آیا مردم
ایران خشونت
طلب هستند یا
حکومت گران
اسلامی؟
ناصر
مستشا ر
طایفه
ای کاملا
سیاسی و
شناخته شده ـ
سال هاست که
در لباسی مند
رس بنام
اپوزیسیون درمسائل
سیاسی ایران
به مبارزات حق
طلبانه مردم
ایران تهمت خشونت
طلبی وارد می
سازند.اما
سئوال اساسی
در اینجاست آیا
مردم ایران
ابزار خشونت
را بکار گرفته
اند یا حکومت
اسلامی ؟
آیا
مردم ایران
کشتار ، زندان
، شکنجه و
اعدام را آغاز
کرده اند یا
حکومت اسلامی؟
آیا مردمی
که مسالمت
جویانه در
انتخابات
22خرداد ریاست
جمهوری شرکت
نمودند تا
سرنوشت سیاسی
خود را تعیین
نمایند
مقصرند یا حکومتی
که به
آرای مردم
دستبرد برد
وعلیه اعتراضات
مردم آتش گشود
مقصراست؟
اما
چرا این روزها
ـ نیروهای
معین سیاسی
بنام طرفداری
از جنبش سبز
مردم ایران از
ملت ایران می
خواهند که به
شعارهای
افراطی روی
نیاورند؟
مگر
مردم ایران
خشونت را آغاز
کرده اند؟
یک
طایفه سیاسی
شناخته شده در
ایران همچنان
به خواندن آیه
یا س و
ناامیدی
مشغول است تا
مردم ایران را
از رسیدن به
اهداف نهائی
باز دارد.مردمی
که در همه
عرصه ها چه
سیاسی
،اقتصادی ،اجتماعی
، فرهنگی و
هنری ، ورزشی
ـ جانشان از
ظلم حکومت
اسلامی به لب
رسیده است ـ
می خواهند
سرنوشت سیاسی
خود را تغییر
دهند اما
نیروهائی بنام
اپوزیسیون در
میام مردم
تلاش می
نمایند تا ملت
ایران را به
حکومت اسلامی
در لباس متعاد
ل تر راضی
نمایند!
یک
ادعای انکار
ناپذیر و
تاریخی مبنی
برعلل آغاز
انقلابات در
جهان وجود
دارد که
کشورما ایران
از آن نمی
تواند مستثنی
باشد که می
گوید !«انقلابات
را حکومت ها
به توده ها
تحمیل می کنند»
درسال 1358
مهندس مهدی
بازرگان نیز
بزرگترین
عامل و رهبر
انقلاب را
بدرستی به بی
تدبیرهای
محمد رضاشاه
پهلوی نسبت
داده بود. در
ایران این
روزها شعار
های مردمی
علیه حکومت
بسیار
ساختارشکنانه
و اساسی تر و
بنیاد حکومت را
نظاره گرفته
است که از
جانب اکثریت
مردم ایران در
خیابانها و
دانشگاهها و
کارخانجات سر
داده می شود
که عوامل
حکومتی با
سرکوب ها و شکنجه
ها و اعدام ها
مسبب همه این
اعتراضات
مردمی می باشند.آقایان
کروبی و موسوی
نیز این موضوع
را بدقت بررسی
کرده و چنین
اظهار نظر
نموده اند:
««
کروبی در باره
برخی شعارهای
تند مردم گفت:
"اين کسانی که
مردم را کتک میزنند،
کار را به کجا
رساندهاند
که مردم را
تحريک به
شعارهای
افراطی میکنند."
وی در مورد
برخورد خشن با
زنان گفت: "من واقعا
نمیفهمم که دستور
چنين
رفتارهايی
عليه مردم، از
کجا صادر میشود."
موسوی به
تشريح چگونگی
ممانعت
نيروهای
امنيتی از
حضور وی در راهپيمايی
۱۳آبان
پرداخت و در
ادامه گفت:
"شعارهای
ساختارشکنانه،
اغلب متاثر از
خشونت
نيروهای
امنيتی است.گویا
نیوز««
اما
بعضی
نیروهائی
سیاسی سابقه
دار در عرصه
سازشکاری چه
در داخل و
خارج کشورـ دائما
مردم ایران را
شماتت و نصیحت
می کنند که از شعار
افراطی پرهیز
نمایند! آیا
این مردم هستند
که به میل خود
بسوی شعار های
تندتر کشیده
می شوند ؟یا
این حکومت است
که با سرکوب
های ضد انسانی
مردم را بسوی
شعار انقلابی
رهنمون می
سازد؟بدین
سئوال اساسی و
تاریخی باید
کسانی پاسخ
دهند که هیچ
مسئولیتی جز ء
سازشکاری با
حکومت در خود
نمی بینند!
