دریغ است ایران که ویران شود

سمیرا ویلاچی

 

• جامعه ی ایرانی به ویژه در این دورهای که راضی به پذیرش و تحمل طولانی مدت نظام حکومت های با شمایل قرون وسطائی شده است، نشان می دهد که دارای استعداد پر قدرتی در «بازگشت به عقب» است. این بازگشت به عقب در گیومه است تا تلویحا ً نشان داده شود که در معنا بازگشتی صورت نگرفته، چون در واقع شیوه ی پیشین نیز راهی به جلو نداشته است ...

کسی به فکر گلها   نیست، کسی به فکر ماهی ها نیست

کسی نمی خواهد باور کند که باغچه دارد می میرد

که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است

که ذهن باغچه دارد آرام آرام

از خاطرات سبز تهی می شود

و حس باغچه انگار

چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده است    (فروغ)

اخبار روز:    خود ویژگی ِفعلی جامعه ‍ ی ایران گرایش به انحطاط است. نتایج آماری و نیز مشاهدات روزمره چنین جمع بندی ‍ ای را تائید می کند :« آذرخش مکری دبیر علمی همایش درمانهای سوء مصرف مواد مخدر با اشاره به گزارش UNOC با استناد به پژوهش وزارت بهداشت، یادآور شد: درصد مصرف کنندگان مواد افیونی در کشور٨/۲ درصد است که این رقم در دنیا ۵/. درصد برآورد شده است.» همشهری   دهم آبان٨۶. آمارمعتادان تا ۴ملیون نفراعلام می شود که با نرخ سه برابر نرخ رشد جمعیت در حال افزایش است. « یک کارشناس مبارزه با مواد مخدر گفت: روزانه حدود٣۷۵۰ کیلوگرم(۷/٣تن) و سالانه حدود۱۴۰۰ تن مواد مخدر در کشور مصرف می شود که بخش عمده ی آن تریاک است» سایت آفتاب ۱/۹/٨۴. هومن نارنجیها مدیرکل فرهنگی و پیش گیری ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرد :« ایران رتبه اول مصرف تریاک در دنیا را دارد و۵۰ درصد معتادان تریاک و ۴۰ درصد هروئین مصرف می کنند و بقیه حجم بازار در اختیار مواد روانگردان جدید مثل شیشه، کریستال، آیس و امثال آن است که متأسفانه مصرف این نوع مواد هم به شدت در حال افزایش است.» همشهری ۷ آبان ٨۶. با توجه به قیمت گزاف تریاک معلوم می شود که تعداد قابل توجه ای از معتادان از گروه های پر درآمد جامعه می باشند که از سرِسیری معتاد شده اند. اعتیاد در میان جوانان بیداد می کند و سال هاست که دامنه ‍ ی آن به میان کارگران کارخانه ها و خوابگاه های دانشجویی بهترین دانشگاه ها نیز کشیده شده است. در تصادفات رانندگی رتبه اول جهانی متعلق به ماست و ماهانه ۲۵۰۰ نفر کشته می شوند. و در گسترش ایدز(آغاز موج سوم انتقال ایدز):

«دکتر محرز تاکید کرد : تغییر نحوه انتقال ایدز در کشور بسیار خطرناک است و هرچند هنوز هم انتقال بیماری ایدز از طریق اعتیاد تزریقی در رتبه اول قرار دارد، ولی انتقال ایدز از طریق تماس جنسی نیز افزایش یافته است . وی افزود :اگر مسوولان فکری اساسی برای این موضوع نداشته باشند، احتمال بالا رفتن ایدز از طریق تماس جنسی بسیار زیاد است.» خبرگزاری آفتاب ۲۹مهر٨۴ .

« دکتر زهرا احمدی‌نژاد، متخصص بیماریهای عفونی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در این زمینه می‌گوید: بر اساس آمار رسمی ارایه شده از سوی مسوولان و مراجع گزارش دهی مستند، کشور ما در معرض وقوع همه‌گیری بیماری ایدز قرار دارد. بر همین اساس لازم است در این زمینه بطور کلی به همه اقشار مردم و به طور خاص به افرادی که در معرض خطر هستند و بیشتر جوانان که رفتارهای پرخطر دارند اطلاع رسانی مناسبی صورت گیرد.» آفتاب۹ آذر ٨۴.

