|
بهره برداری
شتاب زده، از سدی ویرانگر،
در مقر فرماندهی
بابک خرمدین پل
تاریخی خداآفرین
که در حال ویرانی
است از: شمیم،
خبرنگار کمیته
بین المللی نجات
ـ آذربایجان روز گذشته،
اول دی ماه 1389، خیلی
بی سر و صدا بهره
برداری از سد خداآفرین
آذربایجان شرقی،
رسما شروع شد،
سد ویرانگر دیگری
که از دو سال پیش،
دی 1387، که آبگیری
آن شروع شده ، علاوه
بر این که روستاهای
زیادی را نابود
کرده، محوطه های
زیادی از آثار
هفت هزار سال تاریخ
سرزمین مان را
نیز به زیر آب برده
است. اکنون،
علاوه بر آن که
عملا کاوش های
باستانشناسی
در یکی از مهم ترین
محوطه های باستانشناسی
جهان، متوقف خواهد
شد، هیچ کسی نمی
داند که چه بر سر
صدها قطعه از گنجینه
های مهم تاریخی
که در این چند سال
گذشته کشف شده،
و متعلق به دوران
های مختلفی، از
سکاها تا هخامنشی
و اشکانی و ساسانیان
می باشد آمده است
و بنا بر بخشنامه
شدیدی که سازمان
میراث فرهنگی
اخیرا صادر کرده
هیج خبرنگاری
نمی تواند قضیه
را دنبال کند و
یا واقعیاتی را
در ارتباط با اموال
عمومی مردم منتشر
کند. مسخره
تر از همه این که
همزمان با آغاز
بهره برداری از
سد خداآفرین،
رییس میراث فرهنگی
آذربایجان شرقی
اعلام کرده که
«با توجه به احداث
سد خدا آفرين و
قرار گرفتن اين
منطقه تاريخي
در زير درياچه
سد، عمليات کاوش
با سرعت و اضطرار
زياد در جريان
است و گمانه زنيها
منجر به اکتشافات
مهمي در خصوص تاريخ
و تمدن منطقه شده
است.» و این در حالی
است که شواهد نشان
می دهد که کار چندین
تیم از باستانشناسان
را که در سال های
گذشته به سختی
روی این محوطه
ها کار می کردند،
تقریبا تعطیل
کرده اند.
دژ
بابک خرمدین در
شهر کلیبر سد خداآفرین
در کجا قرار دارد سد خدا
آفرید در محدوده
شهر کلیبر، در
استان آذربایجان
شرقی و بین پل خداآفرین
کهن، و روستای
ساریجالو قرار
گرفته و بر روی
رودخانه ارس در
مرز بین ایران
و جمهوری آذربایجان
و ظاهرا با سرمایه
این دو کشور زده
شده است. عملیات
ساختن این سد در
1379شروع شد و هشت
سال بعد، یعنی
در سال 1378 آبگیری
آن آغاز گشت. شهرستان
کلیبر، مقر فرماندهی
بابک خرمدین کلیبر
یکی از شهرستان
های استان آذربایجان
شرقی است که در
ناحیه ی شمال شرقی
این استان واقع
شده است. شهرستان
كلیبر از جنوب
با اهر، از شمال
با جمهوری آذربایجان،
از غرب با رود ارس
و جمهوری ارمنستان
و از شرق با استان
اردبیل همسایه
است آثاری
که در کلیبر از
گذشته های دور
به جای مانده نشاندهنده
تاریخی بودن این
بخش از سرزمین
مان است پل های
خداآفرین بر روی
رودخانه ارس در
شمال شهرستان
کلیبر(که به دلیل
بی توجهی سازمان
میراث فرهنگی
و زدن سد خداآفرین
در حال نابودی
است)، امارت های
آینالو و وینق
در جنگل های ارسباران،
کاروانسرای دوره
صفوی که در کنار
رودخانه کلیبر
واقع شده، و برج
های تاریخی از
دوران های مختلف
ایلخانیان، و
آثارحیرت انگیری
که اخیر حین ساختن
سد خداآفرین به
دست آمده همه نشاندهنده
رد پای تاریخی
کهن در این شهر
را نشان می دهد.
علاوه بر این این
شهر، به دلیل جنبش
های دلاورانه
ی مردمانی که به
وقت اشغال ایران
به وسیله اعراب
و کشتارهای بی
توقف آن ها ایستادگی
کردند اعتباری
تاریخی ـ معنوی
نیز دارد. یکی از
این جنبش ها متعلق
به خرمدینان است،
که با رهبری بابک
خرم دین بیش از
20 سال در برابر بیگانگان
مبارزه کردند.
دژ معروف بابک،
که جایگاه یا مقر
این جنبش بزرگ
ایرانی است، هنوز
در این منطقه قرار
دارد و شاهد هزارها
گردشگری است که
با اشتیاق به دیدارش
می آیند.
پلی خداآفرین حفاری
هایی بی سر و صدا
در منطقه باستانی وقتی
عملیات اجرایی
این سد در سال
1379 شروع شد، ظاهرا
هیچ کسی جز سازمان
میراث فرهنگی
و دولت خبر نداشت
که این سد بر روی
محوطه های باستانی
قرار گرفته است.
آن منطقه به طور
روزمره به وسیله
حفاران سدساز،
و نه کاوشگران
باستانشناسی
کنده می شد و جز
خرده سفال هایی
که این طرف و آن
طرف دیده می شد،
کسی نمی دانست
که چه ها از زیر
خاک بیرون می آید
و به کجا برده می
شود. اما به مرور
و با مطلع شدن خبرنگاران
و مردمان فرهنگ
دوست از گسترش
آثار و گنجینه
های تاریخی که
از حفاری های سدسازی
به دست می آمد ،
حساسیت ها و اعتراض
ها برانگیخته
شد. و این درست حوالی
سال های 1385 و 86 بود.
آقای میدانی مدیرعامل
سازمان آب منطقه
ای آذربایجان
شرقی وقت درست
همانگونه که مسئولین
سازمان آب منطقه
ای فارس در مورد
سد سیوند سخن می
گفتند در ارتباط
با اعتراض مردمان
گفت: در ابتدای
آغاز عملیات پروژه
سدسازی خداآفرین،
هیچ گزارشی در
خصوص تاریخی بودن
منطقه ارائه نشده
بود. کارشناسان
سازمان میراث
فرهنگی، صنایع
دستی و گردشگری
وقت باید آن زمان
به فکر کاوش محوطه
یاد شده می افتادند
وگرنه با پایان
عملیات ساخت این
پروژه، امکان
توقف آن نیست. و در مقابل
تقاضای سازمان
میراث فرهنگی
آذربایجان شرقی
که تازه ژست خبردار
شدن از ماجرا را
به خود گرفته بود،
خواستار تامین
هزینه ای از سازمان
آب منطقه ای برای
کاوش از آن منطقه
شد و سازمان آب
در مقابل این خواست
گفت: «به منظور ممانعت
از هر گونه تنش
در این زمینه سازمان
آب منطقه ای با
هزینه خود امکان
کاوش های باستان
شناسی را در منطقه
فراهم کرده تا
هرآنچه مورد نیاز
باستان شناسان
است از اعماق زمین
درآورده شود. مدیرعامل
سازمان آب منطقه
ای آذربایجان
شرقی تاکید کرد:
آبگیری سد خداآفرین
امری اجتناب ناپذیر
است اما فرصت مورد
نیاز برای انجام
کاوشهای باستانی
به کارشناسان
میراث فرهنگی
و باستان شناسان
داده می شود. با شروع
اولین دوره کاوش
های باستانشناسی
به زودی روشن شد
منطقه ای که می
رود تا به زودی
زیر آب غرق شود،
محوطه ای باستانی
و منحصر به فرد
است که نشانه ها
و آثار ارزشمندی
از تمدن « کورا ـ
ارس » که قدمت شهرنشيني
در آن به بیش از
5 هزار سال قبل از
ميلاد ميرسد
وجود دارد. جوامع
تمدن«كرا ـ ارس»
به عنوان نخستين
جوامع خان سالار،اقتدار
سياسي و اقتصادي
داشتهاند. در سال
1386 بالغ بر يک صد
قطعه سفال سالم،
مقدار زيادي اشياي
مفرغي، مهرههاي
خمير شيشه، عقيق،
استخوان و اسکلتهاي
سالم بدست آمد
که مسئولین سازمان
میراث فرهنگی
آذربایجان مدعی
شدند همه ی اشياي
بدست آمد را به
موزه تبریز منتفل
خواهند کرد. کشف فرهنگی
هزاران ساله با این
حال فصل دوم کاوش
در سدخداآفرین
و محوطه های تاریخی
پیرامون آن تا
تابستان 87 به تعویق
افتاد. رئیس پژوهشکده
باستان شناسی
این تعویق را به
گردن وزارت نیرو
در ندادن اعتبار
لازم اعلام کرد.