هیچ ملتی در
جهان راضی نمی
شود که جانش
را بدون
علت های موجه
در مقابل پلیس
به خطر
بیندازد و
برای اعتراض به
بی عدالتی ها
به خیابان ها
بیاید!مردم
ایران نیز سالهاست
که حاکمان
اسلامی به
ستوه آمده
اند.مردم ایران
دردوم خرداد
سال 76 تلاش
نمودند تا
کاملا با
ابزار مسالمت
جویانه به
اهداف خود
برسند اما
حکومت اسلامی
مانع همه
امیدهای
مردمی گردیدد.
برخی
از نیروهای
سیاسی در
موقعیت
سرنوشت ساز
کنونی جامعه
ایران ـ به جزء
سازش با کودتاگران
وپرهیز از
ادامه مبارزه
به گزینه ائی
دیگراعتقاد
ندارند، آنها
همان هائی
هستند که در
اواخر
سرنگونی رژیم
سابق یعنی در
دوره نخست
وزیری دکتر
شاپور بختیار
،حاضر نشدند ذره
ائی سازش و
مصالحه با
بختیار
نمایند
تامانع خروج
دیو فاجعه آور
بنام خمینی از
شیشه جادوئی
نکبت وتباهی
گردند. اما
همین طایفه در
30 ساله گذشته توانسته
است بیشترین
سازش ها و
همکاریها را با
رژیم اسلامی
به انجام
برساند! آنها
در سازش با خط
ارتجاعی
ضدامپریالیستی
امام ـ آنچنان
جانفشانی
کردند که
بالاخره دولت
لیبرال و ملی
مهندس
بازرگان
سرنگون
گردید.آنها
درجبهه
ضدامپریالیستی
وعلیه لیبرال
دمکراسی و اسلام
امریکائی (
درمقطع
آنقلاب ـ همین
طایفه آیت
الله
شریعتمداری
را پرچمدار
اسلام امریکائی
خطاب می
نمودند) سنگ
تمام گذاشتند.
مفهوم جهانی
لیبرالیست
توسط همین
طایفه به نازل
ترین شکلش
برای جامعه
بدون تجربه
سیاسی ،با
تعریف های غلط
که بطور عمد
انجام می رفت
ـ منفی جلوه
داده شد.
طایفه با کوشش
های شبانه و
روزی بخش
نظامی همین
طایفه ،آیت
الله
شریعتمداری
از میان
برداشته شد.بعدها
نیز همین
طایفه باعث
سرنگونی رئیس
جمهور بنی صدر
گردید که شخص
آقای بنی صدر
خود در
سخنرانی 14
اسفند سال 59 در
دانشگاه
تهران به
زمینه سازی
های کودتا
علیه خویش
اشاره کرد.ماههاست
که جنبش مردمی
سبز لرزه به
اندام استبداد
مذهبی
انداخته است
اما از هر سو
ندای سازش با
کودتا گران به
گوش می رسد تا
مردم ایران را
از رسیدن به
هدف نهائی
یعنی حاکمیت
ملی بازدارند.
برای نمونه به
نوشته زیر
توجه نمائید«« اهمیت سازش
برای جنبش سبز««اما دشواری راه
جنبش سبز،
تنها شکست
کودتا نیست. بلکه
هوشمندی و
انعطاف
پذیری، آنرا فرا میخواند
که به راه حل های
عملی رئالیستی
نیز بیاندیشد.
دشواری اصلی جنبش
سبز در جامعه
بشدت قطبی شده
کنونی، این
است که نه
حکومت و نه جنبش سبز،
هیچ کدام نمیتوانند
به نقطه قبل
از کودتا
بازگردند. نباید فراموش کرد
که تنها راه
قابل پذیرش از
دو سو که قبول
آن به نوعی
همان سازش متقابل
است،
کنارگذاشتن
خواست ابطال
انتخابات و تاکید
بر آزادی
زندانیان سیاسی
و رهبران
دستگیر شده
اصلاح طلب و
آزادی مطبوعات
و رسانههای
ملی است.
رسیدن به این
توافق، خود
کار و پیکارِ
بزرگی است.
بدون اینکه
هدف سازش آن
باشد که بود ونبود
همه نظام را
زیرسوال ببرد.
در این صورت بار
دیگر فعالیت
سیاسی در
چارچوب
قوانین موجود
و شرکت در
انتخابات
مفهومی واقعی خواهد یافت.