بر بال توهم

 بتول عزيزپور

پنجشنبه 22 بهمن 1388

http://news.gooya.com/politics/archives/images/IMAM.gif

فيگارو: تصويری که سی سال پيش در جرايد دنيا به چاپ رسيد آيت‌الله خمينی را دست در دست مهمان‌دار فرانسوی آبی‌پوشی نشان می‌داد که در حقيقت يک مأمور سرويس‌های اطلاعاتی فرانسه بود که مأموريت داشت اطلاعاتی در باره آيت‌اللهی که پس از پانزده سال زندگی در تبعيد می‌رفت تا هيجانات توده‌‌های [ايرانی] را شعله‌ور سازد جمع‌‌آوری کند

چگونه آيت الله خمينی دست در دست جاسوس فرانسوی بر خاک ايران پا نهاد؟
رازی که توسط يک سند محرمانه فرانسوی در سال ۲۰۰۹ ميلادی بر ما آشکار شد
دو سند و چند گزارش و عکس در باره اقامت آيت الله خمينی در نوفل لو شاتو و ورود او به تهران در سال ۱۳۵۷

به خوانندگان اين نوشته!
روز دوشنبه دوم فوريه سال ۲۰۰۹م روزنامه فرانسوی فيگارو چاپ پاريس برای نخستين بار و پس ازگذشت سی سال از وقوع انقلاب اسلامی در ايران، رسماً به افشای رازی دست زد. پژوهشگران تاريخ و خوانندگان جستجوگرْ آگاه هستند که شماری از اسناد سِرّی کشورهای غربی پس از سی سال آزاد می شوند و در دسترس درخواست کنندگان اين گونه اسناد قرار می گيرند.
اين روزنامه، خبری را در پيوند با انقلاب اسلامی و ورود آيت الله، رهبر آن، به ايران با اين عنوان در سال گذشتهء ميلادی به چاپ رسانيد:

راز گويی های فيگارو
باز گشت خمينی به تهران: مهماندار هواپيما [که دست در دست آيت الله داشت] يک جاسوس بود
تصويری که سی سال پيش در اول فوريه ۱۹۷۹ [۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷] در جرايد دنيا به چاپ رسيد و آيت الله خمينی را دست در دست مهماندار فرانسوی ی آبی پوش که او را هنگام پياده شدن از هواپيمای ۷۴۷ هواپيمايی فرانسه برای بازگشت پيروزمندانه اش به نام رهبرانقلاب اسلامی در فرودگاه تهران ياری و همراهی می کرد؛ در حقيقت اين مهماندار که در کنار آيت الله ديده می‌شود يک مأمور سرويس های اطلاعاتی فرانسه بود که مأموريت داشت اطلاعاتی در باره آيت اللهی که پس از پانزده سال زندگی در تبعيد می رفت تا هيجانات توده‌ های [ايرانی] را شعله ور سازد جمع‌ آوری کند. (سند شماره ا) .

http://news.gooya.com/politics/archives/images/FIGARO.jpg

يش سخن:
سال گذشته راز ِ خدمهء هواپيمای فرانسوی که دست در دست رهبر انقلاب اسلامی بر پلکان هواپيما در سال ۱۳۵۷ ديده شد، بر پايه سند روزنامه فيگارو که خوانندگان اين نوشته، متن اصلی و برگردان آن را پيش رو دارند بر کسان بسيار آشکار شد. پرسش اين است که چرا رسانه ها ی حکومت اسلامی ايران درست يک روز پس از واقعه نوفل لو شاتو و حضور اعتراض آميز تعدادی از معترضين ايرانی در محل اقامت پيشين آيت الله در روز يکشنبه ۱۱ بهمن ماه ۱۳۸۸ / ۳۱ ژانويه ۲۰۱۰ ، شتاب زده به دروغ پردازی در باره حضور اين معترضين می پردازند و همزمان به افشار گری علنی در بارهء همراه فرانسوی ی آيت الله که در اصل خبری سوخته است و چنان که در سند شمار ۱ نشان داده شده، افشای اين راز به يک سال پيش برمی گردد، دست می زنند؟

ماجرا چگونه آغاز شد
گويا همه ساله ديپلمات های حکومت اسلامی ايران در فرانسه و مهمانان اشان در محل اقامت پيشين آيت الله در نوفل لو شاتو گِردهم می آيند و به مناسبت روز بازگشت پيروزمندانه روح الله خمينی به ايران در سال ۱۳۵۷، اين روز را جشن می گيرند.
امسال چنان که پيشتر اشاره شد جمعی از معترضين ساکن فرانسه در اعتراض به اعدام ها و کشتار و زندان و شکنجه مردم در ايران و به ويژه دو اعدام اخير يعنی اعدام محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور، همچنين ابراز انزجار از روز بازگشت ِ آيت اللهی که در سی و يک سال پيش فرشته ناميده شد!! در آنجا تجمع اعتراضی بر پا داشتند.
اما اعتراض مسالمت آميز آن ها سرانجام به درگيری لفظی خارج از عُرفِ ديپلماتيک سفير و کارکنان سفارت جمهوری اسلامی با آنان از يک سو و رو در رويی خشن کارکنان سفارت با پليس فرانسه از ديگر سو خاتمه يافت و اين امر موجب آن شد که سُور ِ سنگ پرانان و دشنام سُرايان ديپلمات های حکومت اسلامی درهمان آغاز به پايانی تلخ بيانجامد.
درست يک روز پس از اين تظاهرات تعدادی از رسانه های حکومت اسلامی در درون کشور به بهانهء سی ويکمين سال بازگشت آيت الله به ايران، هم در باره حضور معترضين درنوفل لو شاتو خبر دروغ منتشر کردند، و هم در بارهء جاسوس فرانسوی ی همراه آيت الله خمينی قلم بر توهمات خود راندند.
نخست پايگاه اسناد انقلاب اسلامی ايران يک سال پس از افشاگری روزنامهء فيگارو در مورد فرد فرانسوی که آيت الله را در پرواز پيروزی همراهی می کرد، دست به افشاگری يی علنی و تکراری، اما واژگونه زد؛ که البته همين ضد و نقيض گويی در مورد فرد فرانسوی که پيشتر افشا شده بود را هم تاب نياورد و با شتاب مطلب را پس از يک روز حذف و ستون مربوط به اين واژگونه گويی را بر روی سايت خود هک کرد. تا شايد به گفته خود « مبادا رسانه های ضد انقلاب که کم هم نيستند از آقای باتااوش [ منظور جاسوس همراه آيت الله خمينی در پوشش مهماندار هواپيما است] بهره برداری سياسی نمايند».
اين را می گويند خواب خرگوشی ی مرکز اسناد انقلاب اسلامی و توهين مستقيم به شعور مردم. اين مرکز پس از سی و يک سال که از از ورود ِ پيروزمندانهء رهبر اسلامی می گذرد و بعد از يک سال از افشاگری آشکار روزنامه فيگارو در مورد اين فرد، دست بکار می شود و در گزارشی پر تناقض، از چگونگی هويت مأمور مذکور پرده بر می دارد!! غافل از آن که هستند کسانی که به اصل اسناد دسترسی دارند که يکی از آن ها همين خبر محرمانه روزنامه فيگارو است که دردوم فوريه سال ۲۰۰۹ م در شماره ۲۰۰۶۵ اين روزنامه به چاپ رسيد.
مرکز اسناد... ظاهراً در ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ / ۲ فوريه ۲۰۱۰ همت کرده و به جستجو و يافتن مأمور مخفی سرويس های اطلاعاتی فرانسوی ی همگام آيت الله بر آمده است که بنا بر گزارش سانسور شدهء خود گويا اين فرد هنوز در ايران زندگی می کند و بر پايه سندی که در زير خواهد آمد شخص ياد شده مدت زمانی را هم به معاملات بزرگ بازرگانی بين دولتين مشغول بوده (سند شماره ۲ منبع سايت پرچم) است؛ با اين وجود در فيلم هنرپيشهء تئاتر و سينما داود رشيد که چند سال پيش در باره دوران اقامت آيت الله در پاريس تهيه شده بود و در آن فيلم با افراد گوناگون در باره دوران اقامت خمينی در فرانسه و ورود ايشان به ايران گفتگوهايی صورت گرفته بود، گفته شد« فردی که همراه امام از پله های هواپيما پائين می آيد نيز مرحوم شده است؟! ... »

http://news.gooya.com/politics/archives/images/sanadF-2.jpg

نوشتهء پيش رو بر اساس گفته های رسانه ای درون کشور، گزارش ها و عکس ها و اسنادی را گِرد آورده که نشان می دهد « شيدای ِ امام» (مأمور همراه آيت الله) زنده است، در ايران بسر می بَرد و شايد همچنان در انتظار « ظهور مسيح(ع) » روز شماری می کند!!

گزارش ها و عکس ها و سندی که در اين رابطه در سايت های درون کشور به چاپ رسيده اند و نخستين و تنها مقاله ای که در باره فرد فرانسوی در سايت دولتی مرکزاسناد انقلاب اسلامی منتشر شد بيش از يک روز در دسترس نماند و بی درنگ بر روی اين سايت هک شد.
ما گزارش هک شده را همان روز نخست ضبط کرديم و متن آن و واکنش ديگر سايت های حکومتی به اين راز گشايی را پس از پس از گزارش « سايت نور پرتال» به ترتيب تاريخ انتشار پيش روی خوانندگان خواهيم نهاد.

گزارش نخست
دروغ پردازی در باره گردهمآيی شماری از معترضين ايرانی در نوفل لو شاتو

سايت نور پرتال/ دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ / اول فوريه ۲۰۱۰
محل اقامت امام در پاريس مورد حمله واقع شد
در پی ادعای مضحک سايت‌های اپوزيسيون درخصوص درگيری مسئولين سفارت ايران با پليس فرانسه، يک مقام کشورمان تصريح کرد: پليس فرانسه...
يک مقام سفارت جمهوری اسلامی ايران در پاريس گفت: تعدادی انگشت‌شمار از مزدوران کشورهای بيگانه که تلاش می‌کردند با بر هم زدن مراسم با شکوه سالروز پيروزی انقلاب اسلامی در دهکده "نوفل لو شاتو" در حومه پاريس، فضای اغتشاش ايجاد کنند،‌ پس از اينکه موفق به انجام نيات خود نشدند، تلاش کردند که مراسم را به درگيری بکشانند که با حضور پليس فرانسه متفرق شدند و محل را ترک کردند.
وی افزود: اين افراد وابسته به دشمنان ايران که دولت‌های حامی آنها طی ماه‌های پس از برگزاری انتخابات رياست جمهوری کشورمان، به ايجاد نفاق و آشوب در کشور پرداخته‌ بودند، اين بار تلاش کردند با رويکردهای غير اخلاقی خود، مراسم باشکوه پيروزی انقلاب اسلامی در دهکده نوفل لوشاتو را بر هم بزنند که با دخالت شماری از ايرانی‌های متعهد مقيم فرانسه و سپس نيروهای پليس اين کشور،‌ مجبور به ترک محل شدند.
اين مقام سفارت جمهوری اسلامی ايران در پاريس با اشاره به وظيفه پليس هر کشور در رعايت مصونيت ديپلماتيک نمايندگی‌های خارجی تصريح کرد: نيروهای پليس فرانسه در همين راستا با ايجاد يک حلقه امنيتی، به ممانعت از ادامه رويکردهای غيراخلاقی اين گروه مزدور پرداختند.
گفتنی است که سايت‌های اپوزيسيون امروز با انتشار تصاويری از درگيری پليس فرانسه با تعدادی از مخالفان نظام در اين کشور، در ادعايی مضحک تصاوير کتک خوردن اين اغتشاش‌گران توسط پليس فرانسه را به کارکنان سفارت ايران در اين کشور نسبت دادند و مدعی درگيری مسئولين ايرانی با پليس فرانسه شدند؛ امری که به لحاظ عرف ديپلماتيک، هيچگاه و از سوی پليس هيچ کشوری صورت نمی‌گيرد.

گزارش دوم يا گزارش اصلی که پس از يک روز از روی سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی برداشته شد و اکنون غير قابل دسترسی است: افشاگری وژاگونه و پُر تناقض پس از سی و يک سال
مصاحبه ای با عنوان "محافظ مخصوص حضرت امام (ره)"
مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ دوشنبه ۱۲ بهمن ماه ۱۳۸۸ [اول فوريه ۲۰۱۰]
داستان « شيدای ِ امام» يا روزی که « انگار مسيح(ع) ظهور کرده بود»

http://news.gooya.com/politics/archives/images/sanadF-3.jpg

در اوّل آبان ۱۳۸۸ دوستی به نام «آقای ميرغضنفری» تلفن زد و گفت: «آيا شما از مهمانداری که همراه امام در روز ۱۲ بهمن از پله های هواپيما پايين می آيند خبر داری؟» گفتم: «چطور؟» گفت: «ايشان در تهران هستند و سرگردان»! خيلی تعجب کردم و گفتم: «مشتاقانه منتظر ديدار اين عزيز و شما در مرکز اسناد انقلاب هستم».

http://news.gooya.com/politics/archives/images/sanadF-4.jpg

در تاريخ ۱۰/۸/۸۸ آقای ميرغضنفری به همراه «آقای ژرژان [ژرار] فابين باتااوش»
[Gérard Jean Fabien Bataouche ]
به مرکز تشريف آوردند. البته آقای باتااوش بدون لباس يونيفرمی که در ۱۲ بهمن بر تن داشت، آمده بود!

 

آقای باتااوش خيلی روان فارسی صحبت می کرد و خيلی هم پير شده و با آن چهره معروف متفاوت است.
به آقای باتااوش گفتم: «چطور در ايران ماندگار شدی؟» و سپس به ياد فيلمی افتادم که چندين سال پيش آقای داود رشيدی پيرامون اقامت امام در پاريس تهيه کرده و در آن فيلم با افراد بسياری صحبت شده بود. و گفته شد که فردی که همراه امام از پله های هواپيما پائين می آيد نيز مرحوم شده است؟! ...
آقای باتااوش گفت: «۶۴ سال دارم و اصالتاً اهل الجزاير هستم. به فرانسه مهاجرت کردم و در يک خانواده مسيحی بزرگ شده ام. بعد از تحصيلات دانشگاهی جذب پليس فرانسه شدم و به هنگام ازدواج، قسمتم يک خانم ايرانی به نام «بيتا آهی» شد و ثمره اين ازدواج هم دو فرزند است. يک دختر و يک پسر که الان بين آمريکا و ايران تردد می کنند».
از آقای باتااوش پرسيدم: «چگونه به پير و مرشد و مراد ما "روح الله الموسوی الخمينی" وصل شدی؟» گفت: «وقتی آقای خمينی به پاريس آمد، پليس فرانسه چند نفر را برای محافظت نزد امام فرستاد؛ اما آقای خمينی هيچ کدام را نپذيرفت. تا اين که قسمت من شد و در همان ديدار اوّل علقه ای ميان من و آقای خمينی برقرار گرديد و چون فارسی هم صحبت می کردم مزيد بر علت شد، و در مدت ۱۱۶ روز اقامت امام در نوفل لو شاتو داشت. او درباره آمدن امام گفت: «وقتی که قرار شد آقای خمينی به ايران بيايد من هم همراه ايشان در آن پرواز تاريخی بودم. زمانی که هواپيما می خواست در فرودگاه مهرآباد به زمين بنشيند، يونيفرم مخصوص پوشيدم و به هنگام تشريف فرمايی امام از پله های هواپيما دست امام را گرفتم، و امام هم دست مرا گرفت و از پله ها پائين آمديم».

http://news.gooya.com/politics/archives/images/sanadF-6.jpg
عکس از پايگاه خبری، تحليلی اهل بيت

او درباره آن روز تاريخی می گويد: «روز عجيبی بود. انگار مسيح(ع) ظهور کرده بود».
باتااوش درباره ماندنش در ايران هم می گويد: «به علت علاقه ای که به امام پيدا کرده بودم به احمد آقا گفتم: می خواهم در ايران بمانم. احمد آقا گفت: دولت فرانسه برای شما مشکل درست نمی کند؟ گفتم: خير، خودم را بازنشسته می کنم. بعد از موافقت امام و احمد آقا و گرفتن حکم بازنشستگی به ايران آمدم و با نظر احمد آقا با «شهيد چمران» و سپس «مرحوم نظران» همکاری های متعدد داشتم...و در کارهای مختلف کمک می کردم.
او درباره دوران فعلی اش هم می گويد: «حال هم که پير شده ام و همسرم نيز از من جدا شده است، در غربت و بی کسی و آوارگی در تهران به سر می برم تا اين که بميرم و جنازه ام را آتش بزنند و در دريا بريزند تا به وسيله گردش آب به طبيعت برگردم».
قصه پرغصه آقای باتااوش خيلی مرا متأثر کرد و گفتم چگونه کسی که به عشق امام جلای وطن نموده به ايران هجرت کرده، بايد چنين آواره و بی خانمان، و هر چند شب مهمان کسی باشد!
به چند نفر از مسؤولين هم مشکلات و گرفتاری های آقای باتااوش را منتقل کردم. آنها هم تعجب می کردند که اين آقا چطور تا به حال در ايران بوده و هيچ کس خبر ندارد، و هم پاسخ می دادند که: شايد...
گفتم: ما که از غيب خبر نداريم. می توانيد با چند سؤال، مشکل اين "شيدای امام" را حل کنيد و لااقل ايشان را از آوارگی نجات دهيد تا مبادا رسانه های ضد انقلاب که کم هم نيستند از آقای باتااوش بهره برداری سياسی نمايند

گزارش سوم:
روايت سايت پرچم از فرد فرانسوی ِ همراه آيت الله در پرواز پيروزی

سايت پرچم/ پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸/ ۴ فوريه ۲۰۱۰
آيا کسی که خود را محافظ امام می نامد جاسوس است؟
اين روزها هم زمان با سالروز پيروزی انقلاب اسلامی مصاحبه ای در سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی قرار گرفته و به تبع آن در رسانه های مختلف منتشر شد که گفتگو با شخص مجهول الهويه مدعی همراهی امام در پرواز تاريخی انقلاب را در بر داشت. اما انتشار گسترده اين مصاحبه و فاش شدن هويت اين شخص زمينه ساز آن شد تا پشت پرده و شخصيت اصلی اين فرانسوی همراه امام علنی شود. نکته جالب اينکه هويت اين همراه امام ساليان سال مخفی بوده و به يکباره چنين ادعا می شود که وی همان شخص مورد نظر آن هم ساکن ايران است!
به گزارش پرچم: اين مصاحبه که در حال حاضر از سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی حذف شده است با توجه به تحقيقاتی که صورت گرفته فرد مذکور مشکوک بوده و سابقه ای درخشان در ادعاهای عجيب و غريب و کلاهبرداری های سياسی دارد.
در همين زمينه حميد دولت آبادی نويسنده معروف دفاع مقدس می نويسد: " اوايل دی ماه ۱۳۸۱ يعنی ۷ سال پيش، "شاهرخ سلطان احمدی" خواهر زاده "کاظم اخوان" - خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی که ۱۴ تير ماه ۱۳۶۱ همراه "احمد متوسليان"، "تقی رستگار" و "سيد محسن موسوی" در لبنان توسط نيروهای فالانژيست مزدور رژيم اشغال گر قدس به اسارت درآمد – گفت که "سيد رائد موسوی" فرزند سيد محسن، شماره تلفن فردی فرانسوی را داده که مدعی است اطلاعات جديدی درباره ۴ گروگان ايرانی دارد. آن طور که معلوم بود، "سيد حسين موسوی" برادر سيد محسن، در طرحی نو، اين فرد فرانسوی را معرفی کرده بود. آن گونه که شاهرخ می گفت، نام اين فرد "رضا باتااوش" بود. شماره تلفن همراه او را گرفتم و پس از چند بار تماس، موفق شدم با او که فارسی را تقريبا خوب صحبت می کرد، گفت وگو کنم. قرار شد عصر همان روز همديگر را ببينيم. محل قراری که او تعيين کرد، در طبقه دوم يکی از لاستيک فروشی های نزديک ميدان سپاه (عشرت آباد) بود. اين که چرا چنين جايی را برای ديدار تعيين کرد، برای خودم هم عجيب بود.

http://news.gooya.com/politics/archives/images/sanadF-7.jpg
"
ژرارد ژان فابين باتااوش"، خبرنگار عکاس - نوفل لوشاتو پشت سر امام

ساعت ۳ بعد از ظهر به محل قرار رفتم. ميان لاستيک ها و بوی تند مواد نفتی، گوشه ای نشستيم و او شروع کرد به گفتن. او مدعی بود که در منطقه بيروت شرقی که تحت سلطه فالانژيست ها بوده، در زندانی که چند سلول داشته، تک تک گروگان های ايرانی را ديده است. او می گفت که فالانژها حاضر بودند در قبال يک کشتی نفت از سوی ايران، آنها را آزاد کنند. وقتی از او زمان ملاقاتش با گروگان ها را پرسيدم، گفت که سال ۱۳۷۵ بود و اين درست زمانی بود که بر خلاف ادعای او، در آن زمان ديگر فالانژها آن قدرت گذشته را نداشته و زندان و پادگانی هم در اختيار نداشتند. وقتی که بيشتر سوال کردم، او که متوجه شد من کاملا بر اوضاع و احوال بيروت و لبنان تسلط دارم، گفت که با چشمان بسته به آن مکان منتقل شده و چيز ديگری به ياد نمی آورد.
رضا [منظور ژرار است] باتااوش که نام کامل خود را اين گونه برايم نوشت "ژرارد ژان فابين باتااوش" (gerard jean fabianbataouche ) گفت که حرفه اش خبرنگاری برای مطبوعات فرانسه بوده و هنگامی که امام خمينی در "نوفل لوشاتو" مستقر بوده، او نيز آن جا حضور داشته و حتی با همان هواپيمايی که امام به ايران آمد، او هم به عنوان خبرنگار به تهران آمده و از آن زمان تاکنون در ايران ماندگار شده است.
باتااوش گفت که زن ايرانی اش خانه و زندگی او را گرفته و در حال حاضر هر روز پهلوی کسی زندگی می کند. او مدعی شد که حاضر است در قبال تهيه يک خانه و از همه مهمتر پاسپورت و شناسنامه ايرانی، به اسراييل سفر کند و واسطه گری کند تا گروگان های ايرانی آزاد شوند.
چندی بعد "خسروی نژاد" از همرزمان حاج احمد متوسليان، گفت که سيد رائد موسوی آن فرد فرانسوی را برده پهلوی "نصرت کاشانی" – رئيس وقت سازمان جانبازان _ از همرزمان حاج احمد، و اين فرانسوی مخ او را زده است. به پيشنهاد خسروی نژاد، رفتيم پهلوی کاشانی.
همه ادعاهای باتااوش را گفتم و رد همه ادعاهای او را نيز اظهار کردم که کاشانی گفت:
-
من خودم هم به او شک کرده بودم. برای همين به بچه های ضد جاسوسی وزارت اطلاعات گفتم که رويش کار کنند.
جالب اين بود که کاشانی پذيرفته بود در قبال واسطه گری باتااوش و آزادی حاج احمد، پيشاپيش يک خانه به نام او سند بزند و حتی يکی از مسئولين رده بالای انتظامی نيز قول داده بود که حاضر است مشکل پاسپورت و شناسنامه ايرانی برای او را حل کند.
خلاصه با زيرآبی که بنده زدم، همه رشته های باتااوش پنبه شد.
چند روز بعد، بر حسب اتفاق کتاب خاطرات يکی از افرادی که روزهای اول پيروزی انقلاب چند صباحی در اطراف امام بوده و بعدها به خارج پناهنده شده بود، به دستم رسيد. گذشته از مزخرفات بيشمار کتاب، قسمتی از آن برايم خيلی جالب آمد.
