
جنگ ناپیدا- رامین کامران
این هفته، گفتگویی که با خانم نوروزی داشتم، صحبت از این شد که آیا واقعیت جنگ به نظر مردم ایران میرسد یا نه. عقیدۀ من این بود که نه. من تصور میکنم که پرداختن به اصل جنگ، کلاً از روز اول تا کنون مغفول مانده است. توضیح میدهم که چرا چنین عقیده ای دارم.
فرانسویان مثلی دارند که میگویند تراکم درختها باعث میشود جنگل را نبینیم. یعنی جزئیات باعث میشود تا کلیت از نظر ما پنهان بماند. ما در مورد جنگ اخیر که به آن میگویند چهل روزه و نیست، دچار همین مشکلیم. جنگ پیش چشم همۀ ماست ولی ناپیداست، برای اینکه حجابی در برابرش قرار گرفته: حجاب جزئیات.
چیست جزئیاتی که باعث میشود تا از کلیت جنگ غافل بمانیم؟ همین اخبار ریز و درشتی که سیلشان، از روز اول و به صورت بی امان، چشم و گوش ما را پر میکند. اخباری که اهمیتشان جزئی است و تناسبی با حجم تراکم رسانه ای شان ندارد و از این بی اهمیتی نسبی گذشته، بخش بزرگشان هم دروغ است، ولی این دروغ بودن وقتی هویدا میگردد که اثرشان را گذاشته اند و جا به یاوه های بعدی داده اند. از کدام قسمند این اخبار؟ انواع درگیری های موضعی و نقطه ای که البته اهمیت خود را دارد ولی تعیین کننده نیست؛ اقسام اخبار تأیید نشده که در نهایت هم تأیید نمیشود، مثلاً در بارۀ حرکت دادن نیرو و ملزومات به اینجا و آنجا که اگر هم تأیید بشود، باز کم اهمیت است؛ هوچیگری هایی که محض خالی کردن دل حریف پخش میشود و ما به ازایی هم ندارد؛ انعکاس دیدارها و مذاکرات بی معنی و پر سر و صدا که در نهایت به هیچ کجا هم نمیرسد؛ انتشار شایعات یاوه ای که پنج ثانیه توجه از حیز اعتبار ساقطشان میکند ولی با ترویج شایعۀ بعدی همان پنچ ثانیه را هم از شما دریغ میکنند تا نتوانید به محکشان بزنید.
بگویم که این مزخرفات بیشتر متوجه است به مردم ایران و در درجۀ اول آنها را هدف میگیرد و کاربرد همه شان هم منحرف کردن فکر این مردم است از درک و تحلیل درست جنگ. متأسفانه بخش عمده ای از اینهایی که شمردم توسط دولت خود ایران پخش میشود، توسط کسانی که نه درک درستی از موقعیت دارند و نه ارادۀ فائق آمدن بر آنرا.
من در اینجا میخواهم توجه شما را به اصل جنگ جلب کنم که در نهایت ساده و روشن است و اصلاً از این شلوغ بازهایی که بسا اوقات نظر شما را جلب و فکرتان را ـ به عبث ـ مشغول خود میکند، در آن خبری نیست. چهار نکته است که باید مورد توجه قرار داد: دشمن کیست؟ داو چیست؟ ماهیت جنگ کدام است؟ پیروزی چه معنایی میدهد؟
در جنگ، اول از همه باید بدانید که با که طرف هستید، دشمن شما کیست. داستان به نظر آسان میاید ولی نیست. نگاه کنید، همه جا صحبت از آمریکاست و رودررویی ایران و ایالات متحده. ولی آیا جنگ بین ایران و آمریکاست؟ تصور نمیکنم. جنگ واقعی بین ایران و اسرائیل است و اگر آمریکا وارد شده به تحریک اسرائیل و در خدمت منافع این کشور است. اسرائیل یک بار به ایران حمله آورد و با وجود تمام زمینه سازی و آماده سازی، شکست سختی خورد. امکان اینکه دوباره بخواهد چنین خبطی بکند بسیار کم بود و اگر ایالات متحده را به بازی نکشانده بود، بسیار بعید بود که بخواهد خطای خویش را تکرار بکند. آمربکا دلایل خود را برای دشمنی با ایران دارد ولی نه در حدی که بخواهد به این سبک جنگ راه بیاندازد. ورود آمریکا به طمع غارت نفتی به سبک ونزوئلا شکل دعوا را تغییر داده و ظاهر کشمکش بین ایران و آمریکا را به آن داده. به هر حال، شکست آمریکا بسیار سریع اتفاق افتاد ولی لجاجت خودش و، مهمتر از آن، فشار و اصرار اسرائیل باعث شد تا پا پس نکشد و سخت جانی کند ـ بی نتیجه. البته قبل منقل جنگیش هنوز در منطقه هست ولی حتی اگر ضربه ای هم بزند، تعیین کننده نخواهد بود. شکست خفت بار است و همین است.
