افتراهای وزارت خارجۀ اسرائیل

 

 

گویا وزارت خارجۀ اسرائیل هم به ارتش آن کشور تأسی کرده است و برای به کرسی نشاندن ادعاهایش از هیچ کاری فرو گذار نمی کند – چون واکنش سایت فارسی زبان آن وزارتخانه نسبت به آخرین "سخن روز" تارنمای ایران لیبرال [با عنوان: "حمله به کاروان صلح"] نه فقط – به رغم آنچه از وزارت خارجۀ هر کشوری انتظار می رود – زبانی دیپلماتیک ندارد،  بلکه لحنش در حد نشریات جنجالی پرخاشگرانه است و در سرآسیمگی از واکنش گستردۀ جهانی در مقابل کشتار سرنشینان کشتی "ناوی مرمره" به هم بافته شده است و شامل تهمت هایی است به کلی بی اساس و سراپا دروغ.

در این نوشتۀ تنک مایه و شعار گونه یک رشته نقل قول از "حمله به کاروان صلح" شده و مسئول سایت وزارتخانۀ اسرائیلی از آنها نتایجی گرفته است که نامربوطی و نادرستیشان بر هر کس که به این نوشته رجوع کند آشکار می شود. [لینک به مطلب سایت اسرائیلی]

آنچه این واکنش احساسی و توأم با پرخاشگری را موجب شده ظاهراً اشارۀ "سخن روز" است به ماهیت مذهبی اسرائیل و انگشت گذاشتن بر این نکته که آن کشور از ابتدا چنین بوده است و حریفان فلسطینی پس از گذشت سالیان چنین شده اند. قلمزن سایت اسرائیلی فارسی زبان مصّر است دولت اسرائیل را "سکولار" معرفی کند تا اتهام اختلاط دین و دولت فقط متوجه مخالفانش باشد و کار تبلیغاتش را تسهیل کند.

یک یادآوری کوتاه تاریخی در اینجا لازم است: به هنگام تأسیس دولت اسرائیل و زمان همه کاره بودن بن گوریون صحبت از نوشتن قانون اساسی به میان آمد. مذهبیون با این کار مخالفت کردند چون تورات را لازم و کافی می شمردند و نمی خواستند قوانین انسانی بالاتر از متون مقدس قرار بگیرد. در نهایت تحت فشار آنها چنین قانونی نوشته نشد. به مرور مجموعه ای ناقص از متون قانونی نگاشته شد که به کار رتق و فتق امور می آید ولی رسماً "قانون اساسی" محسوب نیست. علاوه بر این مقام اعلای تورات به عنوان مرجع حقوقی هیچگاه تکذیب نشده است.

پس اسرائیل قانون اساسی مدون به معنای معمول این کلمه را ندارد. طرحی دارد ناتمام که قرار است روزی قانون اساسی شود ولی با سنگین شدن هر چه بیشتر وزنۀ گروه های مذهبی افراطی در سیاست این کشور بخت تکمیل و تصویبش روز به روز کمتر می شود. مانع اصلی نگارش قانون اساسی برای این کشور لزوم روشن کردن تکلیف و رابطه دین و دولت است. داستان جدی تر از آن است که بتوان با عبارات قالبی از قبیل نشأت گرفتن از ارزش های "دینی و اخلاقی" و وفاداری به "میراث فرهنگی و ملی قوم یهود" لوثش کرد. دولت اسرائیل از ابتدا "دولت یهود" خوانده شد و بر پایۀ اختلاط مذهب و ملیت و امتیاز یهود بر غیر یهود شکل گرفت. این دولت از بدو تأسیس کوشیده است تا فلسطینیان را از خاکشان براند و به هر کلیمی از هر نقطۀ دنیا که داوطلب بوده تابعیت اسرائیل اعطا کند  و وسائل مهاجرتش را فراهم آورد. اگر این جایگزین کردن "ملیت" با "مذهب" نیست پس چیست؟ و اگر دو گروه قومی مختلف را با حقوق نابرابر تحت حکم یک دولت نگاه داشتن" آپارتاید" خوانده نمی شود چه نامی دارد؟ چنین کشوری نمی تواند و نمی بایست درس دمکراسی یا لائیسیته به کسی بدهد.