او در بخشی از ادعاهايش گفته بود که يک جاسوس از فرانسه تا تهران همراه امام در هواپيما بوده است. به گفته او، اين جاسوس که مستقيما عامل سازمان جاسوسی آمريکا "سيا" بوده، به عنوان خبرنگار فعاليت داشته و همواره خود را دور و بر امام نشان می داده است.
سريع رفتم پهلوی نصرت کاشانی و ماجرای کتاب و خبرنگار جاسوسی را که با هواپيمای حامل امام از فرانسه به تهران آمده است، گفتم که او هم گفت:
-
اتفاقا رفيقام بهم گفتند که به هيچ وجه ديگر با او ارتباط برقرار نکنم که او مشکل جاسوسی دارد .
جالب تر از همه اين است که در سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی، سايت "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" در اقدامی نسنجيده، با "رضا باتااوش" که حالا مدعی شده جزو نيروهای محافظ فرانسه بوده، مصاحبه ای با عنوان "محافظ مخصوص حضرت امام (ره)" با او انجام داده و از همه بدتر وی مدعی شده که آن فردی که دست امام را گرفته و از پلکان هواپيما پايين می آيد، و تا امروز گفته می شد که فوت کرده، خود اوست و شروع کرده به روضه خوانی. والبته اين ادعا کذب محض است.
اين که وی مدعی شده از طرف دولت فرانسه برای امام محافظ تعيين شده بود و درباره ارتباطش با امام داد سخن سر داده است، برای من که چندين جلسه با او به بحث و صحبت درباره فعاليت هايش پرداخته ام، بسيار عجيب آمد.
حالا خبری را که دی ماه ۱۳۸۱ در وبلاگ "کاظم اخوان" (يکی از وبلاگ های خودم) منتشر کردم، بخوانيد. اين مطلب را سال ۱۳۸۴ نيز در کتاب کمين جولای ۸۲ (روزشمار گروگانگيری ۴ ديپلمات ايرانی در لبنان) منتشر کرده ام
بنا بر اين گزارش، ژرارد که با پرواز انقلاب به عنوان خبرنگار به ايران آمد، به جهت داشتن مدرک دانشگاهی در زمينه مهندسی راه و به کمک ارتباطاتی که ايجاد کرده بود توانست در لايه هايی از نظام نفوذ کند.
اين ارتباطات که از داشتن حکم از آيت الله خلخالی برای تحقيق و تفحص در امور خودرو سازی تا توصيه نامه هائی برای مساعدت با ايشان در جهت فروش نفت خام سبک ايران و در نهايت مصوبه هيئت دولت سازندگی در تاريخ ۱۳۸۴/۵/۴ در زمينه اعطای وام ۱۵۴ ميليون دلاری برای مثلا سرمايه گذاری خارجی ايشان در زمينه توليدات لبنی می توان اشاره کرد. ژرارد ولی به جهت طلاق همسرش هر آنچه را که داشته از دست می دهد و برای نجات خود و کسب تابعيت ايرانی (پس از بيست سال حضور در ايران) دست به فعاليت ها و ارتباطات مشکوک و دروغ پردازی و کلاه برداری می زند.
گفتنی است که اين مصاحبه در کمتر از يک روز از صفحه سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی حذف شد.

نقل از گویا