اما بالاخره این
فصل از به اصطلاح
نجات بخشی با 300 میلیون
تومان اعتبار
شروع شد. حسن فاضلی
نشلی، رییس پژوهشگده
وقت که یکی از امضاکنندگان
آبگیری سد سیوند
و غرق شدن تنگه
بلاغی است در شروع
این کاوش به خبرنگاران
گفت « با توجه به
کشف آثار و محوطه
های تاریخی در
فصل نخست، می توان
احتمال داد که
همچنان آثار بسیاری
در این سد و محوطه
های اطراف آن وجود
دارد که با انجام
فصل دوم کاوش ها
این احتمال به
یقین می رسد.» و بار
دیگر کاوشگران
و باستان شناساسان
شروع به کار کردند.
این بار 5 هیات باستانشناسی
و به سرپرستی آقایان
دکتر نوبري، زرلقي،
بهرام آجرلو،
محمد فيض خواه
و بايرام آقالري
مشغول به کار شده
بودندو کاوش در
دو گورکان دیگر
از گورستان باستانی
لاریجان و تپه
شتربان خداآفرین
آغاز شد. در فصل
نخست، کاوش در
دو گورکان که متعلق
به اواخر عصر مفرغ
و اوایل عصرآهن
است، انجام شده
بود. در همان
هنگام فاضلي به
خبرنگاران درباره
محوطه هاي در حال
کاوش گفت: «گورکان
ها يکي از محوطه
هاي در حال کاوش
است که فرهنگ آن
ها به دوره هزاره
دوم قبل از ميلاد
و مفرغ متأخر باز
مي گردد. اين فرهنگ
تا اروپا گسترش
داشته و به همين
دليل شناخت کاملي
از آن براي ما الزامي
است.» فاضلي در ادامه
گفت: «در حال حاضر
تعداد زيادي اشيای
سالم به دست آمده
است. بر اين اساس
در صورتي که مسئولان
سد تمايل داشته
باشند که سايت
موزه اي در کنار
سد ايجاد کرده
و دستاوردهای
اين کاوش ها را
به نمايش بگذارند،
سازمان ميراث
فرهنگي مي تواند
در اين امر ياري
برساند.» وی تصریح
کرد «تمامي اين
محوطه ها پس از
آبگيري سد غرق
مي شوند. اين سد
سال قبل ساخته
شده بود و قصد آبگيري
داشت. ما پس از آنکه
جلوي آبگيري را
گرفتيم، با تأمين
اعتبار از طرف
مسئولان سد، فعاليت
هاي باستان شناسي
را آغاز کرديم.
براي ساخت اين
سد 150 ميليارد تومان
هزينه شده و براي
جلوگيري از ساخت
آن کمي دير شده
است. اين سد بايد
در مرحله مطالعه
جلوي آن گرفته
مي شد.» درست همان
سخنانی که در ارتباط
با سد سیوند گفته
بود.