این مهمترین نکته ایست که باید در مورد این جنگ درک کرد و هیچگاه از نظر دور نداشت: حریف اصلی ما اسرائیل است. داستان مثل این مناظره های سه نفره ای شده که گاه و بیگاه در رسانه ها میبینید و هیچگاه درست معلوم نیست که دارد جواب که را میدهد. ورود آمریکا اغتشاشی در درک و تحلیل جنگ ایجاد کرده که باید بر آن مسلط شد.
طبیعی است که وقتی تصور کنید جنگ بین ایران و آمریکا است، به فکر میافتید که با آمریکا مذاکره کنید و همان حرفهای قدیمی راجع به اتم و تحریمها و… را بزنید. بدتر اینکه برای یافتن میانجی هم میروید کسی را از بین زیردستان آمریکا پیدا میکنید، از قبیل قطر یا پاکستان یا… نکته این است که رسیدن به صلح با آمریکا ممکن نیست، نه به خاطر اینکه طمعش بی حد است یا روی هیچ حرفش نمیتوان حساب کرد، به خاطر اینکه به عنوان نیابتی اسرائیل عمل میکند و اختیار نهایی ندارد.
مرحلۀ بعدی، معلوم کردن داو بازی است. داو دعوا برتری در خاورمیانه و اسرائیل مدعی این مقام است و میخواهد به هدفی که در حقیقت، از حد توانش بیرون است، برسد. یعنی داو دعوا تنگۀ هرمز نیست، جزایر سه گانه نیست، حاشیۀ جنوبی خلیج فارس نیست، جنوب لبنان نیست و الی آخر… به دست آوردن اینها نماد و مصادیق برتری منطقه ایست. اصل داستان اینجاست.
هنگامی که پذیرفتید دشمن اصلی شما اسرائیل است که خیال ساختن اسرائیل بزرگ را دارد و ایران را بزرگترین مانع رسیدن به این آرزوی محال میشمرد، متوجه خواهید شد که جنگ فعلی، جنگ اصلی، جنگ حیات و ممات ایران است چون داوش محدودیت ندارد، این نیست که پولی بدهید یا زمینی بگیرید یا هر امتیاز دیگری. حریف را که شناختید، داو را هم که درست بشناسید، ماهیت جنگ معلومتان میشود. دعوا بر سر اختلافات جزئی نیست، بر سر موجودیت ایران است و بس. توافق بر سر اینها، اگر هم ممکن باشد که نیست، دعوا را خاتمه نخواهد داد ـ اختلاف اصلی جای دیگر است.
بخش نهایی کار تعریف درست پیروزی است که بعد از شناختن دشمن و تعریف داو میاید و بدون اعتنا به آنها ممکن نیست. وقتی درک کردید که جنگ بر سر موجودیت ایران و ملت ایران است، معنای پیروزی هم که در انتهای استراتژی قرار میگیرد و نقطه ایست که دورنمای کلی آنرا ترسیم مینماید، برایتان معلوم خواهد گشت. در این جنگ پیروزی فقط تداوم حیات ایران نیست، عبارت است از برقراری و تثبیت برتری ایران بر خاورمیانه و طبعاً بیرون افتادن کامل اسرائیل است از این بازی. اگر طالب صلحید که حتماً هستید، بدانید که اینجا قرار گرفته، در نقطۀ پیروزی. برای رسیدن به صلح پایدارد باید به اینجا برسید. یادآوری میکنم که صلح چیز خوبیست ولی هر صلحی مطلوب نیست، صلح مطلوب آن است که منافع ایران را تأمین کند، نه هر صلحی.
در آخر، این را هم که بارها گفته ام باز تکرار میکنم که مفهوم مرکزی استراتژی بازدارندگی نیست که این اندازه حرفش را میزنند، پیروزی است و فقط این پیروزی که گفتم میتواند هدف منطقی مساعی نظامی ایران باشد. هر امر و هر امتیاز دیگری جزئی و جنبی است. دائم همه جا صحبت از بازدارندگی است که در نهایت حالت تدافعی دارد،نه تهاجمی. گویی به اینکه ضربه ای نخوریم، قانعیم. این بخش اساسی کار که چگونه و کی و به چه صورت ضربه بزنیم، از قلم میافتد. ذهنیت استراتژیک به این ترتیب لنگ و ناکارآمد میگردد. باید ذهن خود را از این مد روز رها کنیم.
این هم بخش آخر توصیه هایم. غیر از اینها هر چه هست، جزئیات است و اهمیتش باید نسبت به این کلیات سنجیده شود، نگذارید ذهنتان را منحرف سازد.
این مقاله برای سایت ایران لیبرال نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
ابان ۱۴۰۵، ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶


