نفرین
نفت - تجربه
ایران
آگوست 2008
بررسی
مراحل
مختلف چرخه
رقابت برای
رانت نفت
ایران که در
شش فصل پیش به
آن پرداختیم،
به صراحت نشان
میدهد که طی
صد سال گذشته
نفت نقشی
تعیین کننده
در شکل گیری
ساختار
اقتصاد سیاسی
کشور و سرنوشت
سیاسی و
اقتصادی آن
ایفا کرده
است.
این عملکرد
دوگانه بوده
است.
نفت از یکسو
سرمایه لازم
برای نوسازی و
توسعه کشور را
فراهم آورده،
به ایران
اجازه داده
است تا آهنگ
توسعه اقتصادی
و اجتماعی خود
را تسریع کند. از سوی دیگر،
با تبدیل کردن
کشور به صحنه
رقابت های ژئوپلتیک
بین المللی،
تضعیف
استقلال
سیاسی کشور،
وابسته کردن
اقتصاد سیاسی
آن به مقتضییات
کشورهای
دیگر،
همچنین
تقویت ظرفیت
های استبدادی
دولت و تعمیق
جدایی بین
نهاد دولت و
جامعه مدنی،
ترغیب گسترش
دستگاه های
نظامی و امنیتی
کشور، تقویت
سلطه دولت بر
اقتصاد،
ایجاد مناسبات
رانتی، تضعیف
انگیزه کار و
خلاقیت اقتصادی،
ترویج مصرف
گرایی و فساد
اداری - اقتصادی،
سست کردن
انظباط مالی
دولت، تشدید
موج های تورمی
اقتصاد،
تشویق
وابستگی کشور
به واردات،
ایحاد صنایع
ناکارآمد،
تضعیف
تولیدات داخلی،
آهسته کردن
نرخ رشد
اشتغال
وتشدید نابرابری
توزیع درآمد،
به صورت مانعی
در برابر توسعه
به هنجار و
پایدار
کشورعمل کرده
است.
برای
حل معضل
وابستگی به
نفت و غلبه بر
مشکلات الگوی
توسعه نفت
محور، برنامه
توسعه اقتصاد
سیاسی ایران
میبایست به
گونه ای باشد
که از شکل
گیری و پویا
شدن مکانیزم
های اقتصادی،
سیاسی،
اجتماعی و
فرهنگی توسعه
رانت محور و
گسترش
ساختار
اقتصاد سیاسی
رانتی که در بخش
های پیش
برشمردیم
جلوگیری کند.
به
لحاظ سیاسی،
انجام این امر
مستلزم
استقرار یک
نظام سیاسی
شفاف و
دموکراتیک
است که از
تمرکز قدرت در
دست یک گروه
خاص جلوگیری
کند و به
جامعه اجازه
دهد تا به
نحوی موثر و
کارآمد نظارت
خود را بر
دولت اعمال
کند، از بروز
اشتباهات
سرنوشت ساز
جلوگیری کند و
به اشتباهات
رهبران سیاسی
خود به موقع
پایان دهد.
اما
باید توجه
داشت که
انتخابات
دوره ای متکی
بر رای اکثریت
برای جلوگیری
از پیدایش و
گسترش
مشکلات
اقتصاد سیاسی
رانتی کافی
نیست.
زیرا رقابت
بر سر رانت
نفت میتواند
خود را درقالب
انتخابات
دوره ای باز
سازی و باز
تولید کند.
گروهها، به
ویژه گروههای
مافیایی که در
جستجوی دستیابی
به رانت نفت
میباشند
میتوانند با
استفاده از
امکانات مالی
و اجتماعی،
رقابت سیاسی و
انتخابات
دوره ای را
تحت کنترل خود
در آورند و با
کسب قدرت
سیاسی و
دستیابی به
رانت نفت توان
مالی و سیاسی
خود را تقویت
کنند.
این روند
تمایل نظام
سیاسی به
سیاستهای
پوپولیستی و
عوام فریبانه
را تشدید
میکند.
زیرا دادن
قول توزیع
رانت نفت بین
اقشار
اجتماعی میتواند
راه کاری آسان
برای کسب
حمایت آنها در
مبارزات
انتخاباتی
باشد.
این
امر برنامه
ریزی بلند مدت
جهت استفاده
عقلایی از
درآمد نفت را
دشوار
میسازد،
فرهنگ مصرفگرایی
و رانتخواری
را توسعه
میدهد
ونهایتا به
تولید و گسترش
فساد سیاسی و
اقتصادی
میانجامد.
وجود مطبوعات
و رسانه های
آزاد و تقویت
نهادهای
جامعه مدنی میتواند
از احتمال
بروز این
مشکلات بکاهد. اما در
کشورهای نفت
خیز توسعه
نیافته و در
حال رشد که
نابرابری های
اقتصادی و
اجتماعی گسترده
است و مبارزه
سیاسی
پارلمانی
تجربه ای نسبتا
نوپا است، خطر
بروز این مشکل
همچنان جدی
است.
برای کنترل و
اجتناب از این
خطر میبایست
استفاده
عقلایی از
درآمد نفت را
در قوانین،
نظام اداری و
سیاستگذاریهای
کشور نهادینه
کرد. در
این راستا
رعایت نکات
زیر شایان توجه
است.
نخست،
درآمد نفت و
کلیه
پرداختهای
مربوط به آن
میبایست از
طریق بودجه
دولت مرکزی و
تحت نظارت و
سرپرستی
پارلمان
باشد.
بودجه بندی و
برنامه ریزی
دقیق و قابل
اطمینان
مستلزم آن است
که وزارت
اقتصاد، مجلس
و دوایر
مربوطه از سطح
تولید، فروش و
درآمد نفت و
کلیه هزینه ها
و پرداختهای
مربوطه اطلاع
دقیق داشته
باشند.
دوم،
استفاده صحیح
از درآمد نفت
مستلزم آن است
که به نفت به
عنوان یک ثروت
نگریسته شود،
نه یک منبع
درآمد برای
تامین هزینه
های جاری دولت. بدین
منظور،
میبایست طی یک
برنامه ریزی
صحیح این ثروت
طبیعی و پایان
پذیر را به
اشکال دیگری
از ثروت که پایدار
تر و تجدید
پذیر میباشند
تبدیل نمود.
ذخائر نفت
محدود و تجدید
ناپذیراند و
تحولات فنآوری
میتواند با
افزایش
کارآیی سوخت
ماشین آلات و
تجهیزات
سوختی وایجاد
جانشین های
متعدد برای
نفت، طول عمر
اقتصادی این
ثروت طبیعی را
کوتاه سازد. به جای
استفاده از
نفت برای
ترویج مصرف
گرایی
میبایست این
ثروت طبیعی را
به اشکالی
پایدارتر
تبدیل نمود. این امر
از طریق
سرمایه گذاری
سنجیده برروی
نیروی
انسانی،
پروژه های
مناسب و
انتقال و توسعه
فنآوری میسر
است.
بخش عمده
درآمد نفت
میبایست صرف
این امور
گردد.
بخشی که به
تامین هزینه
های جاری دولت
تخصیص داده میشود
میبایست تا
حداکثر ممکن
محدود و کوتاه
مدت باشد. انجام
این امر
میبایست به
شکل مناسبی در
چارچوب
قوانین کلان و
پایدار کشور
نهادینه
گردد.
توزیع
مستقیم درآمد
نفت بین اعضای
جامعه، مانند
سیاستی که در
ونزوئلا
دنبال میشود و
یا توزیع
غیرمستقیم آن
ازطریق ارائه
کالا و خدمات
سوبسید شده و
رایگان به
حامیان
حکومت، مانند
سیاست "آوردن
پول نفت
سرسفره مردم"
در جمهوری اسلامی،
نه تنها این
ثروت طبیعی را
به هدر خواهد
داد، بلکه
موجب گسترش
مناسبات
رانتی، ترویج
مصرف گرایی بی
رویه و وابسته
شدن مردم به دریافت
صدقه از دولت
میشود. این
امر مشکلات توسعه
نفت محور و
اقتصاد رانتی
را تشدید
کرده، انگیزه
کار، تولید
ثروت، رقابت و
کارآیی اقتصادی
را تضعیف
میکند.
سوم،
سیاستهای
اقتصادی و
اجتماعی دولت
میبایست
همواره به
گونه ای تدوین
شوند که
تاثیرات و
پیآمدهای
منفی رانت نفت
و توسعه
اقتصادی نفت
محور را کنترل
و خنثی کنند.
در این راستا،
کنترل
تاثیرات منفی
رانت نفت بر
رشد تورم،
توزیع درآمد و
رشد اشتغال و
جلوگیری از
رشد صنایع
ناکارآمد و
وابسته به
حمایت دولت،
افول نسبی
بخشهای کشاورزی
و صنایع، رشد
بیرویه
واردات، افول
صادرات غیر
نفتی، گسترش
بیرویه بخش
دولتی، افت
نرخ پس انداز
بخش خصوصی،
افت بهره وری،
توسعه فرهنگ
مصرف گرایی و
گسترش فساد
اقتصادی و
اداری دارای
اهمیت ویژه ای
است.
مجددا این
اولویتها
میبایست در
چشم انداز و
برنامه های
بلند مدت کشور
به نحوی مطلوب
و موثر
نهادینه شوند.
تاسیس
صندوق ذخیره
ارزی نفت،
بمنظور پس
انداز درآمد
مازاد نفت و
استفاده آن
درمواقعی که قیمت
نفت در
بازارهای
جهانی سقوط
میکند، نقش مهمی
در کنترل و
مدیریت
بحرانهای
ناشی از نوسانات
قیمت نفت،
ایجاد ثبات
اقتصادی و سیاسی و بهره
برداری صحیح
از درآمد نفت
ایفا میکند. مدیریت
و استفاده از
صندوق ذخیره
ارزی نفت
میبایست در
چارچوب ضوابط
و اولویتهای
فوق انجام
پذیرد.
استفاده صحیح
از صندوق
ذخیره ارزی
نفت میبایست
در قوانین
اداری کشور
نهادینه
گردد.
برای مثال،
با تصویب
قوانین مناسب
میتوان
برداشت از
صندوق ذخیره
ارزی نفت را تنها
برای سرمایه
گذاری و انجام
پروژه های عمرانی
که دارای
توجیه
اقتصادی
میباشند،
محدود کرد.
استفاده از صندوق
ذخیره ارزی
نفت برای
تامین هزینه
های جاری دولت
میتواند
براساس قانون
غیرمجاز گردد،
مگر در موارد
استثنایی، با
کسب دو سوم
ارای
نمایندگان
مجلس و
درصورتیکه
رقم کل
اینگونه
برداشتها از
درصد معینی از
کل بودجه جاری
دولت تجاوز
نکند.
همچنین،
بمنظور کنترل
فشارهای
تورمی رانت
نفت، رقم کل
برداشت
سالانه از
صندوق ذخیره
ارزی نفت میتواند
به درصد معینی
از تولید
ناخالص ملی محدود
گردد.
نظارت
مجلس
قانونگذاری
بر کلیه
پرداختها و درآمدهای
مربوط به نفت بر
پایه موازین
فوق، شفافیت
قوانین و
ارگانهای
اداری ناظر بر
این امور،
پاسخگویی ارگانهای
اجرایی و
نظارتی و مدرن
سازی و بهبود
ساختار،
مدیریت و
کارکرد
دستگاه اداری
دولت میتواند
نقش تعیین
کننده ای در
کنترل و کاهش
ریسکها و
مشکلات
اقتصاد رانتی
ایفا کند.
افزون
بر موارد فوق،
برای کنترل
مشکلات و مخاطرات
توسعه نفت
محور میبایست
از چیره شدن
دولت بر
اقتصاد
جلوگیری
نمود.
به این منظور
میبایست
مداخله دولت
در اقتصاد به تضمین
عملکرد بازار
درچارچوب
قانون، تولید
کالاهای
عمومی که از
عهده مکانیزم
بازار خارج
است، رفع
نارسایی های
بازار، نهاد
سازی، ایجاد
زیر ساختهای
نرم و سخت
توسعه اقتصادی،
هماهنگ
سازی نهادها،
تنظیم اقتصاد
کلان، کنترل و
تنظیم
انحصارها،
ارائه چشم
انداز استراتژیک،
کمک به
انتقال فن
آوری، مدیریت
پروسه تحولات
ساختاری،
تنظیم تنشهای
ناشی از
تحولات
ساختاری و
تهیه و اجرای
دستور کار
اجتماعی و
فعالیتهایی
از این قبیل
محدود گردد.[1]
مداخله دولت
در امور
اقتصادی
هنگامی موفق و
مطلوب خواهد
بود که برپایه
استراتژی
روشنی استوار
باشد که
بتواند از خطر
رشد کنترل
نشده دولت
جلوگیری کند و
پیآمدهای
نامطلوب مداخله
دولت در امور
اقتصادی را به
حداقل برساند. این امر
مستلزم طراحی
درست مداخله
دولت
دراقتصاد و
استفاده
ازمکانیزم
های موثر، جهت
کنترل وحفظ
دیسیپلین
نهاد دولت
است. موفقیت
در این کار به
نوبه خود به
ساختار سیاسی
جامعه بستگی
دارد.
در مجموع،
انجام این مهم
درچارچوب یک
نظام سیاسی
دموکراتیک
آسانتر و
امکان پذیرتر
است.[2]
کنترل
مشکلات و
مخاطرات
توسعه نفت
محور همچنین
مستلزم یک بخش
خصوصی
نیرومند و
کارآمد است. در
کشورهای نفت
خیر درحال
توسعه، مانند
ایران، دولت
نقش مهمی در
پاگیری و
توسعه بخش
خصوصی مدرن
ایفا میکند. با توجه
با مخاطرات
ساختار
رانتی، این
امر میتواند
به پیدایش یک
بخش خصوصی
وابسته به دولت،
غیر رقابتی و
ناکارآمد
بیانجامد. برای
جلوگیری از
این خطر حمایت
های دولت از
بخش خصوصی
میبایست به
گونه ای تدوین
و به اجرا گذاشته
شوند که
همیشگی
نباشند، بلکه
دارای
مکانیزم های
خودکاری
باشند که بر
اساس آنها
حمایت های دولت
از بخش خصوصی
همپا با سرعت
تثبیت و رشد
بخش خصوصی،
کاهش یافته و
کنار گذاشته
شوند.
بخش خصوصی و
نظام سیاسی
دموکراتیک در
جامعه ای
پامیگیرد و
شکوفا میشود
که در عرصه های
داخلی و خارجی
از ثبات سیاسی
برخوردار باشد.
به این ترتیب،
حل معضل
وابستگی به
نفت و غلبه بر
مشکلات الگوی
توسعه نفت
محور مستلزم
استقرار ثبات
در عرصه های
سیاست داخلی و
خارجی است.
نظام
جمهوری
اسلامی از
ابتدای
تاسیس، حل مشکلات
توسعه نفت
محور و کاهش
وابستگی کشور
به رانت نفت
را در صدر
اهداف خود
قرار داد. اما پس
از گذشت ۲۸
سال کاملا
آشکار است که
حکومت جمهوری
اسلامی در
اجرای این
اهداف شکست
خورده است. جمهوری
اسلامی از شدت
وابستگی
سیاسی ایران
به کشورهای
دیگر کاسته
است، اما با
ایجاد یک نظام
شدیدا غیر
دموکراتیک،
تضعیف
نهادهای
جامعه مدنی،
استقرار سلطه
دولت بر
اقتصاد،
تضعیف بخش
خصوصی، گسترش
و تعمیق
ساختار
رانتی، ایجاد
بی ثباتی و
تنش در عرصه
های سیاست
داخلی و
خارجی، تعمیق
شکاف های ایدئولوژیک
جامعه و ترویج
بنیادگرایی و
غرب ستیزی
عملا وابستگی
کشور به رانت
نفت و مشکلات
توسعه نفت
محور را تشدید
کرده است.
توصیحات
تاریخ نگار
قیمت نفت خام
جهان (نمودار١
فصل ۷)
The price data graphed above are in nominal
terms, i.e., they are in "dollars-of-the-day" and have not been
adjusted for inflation. Clicking the picture above will enable you to access
oil prices in real terms that are adjusted for inflation. Historical and
forecast real and nominal crude oil and gasoline price information is
maintained on a more frequent basis on the Short
Term Energy Outlook Webpage .
1. OPEC
begins to assert power; raises tax rate & posted prices
2. OPEC
begins nationalization process; raises prices in response to falling US dollar.
3. Negotiations
for gradual transfer of ownership of western assets in OPEC countries
4. Oil
embargo begins (October 19-20, 1973)
5. OPEC
freezes posted prices; US begins mandatory oil allocation
6. Oil
embargo ends (March 18, 1974)
7. Saudis
increase tax rates and royalties
8.
9. OPEC
announces 15% revenue increase effective
10. Official
Saudi Light price held constant for 1976
11. Iranian
oil production hits a 27-year low
12. OPEC
decides on 14.5% price increase for 1979
13. Iranian
revolution; Shah deposed
14. OPEC
raises prices 14.5% on
15. US
phased price decontrol begins
16. OPEC
raises prices 15%
17.
18. Saudis
raise marker crude price from 19$/bbl to 26$/bbl
19. Windfall
Profits Tax enacted
20.
21. Saudi
Light raised to $28/bbl
22. Saudi
Light raised to $34/bbl
23. First
major fighting in Iran-Iraq War
24. President
Reagan abolishes remaining price and allocation controls
25. Spot
prices dominate official OPEC prices
26. US
boycotts Libyan crude; OPEC plans 18 million b/d output
27.
28.
29. OPEC
cuts prices by $5/bbl and agrees to 17.5 million b/d output – January 1983
30.
31. OPEC
accord cuts Saudi Light price to $28/bbl
32. OPEC
output falls to 13.7 million b/d
33. Saudis
link to spot price and begin to raise output – June 1985
34. OPEC
output reaches 18 million b/d
35. Wide use
of netback pricing
36. Wide use
of fixed prices
37. Wide use
of formula pricing
38. OPEC/Non-OPEC
meeting failure
39. OPEC
production accord; Fulmar/Brent production outages in the
40. Exxon's
41. OPEC
raises production ceiling to 19.5 million b/d – June 1989
42.
43.
44. Persian
Gulf war ends
45. Dissolution
of
46. UN
sanctions threatened against
47.
48. OPEC
production reaches 25.3 million b/d, the highest in over a decade
49.
50. Nigerian
oil workers' strike
51. Extremely
cold weather in the
52.
53.
54. Prices
rise as
55. OPEC
raises its production ceiling by 2.5 million barrels per day to 27.5 million
barrels per day. This is the first increase in 4 years.
56. World
oil supply increases by 2.25 million barrels per day in 1997, the largest
annual increase since 1988.
57. Oil
prices continue to plummet as increased production from
58. OPEC
pledges additional production cuts for the third time since March 1998. Total
pledged cuts amount to about 4.3 million barrels per day.
59. Oil
prices triple between January 1999 and September 2000 due to strong world oil
demand, OPEC oil production cutbacks, and other factors, including weather and
low oil stock levels.
60. President
Clinton authorizes the release of 30 million barrels of oil from the Strategic
Petroleum Reserve (SPR) over 30 days to bolster oil supplies, particularly
heating oil in the Northeast.
61. Oil
prices fall due to weak world demand (largely as a result of
economic recession in the
62. Oil
prices decline sharply following the
63. OPEC oil
production cuts, unrest in
64. A
general strike in
65. Continued
unrest in
66. Military
action commences in
67. OPEC
delegates agree to lower the cartel’s output ceiling by 1 million barrels per
day, to 23.5 million barrels per day, effective April 2004.
68. OPEC
agrees to raise its crude oil production target by 500,000 barrels (2% of
current OPEC production) by August 1—in an effort to moderate high crude oil
prices.
69. Hurricane
Ivan causes lasting damage to the energy infrastructure in the
70. Continuing
oil supply disruptions in
71. Tropical
Storm Cindy and Hurricanes Dennis, Katrina, and Rita disrupt oil supply in the
72. In
response to the hurricanes, the Department of Energy provides emergency loans
of 9.8 million barrels and sold 11 million barrels of oil from the SPR.
73. Militant
attacks in
74. OPEC
members agree to cut the organization’s crude oil output by 1.2 million barrels
per day effective
Original concept for the chart
was by the Analysis Division in the Office of Management Operations; Strategic
Petroleum Reserve. Modified and updated by the Office of Energy Markets and End
Use in the Energy Information Administration.
Amuzegar J., Fekrat M.A., 1971,
Bharrier J., 1971, Economic Development in