محل
پیدایش گور جنگجوی
تاریخی جنگجویی
از خاک سر می کشد در پاییز
87 ناگهان اعلام
شد که «با باز شدن
9 گور ديگر از قبرهای
کورگانها در
پشت سد خداآفرين
، گور يک جنگجو
به همراه يک گاو
نر و تعداد زيادي
ظروف و ابزار رزم
و هداياي بي شمار
کشف شد حسن فاضلي
نشلي، اعلام کرد
که «تا کنون نزديک
به 20 گور از اقوام
کورگان ها در پشت
سد خداآفرين باز
شده است» به گفته
وي اين گاو نر به
عنوان هديه به
جنگجو داده شده
است که نشان از
اهميت جايگاه
اجتماعي او در
زمان حيات دارد.او همچنین
به خبرنگاران
گفت: «همراه گاو
نر تعداد زيادي
ظروف خاکستري
داغ دار نيز به
اين جنگجو هديه
داده شده است. همچنين
همراه تدفين آن
ابزار رزم از قبيل
خنجر، شمشير و
سرنيزه نيز کشف
شده است» کورگانها
از جمله فرهنگ
هاي مهاجر ايران
هستند که پيش از
شکل گيري فرهنگ
دوره عصر آهن پا
به اين سرزمين
گذاشتند و از دوره
سکونت آن ها تحت
عنوان عصر مفرغ
پاياني (حدود 4000
تا 3500 سال پيش) ياد
ميشود. فاضلي
نشلي تاکید کرد
که:« اين نخستين
باري است در ايران
که روي فرهنگ کورگان
ها پژوهش ميشود
و به همين علت هنوز
درباره معماري
يا محل استقرار
اين اقوام اطلاعي
در دست نيست» وي در
ادامه گفت: «در کنار
گورستان کشف شده،
تپهاي شناسايي
کردهايم که در
حال لايهنگاري
آن هستيم. تا کنون
شواهدي از لايههاي
دوره اشکاني و
هخامنشي در آن
ديده شده است و
همچنان اين لايه
نگاري را تا رسيدن
به خاک بکر ادامه
ميدهيم. اميدواريم
در اين ديواره
شواهدي از استقرار
کورگانها شناسايي
شود.»
آبگیری
و کاوش های ناتمام با این
که مسئولین قول
داده بودند که
تا کاوش ها تمام
نشود سد آبگیری
نخواهد شد. و در
حالی که هنوز کاوشگران
در دو محوطه ی باستانشناسی
در قسمت پایین
سد مشغول کار بودند
و یک سایت مهم در
بالای سد دست نخورده
باقی ماند بود، بالاخره
در سال 1387 آبگیری
سد با شتاب شروع
شد. محمد
فاضلی، رئیس پژوهشکده
باستان شناسی
سازمان میراث
فرهنگی، در پاسخ
به انتقادات مطرح
شده درباره بی
توجهی این سازمان
به منطقه باستانی
در حال کاوشگری
و منطقه ی بالادست
سد خداآفرین منکر
گفته های کارشناسان
شده و گفت: «تاکنون
پیرامون سد خداآفرین
پنج محوطه به طور
کامل کاوش شده
و تنها کار کاوش
محوطه ای که پاسگاه
نیروی انتظامی
در آن استقرار
دارد، آغاز نشده
است!» رئیس
پژوهشکده باستان
شناسی سازمان
میراث فرهنگی،
صنایع دستی و گردشگری،
اظهار داشت: کاوش
محوطه یاد شده
به یک فصل کاری
زمان نیاز دارد
و بدون تخلیه پاسگاه
ممکن نیست.