«عضو کمسیون بهداشت و درمان مجلس هفتم گفت:متأسفانه به دلیل وجود بسیاری ناهنجاری ها؛ نظیر اعتیاد و ایدز در مدارس ، بسیاری از خانواده های ایرانی با وحشت و نگرانی فرزندان خود را به مدارس می فرستند» خبرگزاری آفتاب شهریور٨۴.

     حدود دویست هزار روسپی خیابانی ؛ کاهش سن دختران فراری به ۱٣ سال؛ افزایش تعداد کودکان آواره خیابانی؛ کارتن خوابی ونرخ عجیب و غریب ۴۰ درصدی بیماری روانی که گاهی از سوی بعضی روان شناسان اعلام می شود، در یک سو، وآدم ربائی های گسترده، زورگیری در روز روشن و تعرض لگام گسیخته به زنان در هر جا و هر ساعت از سوی اوباش سازمان یافته و بیماران روانی خیابانی و نیز از سوی خانواده ها : (« با نهایت تأسف ۵۰ درصد مقتولان زن از سوی اعضای خانواده   به قتل رسیده اند» و:« از خانواده ها می خواهیم فضای بیشتری برای دخترانشان قائل شوند تا روابط پنهان که در حال حاضرنقش بیشتری در وقوع تجاوز به عنف را دارد زمینه ساز وقوع جرم نشود» رئیس پلیس آگاهی ۲۵مهر٨۶- همشهری. آش آن قدر شور شده که آشپز هم به صدا در آمده؛ پلیس جمهوری اسلامی از خانواده ها می خواهد که دختران خود را آزادتر بگذارند.)، کودک آزاری پنهان در دل خانواده ها،. تعرض جنسی به نوجوانان در فضای خانواده که به شدت از سوی خود خانواده ها بر آن سرپوش گذاشته می شود و یکی از علل مهم فرار آنان از خانه است، خرید و فروش علنی مواد افیونی و قرص های مخرب و....درسوی دیگر، حکایت از بحران اجتماعی حادی می کند که در کشور وجود دارد. این بحران در بسترعمومی ‍ ای اتفاق می افتد که خود مشخصات منحصر به   فردی چون ترافیک حیرت آور، آلودگی مفرط هوا وآلودگی صوتی افسار بریده دارد که خود تحریک کننده وجرم سازهستند . مدام اعلام می شود که تهران به یک پارکینگ عمومی تبدیل می شود وعمر شهروندان تهرانی به علت آلودگی ۵ سال کمتر است . آژیر دزدگیر اتومبیل های شهروندان متمدن در هر ساعتی از شبانه روز فضا را می شکافد و خواب و هوش از سر اطرافیان می ‍ پراند، به علاوه ‍ ی صدای   نخراشیده ‍ ی بلندگوی فروشندگان دوره گردی که با ادبیات ِخاص خود از ٨ صبح تا نزدیک نیمه شب شما را به خریدن و فروختن انواع واقسام کالاها، از هندوانه تا آهن قراضه دعوت می کنند و صدای باز هم نخراشیده ‍ ی بلند گوهای مساجد و پایگاه هائی که به مناسبت های مختلف گوله گوله این جا و آن جا سبز شده اند و انواع ترانه های مذهبی و غیره را پخش می کنند. حالا در چنین جامعه ‍ ی   سراسیمه ای اتومبیل نداشتن شما کلاس   شما   را به شدت پائین می آورد. هر کس به هر طریقی آرزو می کند که اتولی بدست آورد و رفع عطش کند. ماشین نداشتن جوانی که به خواستگاری می رود نقص فنی مهمی برای داماد احتمالی بیچاره محسوب می شود که کلی از وقار او می کاهد؛ و جایزه قبولی در کنکوربرای آقازاده های قشر متوسط   یک عدد اتومبیل است که به کمک شرکت ‍ های لیزینگ تهیه می شود، و هم چنین جایزه اصلی بانک ها و موسسه های شبیه آنها اتوموبیل است؛ سه ماه پس از سهمیه بندی بنزین ترافیک تهران پس از یک مکث کوتاه به وضع قبل از سهمیه بندی برگشت.

