نفری بیشتری دارد، به حدی که میتواند به سرعت ذخایر تسلیحانی طرف مقابل را در زمینۀ دفاع ضد موشکی تحلیل ببرد و دارد میبرد. این بخش اول کار است.

از بابت اقتصادی که کشور ما در آن ضربات تحریم دراز مدت را تحمل کرده و از عهده بر آمده، نوبت به ضربۀ متقابل رسیده با بستن تنگۀ هرمز که قیمت انرژی را به سرعت در دنیا بالا خواهد برد و بخصوص برای متحدان اروپایی آمریکا که جسارت موضعگیری علیه ایران را پیدا کرده اند، کمرشکن خواهد بود. نقداً میکوشند یا کوشش در کنترل قیمت نفت صورت خود را سرخ نگه دارند، ولی فلج شدن تولیدکنندگان مطیع نفت از یک سو و محدودیتهایی که پیروی از آمریکا در جنگ اوکراین و در تقابل با روسیه برایشان به وجود آورده، دستهایشان را بسته است. تحملشان برای فشار بسیار کم است و به اصرار برای ختم جنگ از سوی آمریکا ختم خواهد شد. یعنی فشار اقتصادی به فشار سیاسی ترجمه خواهد شد.

ولی بخش اصلی فشار سیاسی در خود آمریکا و روی ترامپ متمرکز شده و تشدید هم خواهد شد. فشاری که پیشبینی نکرده بود و از جمله به دلیل توهم جنگ کوتاه مدت و پیروزی سریع، اصلاً برای آن آمادگی نداشت. آمریکا، از نظر سیاسی، استعداد و تحمل دارز شدن این جنگ را ندارد و ممکن است که زودتر از اسرائیل خواستار آتش بس بشود. تاب آوری خود اسرائیل  هم که از جنگ دوازده روزه بر همه معلوم است. نتانیاهو جنگ راه انداخته، مردم را آماج فشار حملات موشکی کرده که از بار اول بسیار سنگینتر است و از کشور گریخته. این گریز شاید از موشک و بمب در امانش بدارد ولی از فشار سیاسی داخلی محفوظش نخواهد داشت.

آخر از همه روحیه است که در این زمینه هم توان ایران با دشمنانش قابل مقایسه نیست. بخصوص که کشته شدن خامنه ای هم خشم و همبستگی در پی آورده، درست عکس آنچه که دشمنان تصور میکردند. تا آنجا که به آمریکا مربوط میشود، روحیه بسیار ضعیف است چون همه و بخصوص نظامیان آگاهند که دارند برای اسرائیل میجنگند، کشور خودشان در خطر نیست و از منافع ملی خود دفاع نمیکنند. به جان خریدن خطر مرگ دلیل جدی میخواهد و اینها میدانند که برتری تکنولوژیکشان که معمولاً به مقدار زیاد از این خطر مصونشان میدارد، در رویارویی با ایران موجود نیست و عمل نمیکند. آمریکا معمولاً با تلفات  یک به بیست وارد جنگ میشود و تاب تغییر اساسی این تناسب را ندارد.

در مورد اسرائیل هم که وضعیت از اساس متفاوت است. آنچه به روحیۀ ارتش اسرائیل تعبیر میگردد، توانی است که از پیروزی در چند جنگ دوردست، موفقیت در برخی عملیات کماندویی تروریستی و پشتیبانی بی حساب آمریکا و اروپا به دست آمده و  بیش از روحیه باید نوعی گستاخی به حسابش آورد. در جمع نازک و شکننده است. نشانه اش تمایل به فرار از کشور با بروز هر خطر جدی است که شاهد بوده ایم و باز هم خواهیم بود.

در نهایت و با در نظر گرفتن تحول فرسایشی جنگ، پیروزی ایران حتم به نظر میرسد. هرچند نمیتوان برایش تاریخ تعیین کرد و حتی چند و چون تحققش را به دقت پیشبینی کرد.

ولی نباید در اینجا متوقف شد و به این دورنما و سپس تحقق این پیروزی نظامی دل خوش نمود. باید به فکر صلحی بود که در پی خواهد آمد، حال هر قدر این صلح موقت باشد. بار قبل، از پیروزی بزرگی که به دست آمد، هیچ بهره برداری سیاسی صورت نگرفت که بسیار مایۀ تأسف بود. این بار باید آنچه را که ایران در قبال آتش بس طلب میکند به روشنی معلوم کرد و حتی به اطلاع همه رساند. این امتیازات ممکن است از هر جنس باشد، ارضی یا سیاسی یا اقتصادی یا… ولی در گرفتنشان تردید نمیباید کرد.

در جنگ فرسایشی هرکس بیشتر مقاومت بکند، برنده خواهد بود. برنده ما باید باشیم. لازمۀ کار همبستگی است و نگاه داشتن روحیۀ بالا و پشتیبانی بی قید و شرط از نیروهای مسلح تا تحصیل پیروزی. همهُ اینها از شما برمیایید. بدین امر آگاه و در نهایت موفق باشید.

۱۰ اسفند ۱۴۰۴، ۱ مارس ۲۰۲۵

این مقاله برای سایت ایران لیبرال نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است