نویسنده سایت وزارت خارجه محض بی اعتبار نشان دادن انتقادهایی که از سیاست اسرائیل شده است با بی پروایی تمام منتقدان را یکسره حامی جمهوری اسلامی و حماس قلمداد کرده است. موضع کسانی که در ایران لیبرال گرد هم آمده اند از ابتدای برقراری حکومت اسلامی شفاف تر و آشناتر از آن است که میدان به القای این قبیل شبهه ها بدهد. به علاوه این را نیز همگان می دانند که دولت اسرائیل دل برای ملت ایران نمی سوزاند و در هر جا و هر وقت که منافعش ایجاب کند از بده بستان و معامله با رژیم اسلامی ابایی ندارد. معروفترین مثالش مورد فروش سلاح به جمهوری اسلامی است که طی جنگ ایران و عراق صورت گرفت و رسوایی جهانی به بار آورد. در آن زمان اسرائیل به صدام بیش از خمینی کینه داشت. بنابراین حقیقتاً خنده آور است که سایت رسمی وزارتخارجۀ اسرائیل در نقش کاسۀ داغ تر از آش به فکر دادن درس میهن دوستی به ایرانیانی بیفتد که از نخستین روز سیاستشان را بر اساس تعریفی که از منافع ملی ایران دارند تعیین کرده اند – و جدایی دین از دولت را از اهّم این منافع می دانند. ما با اختلاط این دو از روی اصول مخالفیم، از ابتدا با دولت مذهبی ایران مبارزه کرده ایم – به نقدش اکتفا نکرده ایم و در برابرش ایستاده ایم، از جمله برای اینکه حقوق تمام ایرانیان را فارغ از مذهبشان برابر میشماریم. آنها که تصور میکنند فقط تسلط اسلام بر جامعه مضر است و تسلط دین دیگری، مثلاً یهودیت قابل پذیرش و دفاع، ادنی تفاوتی با مبلغین حکومت تهران ندارند و در مقامی نیستند که از حکومت ملایی انتقاد کنند چه رسد که به مخالفانش حمله نمایند.

دولت اسرائیل به منظور تضعیف جنبش فتح، اسلامگرایان و همین حماس را بال و پر داد و تقویت کرد تا به خیال خود کمر سازمان یاسر عرفات را که مشکل اصلی معرفی اش می کرد، بشکند. حماس و حزب الله لبنان یکشبه خلق نشده است. زایش و رویش این دو همانقدر برخاسته از سیاست های نادرست اسرائیل است که مدیون توسعه طلبی ایدئولوژیک حکومت اسلامی ایران. آنچه بسیار تأسف بار است اینکه کفارۀ نتایج به بار آمده را، که اسرائیل می کوشد به هر ترتیب و قیمت مسئولیتش را از خود سلب کند، مردم لائیک و طالب دمکراسی در منطقه دارند می پردازند.

نکتۀ دیگری که در "سخن روز" موجب نشان دادن حساسیت از طرف قلمزن سایت اسرائیلی شده است "کاروان صلح" خواندن ناوگان آزادی غزه است. ما معتقدیم که سرنشینان ناوی مرمره (چون سرنشنینان کشتی "راشل کوری") برای رساندن کمک های حیاتی و انسانی عازم غزّه بودند، همیشه کشتن مردم بی گناه و صحنه سازی را محکوم کرده ایم و از کسی هم نمی پذیریم که برای پیشبرد اهدافش هر ایرانی یا هر مسلمان یا هر فعال حقوق بشر را که اعمالش در راستای خواست های او نیست "تروریست" معرفی کند. دفاع از اسرائیل در مقابل حماس بر عهدۀ ما نیست که نویسنده سایت اسرائیلی از ما طلب کرده است. اروپا و امریکا خود را ملزم به دفاع از موجودیت اسرائیل می دانند، بقیه نه چنین وظیفه ای برای خود قائلند و نه چنین قراری با اسرائیل دارند.

نکتۀ آخر اینکه شعار مردم ایران "استقلال! آزادی! جمهوری ایرانی!" است که از دلشان جوشید. شعارهای "نه غزّه نه لبنان" وار را دیگران از خارج به ضرب اینترنت و رسانه های شبه خبری به مردم تحمیل کردند تا بعد با درشت نمایی در تبلیغات خودشان از آن استفاده کنند.

ما این قبیل پرخاشگری ها را به چیزی نمی گیریم و به این گونه افراد تذکر میدهیم که اگر می خواهند در فردای سقوط حکومت اسلامی با ایرانیان رابطه ای معقول داشته باشند بهتر است از هم اکنون رفتاری درست تر پیشه کنند، حرمتشان را نگه دارند و نکوشند تا از آنان آلت دست بسازند.

 

ایران لیبرال

 

بازگشت به رویه ی نخست