یکی بر سر شاخ   وبن می برید                   خداوند بستان نظر کرد و دید

         بگفتا که این مرد بد می کند                          نه بر من که بر نفس خود می کند

     باور کنید احمدی نژاد به شهروندان محترم و جلیل القدر برای خریدن اتومبیل فشاری وارد نیآورده است، وگرنه بلافاصله تقصیر را به گردن او می انداختیم که فلان فلان شده تمدن بزرگ باستانی ‍ ات کجا رفته که با این همه شلوغی و ترافیک خیابان ها و آلودگی   بیچاره کننده باز هم فشار می آوری که ماشین بخرید؛ تازه این بیچاره که از سیستان و بلوچستان سرباز وظیفه آورده و در خیابان ها گذاشته که اصول رانندگی و رعایت حقوق شهروندی را به اهالی پایتخت بیاموزند. پرخاشگری و روحیه ‍ ی متعرض افراد به   یکدیگر   بر سر هر موضوع جزئی، و به فراموشی رفتن اولیه ترین قواعد زندگی شهر نشینی چون؛ مقررات رانندگی، بارزترین نشانه ‍ ی تهی شدن فرهنگی است. عابر پیاده چه بر روی خط مخصوص عبور خود و چه حتی در پیاده رو به شکل تحقیر آمیزی مورد بی اعتناعی شهروندان سواره قرار می گیرد و مدام در حال دلهره و وحشت است ؛ حالا اگر این پیاده زن باشد به طور مضاعف مورد لطف قرار می گیرد و اگر آدمی مسن باشد قالب تهی می کند. حالت تهاجمی و بی ادبانه ‍ ی موتور سیکلت سواران در پیاده روها تظاهر سمپتوم حاد روانی است. صدای موتور سیکلت در پیاده رو کابوس خانم هاست. اگر دست دختر نوجوانتان در دستتان باشد هنگام عبور موتور سوار عزیزمان   به آسانی متوجه رعشه ‍ ی وحشت در دست او می شوید. جالب این جاست که به دلیل ممنوع   بودن تردد موتورسیکلت های ۲۵۰سی سی و بزرگتر، اغلب کسانی که از موتور سیکلت استفاده می کنند آدم های زحمتکش و کارگر هستند. اگر احیانا ً ببینید که موتورسواری   پشت چراغ قرمز توقف کرده است شاخ در می ‍ آورید و دوست دارید بروید به او جایزه نوبل بدهید. طبق آخرین آمار ٣۵ درصد اتومبیل ‍ ها بیمه شخص ثالث ندارند؛ یعنی شهروند محترم ایرانی سوار وسیله ای ۷۰۰-٨۰۰ کیلوئی و با سرعت زیاد در خیابانها جولان می دهد تا پس از تصادف با یک انسان دیگر متواری شود و احیانا ًًاگر نتواند، به خیل زندانی های دیه ای اضافه شود. برخی سنت های معقول اجتماعی مثل احترام به افراد مسن و کودکان و غیره به کلی از جامعه رخت بر بسته و جای خود را به مسابقه ای نا منصفانه داده است که در آن ضعیف پایمال می شود. دیگر تقریبا ًهیچ جوانی صندلی خود را در اتوبوس به یک فرد مسن تعارف نمی کند.