برخی
از گنجینه های
یافته شده اکنون
پس از دو سال بهره
گیری سد خداآفرید
شروع شده است در رابطه
با آخرين دستاوردهاي
کاوش در منطقه
خدا آفرين رییس
میراث فرهنگی
آذربایجان شرقی
گفت: با توجه به
احداث سد خدا آفرين
و قرار گرفتن اين
منطقه تاريخي
در زير درياچه
سد، عمليات کاوش
با سرعت و اضطرار
زياد در جريان
است و گمانه زنيها
منجر به اکتشافات
مهمي در خصوص تاريخ
و تمدن منطقه شده
است. او می
گوید فعاليتهاي
سريع و گستردهاي
در اين محوطه انجام
شده و تاکنون دوازده
هيأت مجرب باستان
شناسي از استادان
دانشگاههاي
کشور در اين منطقه
به فعاليت پرداختهاند . به گفته
او يافتههاي
به دست آمده در
حفاريها، به
خصوص مرحله اخير
کاوش، اطلاعات
خوبي در راستاي
شناخت تاريخ منطقه
در بر داشته است. و به گفته
دبير کارگروه
ميراث فرهنگي
و گردشگري آذربايجان
شرقي افزود: اشياي
پيدا شده در اين
منطقه براي موزههاي
کشور مهم است و
نشان دهنده تاريخ
حدود شش هزار ساله
منطقه است به همين
دليل براي بررسيهاي
لازم، انتقال
اين اشيا به موزهاي
در منطقه خدا آفرين
و قرار گرفتن در
معرض ديد عموم
و پژوهشگران در
حال انجام است. بر اساس
گفته های مسئولین
که در نشریات منتشر
شده بخشیی از یافته
های باستانی تا
کنون عبارتند
از سفالهاي
موسوم به سفال
خاکستري که مختص
عصر آهن است به
وفور در کاوشها
و گورها يافت شده
است 20 گور که در برخی
از آن ها اجساد
به شکل جنيني دفن
شدهاند کشف انواع
زيور آلات فلزي،
مفرغي و صدفي و
سنگهاي عقيق
مختلف، و همچنين
گيره و قلاب با
شکلهاي تزیینی
از گورها. کشف یک
آلت موسیقی با
لاک يک لاک پشت
که با کشيده شدن
پوستی بر روي آن
به سازی تبدیل
شده با مضراب استخواني. گور يک
حيوان که در آن
جمجمه حيوان ديگري
به همراه قطعاتي
سفال و سنگ های
عقیق. نمونههايي
از قلاب ماهي گيري،
با توجه به مجاورت
منطقه با رود ارس،
چگونگي تهيه غذاي
ساکنان اين منطقه
در چهار هزار سال
قبل از ميلاد مسيح
را نشان ميدهد. کارشناسان
برای ما، در کمیته
بین المللی نجات
نوشته اند که: «هم
در آب گیری و هم
در بهره برداری
از سد شتابی غیر
معقول انجام شده
است. آثار مهمی
که از یک سو ارزش
هایی مادی برای
سرزمین مان دارد،
و از یک سو ارزش
های معنوی و تاریخی
و مطالعاتی در
حد جهانی دارند
به زیر آب رفته
و به مرور نابود
خواهد شد.» و تازه
معلوم نیست که
آن چه در این مدت
کشف شده و در اختیار
سازمان میراث
فرهنگی قرار گرفته
صحیح و سالم در
آذربایجان است
یا نه. آیا همانگونه
که سازمان میراث
فرهنگی آذربایجان
شرقی و تهران مدعی
شده اند این اشیاء
به موزه ای منتقل
خواهد شد؟ و آیا
خبرنگاران را
به دیدن این آثار
خواهند برد و آیا
روزگاری مردم
خواهند توانست
اموال خویش را
از نزدیک ببینند
و یا مثل وعده های
موزه کورش بزرگ،
پس از آبگیری سد
به دست فراموشی
سپرده خواهد شد.
و یا سر از موزه
های اروپایی و
موزه های خصوصی
در شیخ نشین های
اطراف خلیج فارس
در خواهد آورد.
نقل
از www.savepasargad.com |