       دوست دختر وسیله ‍ ی اطفاء شهوت آقا پسر رند امروزی ست، او دوست دارد کلکسیونی از آنها را داشته باشد، یکی فابریک و چند تا زاپاس. در میان دختران، پول ِپدر ِپسر عالی ترین معیار ازدواج است؛ گرایش به مدرک بازی دیگر از دائره ‍ ی تمایلات دولت خارج شده است که برای رهائی از دست متقاضیان واقعی تحصیل علم مرتب دانشگاه ‍ های اجق وجق می ‍ سازد؛ بلکه مدرک تحصیلی، حالا از هرکجا باشد، جزو جهیزیه دختر شده است؛ چنان که بینی عمل کرده، گونه ‍ ی عمل کرده و غیره و غیره. بی خودی نیست که آمار ما در این زمینه ها نیز سر به آسمان می ساید : «هنوز مدت زیادی از اعلام خبر ده برابر شدن آمار طلاق در تهران و بازتاب های متفاوت آن در محافل خبری نگذشته که از همایش تحکیم بنیان خانواده خبرهای جدیدی به گوش می رسد» همشهری ۲۹ آبان ٨۶ .در این همایش احمد قشمی مدیر کل ثبت احوال استان تهران گفت :« طی هفت ماهه اول امسال هفتاد و پنچ هزار و سی ونه ازدواج در استان ثبت شده که از این تعداد پانزده هزار و هفتصد و پنجاه مورد منجر به طلاق شده است ....در سال ٨۶ از هر ۷/۴ درصد ازدواج یک طلاق در استان تهران ثبت شده است ...بالاترین درصد طلاق های استان تهران نسبت به مدت مشابه سال گذشته با رشد ۱۱۹ درصد مربوط به رباط کریم بوده است و پس از آن در شهرستان شهریار آمار طلاق به ۱۰۱ درصد و...شمیران ٨۴ درصد بوده است...زنان جوان طلاق گرفته عمدتا ً در رده سنی بین بیست تا بیست و چهارساله بوده اند، این در حالی بود که مردان جوان در رده سنی بیست و پنج تا بیست ونه سال طلاق را تجربه کرده اند.».

از دکترها بشنوید که خدا نکند گذرتان به در دکان آن ها بیفتد؛ آن جا دیگر بی اعتناعی به درد دیگران و فقط به فکر جیب خود بودن نمونه وار است؛ همسر ۶۵ساله ‍ ی کارگری که با حقوق بازنشستگی شوهر متوفی زندگی می کند برای عمل دیسک کمر به بیمارستان دولتی میلاد که متعلق به سازمان تأمین اجتماعی ست مراجعه می ‍ ‍ کند؛ در آنجا برزویه ‍ ی طبیبی به اوهزینه ای حدود نه ملیون تومان اعلام می کنند که دو ملیون آن را فقط برای جلو انداختن نوبت او محاسبه کرده بوده است؛ پیرزن افسرده ازنامردمی گریان به خانه بازگشته و تا مدت ها از این وقاحت آشکار به خود می پیچید. فرزندان سوگند خورده ‍ ی بقراط حکیم در ایران تهِ اخلاق را در آورده اند. همین حکما درهمین بیمارستان میلاد درهمین آبان ماه امسال کنگره ‍ ی دو روزه ‍ ی«اخلاق پزشکی» دایر کردند که ما   نظر آقای احمد قویدل مدیر عامل کانون هموفیلی ایران را در باره ی آن می خوانیم: « ده سال است بحث حقوق بیمار مطرح است و وزارت بهداشت نیز منشور این حقوق را بر روی دیوار مراکز درمانی نصب کرده اما اتفاق خاصی نیفتاده است...در بحث اخلاق و حقوق پزشکی در ایران دچار آسیب جدی هستیم...در چنین مباحثی به جای این که تعریف مدنی و پر مسئولیت از ارتباط بین پزشک و بیمار داشته باشیم، به سمتی میرویم که هیچ مسئولیتی متوجه پاسخگویان به این قبیل مباحث نیست.» وی در نهایت چنین کنگره هائی رابی فایده دانست.

     در جامعه ‍ ی امروز ایران شما در مقابل هر تقصیری که متوجه اتان بشود باید آرزوی شنیدن عذرخواهی را به گور ببرید، و اگر کسی پیدا شود که اعتراض کند (البته خوشبختانه اغلب چنین کسی پیدا نمی شود) احتمالا ًجواب ناخوشآیندی خواهد شنید و جالب این جاست که هموممکن است از ناظر دلسوزی بشنود که خانم/ آقا تو فکر می کنی اینجا آلمان است؟ اگرپیرمردی باشید که به جفای روزگارسرتان از مو خالی ست و از زیر خوابگاه بهترین دانشگاه های ایران در قلب پایتخت عبور می ‍ کنید انتظار نداشته باشید که ص&#